eitaa logo
تاملات
769 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
348 ویدیو
80 فایل
تاملاتی پیرامون آنچه در اکنون میگذرد... 🌐وبلاگ: http://noghte-sarkhat.blog.ir/ 👤ادمین: @rasoul1414
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰تعریف مصطفی ملکیان در باب روشنفکر اشکالات اساسی دارد! ✍️محمد محمدرضایی، عضو هئیت علمی دانشگاه تهران 🔸آیا این تعریف( روشنفکر ،کسی است که تقریر حقیقت و تقلیل مرارت می کند )، معنای ماهوی روشنفکر است.یعنی، آیا روشنفکر و روشنفکری یک ذات و هویتی دارد که باید با این تعریف ،هویت آن را عیان کرد؟ 🔹ایشان بیان می دارند که روشنفکر باید از ایدئولوژی اندیشی پرهیز کند، زیرا با حقیقت گویی سازگاری ندارد. (ایدئولوژی اندیشی، یعنی مختومه اعلام کردن پرونده یک موضوع و کفایت مذاکرات. روشنفکر هیچ جا نباید کفایت مذاکرات کند. اصولاً اگر سخنی را رییس مکتب من مختومه اعلام کرد، به معنای ایدئولوژی اندیشیدن است.) 🔸در پاسخ می توان گفت :اصولاً برخی ایدئولوژی اندیشی ها نظیر اسلام، یک امر عقلانی است . عقل می گوید در مواردی که آگاهی نداری به کارشناس و متخصص مربوطه مراجعه کن و نیز این امر، مورد تایید عرف عام و شهود اخلاقی مردم است. 🔹حال با توجه به باور به پلورالیسم، چگونه یک روشنفکر می‌تواند از باورهای غلط و نابسامانی های فرهنگی و ظلم و فساد در جامعه سخن بگوید و همه همت خود را در جهت اصلاح آنها به کار گیرد. غلط بودن یک باور، با پذیرش پلورالیسم سازگار نیست. 🔗 این یادداشت را در اینجا بخوانید. ⚜️ @Taammolat74
🔰 در باب آن روشنفکری که چیز خاصی نیست! ✍️محمدحسین نظری 📍گفت‌وگوی اخیر عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان با عنوان «روشنفکری و حقیقت» اگرچه بیشتر به تعارفات گذشت و حرف نویی نداشت -چه خود ایشان هم اذعان داشتند که حرف نویی ندارند- اما فرصت تازه‌ای برای تامل بیشتر در مواضع این دو خطیب-نویسنده مهم پس از انقلاب در موضوع «روشنفکری» پیش آورد. ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
تاملات
🔰 در باب آن روشنفکری که چیز خاصی نیست! ✍️محمدحسین نظری 📍گفت‌وگوی اخیر عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیا
✔️ ادامه... 🔘 بخش 1 از 4 💠
 ملکیان: روشنفکرِ فارغ از مصائب خارجی

🔸در این گفت‌وگو نیز یادآوری شد که ملکیان در مقاله «تقریر حقیقت و تقلیل مرارت» معنای روشنفکری را تفصیل داده است. به‌زعم او روشنفکر اولا به‌نحو پیش‌فرض «بخشی کمابیش بزرگ از درد و رنج و آزار و آسیبی که انسان‌ها متحمل می‌شوند را ناشی از فرهنگ خود آنان، یعنی برخاسته از باورهای کاذب یا احساسات و عواطف نابجا یا خواسته‌های نامعقول خودشان»(1) می‌داند و بنابراین با درون آنها کار دارد؛ 🔹یعنی روشنفکر به حکم اخلاق موظف است با ترفندهایی، آلام و مرارت‌های «درونی» مردم را تسکین دهد و با مصائب عالم خارج کاری ندارد. به اعتقاد ملکیان، این تسکین آلام با تغییر باورها و عواطف و خواسته‌های غلط افراد میسر می‌شود و روشنفکر وظیفه دارد که بکوشد با تشخیص درست از غلط، بذر باورها و عواطف و خواسته‌های حقیقی را در دل دردمندان بکارد و به این نحو، از مرارات آنها بکاهد. 🔸پس به‌نظر ملکیان، کار روشنفکر کالیبره کردن فرهنگ‌ها و احساسات و... با وضع موجود است. روشنفکر ملکیان در اصل افراد را پذیرای وضع موجود می‌کند نه‌اینکه وضع مطلوبی را نشان دهد یا راهی به فردایی دیگر باز کند. اما این نحوه روشنفکری با حقیقت چه نسبتی دارد و روشنفکر حسن و قبح و درست و غلط را با چه ملاک و معیاری تشخیص می‌دهد؟ 🔹 به‌هرحال موضوع این گفت‌وگو «روشنفکری و حقیقت» بوده است و ملکیان هم اصرار دارد که «روشنفکری در خدمت حقیقت است»(2) و حقیقت هم مقدمه اساسی تقلیل مرارت. پاسخ ملکیان این است که به‌منظور تسکین آلام یا همان تقلیل مرارت، لازم است روشنفکر خود را به «آخرین دستاوردهای علوم و معارف بشری»(3) آن‌هم نه در همه حوزه‌ها بلکه به تناسب وظیفه‌ای که دارد، تنها در حوزه‌های «فلسفه، روانشناسی، جامعه‌شناسی، الهیات، عرفان و ادبیات» (4) مجهز کند و با بهره‌مندی از آنها باورها و عواطف و خواسته‌های «درست» را به مردم بیاموزد. 🔸ارجاع حقیقت به «آخرین» دستاوردهای معارف بشری ناشی‌از قائل شدن به Progress و نظر خطی ملکیان به تاریخ است. به‌زعم او «از حدود ۳۰۰ سال پیش، یعنی تقریبا از اوایل قرن هجدهم بدین‌سو، شمار فزاینده‌ای از فیلسوفان اخلاق و دانشمندان علوم‌انسانی و اجتماعی مدام بشر را به پشت‌سر گذاشتن دوران طفولیت و کودک‌منشی و پا نهادن به آستانه دوران رشد و بلوغ دعوت کرده‌اند و می‌کنند.»(5) اما حقیقت مدنظر ملکیان بیش از «لفظ» نیست؛ یعنی نه درنظر جدی و قابل‌دفاع و قابل‌توجیه است و نه درعمل خاصیتی دارد. 🔻 پ.ن: (1) عیب و هنر روشنفکری، مصطفی ملکیان (2) روشنفکری و حقیقت، گفت‌وگوی ملکیان و سروش (3) عیب و هنر روشنفکری، مصطفی ملکیان (4) همان (5) درد از کجا، رنج از کجا، مصطفی ملکیان ⚜️ @Taammolat74
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | شهید مطهری و قرآن - نوآوری در وحی و اعجاز 🎙دکتر مجید معارف هم اندیشی اساتید نهاد رهبری دانشگاه الزهرا(س) ⏰ چهارشنبه ١۴٠٠/٢/١۵ ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
شهید مطهری و قرآن - نوآوری در وحی و اعجاز.mp3
25.47M
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | و قرآن - نوآوری در وحی و اعجاز 🎙دکتر . . . ⚜️ @Taammolat74
📎 ✅آخرین جمله شهید بهشتی قبل از شهادت: این بار ما باید کاری کنیم که یک مهره آمریکا رئیس جمهور ما نباشد❗️ 🏷 ⚜️ @Taammolat74
‌ 💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼 🍃🌺🍂 🌿🍂 🌸 این‌قدر خیانت مکن بر این امانت الهی! پاک کن آینه قلب را تا نور جمال حق در او جلوه کند، و تو را از عالم و هر چه در اوست بی‌نیاز کند، و آتش محبت الهی در قلب افروخته شده تمام محبت‌ها را بسوزاند که همه عالم را به یک لحظه آن ندهی، و چنان لذتی ببری از یاد خدا و ذکر آن که تمام لذات حیوانی را بازیچه بدانی. ✍️ امام خمینی(ره) 📚 شرح چهل حدیث، ص 42 🌸 🌾🍂 🍃🌺🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌼 ⚜️ @Taammolat74
23.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ابعاد عظمت انسان در عمل به روزه استاد علامه محمدتقی جعفری دی ماه ۱۳۷۶‌ - ماه مبارک رمضان 🌿تهران - مسجد بلال ⚜️ @Taammolat74
❇️ تک‌نکته‌های قرآنی - تمدنی 🔖 سرعتِ پنهان در عشق و محبت (قسمت دهم) ✍️حبیب‌الله بابایی 🔸آیات «بعض ـ بعض» در قرآن (مثلا آیۀ «لیتخذ بعضهم بعضا سخریا» یا «ولا یغتب بعضکم بعضا» یا «و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض») یکی از مجموعه‌ آیاتی است که دسته‌بندی گروه‌های انسانی را نشان می‌دهد، همان طور که نشان از گونه‌هایی مختلف از مناسبات انسانی دارد. 🔹نکته مهم در معنا و ماهیت مشارکت در کلمات «مسارعه»، «مصابره»، «مسابقه»، «مرابطه» و واژه‌های قرآنیِ از باب «مفاعله»، درکی درست از روابط و پیوند بین گروه‌های انسانی (بعض‌ها) در قرآن است. یکی از این رابطه‌ها بین بعض‌های قرآن، رابطۀ ولایت (به معنای دوستی یا سرپرستی) است (و المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض، و الذین کفروا بعضهم اولیا بعض). 🔸نکته مهم در این میان اینکه، مسارعه در میان بعض بعض‌هایی که اولیاء یکدیگر هستند، بسیار متفاوت است از مسارعه در میان بعض‌بعض‌هایی که اولیاء یکدیگر نیستند. به بیان دیگر، محبت به یکدیگر و پشتیبانی از همدیگر (چه در جبهه ایمان باشد و چه در جبهه کفر) کشش جدیدی در مسارعه و مشارکت در شتاب خیرات و یا شتاب در گناهان ایجاد می‌کند که در وضعیت عادی چنین شتاب و تراکمی رخ نمی‌دهد. 🔹هرچند می‌توان در اصل و فرایند محبت‌ورزی نیز سخن از سرعت و سبقت به میان آورد، لیکن مهم‌تر از آن عاملیّتِ محبت و تأثیر آن در شتاب و حرکت انسان است. اساسا محبت موجب شوق و شتاب در حرکت می‌شود و راه‌های بلند را کوتاه می‌کند و موجی از نیکی و خیر بوجود می‌آورد. اگر این نکته درست باشد، آنگاه باید گفت که سرعت در خیرات، بدون محبت (محبت به فاعل خیر و محبت به فعلِ خیر) به سرانجام نمی‌رسد. 🔸در این صورت، در مواجهه با سرعت تطورات و تحولات فکری و فرهنگی در جامعه امروز، باید نرم‌افزار «محبت» را در نظام پرورشی فعال کرد و بر فرهنگ محبت و دوست‌ داشتن، مخصوصا در فرهنگ شرقی، به مثابه یک عامل شتاب‌دهنده در برابر عوامل شتاب‌های عرفی و سکولار تحفظ کرد. 💢 گاهی اوقات صبر و شکیبایی برای اقدام‌نکردن است، و گاهی هم صبر و شکبایی در متن اقدام و برای استمرار اقدام است. گاهی نیز صبوری، آهستگی و کُندی در پی دارد، گاهی هم نه، صبوری مداومت بر حرکت و بلکه شتاب در حرکت در پی می‌آورد. بدین‌سان، صبوری برای تحمل شرایط و تسلیم وضعیت شدن (یا صبر منفعلانه) فرق‌ می‌کند با صبوری برای تغییر شرایط (صبر فعال). اکنون در تلازم بین «مسارعه» و «مصابره»، مراد از مصابره نه مشارکت در تسلیم و مساهمت در سکوت است، بلکه منظور صبر فعال و مشارکت در صبوری‌ها برای تغییر و دگرگونی‌ها و اصلاح است. ⚜️ @Taammolat74
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | اخلاق در قرآن کریم از منظر نصایح لقمان حکیم 🎙حجت‌الاسلام سید طاهر غفاری ویژه‌برنامۀ «آیه در آینه» سلسله گفت‌وگوهای اخلاقی با حضور اساتید حوزۀ اخلاق خانه اخلاق‌پژوهان جوان ⏰ جمعه ۱۷ رمضان (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰) ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
آیه در آینه4.طاهر غفاری .mp3
28.13M
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | در کریم از منظر نصایح 🎙حجت‌الاسلام سید ویژه‌برنامۀ «» 🔹 لقمان به تأیید الهی حکمت را داشت و موعظه او را قرآن کریم نقل می‌کند و به عنوان یک موعظه مورد تأیید دستگاه الهی به بشریت عرضه شده است...محبت و ولایت توحیدی با زدودن شرک شکل می‌گیرد و باید این معنا را متوجه شویم که تمام حقوق، بالذات برای حضرت حق است، چون غیر از حق‌تعالی که مالکی نداریم. بنابراین تمام حقوق ناشی از حق رب العالمین است که به گردن ماست. اگر این حق ضایع شود، دیگر حقوق نیز ضایع می‌شود و این حق اگر اقامه شود، زمینه دیگر حقوق نیز اقامه می‌شود؛ لذا این ظلم عظیم در ابتدا و در نظام عبودیت، ظلم به حضرت حق است. 🔗 برای شنیدن سخنرانی قبل این نشست، اینجا کلیک کنید. ⚜️ @Taammolat74
تاملات
🔰 در باب آن روشنفکری که چیز خاصی نیست! ✍️محمدحسین نظری 📍گفت‌وگوی اخیر عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیا
✔️ ادامه... 🔘 بخش 2 از 4 💠
 ملکیان: روشنفکرِ فارغ از مصائب خارجی

🔸ملکیان تقریر حقیقت را بالاتر از تقلیل مرارت دانسته، اما بر آن است که ترجیح میان این دو «آرمان»، امری است شخصی و وابسته به شهود اخلاقی هر شخص. نمی‌توان حکمی نهایی صادر کرد که تقریر حقیقت مهم‌تر است یا تقلیل مرارت. ازنظر ملکیان شهود اخلاقیِ شخصی است که ملاک است و این شهود اخلاقی است که مشخص می‌کند که تقریر حقیقت مهم‌تر است یا تقلیل مرارت، و نه خود حقیقت. ملاک عمل، نه حقیقت، بلکه شهودی اخلاقی است و هرکس -به‌طور من‌عندی- خودش می‌داند و شهود اخلاقی‌اش! با این‌وصف حقیقت مدنظر ملکیان، ملاک عمل نیست. 🔹دیگر آنکه -با تقریر ملکیان- حقیقت حتی در وادی نظر هم اهمیتی ندارد. ملکیان می‌گوید: «مراد از حقیقت آن چیزی است که صادقانه و مجدانه به گمان شخص حقیقت می‌آید.» صداقت و جدیت دو انفعال نفسانی است که ضامن صحت و سقم نیست و خب، اگر حقیقت تابع گمان است، دیگر چه حقیقتی؟ اینکه کسی به‌زعم خودش صادق و جدی بود و گمانی داشت، سخنش در عالم نظر قابل‌اعتنا و بلکه بالاتر از آن، حقیقت خواهد بود؟ 🔸ضمنا گویا ملکیان از نقدهای وارد به «ترقی تاریخی» مطلع نیست. شاید هم مطلع است ولی گمان خود را ترجیح می‌دهد. درهرحال سخن ملکیان من‌باب ترقی تاریخی فارغ از نقدها است و او بدون آنکه تقریری تازه به‌دست دهد -که آن نقدها بدان وارد نباشند- یا آنکه پاسخی به نقدها داشته باشد، صرفا پافشاری بر سخنی قرن هجدهمی دارد. 🔹ملکیان مدعی است که روشنفکر نباید مجیزگوی مردم باشد(1) و از این حیث او روشنفکران را غیر از عوام مردم می‌داند و آنها را در طبقه‌ای دیگر صورت‌بندی می‌کند. اما مجیزگویی و نقد حدش کجاست؟ طبیعتا روشنفکر ملکیان -چنانکه پیش‌تر نیز اشارت رفت- در امور مخل وضع موجود (مثل باورها و عواطف و خواسته‌های افراد) نقاد است و در امور مقوم وضع موجود، مجیزگو. فی‌المثل زعم همگانی مدرن قرن هجدهمی شایسته تبعیت است؛ یعنی مجیز پراگرس و مطلق‌پنداشتن آن جایز است و نقدش مسموع روشنفکر ما نیست. 💢 و بالاخره درنظر ملکیان روشنفکر تکنسین یا Mental Therapist است که با علوم فوق‌الاشاره -آن‌هم به‌قدر نیاز و نه در حد خبرگی- آشناست و موظف است همه اینها را به‌خدمت تقلیل مرارت انسان‌ها درآورد، ولی تقریر مرارت نه چرخ برهم زدن و طرحی نو درانداختن بلکه کالیبره کردن افراد و استانداردیزاسیون آنها با استانداردهای ایدئولوژیک مدرن است؛ مدرنیته‌ای که تاریخش گذشته و مورد پرسش‌های جدی و اساسی و بنیان‌افکن است و به آسانی قابل‌توجیه و دفاع نیست. 🔻 پ.ن: (1) روشنفکری و حقیقت، گفت‌وگوی ملکیان و سروش ⚜️ @Taammolat74