eitaa logo
تاریخ حوزه طهران
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
62 ویدیو
5 فایل
✍️به پژوهش و نگارش حمید سبحانی صدر ارتباط با ما: https://eitaa.com/hamid_sobhani_sadr
مشاهده در ایتا
دانلود
📷 تصویر بالا متعلق به جناب میرزا حسن کرمانشاهی (متوفای ۱۳۳۶ق) از حکمای بزرگ است که به تازگی یافت شده و در حال حاضر تنها تصویر موجود از آن حکیم الهی است. وی بعد از استاد خود کرسی تدریس حکمت در را برعهده گرفت. 🔹درباره حکیم آورده‌اند: «قطع نظر از مقامات علمی، بسیار عفیف النفس و پاکدامن و وارسته از دنیا و مقبل به آخرت بود. با اینکه معیشتش در نهایت سختی می‌گذشت، در مدت عمرش به احدی اظهار عسرت ننمود و به همان حقوق مدرسه قناعت فرمود.» یکی از شاگردان جناب میرزا حسن کرمانشاهی گوید: از عطاری چای گرفتم. بر کاغذی که در آن چای ریخته بود، این عبارت را دیدم: «فصل فی النفس الکلیة الفلکیة»؛ خط را شناختم و چنین گمان کردم که خط استادم آقا میرزا حسن باشد. نزد عطار رفتم و از او جویا شدم که این کاغذ را از کجا آورده است و عطار به خانه میرزا اشاره کرد. بعدها این مطلب را به جناب میرزا عرض کردم. فرمود: «از این کاغذها فراوان به عطار داده شده است و تنها یکی به دست تو افتاده». 📚تاریخ حکما و عرفا ص۴۳۶ شاگردان: علامه رفیعی قزوینی میرزا احمد آشتیانی حاج شیخ محمدتقی آملی سید کاظم عصار میرزا مهدی آشتیانی و... 📷 شخصی که کنار جناب میرزا حسن کرمانشاهی نشسته، طبق قرائنی احتمالا است که در آن زمان به محضر وی رفت و آمد داشته است. 🕌 @tarikh_hawzah_tehran
5.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀به مناسبت شهادت در شب نیمه به ضرب گلوله 🔹مرحوم استاد درباره شهید اسلامی می‌نویسد: «بی‌گمان اگر اسلامی رشتۀ تدریس علوم حوزوی را ادامه داده بود، با آن پیشینه و پشتوانۀ علمی و اجتماعی و نیز فصاحت بیان و روانی قلم (و بیفزایید: سیمای علمایی!) که داشت، به لحاظ ترقی علمی اجتماعیِ دینی، آینده‌ای بس روشن در انتظارش بود و چه‌بسا به جایگاه رفیع مرجعیت دست می‌یافت. منتها، زمانی که از یک سو، ایمان و عقیدۀ مردم مسلمان و شیعۀ کشورش را در تندباد حملات و شبهه‌افکنی‌های امثال و و و جولانِ کانونها و سیاست‌های مروج فساد و فحشاء، شدیداً در معرض خطر دید و عرصۀ منبر را نیازمند وجود خطیبانی یافت که هم از آگاهیهای عمیق و کلان دینی بهره‌مند، هم به قدرت استدلال مجهز باشند و هم از تهدید و تبعید و قتل و زندان ارباب قدرت نهراسند و در صورت لزوم، به کام شیر روند و از ساحت دین دفاع کنند، کرسی تدریس در حوزه را که به‌اصطلاح «مَن به الکفایه» در آن وجود داشت، به اهلش واگذاشت و شغل شاغلش را ایراد خطابه در مساجد و محافل دینی و نگارش کتاب در تبیین معارف اسلامی و پاسخ به شبهات دین‌ستیزان و تاراجگران عقاید، قرار داد و درواقع، مرجعیتش را فدای انجام وظیفه کرد. به قول خود: «دیدم که در این زمان، اسلام و تشیع غریب‌اند و دشمنان، غدار و وجود من در سنگر منبر، سودمندتر، پس کرسی تدریس رها کردم و به منبر شدم.» 📚منبع: «مقاله غوطه زد به خود فرهاد» به قلم استاد منذر 🕌 https://eitaa.com/tarikh_hawzah_tehran