#مناجات_با_خدا
#رمضان
#شب_دهم
شکر خدا با اینکه غرقِ در گناهم
ده شب در این میخانه آقا داد راهم
آغوش خود وا کرد من را هم بغل کرد
اصلا نپرسید از خطا و اشتباهم
با اینکه آلوده ترین مهمان اویم
حرفی نزد از زشتی و روی سیاهم
یک عمر غفلت کردم و یک عمر بخشید
یک عمر در وقت گنه کرده نگاهم
ای کاش از عصیان جدا گردم ببینم
در سایهی رحمت خدا داده پناهم
بال و پرم زخمی شده نایی ندارم
از اینکه بی بال و پرم من عذرخواهم
دیگر دعاهایم خدایا کارگر نیست
زیرا صفایی نیست در این سوز و آهم
باید یکی دست مرا گیرد، و گرنه
تا در گنه افتادهام در قعر چاهم
ذکر حسین این روزها باب نجات است
تا با حسین هستم همیشه سر به راهم
امشب دلم یاد غم عصر دهم کرد
یاد امام بی کفن در قتلهگاهم
عصر دهم آقای ما را سر بریدند
جسم عزیزش را به خاک و خون کشیدند
#کربلایی_رضا_باقریان
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات
#حضرت_زینب سلام الله علیها
از بس گناه بر دل خود بار می کنم
خود را میان نفس گرفتار می کنم
پل های بازگشت خودم را شکسته ام
دارم علیه خویش فقط کار می کنم
قلبی که جایگاه تو و اهل بیت توست
در حیرتم چگونه لجن زار می کنم؟!
تو عاشقانه حاجت من را نمی دهی
من جاهلانه این همه اصرار می کنم
من بنده ی توام، چه کنم؟! "دوست دارمت"
باشد بزن... دومرتبه تکرار می کنم
دنیا نشد ببینمش اما به روز حشر
سجده به پای حیدر کرار می کنم
تشنه شدن بهانه ی ذکر مصیبت است
یاد حسین لحظه ی افطار می کنم
یاد مدافعان حرم آه می کشم
گریه به یاد زینب و بازار می کنم
اصلا کسی به عمه ی ما ناسزا نگفت
سیلی به او زدند؟! نه... انکار می کنم
دست خودم که نیست، فقط داد می زنم
وقتی که یاد مجلس اغیار می کنم
#محمد_جواد_شیرازی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات_با_خدا
باز كن در، منم منم يارب
عبد آلوده دامنم يارب
دلم آلوده است و با اين حال
حرف دل با تو مي زنم يارب
بهترين ميزبان تو هستي تو
بدترين ميهمان منم يارب
با تو پيوند دوستي بستم
گر چه با خويش دشمنم يارب
گر چه صدبار توبه بشكستم
باز هم توبه مي كنم يارب
كرمي كن بگير دستم را
كه دگر توبه نشكنم يارب
كاش پيش از گنه روان مي شد
روح از غالب تنم يارب
به كدامين گنه كنم اقرار
كه بود روي گفتنم يارب
معصيت ها چو مار پيچيدند
همه بر دور گردنم يارب
آه از آن لحظه اي كه مي گردد
خانه گور مسكنم يارب
با همه تيره روزيم چون شمع
از شرار تو روشنم يارب
خارهاي گنه به مهر علي
گشته خوشتر زگلشنم يارب
"ميثمم" جز به خاك پاي علي
سر به جائي نيفكنم يارب
#شاعر_میثم_سازگار
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مناجات با خدا
در محضر تو جانان چیزی نگویم
من آمدم پشیمان چیزی نگویم
وقتی که تو خبیری از روزگارم
از لحظه های عصیان چیزی نگویم
عمری بود که نفسم ، داده فریبم
ازخدعه های شیطان چیزی نگویم
این غصه ی فراق و دوریِ از تو
کرده مرا پریشان چیزی نگویم
اصلا خودت که بهتر دانی که هستم
از آن همه گناهان چیزی نگویم
حرفی ندارم آنجا وقتی بپرسی
پیش تو رب رحمان چیزی نگویم
حتی اگر نبخشی، این بنده ات را
حق داری و کماکان چیزی نگویم
جز معصیت ندارم در کوله بارم
در بین جمع خوبان چیزی نگویم
من آمدم گدایی آدابش این است
در ساحت کریمان چیزی نگویم
چشمم به صحبت آمد ، باران گرفته
بهتر که وقت باران چیزی نگویم
از تشنگی روزه روضه بسازم
در پیش شاه عطشان چیزی نگویم
در لحظه های آخر یارب مدد کن
جزیاحسین، حسین جان چیزی نگویم
*
مشرف به قتلگاه و روی بلندی
از خواهری پریشان چیزی نگویم
یک تشنه بین گودال ، افتاده خونی
از ظلم نیزه داران چیزی نگویم
زینب به کوفه و شام ... ، بهتر که دیگر
از بزم میگساران چیزی نگویم
#حسین_رحمانی- رمضان ۹۷
#ماه_مبارک_رمضان
#مناجات_با_خدا
#غزل
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات_با_خدا
دیگر از سوز و نوایم خبری نیست که نیست
دیگر از صدق و صفایم اثری نیست که نیست
در مناجات سحر ادعیه بال و پر ماست
بهر رفتن به سما بال و پری نیست که نیست
سابق از دیدۀ من اشک روان جاری بود
ولی امروز دگر چشم تری نیست که نیست
همه درها به رویم بسته شده جز این در
به جز این باب دگر هیچ دری نیست که نیست
وقت آن است که دیگر تو به دادم برسی
غیر تو در دو جهان دادگری نیست که نیست
روزۀ من تهی است و سپر نفسم نیست
بهر این نفس خرابم سپری نیست که نیست
ظلمت محض شده قلب من از فعل حرام
ولی افسوس که نور قمری نیست که نیست
به خداوند قسم غیر حسین بن علی
در جهان اسم سزاوارتری نیست که نیست
تا که در دایرۀ رحمت این آقاییم
با نگاه کرم او خطری نیست که نیست
ولی افسوس که در کرب و بلا میدیدند
بدنش روی زمین بود و سری نیست که نیست
#حبيب_باقرزاده
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
دلبر دلش گرفته دلدار گريه كرده
عاشق هميشه وقت ديدار گريه كرده
.
به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود
از توبه گنهكار ، غفار گريه كرده
.
درد مريض را جز درد آشنا نفهميد
گاهى طبيب هم با بيمار گريه كرده
.
شرمنده از گناهان دانى مثال ما چيست؟
خانه خراب زيرِ آوار گريه كرده
.
شب زنده دارها را طورى دگر خريدند
طوبى برآنكه تا صبح بيدار گريه كرده
.
يك شهر را دعاى يك مست زنده كرده
مستى كه در مناجات هشيار گريه كرده
.
در كسوت گدايى حرفى بلد نبوديم
سائل هميشه جاىِ اصرار گريه كرده
.
با گريه طفل هرچه كه خواسته گرفته
حاجت گرفته كودك ، هربار گريه كرده
.
مارا فقط دعاى زهرا نجات داده
مادر براى طفلش بسيار گريه كرده
.
بر حال مادر ما در بين آتش و خون
ديوار دم گرفته ، مسمار گريه كرده
.
كفاره گناهِ مارا حسين داده
ارباب بين گودال خونبار گريه كرده
.
يك ياحسين گفته وا كرده روزه اش را
آن تشنه كه زمانِ افطار گريه كرده
.
آب فرات آخر تا خيمه ها نيامد
با مشك از خجالت صدبار گريه كرده
.
كف مى زدند لشكر ، قلب رباب مى سوخت
او بينِ خنده هاى اغيار گريه كرده
.
زير عبا چه چيزى پنهان نموده ارباب
سرخ است چشمهايش انگار گريه كرده
.
گهواره بعد اصغر ، در دست ابن سعد است
گهواره در حراجِ بازار گريه كرده
.
.
#محمد_جواد_پرچمی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات
#غزل
صبح شهادت
سکوت سرمهای سد میکند راه صدایم را
بخوان از چشمهایم قطرهقطره حرفهایم را
چنان دل را به دریای حضورت میزنم امشب
که کتمان میکند شنهای ساحل ردّ پایم را
نمیافتم به چاه جهل اگر در راه، از لطفت
بگیری دستهای لب به لب پر از دعایم را
مرا در بر بگیر ای آسمان آبی روشن
عوض کن در حصار ابرها حال و هوایم را
مرا سرگرم عیش و نوش دیدی بارها، اما
نیاوردی به رویم، ای همه خوبی، خطایم را
پس از عمری مسلمانی مبادا گم کنم در شهر
میان برجهای قد علم کرده خدایم را
سر از سجاده تا صبح شهادت برنمیدارم
مگر رنگین کنم با خون، شب بیانتهایم را
#میثم_داودی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مربع_ترکیب
#حضرت_خدیجه
#مدح_روضه
ماهی و دلگرمی خورشید از تو بوده
پشت و پناه وحی و توحید از تو بوده
توفیق دین بی شک و تردید از تو بوده
کمتر سخن در مدح و تمجید از تو بوده
بانوی با خیر و فضیلت یا خدیجه!
ای دست و بازوی نبوت یا خدیجه!
تو اولین بنیانگذار عشق بودی
عشقت محمد بود و یار عشق بودی
پروانه ای دور مدار عشق بودی
از جان و از دل پای کار عشق بودی
سرمایه ات را در دکان عشق دادی
عاشق شدن را تو نشان عشق دادی
زن بودی و "مردی" به مردان یاد دادی
بانو! به زنها دین و ایمان یاد دادی
عاشق شدن را به جوانان یاد دادی
آدمشدن را هم به انسان یاد دادی
گویند شغل انبیا آموزگاریست
شأن شما هم کمتر از پیغمبران نیست
درظلمت شب می شدی مهتاب بانو
مادربزرگ حضرت ارباب، بانو!
بعد از تو عالم می شود بی تاب بانو
از داغ تو دردانه ات شد آب بانو
بعد از شما دختر شدن هم دردسر داشت
خواهر شدن، مادر شدن هم دردسر داشت
رفتی و "عام الحزن" شد هر سال بی تو
احمد شده یک بلبل بی بال بی تو
زهرای تو هی می رود از حال بی تو
روزی همین زهرا ... ته_ گودال... بی تو...
آتش به جان ها می زند با شور و شینش
عالم به هم ریزد از داغ حسینش
گودال و زهرا و حسین و شمر و خنجر
یک گام عقب تر چشم های خیس خواهر
شمشیر دارد می برد... الله اکبر
ناگاه بالا می رود از نیزه ها، سر
زینب کنار قتلگاه از دور می دید
از بس تنش را زیر و رو کردند پاشید
سر رفته و از این بدن چیزی نمانده
بر پیکرش از پیرهن چیزی نمانده
بس نیزه خورده از دهن چیزی نمانده
جز بوریا جای کفن چیزی نمانده
دار و ندار خیمه ها رفته به غارت
این بچه ها ماندند و یک رخت اسارت
#داوود_رحیمی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#غزل
#حضرت_خدیجه
#مدح
زکیه هستی و هستی نماد عفت هم
سر است از همگان یا خدیجه نامت هم
شبیه فاطمه ام الائمه ای مادر
امامت از تو بقا دارد و نبوت هم
همین که حضرت مولا شده است دامادت
گواه من که تویی مادر ولایت هم
تویی که فاطمه از دامن تو فاطمه شد_
بعید نیست بیابی مقام عصمت هم
قیام کرد محمد به پشت گرمی تو
قوام یافته از تو قیام و نهضت هم
تو به قریش نشان داده ای که در این راه
به ذوالفقار شبیه است گاه ثروت هم
دل از رسول خداوند آن چنان بردی
که رشک برده به تو واژه ی حسادت هم
زنان دیگر ختم الرسل کجا تو کجا؟
نمی رسند دگر ها به گرد پایت هم
تو پا به پای پیمبر نماز می خواندی
به دین درآمده بودید قبل بعثت هم
از آن زمان که نبی بود، بوده ای با او
نه قبل بعثت و هجرت، که قبل خلقت هم
چنان به پای پیمبر صبور بودی که
مرید صبر تو شد صبر و استقامت هم
پس از تو فاطمه مانده است و دردهای رسول
رسیده ارث به او بستن جراحت هم
تو رفتی و سرش آمد هرآنچه ترسیدی
و ماند روی زمین آخرین وصیت هم
#داوود_رحیمی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#غزل_مثنوی
#حضرت_خدیجه
#مرثیه
از غصه های تو نفس آسمان گرفت
در ماتم تو حال دل عاشقان گرفت
ای باغ و بوستان پیمبر! نگاه کن
رو به خزان شدی و دل باغبان گرفت
بانو! بمان که پشت و پناه نبوتی
تو سوختی که شمع رسالت توان گرفت
تا پای مرگ رفت پیمبر هزار بار
هر بار هم به لطف نگاه تو جان گرفت
تنها تویی که عشق محمد شدی و بس
دلداده ی تو بود و دل از دیگران گرفت
آنقدر گریه کرده ای از ترس قبر که
جسم تو را عبای نبی در میان گرفت
گفتم عبا چرا غزلم روضه خوان شده؟
زهرا رسید و با غزل من زبان گرفت _
ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین
ای وای بی عبایی و بی پیرهن حسین
زهراست روضه خوان و خدیجه است گریه کن
آرام چشم تر شده را بست گریه کن
می سوخت در حرارت دستان فاطمه
گفت ای رسول! جان تو و جان فاطمه
زنهای این قبیله همه بد تر از همند
دلسوزهای فاطمه در بینشان کمند
می ترسم از کنایه و زخم زبانشان
مردانشان، که پست ترند از زنانشان
می ترسم ابر تیره بیفتد به روی ماه
زهرای من تحمل سیلی ندارد آه
برگ گل است مثل نسیم است دخترم
نگذار حس کند که یتیم است دخترم
در عمر خویش هرچه بلا بود دیده ام
جانانه جور فاطمه را هم کشیده ام
نگذار حال و روز گلم مثل من شود
دیگر مباد قسمت او سوختن شود!
چون چاره نیست می روم و می گذارمش
بعد خدا و تو به علی می سپارمش
#داوود_رحیمی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
*تکرار گناه
هزاران بار استغفار كردم
دوباره جرم خود تكرار كردم
تو گفتي من غفورم ، من هم اينك
به جرم خويشتن اقرار كردم
برو اي آتش دوزخ كناري
كه من رو بر در غفار كردم
دوباره عفو كن يارب!اگرچه
من از اين توبه ها بسيار كردم
به ذكر خود شفايم ده كه عمري
دلم را از گنه بيمار كردم
از آن گشتم دچار خواب غفلت
كه ديو نفس را بيدار كردم
تو از اول عزيزم آفريدي
ولي من، حيف!خود را خوار كردم
تنم كاهيده همچون كاه و بر دوش
بسي كوه گنه را بار كردم
تو بودي يار من افسوس!افسوس!
كه من رو جانب اغيار كردم
تو با «ميثم»نبودت غير خوبي
ولي من با تو بدرفتارکردم
#میثم_سازگار
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات_باخدا
اگر رو سياهم اگر رو سفيدم
تو هستي پناهم تو هستي اميدم
همه از گنه شرمسارند اما
من از كثرت تو به خجلت كشيدم
تو آغوش خود را برويم گشودي
ولي من به دنبال شيطان دويدم
تو از من به جز جرم و عصيان نديدي
من از تو به جز عفو و رحمت نديديم
تو نزديك بودي و من دور از تو
تو پيوند كردي من از تو بريدم
نه رنگي به رويم نه عطري به بويم
همه گرد گل بودم خار چيدم
تو بيدار و من خفته در خواب غفلت
تو هشدار دادي و من آرميدم
تو از مهر ناز مرا مي كشيدي
من از جهل قهر تو را مي خريدم
بيا بر گناهم بكش خط غفران
كرم كن كه بر آخر خط رسيدم
تو بر عيب ها پرده پوشي دريغا
كه من پرده خويشتن را دريدم
الهي الهي به «ميثم» نگاهي
به روي سياهم به روي سفيدم
#میثم_سازگار
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7