📷 تصویر بالا متعلق به جناب میرزا حسن کرمانشاهی (متوفای ۱۳۳۶ق) از حکمای بزرگ #حوزه_حکمی_تهران است که به تازگی یافت شده و در حال حاضر تنها تصویر موجود از آن حکیم الهی است. وی بعد از استاد خود #آقا_علی_حکیم کرسی تدریس حکمت در #مدرسه_سپهسالار_قدیم را برعهده گرفت.
🔹درباره حکیم #میرزا_حسن_کرمانشاهی آوردهاند:
«قطع نظر از مقامات علمی، بسیار عفیف النفس و پاکدامن و وارسته از دنیا و مقبل به آخرت بود. با اینکه معیشتش در نهایت سختی میگذشت، در مدت عمرش به احدی اظهار عسرت ننمود و به همان حقوق مدرسه قناعت فرمود.»
یکی از شاگردان جناب میرزا حسن کرمانشاهی گوید: از عطاری چای گرفتم. بر کاغذی که در آن چای ریخته بود، این عبارت را دیدم: «فصل فی النفس الکلیة الفلکیة»؛ خط را شناختم و چنین گمان کردم که خط استادم آقا میرزا حسن باشد. نزد عطار رفتم و از او جویا شدم که این کاغذ را از کجا آورده است و عطار به خانه میرزا اشاره کرد.
بعدها این مطلب را به جناب میرزا عرض کردم. فرمود: «از این کاغذها فراوان به عطار داده شده است و تنها یکی به دست تو افتاده».
📚تاریخ حکما و عرفا ص۴۳۶
شاگردان:
علامه رفیعی قزوینی
میرزا احمد آشتیانی
حاج شیخ محمدتقی آملی
سید کاظم عصار
میرزا مهدی آشتیانی
و...
📷 شخصی که کنار جناب میرزا حسن کرمانشاهی نشسته، طبق قرائنی احتمالا #شریعت_سنگلجی است که در آن زمان به محضر وی رفت و آمد داشته است.
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
5.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀به مناسبت شهادت #حاج_شیخ_قاسم_اسلامی در شب نیمه #ماه_رمضان به ضرب گلوله
🔹مرحوم استاد #علی_ابوالحسنی_منذر درباره شهید اسلامی مینویسد:
«بیگمان اگر اسلامی رشتۀ تدریس علوم حوزوی را ادامه داده بود، با آن پیشینه و پشتوانۀ علمی و اجتماعی و نیز فصاحت بیان و روانی قلم (و بیفزایید: سیمای علمایی!) که داشت، به لحاظ ترقی علمی اجتماعیِ دینی، آیندهای بس روشن در انتظارش بود و چهبسا به جایگاه رفیع مرجعیت دست مییافت.
منتها، زمانی که از یک سو، ایمان و عقیدۀ مردم مسلمان و شیعۀ کشورش را در تندباد حملات و شبههافکنیهای امثال #کسروی و #شریعت_سنگلجی و #حزب_توده و جولانِ کانونها و سیاستهای مروج فساد و فحشاء، شدیداً در معرض خطر دید و عرصۀ منبر را نیازمند وجود خطیبانی یافت که هم از آگاهیهای عمیق و کلان دینی بهرهمند، هم به قدرت استدلال مجهز باشند و هم از تهدید و تبعید و قتل و زندان ارباب قدرت نهراسند و در صورت لزوم، به کام شیر روند و از ساحت دین دفاع کنند، کرسی تدریس در حوزه را که بهاصطلاح «مَن به الکفایه» در آن وجود داشت، به اهلش واگذاشت و شغل شاغلش را ایراد خطابه در مساجد و محافل دینی و نگارش کتاب در تبیین معارف اسلامی و پاسخ به شبهات دینستیزان و تاراجگران عقاید، قرار داد و درواقع، مرجعیتش را فدای انجام وظیفه کرد.
به قول خود: «دیدم که در این زمان، اسلام و تشیع غریباند و دشمنان، غدار و وجود من در سنگر منبر، سودمندتر، پس کرسی تدریس رها کردم و به منبر شدم.»
📚منبع: «مقاله غوطه زد به خود فرهاد» به قلم استاد منذر
🕌 https://eitaa.com/tarikh_hawzah_tehran