eitaa logo
تأملات اجتماعی
183 دنبال‌کننده
301 عکس
93 ویدیو
7 فایل
محمدرضا کرباسچی دانش آموخته ی حوزه ی علمیه ی قم کارشناس ارشد فلسفه ی علوم اجتماعی @mrkarbs
مشاهده در ایتا
دانلود
📌بسم رب الحسین 🔹«پیچیدگیهای اجتماعی: نمودهای حق، نمودهای باطل» محرم از راه رسید و اهل اطلاع می دانند که محرم برای ما طلبه ها از یک ماه پیش یا حتی بیشتر شروع شده. موضوع بحث امسال را -که انشالله در مسجد سلمان ارائه خواهم کرد- «نمودهای حق، نمودهای باطل» انتخاب کرده ام. این عنوان که عبارة اخری همان «پیچیدگی اجتماعی» است، همان دغدغه ی چندین و چند ساله ی خودم است که این بار در بستر قیام سید الشهدا ع آن را بررسی خواهم کرد. می دانیم که حق و باطل هیچ گاه بصورت آشکار و عیان و خالص ظاهر نمی شوند، این دو در ساخت دنیایی حیات انسان بهم آمیخته اند و معنای ابتلا هم همین است که انسان در کلاف سر در گم حیات مادی سررشته ی حق را گم نکند. چرا بحث از «نمود های حق و نمود های باطل» مهم است؟ اهمیت این مسئله از آن روست حق گاهی برای ما انسانها باطل تلقی شده و به راحتی رفض می شود و باطل نیز گاهی لباس حق می پوشد و جذاب. ما در زمانه ی خودمان تلقی های ساده ای در شناخت حق و باطل داریم که گاهی برایمان گمراه کننده است. یکی از دشواری های شناخت حق و باطل از یکدیگر، گره زدن آنها با کارکرد پدیده هاست. بنحوی که اگر پدیده ای کارکرد مثبت داشته باشد حق و الا باطل تلقی می شود. برخی از مردم صدر اسلام رفاه و آرامش و ثروت را دلیل حق بودن می دانستند و وقتی که با بحرانی مانند. جنگ احزاب روبرو شدند، به علت تلقی غلط از حق و باطل دچار اشتباه شدند و نمونه های ازین دست بسیار است. گاهی افرادی که سالها در جبهه حق بوده اند حرفهای باطل را تکرار می کنند و ما را به تردید می اندازند. نمونه های بسیاری از درآمیختگی حق و باطل و مشتبه شدن امور را می توان در عصر امیر ع یافت. در همه ی این موارد باید ملاک های در دست داشته باشیم که جاده حق از دیدرس مان محو نشود. چرا بحث از نمودهای حق و باطل، یکی از مصادیق پیچیدگی‌های اجتماعی است؟ ما برای آنکه در شناخت حق و باطل دچار خطا نشویم باید بدانیم که حق الزاما بصورت مثبت ظاهر نمی شود، باطل هم الزاما در چهره ی منفی ظاهر نمی شود و ملاک حق و باطل اساسا چیز دیگری است. آن را باید شناخت تا اسیر باطل نشد. @taamollat
📌 مبانی اخباری گری و اشعری گری چگونه بر تحلیل اجتماعی اثر می گذارد؟ ۱. هیچ تحلیل اجتماعی از مبانی هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی خالی نیست و اصلا تحلیل اج بدون داشتن موضع روشن در این حوزه ها امکان پذیر نیست. استاد پارسانیا، برای واکاوی نظریات اجتماعی، مدل روش شناسی بنیادین را عرضه کرده و اهل علم را به اهمیت تاثیر مبانی آگاه کرده اند. ۲. در فضای تفکر اسلامی نیز علی رغم اتکای عمومی بر قرآن کریم، با اینحال نوع مواجهه با زبان قرآن، نوع مواجهه با سنت رسول خدا و اهل بیت و از همه مهمتر نظرگاه پیرامون عقل، منجر به تولید هستی شناسی ها، انسان شناسی ها و معرفت شناسی هابی گردیده که هر یک تاثیر خاص خود را در تحلیل اجتماعی برجای می گذارد. ۳. نکته ی جالب توجه آنکه مبانی کلامی متخذ در نحله های گوناگون، گاهی سر از انحطاط اجتماعی در اورده، برخی سر از نسبیت و برخی به دلیل قرابت ذاتی به بازتکرار پارادایم های غربی منجر گردیده است. ۴. در میان جریان های اسلامی، با کمال تعجب، جریان های نواخباری و نو اشعری ظرفیت بالایی برای پیوند با پارادایم های غربی دارند و نوعا از همان‌جایی سر بر می آورند که آنها. جریان های اخباری گری و اشعری گری هر دو با نفی یا کم توجهی به عقل، به ظاهرگرایی و جزیی نگری دچار شده و هستی و انسان و جامعه را نیز همین گونه می بینند. طبیعتاً این نگاه ها با تقلیل توان عقل، از درک و تحلیل کلیات جا می مانند و همین مانعی است بر سر درک پیچیدگی‌های اجتماعی. ۵. درک پیچیدگی‌های اجتماعی نیازمند درک کلیات جامعه و کلیت آن و همچنین درک لایه های تو در توی رفتار انسان و همچنین نیازمند درک اراده های متراکم و شبکه ای انسانها است و این همه، از دسترس نگاه نص گرا و جزیی نگر به دور است. ۶. به باور نگارنده، در میان جریانهای فکری جهان اسلام، هیچ جریانی باندازه ی جریان حکمت و اجتهاد شیعی از توان و ظرفیت تحلیل لایه ها و پیچیدگی‌های اجتماعی برخوردار نیست. جریان حکمت و اجتهاد به مدد عقل ناب قرآنی به درک کلیات و کشف نفس انسانی و سپس امتداد های اجتماعی آن نائل می شود. شمه ای از روش تحلیل اجتماعی حکمت بنیان در آثار استاد شهید مرتضی مطهری ره آشکار شده و بخش بیشتری در آثار سیدالقائد و مبانی آن در اندیشه ی امام و علامه و اساتید ایشان. ۷. این مطالب را از این جهت قلمی کردم که دیدم عده ای از دوستان طلبه، بر اساس متون دینی (و نوعا با مبانی قریب به اخباری گری و اشعری گری) دارند وقایع فلسطین و موضع ایران و حزب الله را تحلیل می کنند. سخن بسیار است. فقط خواستم توجهی داده باشم. یاعلی @taamollat