بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#رضا_دین_پرور
▶️
در این حریم ذکرم ، یارب و یا کریم است
دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است
کم میشود مگر از این سفره هرچه بردند؟
وقتی طرف حساب شاه و گدا، کریم است
بیهوده زائرانش دست کرم ندارند
هرکس شد آشنای این آشنا کریم است
تضمین ذکر یامن یعطی الکثیر من اوست
گرچه زیاده خواهم، اومنتها کریم است
بااین لباس پاره ، فورا"مرا بغل کرد
من باورم نمیشد، اینقدرها کریم است
نوکر غریب باشد، مولا نمی پسندد
گفته سه جامی آیم ، آقای ما کریم است
اصلا " بهشت یعنی در این حرم نشستن
امروز با رضاییم، فردا خدا کریم است
باب الجواد بودیم، دیدیم کاظمینیم
باب الرضا نوشته، ابن الرضا کریم است
هرجاکه روضه بوده ، بالا نشسته زهرا
آنکس که برده من را ، تا کربلا کریم است
بردند مثل نذری، هرعضوی از علی را
این جسم قطعه قطعه، روی عبا کریم است
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_شهادت
#قاسم_نعمتی
▶️
تلاش کرد نَیُفتَد ولی ز پا افتاد
شبیهِ مادر خود بین کوچه ها افتاد
چه خوب شد که مسیرِ عبور ،خلوت بود
کسی ندید که آقایِ ما کجا افتاد
شبیهِ چادرِ خاکی،عبا شده خاکی
به پایِ خویش نیفتاد، بی هوا افتاد
عبایِ رویِ سرش دورِ زانویش پیچید
براش روضه ی کوچه چه خوب جا افتاد
میانِ حجره ی در بسته دست و پا می زد
چه آتشی به دلِ حضرتِ رضا افتاد
کسی مزاحمِ جان دادنِ امام نشد
به یادِ چکمه و گودالِ کربلا افتاد
میانِ آن همه قاتل ، یکی جلو آمد
به ضربِ نیزه ی او شاه ،از صدا افتاد
کنارِ گودیِ گودال مادرش می دید
محاسنِ پسرش دستِ بی حیا افتاد
به اسب ها همگی نعل تازه کوبیدند
به این دلیل بدن بین ِ بوریا افتاد
میانِ کوچه و بازار بسکه رقصیدند
سرِ بریده ی آقا ز نیزه ها افتاد
⏹
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_شهادت
#محمدجواد_شیرازی
▶️
بر روی خاک بال و پرت می کشی چرا؟!
با اشک، سرمه بر نظرت می کشی چرا؟!
با تو چه کرده زهر که رنگت پریده است
اینقدر آه از جگرت می کشی چرا؟!
بیرون زدی ز کاخ و نشستی به روی خاک
پنجه به خاکِ دور و برت می کشی چرا؟!
مانند بچه مرده فقط داد می زنم
داری عبا به روی سرت می کشی؟! چرا؟!
در هر قدم، دوبار می افتی به روی خاک
تا حجره جسمِ محتضرت می کشی چرا؟!
گریه نکن، مپیچ به خود، تشنه می شوی
کار از دو چشمِ شعله ورت می کشی چرا؟!
از حال می روی به سر و صورتت نزن
عکسِ غلاف در گذرت می کشی چرا؟!
تا حجره آمدی، در و دیوار روضه خواند
وقتِ ورود، تیزی مسمار روضه خواند
چشمت اگرچه تار ولی روی یار دید
خواهر نبود محضرت اما پسر رسید
قربان پلکِ زخمی ات از ماتمِ حسین
بر خاک حجره باز نمِ گریه ات چکید
سنگی به قصد بوسه زدن بر رُخت نخورد
آمد جواد و از رُخت ای ماه بوسه چید
پیراهنت دریده نشد بین گرگ ها
بالاسرت عزیزِ دلت، پیرهن درید
قلبت به یاد روضه ی اربابِ بی کفن...
وقتِ وداع با پسرش، تند می طپید
آمد حسین با سر زانو، نفس زنان
وقتی علی به روی زمین داد می کشید
صورت به صورت پسرش زار می زد و...
با چشم خیس هلهله و خنده می شنید
پاشیده بود میوه ی قلبش به زیر پا
تکه به تکه چید علی را روی عبا
⏹
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#حضرت_زینب_س_مصائب
#رضا_دین_پرور
▶️
بیشتر کفتر جلد حرم یک نفرم
عرض حاجت به دری جز در سلطان نبرم
زخمی صحن رضا را چه نیازی به دوا
می کشد دست، خودش روی سرم روی پرم
این زمین خوردن من ربط ندارد به کسی
بگذارید بیفتد به عبایش گذرم
کار هرکس در این خانه مشخص شده است
مثل جبریل، امین بوده ام و رفتگرم
خبرم کرد بیایم بنشینم بغلش
گفتم آقا گنهم؟ ...گفت که من بی خبرم
اعتمادش به فقیر و به گدا بیشتر است
او تصدق بکند در همه جا معتبرم
می زنم مشت به در مثل طلبکارانش
نیمه شب آمده ام آبرویم را بخرم
صفت بارز آقای من این شد که هنوز
نه بلد نیست بگوید به گداهای حرم
کار با لقمه ندارم برسد یا نرسد
صحبت سفره زهرا بشود پشت درم
**
وسط نافله اش اسم مرا هم برده
از دعاهای عقیله است دعای سحرم
گفت رفتی و نشستی به روی نیزه حسین
ولی ای وای سرم، دستم، پایم، کمرم
معجرم رابده، اینقدر سرم داد نکش
خیره ! نگذار کنار سر او، سر به سرم
⏹
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#یا_علی_موسی_الرضا_دستم_بگیر
السلام ای جلوه ی ماهِ منیر
واسطِ فیضِ خداوندِ قدیر
آمدم با دستِ خالی و فقیر
گوشه ی چشمی نما بر این حقیر
آستانت منبعِ خیرِ کثیر
یا علی موسیَ الرضا دستم بگیر
ای شکوهت قابِ تصویرِ خدا
نورِ تو از نورِ اکسیرِ خدا
دستهایت دستِ تدبیر خدا
بر لبت تهلیل و تکبیر خدا
اعتباری من ندارم ای امیر
یا علی موسی الرضا دستم بگیر
در سرم دارم هوای مشهدت
چشمِ من دائم به سوی گنبدت
آرزویم در طوافِ مرقدت
جان به قربانِ عطای بی حدت
گشته ام در حلقه ی دامت اسیر
یا علی موسیَ الرضا دستم بگیر
ای تو شمعی و دلم پروانه ات
کیستم، من زائرِ دیوانه ات
می بده ساقی تو از خم خانه ات
جرعه ای از آبِ سقا خانه ات
ای نگاهت این و آن را دستگیر
یا علی موسیَ الرضا دستم بگیر
#هستی_محرابی
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#وداع_محرم_و_صفر
پايان ماه روضه شده ، غم گرفته ام
هيئت تمام گشته و ماتم گرفته ام
بعد از دو ماه گرفت صدا هاي ذاكران
تازه دلم شكسته شده دم گرفته ام
بعد از دو ماه كه در مطبت هستم اي طبيب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام
مرهم براي درد دلم اشك روضه بود
اينگونه بوده اشك دمادم گرفته ام
شبها چقدر گم شده ام بين كوچه ها
وقتي سراغ هيئت و پرچم گرفته ام
از مادرت بپرس ، نوكريم را قبول كرد ؟
آيا برات كرببلا هم گرفته ام ؟
افسوس مي خورم كه زخيرات سفره ات
از دست مهر مادرتان كم گرفته ام
دلتنگ مي شوم به خدا بر محرمت
خرده مگيريم زچه ماتم گرفته ام
اي روضه خوان ادامه بده اشك و آه را
شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام
🔸شاعر:
#یاسر_مسافر
___________________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_رضا #مرثیه_امام_رضا
سلام ای مشهدِ تو کربلای ما، غریب آقا
تویی روحِ مناجات و دعای ما، غریب آقا
سلام ای جان، وجودت گل، دمت باران، نگاهت عشق
دعا کن حضرتِ دریا برای ما، غریب آقا
نگاهم شمعِ گریانِ همه صحن و سرای توست
نگاهت التیامِ زخم های ما غریب آقا
گرفتار آمدیم، امّا کنارِ پنجره فولاد
افق را می شکافد هر نوای ما غریب آقا
به هر کنجِ ضریحِ تو ، ز سوزِ دل دعا کردیم
تو آمین گوی دستانِ گدای ما غریب آقا
اجابت را فقط امشب ز چشمانِ تو میخواهیم
یقیناً که تویی حاجت روای ما غریب آقا
فدای قلبِ محزونت. فدای چشمِ پُر خونت
حرم مَملوِ ذکرِ یا رضای ما غریب آقا
طلوعِ مشرقِ خورشید از سمتِ نگاهِ توست
تویی تو هدیه ی باغِ خدای ما غریب آقا
به اشکِ چشمِ هر زائر به آن بغضِ فرو مانده
به لطفت می دهی عطرِ شفای ما غریب آقا
در این دنیای وانفسا گرفتاریم و سرگردان
بوَد دستت فقط مشکل گشای ما غریب آقا
اگر جا مانده ایم از اربعین جَدِ تو، امّا
کشاندی سمتِ مشهد ردِ پای ما غریب آقا
همیشه از ضریحِ تو شرابِ سیب می نوشیم
بده امشب براتِ کربلای ما غریب آقا
به روزِ حشر چون دلها همه مدهوش و حیرانند
شفاعت کن همه جرم و خطای ما غریب آقا
تو عشقی ای شهید ابنِ شهیدان، شافیِ محشر
بده اجرِ تولایت در روز جزای ما غریب آقا
🔸شاعر:
#هستی_محرابی
___________________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_رضا #مرثیه_امام_رضا
ضریحِ تو پُر از نجوای دلهای پریشان است
که اشکِ دیده در بحرِ امانت موجِ حیران است
اگر یک شاخه نورت بینِ خوبان منتشر گردد
پَرِ پرواز تا افلاک اِقامتگاهِ آنان است
حرم را کرده عطرآگین تبسم های شیرینت
مرا مجنونِ خود کردی تو با الطافِ دیرینت
تمامِ دست ها بالا نهالِ آرزوها گل
درونِ صحن می پیچد صدای سبزِ آمینت
سکوتِ چشم ها امشب شده از اشک، آیینه
صدا می آید از سمتِ حرم در خلوتِ سینه
نسیمِ زندگی جاریست از سوی ضریحِ تو
که از خود می رود هر دم رواقت عنبرآگینه
از این آفاق می خواهم دوای زخمِ مبهم را
که بیش ازاین ندارد شانه هایم تابِ این غم را
چنان میسوزم از آهی که هردم شعله می گیرد
نگاهی کن که در آن دیده ام درمانِ دردم را
تویی زیباترین احساسِ من در باورِ جانم
من از این فاصله می گیرم از عطرِ تو درمانم
زبانم مستِ تکرارِ رضا جانم رضا جان است
در این آیینه می بینم بهشتِ جانِ جانانم
هر آنکس که نمک گیرِ سرِ خوانِ شما باشد
دگر در حلقه ی زلفت اسیر و مبتلا باشد
یکی دیدم دعا می کرد با جان و دلی عاشق
خوشا آن دل که در عمرش گرفتارِ رضا باشد
دلم لبریز از خواهش که غرقم در نگاهِ تو
چه پنهان از تو که گشتم اسیرِ چشمِ ماهِ تو
تو جانی ای کریم اِبنِ کریمان ای سفیرِ عشق
که آهوها رهای تو که مسکین در پناهِ تو
همین که می رسم تا اوجِ صبحِ پنجره فولاد
لبم دریای خاموش و نگاهم کوهی از فریاد
دلم خورشید میخواهد فقط از جنسِ لبخندت
از این مشرق ترین نقطه به آن مغرب ترین میعاد
🔸شاعر:
#هستی_محرابی
_______________________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#وداع_محرم_و_صفر
اگرچه گریه نمودم دو ماه با غمتان
مرا ببخش نمردم پس از محرمتان
لباس مشکی من یادگاری زهراست
چگونه دل کنم از آن؟ چگونه از غم تان؟
بگیر امانتی ات را خودت نگه دارش
که چند وقت دگر می شویم محرمتان
برای سال دگر نه برای فاطمیه
برای روضه مادر برای ماتمتان
دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی
به لطف فاطمه بر ریشه های پرچم تان
هزار شکر که از لطف پنجره فولاد
میان حلقه ماتم شدیم هم دمتان
بیا دوباره بخوان روضه های یابن شبیب
که من دوباره بسوزم دوباره با دمتان
چه شام ها که زدی سر به گریه ام اما
مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان ...
🔸شاعر:
#مهدی_نظری
__________________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#وداع_محرم_و_صفر
اندازه دوماه عزا غم گرفته ام
چشمم گواه این دل ماتم گرفته ام
پیراهن سیاه تنم را شب فراق
بر سینه ام نهاده و محکم گرفته ام
صاحب عزا بیا که سراغ تورا دوماه
با قطره های جاری اشکم گرفته ام
یک روز مثل چشم تو خون گریه می کند
این دیده های ابری شبنم گرفته ام
هرروز پا به پای تو در بین روضه ها
با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام
تا فاطمیه دست دلم را رها مکن
من با غم تو انس دمادم گرفته ام
امشب بیا و کرب و بلای مرا بده
دست دخیل بر نخ پرچم گرفته ام
این عطر کربلاست که از مشهدالرضاست
امشب دوباره شور محرم گرفته ام
🔸شاعر:
#محمدعلی_بیابانی
______________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_رضا #مرثیه_امام_رضا
آسمان است و خسوف قمرش معلوم است
غربت بی حد او از سفرش معلوم است
کوله بار سفر آخرتش را بسته
از مناجات و نماز سحرش معلوم است
موی آشفته و اوضاع به هم ریخته اش
با عبایی که کشیده به سرش معلوم است
دو قدم راه نرفته چقدر می افتد
ناتوان بودنش از زخم پرش معلوم است
به زمین خوردن او ارثیه ی مادری است
درد پیچیده به پهلوش اثرش معلوم است
وسط حجره ی در بسته به خود می پیچد
اثر زهر به روی جگرش معلوم است
خواهرش نیست ببیند چه سرش آمده است
ولی از حالت بغض پسرش معلوم است
لب او سرخ شد اما به خدا چوب نخورد
مجلس شام به چشمان ترش معلوم است
روی خاک است ولی زیر سم اسب نرفت
روضه ی عصر دهم در نظرش معلوم است
🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
_________________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از تبادل موقت برای دیده شدن کانال.
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
صبر از کرامت های او صاحب عَلم شد
آنجا که حتّی سویِ تابوتش ستم شد
سخت است پای منبری حاضر شوی که
بوزینه رویَش پیش مردم محترم شد
با دستِ بسته ، شاهِ مردان را ببینی....
قاضی اَسیر فرقه های متّهم شد!!
پروانه ای می سوخت بینِ آتش و دود
از ماجرای میخِ در ، آغاز غم شد
ای شیعه غربت را ببین ، آنجا که همسر
در خانه اش با دشمنِ او هم قسَم شد
خونی که عمری رفته اندر دل ، به یکجا
در تشت شد صد پاره و نا منتظم شد
گفتیم تشت و تشت سر در خاطر آمد
در پیش عمّه نوگلی دردانه خم شد
ای کاش روزی بشنَوم با لطف مهدی (عج)
اندر مدینه مجتبی (ع) صاحب حرم شد
🔸شاعر:
#حسن_نبی_جندقی
__________________________
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7