eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
494 عکس
48 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
وی‌ین
روز اول : تا به حال حس کردی چیزی که همه "واقعیت" می‌دونند اشتباهه ؟
گاهی اوقات می‌نشینم و به باورهای‌استواری فکر می‌کنم که خلق به آن‌ها یقین دارد و در آخر سوالی در ذهنم مطرح می‌شود : " اگر این یقین‌ها توهمی بیش‌نباشند ؛ دنیا به‌کدام سو خواهد رفت ؟ " زیاد بعید نیست .. روزگاری بوده که آسمان را گنبدی مینوی می‌دانستند و زمین را بر دوش گاوی اسطوره‌ای تصور می‌کردند .. گمان‌هایی که امروز به لبخندی از دریغ ختم می‌شود ، روزگاری یقین و واقعیتی انکار ناپذیر بوده . اکنون در عصری که بشر راه‌زیادی را پیموده و دانایی زیادی کسب کرده .. به تمامی یقین‌های مسلمی که درکتاب ها می‌آموزیم ؛ در کلاس‌های درس و محافل علمی به آن استناد می‌کنیم ؛ و بر سر تریبون ها بازگو می‌شود .. می‌اندیشم و با‌خود فکر می‌کنم : " اگر روزی در تاریخ پیش‌رو قضاوت دیگری رخ‌دهد چه ؟" شاید حقیقت ؛ همان‌گونه که آب و مایعات شکل‌ظرف را می‌پذیرد .. هر روز جامهء تازه‌ای بر‌تن کند و جامعه سرگرم جامه و ظاهر تازه بشود و فرصت پرسش را از دست بدهد .. جواب من برای این‌سوال " بله " است و بیشتر از یک‌بار این‌احساس را کرده‌ام که " جامعه مدام احمق می‌شود و خیلی از یقین‌هایی که درجامعه وجود دارد اشتباه است ! . "
' رو به راه '
برادرم از خودش و حرم‌پدرمان ، حرم امیرالمومنین عکسی برایم فرستاده .. خودش بود و لبخندش و حرم .. و چفیه‌ای که نامرتب دور سرش بسته شده بود .. زمان زیادی برای اموزش چفیه‌بستن برایش گذاشته بودم اما خصوصیت‌ ِ بی‌دقتی پسرگونه‌اش مانع درست‌بسته‌شده چفیه‌اش شده بود .. روی‌عکس زوم می‌کنم ؛ اول گنبد حرم ؛ بعد تک‌تک عناصر در حرم و در آخر لبخندی که روی صورت آفتاب سوختهء برادرم نشسته ( : لبخندش را می‌خواهم .. کاش من هم همراهش راهی سفر شده بودم .. کاش من هم همراهش هوای حرم را نفس می‌کشیدم .
هدایت شده از سید .
کاش می‌تونستیم پول بدیم و سلامتی و آرامش رو بخریم، کادو کنیم و بدیم به عزیزانمون.
وی‌ین
دوسال پیش کتاب حاج‌جلال به‌عنوان رمان برتر دفاع‌مقدس انتخاب شد ( : کاری به‌محتوای‌کتاب ندارم ولی قلم‌ش بشدت بد بود . چطور این آدمها اسم خودشون رو می‌زارن نویسنده ؟
وی‌ین
دوسال پیش کتاب حاج‌جلال به‌عنوان رمان برتر دفاع‌مقدس انتخاب شد ( : کاری به‌محتوای‌کتاب ندارم ولی
چندتا کتاب شهدا خوندین که جذب بشین به نوع قلمش ؟ با چندتاشون گریه کردین ؛ نه به‌خاطر زندگی‌شون بلکه بخاطر نوع هنرمندی نویسنده ؟ چندتاشون سیری داشتن که همراه‌کننده بود نه آموزش‌دهنده ؟ توی جامعه‌ای که کتاب‌شهدا نوشته‌شده کلا شاید ۲۰ اثر از هزاران کتاب‌نوشته شده اینطور نباشه .
یک نکته‌ای راجع‌به نوشتن بگم مخصوصا توی نوشتن‌ناداستان ؛ مهم‌نیست چقدر نمی‌دونی و پویایی مغزت پایینه .. مهم اینه که اون کلمات رو شما کنارهم قرار دادین .. و صادق بودین ! و درنهایت اثرتون زیبا می‌شه چون طرز تفکرت مثل نداره .. چون سعی نکردی خاص باشی . بایرون بخاطر این شعرهاش خونده شد که تفکر تیرهء خودش رو به تصویر کشید . تولستوی ساده نوشت .. ولی قهرمانه . داستایفسکی خطاب به خودش می‌نوشت توی اثرهای اولش .. * مهم اینه که اولین‌قدمت رو برداری و به‌قول یک‌فردی : " انقدر بنویس تا‌مچت دیگه نتونه حرکت کنه . "
وی‌ین
یک نکته‌ای راجع‌به نوشتن بگم مخصوصا توی نوشتن‌ناداستان ؛ مهم‌نیست چقدر نمی‌دونی و پویایی مغزت پای
من عالی نیستم توی نوشتن ؛ هنوز خیلی بد می‌نویسم اما از ۲ ،۳ سال پیش‌خیلی بهتر شدم . تنها دلیل اینکه نوشته‌های اون زمان رو دوست اینه که کاملا صادق بودم . دنیای‌تاریک اون‌زمانم رو خیلی بد توصیف کرده‌بودم اما حداقل خودم بودم !
برای‌تو و لحظاتی که باید بار‌سنگینی را به‌دوش بکشی .
هدایت شده از شاید من!
روز اول چالش نوشتن: تا حالا حس کردی چیزی که همه "واقعیت" می‌دونن اشتباهه؟ آره خب... امّا اشتباه نه؛ فقط حس می‌کنم برای همه یکی نیست! اصلاً این واقعیت چی هست؟ کی واقعیت رو تأیین می‌کنه؟ چه کسی واقعا می‌دونه واقعیت چیه؟ تعبیر واقعیت هرکسی از واقعیت واقعی ماجرا فرق داره و همه واقعیت رو یه‌جور نمی‌بینن؛ درواقع نظر من اینه! واقعیت یه جاموندن از اتوبوس برای یه دانش‌آموزی که امتحان داره برای خودش شاید این‌طوری باشه که «جاموندم. دیر می‌رسم به امتحان. ممکنه نتونم همه‌ی سوالات رو جواب بدم.» و از این‌دسته تفکرات و افکار منفی. امّا از نظر من، علاوه‌بر اینکه برای همچین شخصی، فقط جاموندن از اتوبوس نیست؛ اون تمام افکار و احساس و حال خوبی که می‌تونسته توی روز داشته باشه رو با افکار منفی فدای اگه‌ها و سرزنش‌هایی می‌کنه که اگه نتیجه نداشته باشن، یا نتیجه‌ی بدی به‌همراه داشته باشن، علاوه‌بر تجربه‌ی تلخ، آینده‌ی دیگه‌ای رو هم برای شخص رقم می‌زنن! جواب من برای امشب اینه...:)