بسم ربّ الحسین علیه السلام
💠 یازدهمین بداهه سرایی شاعران جوان میبد به مناسبت اربعین سید و سالار شهیدان ، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام 💠
چنان به داغ تو آتش گرفته چشمانم
پناه می برد اشک از شرر به دامانم
شبیه حنجر سوزانت، آه... میسوزم
شبیه زلف تو بر نیزهها پریشانم
بعید نیست اگر با شراره ی آهی
به وقت رفع عطش آب را بسوزانم
من از قبیله آتش، تو از قبیله آب
سعادتی است که از زائران بارانم
"من از دیار جنونم، نه از تبار سکون"
ستونستون به هوایت چو چشمه جوشانم
قسم به آینه ها ، مارَأَیتُ اِلّا عِشق
همیشه خطبه ی فتحُ الفتوح میخوانم
اَقولُ اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا... تو
میان صحن دو سر قبله ی تو حیرانم
نماز سمت ضریح تو را نیازی نیست
به صوت حنجره ها، با نگاه می خوانم
چهل غروب غم انگیز را به سر بردم
پس از غروب تو ای آفتاب تابانم
نشسته بغض غزل در گلوی دفتر من
و داغ چای عراقی به قلب لیوانم
تقاص تلخ کدامین گناه من بوده است؟!
مرا ببر به حرم ، بیش از این مرنجانم
.
.
.
چقدر تشنه، لب امتداد عاشورا (عج)
چقدر آب نداده به ندبه، چشمانم
طنین غربت " هَل مِن مُعین " به گوش من است
هنوز آینه در کربلاست ، می دانم
۹۹/۷/۱۲
#کارگروه_شعر_آئینی_انقلابی
#جبهه_فرهنگی_انقلاب_اسلامی_میبد
@shere_meybod
بسم الله الرحمن الرحیم
💠 دوازدهمین بداهه سرایی شاعران جوان میبد ، به مناسبت میلاد باشکوه پیامبر رحمت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم 💠
نامت شکوهِ ماذنهها ، ایّها الرسول
سجّاده ی قبله نما ، ایّها الرسول
جبریل آمده است و تو را میدهد ندا
ای میهمان غار حرا ، ایّها الرسول!
اِقراء.... به نام آنکه تو را آفریده است
بَدرُ الدُّجی و راهنما، ایّهاالرسول
آیینه ها تو را به تماشا نشسته اند
برخیز ای امینِ خدا، ایّها الرسول!
نام تو آفتاب و نشان تو ماه تاب
سرچشمه ای به نور هدا ، ایّها الرسول
حتی عبای دوش تو را شان بی حد است
صاحب لوای اهل کسا ، ایّها الرسول
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
آن عشق نیست غیر شما ، ایّها الرسول
تَبَّت یَدا بر آنکه قلم زد به هجو تو
ای دست تو به دست خدا ، ایّها الرسول
تا آخرین نفس همه فریاد می زنیم
لَعن عَلی عَدُوّکَ یا ایّها الرسول
▪︎▪︎▪︎
کو جمعه ای که با صلوات و سلام ها
در برکشیم عطر تو را ؟ ایّها الرسول
۹۹/۸/۱۳
#کارگروه_شعر_آئینی_انقلابی
#جبهه_فرهنگی_انقلاب_اسلامی_میبد
💠 سیزدهمین بداههسرایی شعرای انقلابی شهرستان میبد در سوگ عمار انقلاب ؛ علامه مصباح یزدی (رضوان الله علیه) 💠
میان ظلمت دوران ما، نور خدا بودی
چراغ روشن انوار مصباح الهدی بودی
زلالِ راهت از دارالعباده سوی دارالعلم
کویر تشنه را سرچشمهای هستیفزا بودی
رواقِ فکرِ تو روشن، چراغِ زهد تو گیرا
که عمری همنشین مرقدِ آئینهها بودی
به باغ گونههایت خنده جاری بود تا بودی
چنان دریای جوشان از صفا، بیانتها بودی
برای "أَیْنَ عَمّار" ولیّ امر دورانت
چنان پیمانهای لبریز از "قالوا بَلی" بودی
شکستی، ضرب دیدی، ایستادی تا دم آخر
که با امواجی از توفان تهمت آشنا بودی
برای دستبوسی ولایت خم شدی، تنها
تویی که در غبار فتنهها قبلهنما بودی
مسیر پاک ما اندیشههای گرم و گیرایت
و دشمن میرود از دیدگاهت رو به نابودی
خدا قسمت کند یک سیب از اندیشههای تو
و یک یاقوت از قلبت که بی رنگ و ریا بودی
شبیه یک عقیق سرخ بر دستان ما رفتی
وداعت با قنوت آمیخت، غرق ربّنا بودی
میان خیمهی مولا، به لطفت یاد کن از ما
سحرهایی که بر سجّادهی سبز دعا بودی*
۹۹/۱۰/۱۷
#سیدداوود_دهقانی_فیروزآبادی
#ابوالفضل_امامی
#علی_برزگری_خانقاه
#مهدی_کارگر_شورکی
#وحید_کریم_بیکی
#مسلم_زارع
#فائزه_زرافشان
#کارگروه_شعر_آئینی_انقلابی
#جبهه_فرهنگی_انقلاب_اسلامی_میبد
#shere_meybod