eitaa logo
تاملات
769 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
348 ویدیو
80 فایل
تاملاتی پیرامون آنچه در اکنون میگذرد... 🌐وبلاگ: http://noghte-sarkhat.blog.ir/ 👤ادمین: @rasoul1414
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 قدر و نظم اجتماعی ✍️حبیب‌الله بابایی (قسمت چهارم و پنجم) 🔸نظم معنوی نه نظم قانونی و نه نظم اخلاقی (در اصطلاح دورکیمی) بین انسان و انسان است، بلکه نظمی است برآمده از معنویت بین انسان و خدا که در روابط انسانی بازتاب پیدا می‌کند و روابط اجتماعی را سامان می‌دهد. 🔹علاوه بر تأثیر رابطه انسان با خدا در روابط انسان با انسان، یکی از ریشه‌های نظم‌بخشی در وضعیت معنوی، وجود نوعی از زهد در دنیاست. تجربه معنوی و حس معنوی موجب رهایی انسان از محدودیت‌های دنیا (وتوسعۀ قدرها و اندازه‌های انسانی) می‌شود و همین نیز از تنش‌های اجتماعی می‌کاهد. نمونه این زهد برخاسته از معنویت را می‌توان در نظم اجتماعی (و لو موقت) در ماه مبارک رمضان و کاهش جرائم اجتماعی در وضعیت معنوی و زاهدانه این ایام مشاهده کرد. 🔸علاوه بر زهد در وضعیت معنوی، باید به وجود نظم هنری در نظم معنوی اشاره کرد. وضعیت معنوی موجب نوعی از لطافت وجودی نفوس انسانی شده و همین تلطیف‌های وجودی موجب دیگرگرایی و تحقق نظم معنویِ عمیق‌تری می‌شود. در وضعیت انسانی‌ای که بر ظرافت و لطافت استوار می‌شود (وضعیت هنری)، بی‌نظمی رخ نمی‌دهد. 💢و نکته سوم در تأثیر معنویت در ایجاد نظم اجتماعی، تحفظ بر حق الله در وضعیت معنوی است. در اندیشه اسلامی حق الله پایۀ نظم اجتماعی است. از همین‌رو برخی از محققان، حق الله را حق الاجتماع می‌دانند و اساسا تأکید بر حقوق الله و سخت‌گیری درمورد کسی مانند مرتد را، نه صرفا ام. اعتقادی بلکه امر اجتماعی دانسته‌ و آن را ناظر به پیوستگی امت اسلام می‌دانند. 🔹اقتضای تحقق نظم تمدنی توسعۀ اندازه‌ها و قَدَرهای انسانی در نظام پرورشی، و تربیت نسل امت‌گون (ان ابراهیم کان امه قانتا لله) است. تربیت نسل فرد ـ امت در واقع توسعه اندازه‌های فردفردهای مسلمان و ایجاد موجی از امم (فردـ‌ امت‌ها) در درون امت اسلام است. بدون چنین نسلی، امکانی برای توسعه قَدَرهای اجتماعی و ایجاد نظم تمدنی در عالم اسلام وجود نخواهد داشت. 🔸در این باره به نظر می‌رسد یکی از راه‌های تبدیل نسل عادی به نسل امت و تربیت انسان ـ امت در جامعه مسلمانان، نهادینه کردن فرهنگ مسارعه و مسابقه در خیر و نیکی در نظام پرورشی مسلمانان است. مسارعه و مسابقه، خیر خُردِ فردی را به خیر کلانِ جمعی تبدیل می‌کند و از آن رهگذر، نیکی‌ای در مقیاس تمدن و نسلی در مقیاس امت پدید می‌آید. ⚜️ @Taammolat74
📮 قانون طبیعت حیات انسانی، با وجود آن استعدادها و مختصات، «حیات معقول» بوده است، نه زندگی طبیعی محض. از اینرو حقیقت آن استکه غوطه وران در زندگی طبیعی محض، مخالف قانون حرکت می‌کنند، نه اینکه رشدیافتگان، انسان‌ها و مردمی استثنایی باشند. ✍️ علامه جعفری 🔵 ⚜️ @Taammolat74
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | اوصاف اخلاقی قرآن از دریچهٔ فرا اخلاق 🎙دکتر محسن جوادی ویژه‌برنامۀ «آیه در آینه» سلسله گفت‌وگوهای اخلاقی با حضور اساتید حوزۀ اخلاق خانه اخلاق‌پژوهان جوان ⏰ پنج‌شنبه ۱۶ رمضان (۹ اردیبهشت ۱۴۰۰) ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
کم حجم.mp3
23.52M
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | اوصاف اخلاقی از دریچهٔ 🎙دکتر ویژه‌برنامۀ «» 🔹 جوادی با بیان اینکه حوزه اخلاق را چه از منظر نهج‌البلاغه و چه از منظر قرآن مورد بی‌توجهی قرار داده‌ایم، تصریح کرد: نظام اخلاقی قرآن کار نشده است و در مورد روایات هم این ضعف وجود دارد؛ البته قرآن در وجه سند مشکلی ندارد، ولی حتی سندهای آن هم در روایات بررسی نشده است. 🔗 برای شنیدن سخنرانی قبل این نشست، اینجا کلیک کنید. ⚜️ @Taammolat74
🔰 در اوصاف روشنفکری ✍️محسن بهرامی 📍گفتگوی با نمونه‌ای از تقابل دو سنخ از میباشد. سنخ اول جریانی است که هنوز در رویاهای منورالفکری قرن هجدهم به سرمی‌برد.اینکه عقل خودبنیاد به زعمشان بدون استعانت از زعامت منبع فرا انسانی(وحی) میتواندملاک ومرجع امور قرارگیرد و شناخت طبیعت خارجی و سرشت انسان بوسیله آن میسور است. بدین طریق به تنهایی میتواند پیشوایی خودرادر عرصه تقریر حقیقت و تقلیل مرارت برعهده گیرد و این رسالت روشنفکری است. ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
تاملات
🔰 در اوصاف روشنفکری ✍️محسن بهرامی 📍گفتگوی #عبدااکریم_سروش با #مصطفی_ملکیان نمونه‌ای از تقابل دو سن
🔰 در اوصاف روشنفکری ✍️محسن بهرامی 🔘 بخش 1 از 2 🔸شایدبتوان گفت روشنفکری قرن هجدهمی،که نماینده آن هستند فانتزی ترین نوع تفکر انسان درطول تاریخ بوده.به گمان آنهاباکشف و تبیین طبیعت انسان ازطریق روش‌های علم‌تجربی می‌شد،تمام نیازهای واقعی او را شناخت و برای وصول به آن‌هابرنامه‌ریزی کرد. 🔹گمان براین بودکه ماراقادر میسازد که انسانی‌تر زندگی کنیم. باعلم وعقلانیت جدید میتوان ازدردوآلام بشرکاست، آزادی وعدالت رابرقرارکرد و تاجایی پیش رفت که بیماری ومرگ هم ریشه کن شود. اوج این تفکر در نقد دوم است.آنجاکه اوتلاش،می‌کند با ابطال هستی‌شناسی غیرمدرن وازسکه انداختن مرجعیت مذهب،اخلاق ومناسبات انسانی راکماکان زنده نگه دارد. 🔸کانت گمان میکردوجدان بشربه تنهایی میتواند او را از بی اخلاقی ونابهنجاری نجات دهد و معیارخوبی است برای زندگی اخلاقی انسان منقطع ازوحی. امااین نگاه خوش بینانه دراوایل قرن بیستم،آنگاه که بشرمدرن دوجنگ جهانی رابرپاکرده بودبربادرفت. زیراعلم بستر ظهور نژادپرستی و وحشی گری وجنگ افروزی شده بود. 💢اگر کانت وسایرفلاسفه روشنگری،که به انسان بسی خوش بین بودند در قیدحیات بودنددرمی‌یافتندکه وجدان بشرمدرن دربرابر بی اخلاقی عصرجدید ساکت‌تر از دیوار میباشد وقدرت راهبری اخلاقی راندارد. وعمده روشنفکران ایرانی هنوز دراین فانتزی‌های قرن هجدهمی به سرمیبرند.به راحتی برای انسان نسخه میپیچند. 🔹 وعمده روشنفکران ایرانی هنوزدراین فانتزی‌های قرن هجدهمی به سرمیبرند.به راحتی برای انسان نسخه میپیچند. گویافکر میکنند بحران‌های نظیر رشد ناموزون علم وتکنولوژی،بهره‌کشی بی رویه ازمحیط زیست ونابودی آن توسط تکنولوژی،بی‌هویتی و پوچ گرایی ،اصالت‌یافتن فردگرایی سودمحور وترویج حرص وآز بورژوازی، رسمیت یافتن پورن وهرزه‌گی وازبین رفتن بنیادخانواده، فزونی یافتن جنگ‌هاو توسعه سلاح‌های کشتارجمعی وسایرصعوبتهای زندگی مدرن همگی زیرسرتفکر دینی و انسان‌های غیرروشنفکراست!! 💥گرچه به سبب بسط سکولاریسم عنان‌گسیخته مطمح‌نظر اصحاب روشنگری بحران انسان مدرن به تعبیر خارج ازکنترل شده امااین جماعت کماکان طلبکار میباشندوهیچگاه پاسخگوی فجایع حاصل ازتحقق آرمانهای سکولاریسم نیستند. ⚜️ @Taammolat74
🔰 در اوصاف روشنفکری ✍️محسن بهرامی 🔘 بخش 2 از 2 🔸سنخ دوم از روشنفکران،مادامی که درایران بودند درهپروت شعارهای منورالفکری می‌زیستند اماچون رحل اقامت در بلاد غربی افکندند،و پس مواجهه باوضعیت انسان غربی دریافتند که خیلی‌وقت است تشت خودبنیادی آرمانهای برزمین خورده و شکاکیت وتردیدهای امکان تقریرحقیقت وتقلیل مرارت رااز انسان سلب کرده. 🔹با آنکه مادام که درایران بود،خود را درقامت اصلاح‌گران تجددمآب قرن هجدهم میدید اما گویا پس ازاقامت بلندمدت درغرب فهمیده که آن حرف‌ها کشک است واندازه پول سیاه نمی‌ارزد. ازبی‌ملاکی وبی‌معنایی روشنفکری قرن بیست‌ویکم میگوید. اوشعارهای ملکیان راخوش‌بینانه وغیرقابل تحقق می‌داند. 🔸نه آنکه سروش متنبه شده و از اسلام ستیزی و لجاجت بااندیشه دینی توبه کرده باشد،بلکه انسان پُست مدرن قرن بیست ویکم را ازنزدیک دیده و او رابی‌معناتر وسرگشته‌تر از آن می‌داند که بخواهد از سربند فانتزی‌های کذایی عصر روشنگری، به مبارزات آزادی‌خواهانه بپردازد.او ازحقایق متکثر،وشکاکیت وعدم امکان دست‌یابی به حقیقت واحدمیگوید. 🔹اینکه در دوره جدید دیگرآن های وهوی نعره مستان روشنفکران صدرمدرنیته به گوش نمیرسد واصولا پرداختن به زندگی معمولی وپذیرفتن نظم جهانی وسعی درشهروند نمونه بودن مطلوب‌تر از پرداخت هزینه‌های مبارزات روسنفکری وبی‌خانمانی ودربه‌دری وزندان ومکافات است. و ملکیان باآنکه سروش راپیش‌گام خود درمباحث تجددمآبی میداند،اما کماکان برطبل جهل خودمیکوبد وخوش بینانه از آرمانهای بربادرفته دفاع میکند. 💢این حکایت امروز ماست.روشنفکران مقیم ایران در توهم خودگالیله پنداری سیرمیکنندوگویادرحال مبارزه با سنتی وارباب کلیسای کاتولیک میباشند. می‌خواهند خط به خط نمایشنامه گالیله برتولت برشت رادرایران اجراکنند و آنان‌که درغرب زندگی کرده‌ و اوضاع مضطرب مردمان آن یِنگ‌دنیا رادیده‌اند، از خواندن فاتحه ارزشهای مدرنیته وظهور انسان شکاک بی‌رمق پست مدرن،که دیگر شعف سکولاریسم وعلم ودانش مدرن راندارد، میگویند.البته هردوسنخ درطور تقلیداز غرب سیر می2کنند،یکی از غرب قرن هجدهم ودیگری از غرب قرن بیست ویکم تقلید میکند. واین تقلید ذات وهویت روشنفکری وارداتی است. ⚜️ @Taammolat74
🔰تعریف مصطفی ملکیان در باب روشنفکر اشکالات اساسی دارد! ✍️محمد محمدرضایی، عضو هئیت علمی دانشگاه تهران 🔸آیا این تعریف( روشنفکر ،کسی است که تقریر حقیقت و تقلیل مرارت می کند )، معنای ماهوی روشنفکر است.یعنی، آیا روشنفکر و روشنفکری یک ذات و هویتی دارد که باید با این تعریف ،هویت آن را عیان کرد؟ 🔹ایشان بیان می دارند که روشنفکر باید از ایدئولوژی اندیشی پرهیز کند، زیرا با حقیقت گویی سازگاری ندارد. (ایدئولوژی اندیشی، یعنی مختومه اعلام کردن پرونده یک موضوع و کفایت مذاکرات. روشنفکر هیچ جا نباید کفایت مذاکرات کند. اصولاً اگر سخنی را رییس مکتب من مختومه اعلام کرد، به معنای ایدئولوژی اندیشیدن است.) 🔸در پاسخ می توان گفت :اصولاً برخی ایدئولوژی اندیشی ها نظیر اسلام، یک امر عقلانی است . عقل می گوید در مواردی که آگاهی نداری به کارشناس و متخصص مربوطه مراجعه کن و نیز این امر، مورد تایید عرف عام و شهود اخلاقی مردم است. 🔹حال با توجه به باور به پلورالیسم، چگونه یک روشنفکر می‌تواند از باورهای غلط و نابسامانی های فرهنگی و ظلم و فساد در جامعه سخن بگوید و همه همت خود را در جهت اصلاح آنها به کار گیرد. غلط بودن یک باور، با پذیرش پلورالیسم سازگار نیست. 🔗 این یادداشت را در اینجا بخوانید. ⚜️ @Taammolat74
🔰 در باب آن روشنفکری که چیز خاصی نیست! ✍️محمدحسین نظری 📍گفت‌وگوی اخیر عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان با عنوان «روشنفکری و حقیقت» اگرچه بیشتر به تعارفات گذشت و حرف نویی نداشت -چه خود ایشان هم اذعان داشتند که حرف نویی ندارند- اما فرصت تازه‌ای برای تامل بیشتر در مواضع این دو خطیب-نویسنده مهم پس از انقلاب در موضوع «روشنفکری» پیش آورد. ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
تاملات
🔰 در باب آن روشنفکری که چیز خاصی نیست! ✍️محمدحسین نظری 📍گفت‌وگوی اخیر عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیا
✔️ ادامه... 🔘 بخش 1 از 4 💠
 ملکیان: روشنفکرِ فارغ از مصائب خارجی

🔸در این گفت‌وگو نیز یادآوری شد که ملکیان در مقاله «تقریر حقیقت و تقلیل مرارت» معنای روشنفکری را تفصیل داده است. به‌زعم او روشنفکر اولا به‌نحو پیش‌فرض «بخشی کمابیش بزرگ از درد و رنج و آزار و آسیبی که انسان‌ها متحمل می‌شوند را ناشی از فرهنگ خود آنان، یعنی برخاسته از باورهای کاذب یا احساسات و عواطف نابجا یا خواسته‌های نامعقول خودشان»(1) می‌داند و بنابراین با درون آنها کار دارد؛ 🔹یعنی روشنفکر به حکم اخلاق موظف است با ترفندهایی، آلام و مرارت‌های «درونی» مردم را تسکین دهد و با مصائب عالم خارج کاری ندارد. به اعتقاد ملکیان، این تسکین آلام با تغییر باورها و عواطف و خواسته‌های غلط افراد میسر می‌شود و روشنفکر وظیفه دارد که بکوشد با تشخیص درست از غلط، بذر باورها و عواطف و خواسته‌های حقیقی را در دل دردمندان بکارد و به این نحو، از مرارات آنها بکاهد. 🔸پس به‌نظر ملکیان، کار روشنفکر کالیبره کردن فرهنگ‌ها و احساسات و... با وضع موجود است. روشنفکر ملکیان در اصل افراد را پذیرای وضع موجود می‌کند نه‌اینکه وضع مطلوبی را نشان دهد یا راهی به فردایی دیگر باز کند. اما این نحوه روشنفکری با حقیقت چه نسبتی دارد و روشنفکر حسن و قبح و درست و غلط را با چه ملاک و معیاری تشخیص می‌دهد؟ 🔹 به‌هرحال موضوع این گفت‌وگو «روشنفکری و حقیقت» بوده است و ملکیان هم اصرار دارد که «روشنفکری در خدمت حقیقت است»(2) و حقیقت هم مقدمه اساسی تقلیل مرارت. پاسخ ملکیان این است که به‌منظور تسکین آلام یا همان تقلیل مرارت، لازم است روشنفکر خود را به «آخرین دستاوردهای علوم و معارف بشری»(3) آن‌هم نه در همه حوزه‌ها بلکه به تناسب وظیفه‌ای که دارد، تنها در حوزه‌های «فلسفه، روانشناسی، جامعه‌شناسی، الهیات، عرفان و ادبیات» (4) مجهز کند و با بهره‌مندی از آنها باورها و عواطف و خواسته‌های «درست» را به مردم بیاموزد. 🔸ارجاع حقیقت به «آخرین» دستاوردهای معارف بشری ناشی‌از قائل شدن به Progress و نظر خطی ملکیان به تاریخ است. به‌زعم او «از حدود ۳۰۰ سال پیش، یعنی تقریبا از اوایل قرن هجدهم بدین‌سو، شمار فزاینده‌ای از فیلسوفان اخلاق و دانشمندان علوم‌انسانی و اجتماعی مدام بشر را به پشت‌سر گذاشتن دوران طفولیت و کودک‌منشی و پا نهادن به آستانه دوران رشد و بلوغ دعوت کرده‌اند و می‌کنند.»(5) اما حقیقت مدنظر ملکیان بیش از «لفظ» نیست؛ یعنی نه درنظر جدی و قابل‌دفاع و قابل‌توجیه است و نه درعمل خاصیتی دارد. 🔻 پ.ن: (1) عیب و هنر روشنفکری، مصطفی ملکیان (2) روشنفکری و حقیقت، گفت‌وگوی ملکیان و سروش (3) عیب و هنر روشنفکری، مصطفی ملکیان (4) همان (5) درد از کجا، رنج از کجا، مصطفی ملکیان ⚜️ @Taammolat74
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | شهید مطهری و قرآن - نوآوری در وحی و اعجاز 🎙دکتر مجید معارف هم اندیشی اساتید نهاد رهبری دانشگاه الزهرا(س) ⏰ چهارشنبه ١۴٠٠/٢/١۵ ⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
شهید مطهری و قرآن - نوآوری در وحی و اعجاز.mp3
25.47M
🔉 سخنرانی 🔶 موضوع نشست | و قرآن - نوآوری در وحی و اعجاز 🎙دکتر . . . ⚜️ @Taammolat74