eitaa logo
شعر شیعه
8.1هزار دنبال‌کننده
745 عکس
267 ویدیو
31 فایل
کانال تخصصی شعر آئینی تلگرام https://t.me/+WSa2XvuCaD5CQTQN ایتا https://eitaa.com/joinchat/199622657C5f32f5bfcc جهت ارسال اشعار و نظرات: @shia_poem_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
ای خواهر غمخوارِ رضا،معصومه محبوبه ی آل مرتضی،معصومه ( یا فاطمه اِشفَعی لَنا فِی الجَنّه) ای شافعه ی روز جزا، معصومه
هست همچون مادرِ خود، محرم راز شهید مانده بین خاطراتش شوق پرواز شهید چشم‌هایش‌‌غرق باران،در‌ نگاهش حسرت‌است ناز دارد ، روز دختر ، دخترِ ناز شهید ... @shia_poem
پیر ما که می‌رود مشهد بهاران، بیشتر گفت می چسبد زیارت زیر باران، بیشتر گفت من تحقیق کردم در میان اهل بیت می دهد حاجت به ما شاه خراسان، بیشتر گفت من بهر مداوا گر چه هر جا سر زدم بوده ام پیش ضریحش تحت درمان، بیشتر رزق کشور ها به مهمان هایشان وابسته است با قدوم سبز او شد رزق ایران، بیشتر پایتخت کشور عشق است مشهد، سود کرد؛ هر که مشهد رفته در عمرش ز تهران، بیشتر من نمی دانم چرا حس می نمایم این حرم بوی جنت می دهد از باغ رضوان، بیشتر این حرم باشد مصفاتر ز اوصاف بهشت هست ما را جذبه اش از حور و غلمان، بیشتر هر چه انسان تشنه تر قصد زیارت می کند سوی سقاخانه افتد چشم انسان، بیشتر هر که در دنیا نبوسد پنجره فولاد را می شود روز قیامت او پشیمان، بیشتر نیستم اهل قسم خوردن ولیکن از همه دوستش دارم رضا را من به قرآن، بیشتر سایه ی مِهرش که باشد بر سر من مستدام دیده ام امداد او را وقت بحران، بیشتر کرده ثابت هرچه باشد میزبان بخشنده تر می کند دعوت به سوی خانه مهمان، بیشتر هر که می آید به اینجا از در باب الجواد می شود آری نصیبش لطف و احسان، بیشتر اهل وردنجانم و جان می دهم بهر رضا "زائرِ" مجنون ندارد حیف یک جان، بیشتر
تقدیم به محضر همه شهدای اسلام خصوصا شهدای عملیات غرور آفرین بیت المقدس ... باز زان دلدادگی های شهیدان یاد شد سالروز باشکوه سوم خرداد شد از عنایات خداوند عزیز و مقتدر شهر خرمشهرِ ما هم عاقبت آزاد شد ○◇○◇○ پنج حرف سرخ میدانید یاران رمز چیست؟ این الفبای گرانسنگ کلاس عاشقیست (شینِ) آن دارد حکایت از شهامت در نبرد اقتدار و عزت عاشقترین مردان مرد (هِ) هدایت یافتن در مکتب سرخ امام هم گذشتن از علائق هم گذشتن از مقام وان (الف) گلواژه ی آزادگی را شد نماد معنی (هَیهات مِنّا الذِّلَّه) در وقت جهاد (دالِ) آن دارد دلالت بر دفاع از آب و خاک ماندنِ یک استخوان از یک نفر با یک پلاک (تِ) تبری یافتن از دشمنان دین ناب سر سپردن بر فرامین امام انقلاب جبهه چون تفسیر نابِ (کُلُّ اَرض ٍ کَربَلا)ست تا ابد دلداده ی این پنج حرف سرخ ماست ما به دنیا با شهادت مشی عزت داده ایم ما همه جان برکفانِ رهبری آزاده ایم تا بیاید منجی کل مهدی صاحب زمان در رکاب نائبش هستیم ما تا پای جان
می رسد بوی رحیلش اندک اندک بر مشام می شود خاموش ،شمعِ عمرِ کوتاهِ امام نورِ چشمانِ رضا را سوی مقتل می برند پس چه شد ای قومِ بی‌دین حرمت شهرُ الحرام؟ در میان پایکوبی، در میان هلهله سوزِ بانگ العطش از حجره می آید مدام کاسه‌ی آبی کنارش هست، امّا وایِ من... مثل ارباب غریبش می دهد جان، تشنه‌کام یاد شد از هلهله ناگه دلم آتش گرفت رد نشد صد شکر جسمش از دل بازار شام او که خود پشت و پناه شیعه‌ی مظلوم بود جسم بی جانش کنون افتاده روی پشت بام گرچه با جود و سخایش خلق را شرمنده کرد وقتِ رفتن این‌چنین کردند او را احترام شب، شبِ روضه‌ست زهرا آمده تا کاظمین روضه ی مکشوف لازم نیست دیگر والسلام @shia_poem
از شهر مدینه بانگ شادی برخاست در عرش، بساط شادمانی برپاست بفرست مدام بر محمد صلوات هنگامه ی پیوند علی با زهراست @shia_poem
از شهر مدینه بانگ شادی برخاست در عرش، بساط شادمانی برپاست بفرست مدام بر محمد صلوات هنگامه ی پیوند علی با زهراست
از غم هجران جانسوزش پریشان‌خاطریم طائر کوی بقیع و تربت بی‌زائریم مثل زهرا در غمش رخت عزا پوشیده‌ایم مثل صادق ما عزادار امامِ باقریم... @shia_poem
گل کرد به لب ، دوباره نام عرفه سرمست شدم ز وصل جام عرفه لبریز گناه بودم و خالق من؛ بخشید مرا به احترام عرفه... مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لاتُغفَرُ إلّا بِعَرَفَاتٍ برخی از گناهان جز در عرفات بخشوده نمی‏شوند امیرالمومنین،علی علیه السلام «دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص294»
گل کرده به لب ، دوباره نام عرفه سرمست شدم ز وصل جام عرفه لبریز گناه بودم و خالق من؛ بخشید مرا به احترام عرفه... مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لاتُغفَرُ إلّا بِعَرَفَاتٍ برخی از گناهان جز در عرفات بخشوده نمی‏شوند امیرالمومنین،علی علیه السلام «دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص294» @shia_poem
جهان پوشید بر تن رخت ماتم هلال ماه دارد هالهٔ غم دمادم فاطمه با گریه گوید؛ مُحرّم شد، محرّم شد ، محرّم... @shia_poem
آتشی در خیمه‌ها دارد فروزان می‌شود پیکری آماده‌ی سُمِّ ستوران می‌شود قلب اهل آسمان می‌سوزد از داغ حسین عرش حق آماده‌ی شام غریبان می‌شود بود آرامش درون خیمه تا عبّاس بود عصر عاشورا، درون خیمه طوفان می‌شود از عطش کام یتیمان حرم گردیده خشک آب هم شرمنده‌ی سقای عطشان می‌شود می‌چکد از دیده‌ی محزون زینب سیل خون زلفِ ایتام حسینِ او پریشان می‌شود نغمه‌ی "هَیهات مِنّا الذِّلَّه" می‌آید به گوش زین نوا کاخ ستم یکباره ویران می‌شود اندک اندک فصل جانسوز اسارت می‌رسد سهم پای کودکان خار مغیلان می‌شود خیمه‌ها چون شعله‌ور شد خاطراتی تازه شد گفت زهرا کربلا هم بیت الاحزان می‌شود... @shia_poem