eitaa logo
- هَم‌قرار'🏴
1هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
541 ویدیو
28 فایل
• ﷽ ‌ ما آدمی‌زادهاۍ محتاطیم امّا در دل ڪورهٔ آتش، در میانهٔ برافروختگی‌های شعلھ .. #مائده_عالی‌نژاد ــ ـ همقرار وقف مولا'عج ست‌، قَرارِ ما مماتُ حیات، خَرجِ مولا. شهادت نزدیک است... ‌پُل ارتباطی: @Khadem_eshgh
مشاهده در ایتا
دانلود
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌹🌹 🌹 ✨ |أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ| اوایل انقلاب، خواندن نماز اول وقت، بین مردم چندان متداول نبود؛ اما شهناز از همان موقع، تاکید بسیاری روی نماز اول وقت داشت؛ حتی لباس های نمازش با لباس های خانگی و کوچه و خیابان فرق می کرد. او برای هر نماز، لباس هایش را هم عوض می کرد. وقتی از او می پرسیدم: چرا لباس هایت را عوض می کنی؟ می گفت:" مگر شما وقتی به دیدار یک دوست و یک فامیل می روید، لباس نو نمی پوشید و خودتان را مرتب نمی کنید؟ پس چرا برای نماز که گفتگوی انسان با خدا و مهمانی و بساطی است که خدا در خلقت پهن کرده، نباید به سر و وضع خودمان سامان بدهیم و آنرا مرتب کنیم؟" شهناز هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء دعای کمیل می خواند. منحصر به یک شب خاص هم نبود. چقدر گریه می کرد. وقتی می پرسیدم: چرا گریه می کنی؟ می گفت: "اگر معنای این دعا را می دانستید، شما هم با من گریه می کردید." |°شهیده شهناز حاجےشاه°| |اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ| 🌹 🌹🌹 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌿🌿 🌺 ✨ |أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ| تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد اما در کنار تحصیل سعی می‌کرد خیلی چیزها را یاد بگیرد. به گفته خانواده‌اش نسبت به زمان خودش خیلی جلوتر بود. گواهینامه رانندگی داشت و بسیار عالی رانندگی می‌کرد، در حالی که آن زمان در خرمشهر و شهرستان‌های دیگر زن‌ها چندان نمی‌توانستند سراغ این کار بروند. تایپ فارسی و لاتین را بسیار خوب می‌دانست و حتی یک لحظه از زندگی و فرصت‌هایش را بیهوده از دست نمی‌داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که هنوز نهضت سوادآموزی تشکیل نشده بود، شهناز همراه چند نفر دیگر گروهی را تشکیل دادند و به روستاها می‌رفتند و به بچه‌ها درس می‌دادند. ؟ |°شهید شهناز حاجی شاه°| |اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَهَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ| 🌿 🌸🌿 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه▫️ 🌱🌱 🌱 ✨ أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ بسيار تقيد داشت كه پدر و مادرش از او راضي باشند . همچنين خيلي به خواندن نماز اول وقت تقيد داشت. بسيار اهل مطالعه بود، كم مي‌خوابيد و بيشتر به خودسازي مي‌پرداخت. مريم استثنايي نبود اما خيلي خودساخته بود. نفرت از غيبت، محبت خالصانه‌اش به ديگران، هيچ چيز را براي خود نخواستن از شاخصه‌هاي اخلاقي او بود. مريم همواره مي‌گفت "برخي سكوت‌ها و حرف‌هاي نابه‌جا، گناهان كوچكي هستند كه تكرار مي‌كنيم و برايمان عادت مي‌شود، گناهان بزرگ را اگر انسان خيلي آلوده نشده باشد متوجه مي‌شود، اين گناهان كوچك هستند كه متوجه نمي‌شويم." شهید در بسياري از عمليات دوران دفاع مقدس از جمله شكست حصر آبادان و آزادسازي خرمشهر حضوري فعال و چشمگير داشت. |°شهیده مريم فرهانیان °| اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ 🌱 🌱🌱 @tasmim_ashsqane
- هَم‌قرار'🏴
بِسْمِ اللَّه 🌱🌱 🌱 ✨ او همیشه دل‌ش می‌خواست شهید شود؛ شهیدی که در حال شهادت یا مرگ، حجاب اسلامی و چادرش از او جدا نشود. او با چادر بلند به پیشگاه پروردگارش رفت؛ چادری که برایش مانند سنگری بود، حفاظی در برابر چشمان بیماردلان و... این خواسته‌اش چه زیبا به اجابت رسید. در تابستان سال 1376 دختری از تبار فاطمه(س) دیده به‌جهان گشود که نام‌ش را «سمیرا» نهادند. سمیرا دور از وطن اجدادی‌اش در دیار غربت (جمهوری اسلامی ایران) چشم به‌جهان گشود. خانواده‌اش در اصل از ولایت پروان، قریه سرخ ‌پارسا بود. وی به همراه خانواده پس از 6 سال و اندی زندگی در جمهوری اسلامی ایران به وطن بازگشت و تعلیمات ابتدایی‌اش را در لیسه "همایون شهید" و دوره لیسه را در مکتب چهل‌دختران کابل به اتمام رساند. شهیده سمیرایعقوبی در دوران مکتب، شاگردی ممتاز و کوشا بود. او در سال 1392 وارد دانشگاه سید جمال‌الدین افغان شد و دوره لیسانس خود را در سال 1396 در دانشگاه شهید ربانی در رشته علوم اجتماعی، موفقانه به‌پایان برد. ادامه دارد... |شهیده سمیرا یعقوبی | 🌱 🌱🌱 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌱🌿 🌿🌱🌿 ✨ سمیرا یعقوبی در کنار درس‌های دانشگاهی، فعالیت‌های فرهنگی بسیاری را نیز انجام می‌داد. از جمله تدریس علوم قرآنی در مسجد امیرالمؤمنین(ع)، عضویت فعال در کانون علمی- فرهنگی بیت‌الزهرا، عضویت در هیِأت علمی مؤسسه علمی پژوهشی موعود، عضویت رسمی در بخش فرهنگی کمیته شورای عالی قرآنی و همچنین فعالیت در عرصه فرهنگی در کانون علمی- قرآنی بیت‌الهدی و عضویت در مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان و انجام وظیفه تشکیلاتی در بخش بانوان دفترمرکزی این تشکیلات در کابل. شهید سمیرا یعقوبی در حقیقت دختری از تبار فاطمی بود که هیچ‌گاه جو زمانه، سیرت و صورت او را نتوانست تغییر دهد و همیشه بزرگ‌ترین آرزویش و زیارت حرم اباعبدالله(ع) بود؛ اما شهادت نه به‌هر قیمتی...! او هیچ‌گاه نمی‌خواست در انتحاری‌های شهر شهید شود؛ زیرا وضعیت نامطلوب کشته‌شدگان را دیده و یا شنیده بود؛ بلکه خواسته‌اش در حقیقت دفن و شهادت به‌همراه بود. همان چادری که مانند چفیه سربازان در جنگ، هیچ‌وقت از او دور نمی‌شد و نباید می‌شد... |°شهید سمیرا یعقوبی °| 🌿🌱 🌱🌿🌱 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌱🌹 🌹🌱🌱 ✨ " در هنگام شهادت در وصیتی گفته بود که: سلام مرا به پدر و مادرم برسانید و بگویید مرا ببخشند و از راهی که من انتخاب کرده ام راضی باشند و من خوشحالم که دارم شهید می شوم." دوران نوجوانی به مذهب علاقه مند بود و اهمیت می داد. مخصوصاً در دورانی که مشغول به تحصیل بود، روز به روز تقوایش بیشتر می شد. پرهیزگاری ایشان به گونه ای بود که از حجاب کامل برخوردار بود و اعضای خانواده را به شوق و ترغیب وا می داشت. دختری بود که هر وقت می خواست بخوابد با وضو می خوابید و نماز شب را فراموش نمی کرد. او همچنان به فعالیتهای سیاسی و مذهبی خود ادامه می داد. در مکتب قرآن با خواهران دیگر به فراگیری قرآن مشغول بود و در فرصتهای مناسب به مطالعه کتابهای مذهبی می پرداخت و بیشتر پولی که از پدرش می گرفت به خریدن کتاب اختصاص می داد. شهناز برای به ثمر رسانیدن انقلاب اسلامی و پاسخ دادن به ندای رهبر عزیزش امام خمینی تلاشهای زیادی می کرد و در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و بیشتر اوقات کارهای خود را مخفیانه انجام می داد که مبادا او را از انجام دادن کاری که به عهده داشت منع نمایند. در پخش کردن اعلامیه ها و عکسهای امام خمینی تاثیر بسزایی داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید. ایشان باز هم از تلاشهای خود دست نمی کشد. او در جهادسازندگی و بسیج خواهران عضویت داشت و از انقلاب اسلامی پاسداری می کرد... |°شهیده شهناز محمدی زاده °| 🌱🌹🌱 🌱🌱🌹🌱 ‌@tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌹🌱🌱 🌱🌹 ✨ گام هایی که برای رضای خدا برداشته می شد در مسیر بزرگ شدن شهناز. ما هر روز شاهد تعالی روح او بودیم . او دربارۀ شغل آینده اش معتقد بود که " کار باید خوب باشد . عنوانش مهم نیست ! این مهم است که کاری که انجام می دهی ، برای رضای خدا باشد ." در جهاد مشغول بود و از کارش راضی و خوشحال به نظر می رسید . او و دوستانش بابت زحمات هایشان ، هیچ مبلغ و حقوقی هم از جهاد نمی گرفتند . به کارهای عام المنفعه و خیرخواهانه علاقۀ زیادی داشت . مثلاً وقتی برای تدریس به شلمچه یا به جهاد می رفت ، اگر با مستضعفی برخورد می کرد ، او را به خانه می آورد و برایش شب ها خیاطی می کرد . به اموال عمومی و حق الناس بسیار حساس بود . خانه هایی بودند که با اموالشان مصادره شده بود . به کسانی که در آن خانه ها رفت و آمد داشتند ، دائما تذکر می داد "دست به وسایل این ها نزنید." عاشق امام خمینی( ره) بود . خیلی دوست داشت به تهران بیاید و امام را ببیند . شهناز با تمام خستگی ها و مشغولیت هایی که داشت ، به کارهای هنری علاقۀ زیادی داشت . در اوقات فراغت ، خیاطی می کرد . گلدوزی ، قلاب بافی ، ماشین نویسی و اخذ گواهی نامۀ رانندگی ، از دیگر هنرهای شهناز بود . |°شهیده شهناز محمدی زاده °| 🌱🌹 🌱🌱🌹 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌺🌺 🌺🌺🌺 ✨ نماز ظهر را در مسجد حضرت زهرا (س) و نماز مغرب را در مسجد امام زمان عج می خواند. نماز غفیلۀ ما بین نماز مغرب و عشا را بسیار دوست داشت و ترک نمی کرد . شب های جمعه ، حال و هوایی عجیب داشت! می رفت گوشه ای و دعای کمیل می خواند و اشک می ریخت . می گفت : " مادر! بگذار بروم گوشه ای که اگر اشکی ریختم ، خواهر و برادرم نبینند و ناراحت نشوند . جوان هستند و باید کم کم متوجۀ این مسائل بشوند ." شهناز هرگز دروغ نمی گفت و عصبانیتی از او به یاد ندارم . در حرف زدن و انتخاب جملات، بسیار دقت می کرد تا اگر به کسی حرفی می زند ، او را ناراحت نکند . اگر کسی را ناراحت و عصبانی می دید، سعی می کرد آرامش کند و این صفت ، الآن برای خواهرانش به یادگار مانده است . آنها شهناز را الگوی خود قرار داده اند . دوستان صمیمی اش را به یک چشم نگاه می کرد و برایش فرقی نداشت . به همنشینی با کسانی که سواد بالایی داشتند ، رغبت بیشتری نشان می داد . جذابیت اخلاقی و وجهۀ خوبی هم میان اعضای خانواده و هم در بین دوستانش داشت . اوایل سال ۵۹، یکبار قسمت شد به دیدار امام خمینی بروند . شهناز از این دیدار برایم تعریف کرد : " در اتاق ساده، سرد و نمناکی نشستیم . لحظاتی بعد، عروس امام ، علاءالدینی آورد و در اتاق گذاشت و بعد هم امام را همراهی کرد تا ایشان به تشکچه ای نشستند ." می گفت : "مادر ! دلم می خواهد فقط یک دفعه خدا زنده بگذارم تا چهار گوشۀ تشکی که امام روی آن نشسته بود را ببوسم ." |°شهیده شهناز محمدی زاده °| 🌺 🌺🌺 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
🌱🌱🌺 🌺🌺 ▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ ✨ در اتاقش عکسی از حضرت امام خمینی (ره) را قاب شده به دیوار آویزان کرده بود، خیلی‌ها به او می‌گفتند اگر رئیس بیمارستان عکس را ببیند، برخورد بدی را با او خواهد کرد، اما او عکس را پایین نیاورده بود. یک روز رئیس بیمارستان -دکتر عارفی- که بعدها به خارج از کشور متواری شد، برای سرکشی به اتاق‌ها آمد و متوجه قاب عکس امام بر روی دیوار اتاق فوزیه شد و با عصبانیت دستور داد که عکس را از روی دیوار بردارد. اما فوزیه گفته بود: "اتاق متعلق به من است و هر عکسی را که بخواهم در آن آویزان می‌کنم." رئیس بیمارستان هم فوزیه را تهدید به کسر یک ماه از حقوقش کرده بود. اما فوزیه حرفش یک کلام بود: "اگر اخراج هم بشوم عکس را از روی دیوار پایین نمی‌آورم." وقتی هم که مدرسه می‌رفت چند بار به خاطر حجاب اسلامی‌اش از طرف مدیر مدرسه تنبیه و توبیخ شده بود اما خم به ابرو نمی‌آورد. هیچ وقت زیر بار حرف زور نمی رفت و در اکثر راهپیمایی‌ها هم با حجاب اسلامی پا به پای مردان و زنان دیگر شرکت می‌کرد. |°شهید فوزيه شیردل °| 🌺🌺 🌺🌱🌱 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
▫️بِسْمِ اللَّه ▫️ 🌱🌱 🌺🌱🌱 ✨ شهیده نورا جمال محمد شلهوب از کوچکترین زنان شهادت طلب به شمارمی رود . وی درخانواده ای متدین و پایبند به اسلام متولد شد. پدرش دامپزشک بود و موقع شهادت فقط ۱۵ سال داشت. از زمان کودکی دارای هوش فراوان بود تا حدی که در مدرسه بین همکلاسی ها و معلمانش محبوبیت زیادی پیدا کرده بود. هر کس او را می شناخت دوستش داشت. به دین عشق می ورزید و از حافظان قرآن بود. علی رغم سن کمش در اکثر فعالیت های اسلامی مدرسه مشارکت می کرد . نسبت به رخدادهای انتفاضه بویژه انتفاضه الاقصی بسیار حساس بود، و از شرح زندگی شهیدان و شهادت طلبان متاثر می شد، تصاویر و وصایای رهبران شهید انتفاضه، و شهادت طلبان فلسطینی را جمع آوری می کرد. وی از آگاهی های سیاسی و فرهنگی بسیاری برخوردار بود و همه اتفاقات و تحولات فلسطین و جهان را دنبال می کرد و از توطئه های آشکاری که در خلال مذاکرات صلح علیه ملت فلسطین جریان داشت آگاه بود. از وی مطالب زیادی منتشر نشده است و شاید دلیل اصلی آن کم سنی اش باشد، اصلی ترین یادگارهای وی عکسی است با وضوح کم و وصیت نامه ای به شفافیت آفتاب که نشانگر رشد فکری و بسیار بالای او و درایت و هوشیاری اش می باشد. نورا در ایستگاه ایست بازرسی(طیبه) که جدا کننده سرزمین های اشغالی سال ۱۹۶۷ از سرزمین های اشغالی سال ۱۹۴۸ می باشد، اقدام به عملیات استشهادی نمود . از نحوه عملیات و میزان تلفات و خسارات صهونیست ها خبری منتشر نکردند و بقایای پیکر او دو روز بعد تحویل خانواده اش گردید. که با تظاهرات گسترده مردم طولکرم تشیع گردید و به این ترتیب نام وی به عنوان کم سن و سال ترین زن شهادت طلب فلسطینی ثبت گردید. نورا در وصیت نامه خود می نویسد : "…از شما می خواهم دعا کنید، خداوند شهادت من و همه شهیدان را مورد پذیرش درگاهش قراردهد. ای اشغالگران غاصب! زمان آن رسیده که به تو درسی قاطعانه بدهم . در اثنای عملیات تصمیم گرفتم که نامه ای را برای اشغالگران بفرستم و به آنان بگویم : ای قوم یهود! در سرزمین و دیار ما امنیت نخواهید داشت ، از زمین من بیرون بروید ، زیرا این سرزمین بر شما حرام خواهد بود. …من این عملیات را به ارواح شهیدان فواز بدران ، عامر حضیری ، محمود مدنی ، یاسر بدوی ، رائد کرمی ، دکتر ثابت ثابت ، فراس جابر ، محمود ابوهنود ، ناصرحمدان ، عبدالرحمن حماد و شهیدان قتل عام نابلس و شهدای کشتار بیت لحم و بیت ریما و عین الفارعه و همه شهیدان هدیه می کنم. …پیروز باد اسلام و مسلمانان ! ننگ و عاد باد بر پست فطرت ها ، جاسوس ها و قاتلانی که مجاهدان را کشتند! و زنده باد فلسطین آزاد" |شهید نورا محمد شلهوب | 🌱🌺 🌱🌱🌱 ‌@tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
بِسْمِ اللَّه . 🌺🌺 🍃 🍃 ✨ محبوبه دلش می‌خواست مثل مستضعفین زندگی کند. تابستان‌ها که بیکار بود به روستاهای اطراف تهران می‌رفت و به وضع بهداشت آنها رسیدگی می‌کرد. در آن زمان کفش‌هایی از جنس پلاستیک وجود داشت که براق و راحت بودند و معمولا پیرزن‌ها آنها را می‌پوشیدند. محبوبه برای رفتن به روستا از این کفش‌ها خریده بود. به او گفتم :«محبوبه جان چرا کفش اینجوری خریدی؟» گفت: "برای این است که روستاییان فکر نکنند من غیر آنها هستم. می‌خواهم کفشی که می‌پوشند، من هم بپوشم تا برای یک لحظه احساس نکنند که من از آنها بهتر و برتر هستم.." |°شهید محبوبه افراز°| 🌺 🍃🍃 @tasmim_ashqane
- هَم‌قرار'🏴
بِسْمِ اللَّه 🌸🍃 🌸 🌸🍃 ✨ بنت‌الهدی به قصد این‌که دایره مخاطبان بیشتری برای سخنانش داشته باشد رو به نوشتن آورد؛ زنان بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی می‌توانستند از طریق خواندن کتاب‌های او به‌اندیشه‌های اسلامی دست پیدا کنند. مباحث خانوادگی، کار اسلامی، سختی‌های زنان شاغل، مسخره‌کردن، خدشه‌دار کردن جلوه زن، زیبایی، آرایش‌کردن، حجاب و… از محورهای قصه‌های او هستند. او به همین هدف شعر هم می‌گفت. بیشتر شعرهای شهیده‌صدر رنگ و لعاب دینی دارد. بنت الهدی در مجله «الاضواء» برای دختران عراقی و عرب مطلب می‌نوشت. نوشته‌های او در این مجله حول التزام زنان به آموزه‌های دینی و رد الگوها و شعارهای غربی برای آنان، بود. |°شهید بنت الهدی صدر°| 🍃🌸 🍃 🍃🌸 @tasmim_ashqane