eitaa logo
سکوت‌نوشته_
84 دنبال‌کننده
115 عکس
12 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواب دیگر به پشت پلک‌هایم رسیده است.اما اکنون میان جنگ خواب و چشمانم؛دستم می‌نویسد و مغزم درگیر افکلر خویش است. ساعت ۱:۰۹ بامداد.دنیا را در این ساعات بسیار دوست میدارم.ساکت،آرام،خونسرد.چه بخواهی و چه نخواهی انگار فکر کردن به آرامش شب و گوش دادن به صدای خموش آسمان نیمه‌شب لبخند بر لبانت می‌رانَد(البته اگر از تاریکی نترسی). انگار این چند ساعت،زندگی بیشتری جریان دارد.آدم احساس میکند آزاد و رهاست.همه خوابند و کسی کاری به کارَت ندارد.میتوانی هرچه میخواهی بنویسی،بخوانی،ببینی،بشنوی و بخوری! شاید این چندساعت تنها زمانی‌ست که نگران قضاوت شدن و سرزنش شدن نیستم!و شاید تنها در همین چندساعت هورمون‌های سروتونین را در خود احساس کنم! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این متن برای توست!بله،تویی که در خطوط بعدی خوب خواهی فهمید که چرا تو! فکر کردم شاید چند نصیحت دوستانه برای روح پاک و سفیدت بد نباشد! اول از همه!سیاست همچو علمی تیره‌رنگ است.مثل قیر سرد شده؛محکم و بدشکل اما برای برخی کاربردی.برای منی که عابری پیاده هستم سودی نخواهد داشت.تو چطور؟ دوم آنکه عشق هیچگاه مانند زهر نیست!عشق واقعی همچو شراب دلچسب و همچو باران تابستانی خنگ و گواراست!حواست باشد طلا را به نقره تشبیه نکنی! سوم؛نگران خودت باش اما نگران خودشناسی‌ات نه!خودت را به وقتش خواهی شناخت.همه‌چیز را خواهی دانست!رنگ درونت،طرز فکرت،هنر موردعلاقه‌ات،نام حقیقی‌ات و حتی صدای درونت را هم پیدا خواهی کرد! در آخر؛با جسارتی که شاید فقط من از تو دیدم(بدون آنکه خود بدانی)جلو برو و اگر سختی‌ها درحال چیره شدن بر تو بودند،مرا فراموش نکن!درکنارت خواهم جنگید و برایت شمشیر خواهم زد! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حق با تو بود مامان!آدم گلی که دوسش داره رو زیاد آب نمیده! من نمیدونستم این حرفت درمورد آدما هم صدق میکنه.بعدها فهمیدم خیلی حرف‌های تو یه سری حرف یاده نبودن! برای بچه‌ای که تا ده بلده بشماره عدد صد معنی نداره. حتی بارونی که اغلب مردم دوسش دارن اگه زیاد بشه سیل میشه... قلبی که زندگی افراد بهش بستگی داره اگه ضربانش خیلی بالا بره نشونه ی خطرناکیه! داروی هر بیماری رو اگه بیش از حد مجاز مصرف کنی بدن رو دچال اختلال میکنه! حق با تو بود مامان!حتی محبت هم یه حدی داره! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من نمیدانم کدام احمق کوته‌فکری برای زیبایی نشانه و مرز گذاشت.زیبایی ظاهر برای من تعریفی ندارد.زیبایی همه‌جا هست.چه در ظاهر و چه در باطن.اما بیشتر به زیبایی درون اعتقاد دارم. عشقی که در درون هرکس وجود دارد.این عشق لزوماً درمورد یک شخص نیست.برای یک‌نفر درون غنچه‌ی داخل باغچه‌ی حیاط خانه‌اش است.برایی دیگری داخل قلب گربه‌ی توی کوچه‌‌شان.برای فردی دیگر درختان چنار یا سرو.آن‌یکی عشق خود را میان نوزادان پیدا میکند.دیگری لابه‌لای کتاب‌هایش و شخصی دیگر درون نت‌های موسیقی و... عشق و زیبایی میتواند هرجا و به هرشکل باشد.نحوه‌ی بروزش مهم نیست.چیزی که اهمیت دارد دیدن آن است.اتفاقی که اغلب این مردم درکی از آن ندارند.اینکه نمیتوانند عشق و زیبایی درون افراد را ببینند.این چیزی‌ست که عذابم میدهد. _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کلماتم گمشده است.مثلا همین جمله ی قبل؛کلمه‌ی"انگار"در آن جا افتاد. هرچه می‌اندیشم کلمه‌ای برای شروع پیدا نمیکنم.و در ادامه کلماتی برای متوقف نشدن. نویسنده بدون کلماتش هیچ است.هیچ.تهی مطلق.شاعر بدون ابیاتش فرقی با یک انسان معمولی ندارد.نمیخواهم معمولی بشوم. هوای اتاق مطبوع است.اکنون که این لغات را بر قلب کاغذ فرود می‌آورم؛ساعت ۱:۰۳ بامداد از روز یکشنبه به تاریخ ۱۴۰۵/۲/۲۷ است.از تاریخ نوشتن خوشم نمی‌آید اما گاهی بدک نیست.دمای اتاق °۲۸.۷ است اما از پنجره نسیم خنکی داخل میشود و بر پوست گرمم می‌نشیند و نوازشش میکند. کلمات گمشده‌ام دوباره میدا میشوند.با شادی آنها را در آغوش میکشم و بر پیشانی‌شان بوسه می‌نشانم‌.گرمای کلمات با خنکی اتاق درهم می‌آمیزند و من را به فکر فرو میبرند... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دنیای عجیبی‌ست.اخیرا خیلی از کلمه ی متناقض استفاده میکنم اما خب حقیقت است.تناقض در همه‌جا جریان دارد. تا وقتی کودکیم،هرکس به نحوی میخواهد مارا به صحبت کردن وادار کند.بزرگ که شدیم،آن‌زمان که کلی حرف برای گفتن داریم،به ما میگویند باید ساکت باشیم و کمتر وراجی بزنیم. اینها همه حقایقی‌ست که مردم نمیخواهند بپذیرند. حقیقت!چیزی که مردم از آن وحشت دارند.شاید چون معمولا برعلیه آنهاست! حقیقت!کلمه‌ای ساده با مفهومی عمیق! همان کلمه‌ای که افرادی فریادش میزنند و افرادی کتمانش میکنند! حقیقت همان چیزی‌ست که تمام عمر در جست‌وجوی آن بودم و هستم و خواهم بود... _سکوت