#شب_اول_ماه_رجب
#شب_زیارتی_ابی_عبدالله
نمی دانم که میباشم کجا بودم کجا هستم
اگر عاقل اگر دیوانه خود را بر شما بستم
برانیدم بخوانیدم به عالم گفتم و گویم
که از جوی شما سیراب و از جام شما مستم
شما را دارم و باکی ندارم زآتش دوزخ
چه غم گر بار سنگین و گر خالی بود دستم
تولای شما نور هدایت بود در قلبم
شما را تا ابد دارم شما را ازل جستم
چگونه بوی عطر گل نروید از نفسهایم
که خاری بودم و در گلبن مهر شما رستم
اگر زنجیر خود را پاره کردم باز می گویم
الا آل محمّد من سگ کوی شما هستم
نه در روز غدیر خم گرفتم دامن حیدر
من از آغاز بعثت بر علی و آل پیوستم
عطا دیدم خطا کردم از این در رو نگرداندم
نمک خوردم نمکدان را شکستم عهد نشکستم
عجب نبود اگر در خردسالی یا علی گفتم
که پیش از خلقت خود دست از غیر علی شستم
روا باشد که باشد نخل «میثم» نام دیوانم
که قلب خصم را پیوسته با تیغ زبان خستم
#حاج_غلامرضاسازگار
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حلول_ماه_رجب_لیلة_الرغائب
#مثنوی
#شب_زیارتی_ابی_عبدالله
بر کامِ من طعمِ رطب رسیده
ماهِ خدا ماهِ رجب رسیده
زيباترين ماه خداست اين ماه
هر ناله اي مشگل گشاست اين ماه
اصلاً خدا باشد پِيِ بهانه
تا بنده را راهش دهد به خانه
اين ماه اذن ِ بندگي بگيريم
از يار ، درسِ زندگي بگيريم
جا دارد از دل عقده وا نماييم
تا سفره هاي درد دل گشاييم
آمد به گوشم نغمه منادی
در خانه ات مارا تو راه دادی
يك عمر پوشاندي تو عيب هايم
تا يك سحر در كوي تو بيايم
يك جمله گويم شرح حالِ يك سال
از عيد فطر پيش تا همين حال
با درد هجران ساختم الهي
دارو ندارم باختم الهي
شيطان به قلب غافلم كمين زد
هر جا كه شد بار مرا زمين زد
اين بنده روز خوش نديده بي تو
كارش به رسوايي كشيده بي تو
اما بدان دل خانه ی خدا بود
شبهاي جمعه با تو آشنا بود
گر بنگري مهمان اين حريمم
ممنون لطف سيد الكريمم
پير مناجاتي گرفت دستم
پاي مناجات علي نشستم
گر بر وصال تو تو كشيده مِيْلَم
ممنون لطف ِصاحب كميلم
با نور حق اين سينه منجلي شد
دل مست نام مرتضي علي شد
شاه نجف برده ز دل قرارم
آواره ی ايوانْ طلايِ يارم
يار ببين آشفته حالي ام را
بنما نظر دستان خالي ام را
اما غمي ديرينه دارم اي دوست
داغ حرم بر سينه دارم اي دوست
ترسم كه بر خاك سيه نشينم
کرببلا را من دگر نبينم
من عبدم و آقاي من حسين است
عشق دل شيداي من حسين است
شبهاي جمعه مادري حزينه
ناله زند با زخمهاي سينه
برخيز از جا يارِ سربريده
پهلو شكسته مادرت رسيده
از عرش تا گودال گریه کردم
رفتی تو تا از حال؛ گریه کردم
دیدم در آن گرد و غبار،مادر
آمد کنارت نیزه دار ،مادر
با خنده بالای سر تو آمد
تا آب گفتی نیزه بر گلو زد
ای" نحر" گشته حق بده عزیزم
خاک ِ بیابان بر سرم بریزم
با نيزه سويت تاختند عزيزم
حق تو را نشناختند عزيزم
ای تشنه لب آبت چرا ندادند
بر روی لبهای تو پا نهادند
نام علي را تا كه برده اي تو
از هر طرف يك ضربه خورده اي تو
غصه نخور این ارثِ ماست مادر
بر سینه تو جای ِ پاست مادر
روضه بخوانم تا سحر...بُنی
بوسیدنت شد درد سر بنی
می آید از رگهای ِ نا مرتب
سوزِ عطشهای لبانِ زینب
✍#قاسم_نعمتی
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات_با_خدا
#شب_زیارتی_ابی_عبدالله
اصلا حواسم نیست که فرصت ندارم
خیلی برای بندگی همت ندارم
اینقدر زیر خاک خوابیده اند مردم
چشمی برای دیدن عبرت ندارم
امروز و فردا می کنم هنگام توبه
حالی برای ترک معصیّت ندارم
ارزان خودم را باختم در دار دنیا
اما حواسم نیست من قیمت ندارم
افتادم اما باز دستم را گرفتی
جایی به جز این خانه من عزت ندارم
وای از شبی که صورتم بر خاک قبر است
چیزی برای خانه ی غربت ندارم
باب نجات شیعه ی زهرا، حسین است
چشم امیدی جز به این رحمت ندارم
وقتی حسین بن علی را دوست دارم
از هیچ چیز دیگری وحشت ندارم
شب های جمعه مادری قامت خمیده
هی بوسه می گیرد ز رگ های بریده
✍#وحیدرحیمی
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7