به روی زیبای مادر عزیزتر از جانم مینگرم . در حیرت نقاشی خالق این دنیا فرو میروم . چه زن زیبایی !
خط های کوتاه و بلند در کنار چشمان ِمهربان ِاو صورتش را کمی درهم کرده ؛دنیا مادرم را در پیچ و خم هایش آزرده کرده .
اما با این حال در نظرم او زیباترین است ...
[من]
من و از دور تماشای گلستان کسی
به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی
در نظر نعمت دیدار و به حسرت نگران
دستها بسته و مهمان شده بر خوان کسی
زیر بار سرم این دست بفرساید، بِه!
ز آنکه دستیست که دور است ز دامان کسی
پادشاهان و نکویان دو گروه عجبند
که نبودند و نباشند به فرمان کسی
وحشی از هجر تو جان داد، تو باشی زنده
زندگیبخش کسی، عمر کسی، جان کسی
[#وحشی_بافقی]
[#فکت_قوی] :
سکوت
همیشه به معنای رضایت نیست ...
گاهی یعنی خسته ام
از اینکه مدام به کسانی که
هیچ اهمیتی برای فهمیدن
نمی دهند توضیح دهم!