هیامـ🇵🇸ــ
-
هیئت تمام شد ..!
و شما هنوز گوشه ای نشسته ای
و اشک میریزی:)
#یاصاحبالزمان
هیامـ🇵🇸ــ
رابطمون هرچقدرم برام عزیز باشه تا یه حدی غرورمو برات میشکونم عزیزم ! یه بار پس زده بشم بار دوم نمیام
من میفهمم که صحبت کردن راه چارس ولی صحبت کردن در مورد چیزی که بارها راجبش صحبت شده بی فایدس.
تموم حرف من اینه!
میدونی تو این دنیا فقط به یه کار میام اونم اینه که دوتا لیوان قهوه بریزم بشینم به حرفات گوش بدم و از روزت بگی برام و وقتی همینو ازم دریغ میکنی ، کار دیگه ای ندارم انجام بدم!
هدایت شده از -آیــ𓂆ـه-
https://eitaa.com/Hamrah82
اوووووه اینجا رو باش، بچهی منه.
[ با لحن اون خانمه بخونید که میگه بشهی منه، فداش بشم منه ]..
شاید هیچوقت اینو نگفته باشم، ولی آرمان، حقیقتش اینه که اگر پسر بودی، خودم میومدم خواستگاریات.💘☕️
بس که حامی و تکیهگاهی ((((:
اصن من اگر با ورژنِ پسرت ازدواج نکنم، آیه نیستم.
بعدشم میشینم میگم ببین، این رفیقم بود که توقعم رو بالا برد و حالا تو هر چی محبت کنی هم به پاش نمیرسی.😔💘
یه آلبوم خاطرات هم درست میکردم راجع به اون شبایی که حالم بد بود و کنارم بودی، یا اون روزی که پیتزا خوردیم، یا هم وقتی که بارون اومد.
و میذاشتیمش تو اون کمد دو نفره.💗
الان که رفیقمی و دختری، پس این تصورات رو میذاریم کنار.😔🤍
حقیقتش همیشه بهت حس اینو داشتم که خدایا، یعنی چی که بین بوشهر و کرج اینقدر باید فاصله باشه؟ یعنی چی که من ماشین ندارم؟ یعنی چی که نمیتونم برم پیشش؟
یا هم میشه گفت حس اینکه لعنت به اون آینهی اتاقت که اینقدر جلوش وایمیستی و زیباییهات رو میبینه.😔✨
آره دیگه، همین.
[ اینقدر هم بر علیه من فتنه نکار تو گپ ]..🤣
هیامـ🇵🇸ــ
https://eitaa.com/Hamrah82 اوووووه اینجا رو باش، بچهی منه. [ با لحن اون خانمه بخونید که میگه بشهی
اولا که تو نمیومدی بگیری خودم میگرفتم عزیزم
بعدشم اینکه ممنونم ازت که با این خستگیت همچین متنی رو نوشتی که تا مدت ها با به یادآوردنش ذوق کنم ،
امروز کنارت روز قشنگی بود سرتاسرش
اون از ظهرش و این از آخر شبش ، بهم یادآوری کردی که منم هنوز میتونم بخندم و ذوق کنم .
دوست دارم فتنه کنم اصن اذیتت نکنم حال نمیده ✅