eitaa logo
طرز طنز
64 دنبال‌کننده
130 عکس
6 ویدیو
2 فایل
ارائه مطالب ادبی - پژوهشی در حوزه ادبیات طنز - ارتباط با مدیر کانال: @chapaak
مشاهده در ایتا
دانلود
📜شعری فاخر و حماسی از بانویی شاعر ✒️ تقی‌الدین محمد اوحدی حسینی در شرح حال لاله‌خاتون کرمانی می‌نویسد: از خواتین عظام و مخدّرات کرام است. مردانه در راه جهانداری و معدلت قدم درنهاده، حکومت کرده، صاحب طبیعت عالی و گوهر منوالی بوده، فضیلت بسیار و کمال بی‌شمار داشته... اهل فضل و کمال را ترقیات می‌فرموده... این شعر زیبا از اوست: من آن زنم که همه‌ کار من نکوکاری‌ست به زیر مقنعه‌ی من بسی کُلَه‌داری‌ست درون پرده‌ی عصمت که تکیه‌گاه من است مسافران صبا را گذر به دشواری‌ست! جمال سایه‌ی خود را دریغ می‌دارم ز آفتاب که او شهرْگرد و بازاری‌ست! نه هر زنی به دو گَز مقنعه‌ست کدبانو نه هر سری به کلاهی، سزای سرداری‌ست 🖇🖇🖇 منبع: (چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه ۱۸۵) @tarzetanz
📜فرق دو کمال✏️ شیخ کمال خجندی(د ۷۹۲ ق) طبع بسیار خلاق و نازک‌اندیشه‌ای داشته چندان که عبدالرحمن جامی(د ۸۹۸ ق) اشعار او را با کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی(د ۶۳۵ ق) اشتباه می‌گرفته. تنها تفاوت صوری و آشکار آن دو این بوده که شیخ کمال خجندی محاسن انبوهی داشته ولی کمال‌الدین اسماعیل برعکس کوسه بوده است. با عنایت به این نکته مرور شعر خاتم‌الشعراء عبدالرحمن جامی دراین‌باره دلنشین‌تر می‌شود: 🔸قطعه🔸 دو کمال‌اند در جهان مشهور یکی از اصفهان، یکی ز خجند این یکی در غزل عدیم‌المثل وآن دگر در قصیده بی‌مانند در میان کمال این دو کمال نیست فرقی مگر به مویی چند! 📎📎📎 منبع: (چنته. محمدعلی مجاهدی.صفحه۲۹) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📝رابطه‌ی علم خدا و گناه آدمی✍ گویند سراج قمری در سرودن هزل دستی به تمام داشت و از مشرب فلسفی عمر خیام نیشابوری پیروی می‌کرد. وی این رباعی را سرود و در میان مردم، زبان به زبان گشت: من می خورم و هرکه چو من اهل بود می خوردن من به نزد او سهل بود می خوردن من حق ز ازل می‌دانست گر می نخورم علم خدا جهل بود! عزالدین کرجی در پاسخ او سرود: گفتی که گنه به نزد من سهل بود این نکته نگوید آن‌که او اهل بود علم ازلی علت عصیان بودن نزد عقلا ز غایت جهل بود 🖇🖇🖇 منبع: (چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه۹۱) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖صله‌ی شعری که هنوز در راه است!💵 سعیدای «زکی» اردستانی(د ۱۰۲۲ ق) از شعرای اواخر سده‌ی دهم و اوایل سده‌ی یازدهم هجری است. از قطعه شعر مطایبه‌آمیز او برمی‌آید که مدت‌ها در انتظار صله‌ای بوده که ممدوح او برایش فرستاده ولی هنوز به دستش نرسیده! 🔸قطعه🔸 ای که از همت جهانگیرت غیر آوازه‌ای به ما نرسید وی که از ابر رحمت عامت نیم قطره به این گیا نرسید! در دعاگویی‌ام همیشه ولی غیر آمینم از دعا نرسید در ثناخوانی‌ام مدام ولی غير تحسینم از ثنا نرسید! هیچ‌کس اندرین دیار نماند که ز خوان تواش صلا نرسید ،من چه کردم که با کمال هنر هیچ چیزم جز اشتها نرسید در نخستم به لطف خود دادی ای دریغا به انتها نرسید لطف کردی ولی تمام نشد وعده دادی ولی به‌جا نرسید عمر در انتظار رفت و هنوز صله‌ی شعر ما به ما نرسید! 📎📎📎 منبع: (چنته.محمدعلی مجاهدی.صفحه۱۷۳-۱۷۴) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖نماز بی‌‌وضو!✍ 🔸ملاّ فرخ حسین «ناظم» هروی، از سخنوران ولایی و بنام سده‌ی یازدهم هجری در سبک هندی است. او درباره‌ی شرف زیارت حرم علوی در نجف اشرف برای زائران بیت‌الله‌الحرام رباعی زیبایی دارد: در وصف علی خرد فرو می‌ماند خاک نجفش به آبرو می‌ماند از راه نجف به کعبه هرکس نرود حجّش به نماز بی‌‌وضو می‌ماند! 🔹[دیوان ناظم هروی. ص ۵۸۷]🔹 📎📎📎📎 منبع: (چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه ۲۰۰) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📙وقتی شاعر از کسی خوشش نیاید!🔸 📝تصویرسازی در هجو😉 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚وقتی شاعر از کسی خوشش نیاید🔸 میرالهی همدانی از شعرای آن سامان در سده‌ی یازدهم هجری است. مؤلف عرفات‌العاشقین، به سال ۱۰۲۰ هجری در سفری که میرالهی به هند داشته، در شهر آگره وی را ملاقات کرده است. میرالهی همدانی طبعی هزل‌آمیز و مطایبه‌انگیز دارد. چکامه‌ی مطایبه‌آمیز زیر را در هجو «ذوقی‌»نامی سروده که حاکی از اشراف او به هنر تصویرسازی در زمینه شعر است: 🔹مطايبه🔹 به بینی‌ات چو رود اژدهای آتشبار بود چو کرم شب‌افروز در میانه‌ی غار! چه بینی‌ای است که در زیر گاو و ماهی اگر دهند گور تو را بعد مردن تو قرار ز بس که باشد از اندازه‌ی لحد بیرون به روی خاک بماند به جای سنگ مزار! مصالحی نتوان یافت به ز بینی تو اگر زمانه کشد پل به روی دریا بار! دراز گشت سربینی‌ات چو پای اجل گره زنش چو دم اسب و حلقه‌ساز چو مار زیاده هرچه بماند بپیچ بر سر خویش نما نمای زن از صدهزار گز دستار! خدا نخواسته گر افکنی نظر به کتاب ز بوی گند دماغت که هست مزبله‌زار رمند مورچه‌های حروف از پس و پیش مثال کیک جهد نقطه بر يمين و يسار کشیده و کج و سرتیز و پهن‌بنیاد است مگر به روی تو بینی شده است موسیقار؟ ز بس که لاشه‌ی بينی‌ت سر به اوج کشید همیشه کرکس گردون از او خورد مردار! تُماغه گر طلبد بینی تو چون شاهین کند سهيل يمن نُه سپهر را بُلغار! نشسته بر کمر بیستونِ بینی تو سپهر عربده‌جو چون پلنگ بر کهسار! به ماه کینه نجوید پلنگ بر سر وی که ماه را همه‌شب زیر پای اوست گذار! نُه آسمان به تهِ آسیای بینی توست چو ارزنی که نماید به خاک در انبار! در او مِقَط ز قلم‌های پای عوج نهند دهند مِحبَره‌ای گر ز بینی تو قرار خوش است کندن از آن رو، خیار بینی تو که ساکنند شپش‌ها در او چو تخم خیار! نگه رود به سرانگشت پای در رخ تو چنان‌که مردم پاکیزه در نجاست‌زار! تو نیستی به میان هرچه هست بینی توست که از بنای رخت کنده باد این دیوار! ✏️پی‌نوشت✏️ - تُماغه: کلاهی که بر سر پرنده‌ی شکاری گذارند. ـ بُلغار: نام نوعی پوست دباغی شده. ـ مِقَط: چاقوی مخصوص قلم‌تراشی و قط‌زنی. ـ مِحبَره: ظرفی که در آن مرکب ریزند. [متاسفانه به مرجع اصلی شعر دسترسی ندارم! تا ببینم شعر دقیق و درست آمده یا نه؟!] 🖇🖇🖇 منبع: (چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه۸۳-۸۴) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan