وقتی کلی تایپ میکنم (وِی منظورش دو خط اسـ- )و در جواب ری اکشن میگیرم، یه چیزی تو وجودم بهش بر میخوره، اصلا متوجه نیستم چرا و فکر میکنم زیادی حساسم، ولی بعد میفهمم عادیه که اینطوری باشم، ولی نمیخوام باشم. چرا در مقابلِ رفتاری که ممکنه ناراحت کننده باشه مقاومت میکنم و خودمو به کوچه ی علی چپ میزنم؟
هدایت شده از آنِ٣
یه مشت پسرستیز اجتماعیِ جامعهستیز دور هم جمع شدیم به بقیه میخندیم خدایا
همینه که نیست
یه مشت پسرستیز اجتماعیِ جامعهستیز دور هم جمع شدیم به بقیه میخندیم خدایا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیچوقت نفهمیدم چرا نبستا غریبه ها انقدر باهام احساس راحتی میکنن
مثلا امروز:
دختره ی حدودا ۱۳ ساله به بالا اومد سمتم، دستشو گذاشت رو شونه هام، بغلم کرد، بعد دستمو گرفت، دستمو ناز کرد و همزمان گفت : "دلم برایِ خرگوشم تنگ شده"، منم که قیافم کج و معوج شده بود چون داشتم به این فکر میکردم که آخه من اینو کجا دیدم؟ بهش گفتم: "من خرگوشت نیستم" و رفتم.
عاشق دوبله هایِ گلوری ـم، ولی بعد که به شخصیتی که مهرداد رئیسی داره (کاش میتونستم از قید گذشته برای افعالم درمورد این موجود وقیح استفاده کنم. افسوس. ) فکر میکنم، به زور میتونم انیمیشن رو تحمل کنم: چیزی که قابل تحملش میکنه توجه کردن به صدایِ گوینده هایی ـه که اونموقع مبتدی بودن ولی الان برایِ خودشون استادی هستن :)👍🏻
همینه که نیست
عاشق دوبله هایِ گلوری ـم، ولی بعد که به شخصیتی که مهرداد رئیسی داره (کاش میتونستم از قید گذشته برای
کاش همه ی آدمایی که استعداد دارن، شخصیت هم داشتن.