eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
493 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا استفاده از این بروکلی رو 🥦 عادی‌سازی کنید .
هدایت شده از ~دریای مواج~
برای وی‌ین :>
وی‌ین
برای وی‌ین :>
وای این پنگوئن‌رو نگااا ✨ ..
هدایت شده از نرگِث
آنگاه که اندوه بر من چیره می‌شود، اندامم بی‌اختیار به سوی نظافت می‌رود؛ گویی نظافت، فاصله‌ای‌ست میان من و غم. امروز، خانه‌مان بیش از همیشه برق می‌زند. - نرگس تیر چهارصد و چهار
ء |
وی‌ین
ء |
این جمله را بارها می‌خوانم .. آیا من اینگونه ام ؟ مرزهایی وجود دارد که خودم سبب ساختشان بودم و نمی‌توانم از آن‌ها عبور کنم ؟ این‌جمله را شاید قبول نداشته باشم ولی درست است .. من خودم سبب ساخت مرزهایی شدم و هیچ‌گونه نمی‌توانم از آن‌ها عبور کنم . شاید ویژگی ممتازم باشد .. شاید گاهی اوقات بد .. اما می‌دانم این مرزها خیلی از اوقات باعث موفقیتم شده‌اند .. وقتی ادم در زندان گیر می‌افتد نمی‌تواند جایی برود ‌؛ و شاید همین مرزها در عین زندان بودنشان مرا راهنمایی کردند به دنیای پر فراز و نشیب داخل مرزها .
"او با چشمانش آسمان را می شکافت" نگاهش بارانی از معنا بود بر زمین تشنه ی کلمات .
وی‌ین
"او با چشمانش آسمان را می شکافت" نگاهش بارانی از معنا بود بر زمین تشنه ی کلمات .
گاهی آبی اش آسمان را به رقابت می‌خواند.. گاهی سبزش جنگل ها را به حسرت وا‌می‌داشت . اما در شب ، سیاهی‌اش از تاریکی عالم عمیق تر بود؛ تاریکی‌ای که در آن ، نور حقیقت می درخشید .
برایم مهم بودند که تمام پیام‌هایم خوانده‌‌شوند ‌.. یک‌به‌یک‌شان ؛ اما دیگر مهم نیست ‌‌.. اصلا اهمیتی ندارد . وقتم را به‌جای خواندن پیام‌ها درگیر چیزهای دیگری می‌کنم .. راستش را بخواهید حسم این است با چشم‌هایم ، مغزم و گوش‌هایم مهربان‌تر برخورد می‌کنم‌ .. به خودم که اندیشیدم زمانی هایی که خستگی‌ای داشتم بابت همان اطلاعات اضافه‌ای بوده که از طریق این مستطیل ۶ اینچی به مغزم وارد شده .. ورنه خستگی‌‌ برمن این‌گونه زود چیره نمی‌شود .