Khodahafez.m4a
زمان:
حجم:
1.7M
امروز تو دانشگاه وقتی هوای ابری و زرد شدن برگ درختا و صدا دادنشون زیر پاهام رو دیدمُ شنیدم، یاد این آهنگ عرفان افتادم🥲♥️
خیلی اونجا با خودم زمزمهش میکردم و دلم میخواست گیتارم پیشم بود همونجا میخوندم:))
با اینکه امشب خیلییی سرم شلوغ پُلوغه ولی نتونستم طاقت بیارم که اول همه کارامُ انجام بدم بعد بخونم واقعا خیلی این آهنگُ دوست دارم🫠✨
نمیدونم میگن پاییز فصل رفتنه یا اومدن ولی انگار تو پاییز همه میرن حتی طبیعت و درختا و برگاش:)))
از این رفتنه هم آسمونه که دلش میگیره و ابری میشه تا یکم بباره خودشُ خالی کنی🙂❤️🩹
پاییز با همه آروم و دلگیر بودنش برای من قشنگه:))
چون بهم یاد میده بعد همهه این دلگیریا و رفتنهاا اگه تحمل کنی و بسازی باهاش، بلاخره میرسه فصل رسیدنها و سبز شدنها و لبخندها و شادیهاا….🚶🏻♂️🙃
پاییز واسه من یعنی نماد قوی بودن:)☁️🍁
این روزا خیلی مراقب خودتون و حال دلتون باشین رفقای من♥️
_صبرآ
اینقدر درگیر درس و کنکور و اپلای و ویزا و اقامت و پاسپورت و کار و پول بودیم که زندگی کردن رو یاد نگرفتیم آقای قاضی. ما فقط هدفگذاری و دویدن رو یاد گرفتیم، همین.
- Hossein
Never meant to belong
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم ...💛
همیشه دلم میخاست عین این لاکچری های چ.. کلاس برم توی کافه بشینم و در حالی که لاته تلخمو مینوشم حسابداری های کارخونه ی شکلات سازیمو با مک بوک انجام بدم
در حالی که همیشه با تنبان اسب شاخ دار روی اپن میشینم و با جلو رفتن هر مرحله از کارم خر ذوق میشم و لیوان ابو هورت میکشم
هدایت شده از "یهتیکهازمن"
یه دیالوگ تو یه فیلم "کتاب سبز" بود
که خودش یه اصل زندگیه؛ میگفت:
«وقتی کاری رو انجام میدی صد در صد انجامش بده. وقتی کار میکنی، کار کن. وقتی میخندی، بخند. وقتی میخوری جوری بخور انگار آخرین باره که غذا میخوری.» به نظر من اصل زندگی همینه. اینکه ما یه سری چیزا رو میخوایم ولی صد درصد خودمونو نمیزاریم و این خوب نیست. بعضی وقتا باید اگر هدفمون اون رشته هست، اون کارس، اون درسهس، اون خونه هست یا ماشینه و یا حتی چند ساعت وقت گذرون با آدمهای که دوسشون داریم، باید تماماً خودمونو تو اون لحظه بزاریم.
Never meant to belong
همیشه دلم میخاست عین این لاکچری های چ.. کلاس برم توی کافه بشینم و در حالی که لاته تلخمو مینوشم حسابد
از وقتی بچه بودم(هنوزم هستم)پدرم یه جمله رو خیلی زیاد برام تکرار میکنه یعنی توی هر موقعیت جدیدی کع قرار میگیرم بهم یاد اوری میکنه :
حتی اگه سپور (درست نوشتم؟)هم بودی ، بهترین سپور شهر باش
تا جایی که تونستم، سعی کردم پای تبریک و تسلیت ها به کانالمون باز نشه ؛ خصوصا به خاطر قشر کنکوری که نباید ذهنشون درگیر بشه و برن پی حاشیه
ولی توی جنایت هایی مثل حملهی دیشب به بیمارستان فلسطین، جایی که ساکنینش زن و بچه و مریضای ناتوان هستن، جایی که کادر درمان دارن از جونشون مایه میذارن که دردی از بشر رو تسکین بدن، توی اینجور شرایطی اگه سکوت کنی انگار کنار ظالم ایستادی. چون باید افکار عمومی علیه همچین اقداماتی جبهه بگیره و با قدرت بایسته ! وگرنه از این به بعد دیگه سنگ روی سنگ بند نمیشه
باید نفرتمونو از این حرکت نشون بدیم، حتی اگه چهارتا ممبر و فالور داشته باشیم، حتی اگه پیجمون شخصی و خونوادگی باشه
بعضی وقتا سکوت بدترین کار ممکنه !
_امیررضا گرواند
#طوفان_الاقصی
خونه بغلیمون یه پیرزن مسن زندگی میکنه که به تازگی شوهرش فوت شده
هر از گاهی صبح ها نون که میخریم یدونه هم برای اون میبریم یا اگر کار و کمکی خواست براش انجام میدیم و این اصلا عین یه قانون نانوشته توی ساختمون ما میمونه که حتی ساکنین جدید هم خود به خود رعایتش میکنن. چشم هاش بدون عینک خوب نمیبینه اینو خودش بهم گفت .از بین نون ها بربری رو از همه بیشتر دوست داره و قاعدتا منم صبح وقتی بربری برای صبحونه خریدم نمیتونستم یدونه هم برای اون نخرم و دیدن ذوقشو از خودم دریغ کنم
کلید در خونش توی نیمچه باغچه ی جلوی در زیر شمشادها پنهونه و اینو هم خودش بهم گفت چون نمیتونه هربار مسافت رو طی کنه و بیاد درو باز کنه
کلیدو برداشتمو رفتم داخل مثل همیشه روی ایوون حیاط روی صندلی نشسته بود البته این بار بدون عینک با دیدنم از دور انگار که برق گرفته باشدش از جا پرید و کل مسافت حیاطو بدون اینکه اجازه بده قدمی بردارم به سمتم دویید ، هنوز منگ این حرکت بودم که یه ماچ ابدار با طعم دندون مصنوعی روی گونم نشست و لفظ فاطمه گیان قشنگشو مهمونم کرد...