ویین
" گَرد ِ حافظه "
سلولهای ماهیچهای مانند خائنانی کوچک عمل میکنند :
"آنها برخلاف پیمانِ سکوتِ مغز ،
با انقباضهای ناگهانی اسرار را فاش میکنند."
مجیدجان ( قصههایمجید )
توی اینمدت یهجوری رو من تاثیر گذاشته
که " آقا ما گفتِیم آقا جسارت نِشه بتونهااا "
از هر ۱۰ جمله ام دوتاش
ناخودآگاه اصفهونی میشِی .
این چندروز چندساعت
اضافه میمونم مدرسه برای
درس خوندن ؛
و باتوجه به اینکه مدرسه
مثل کمپ ترکاعتیادگوشی
عمل میکنه .
متوجه شدم دوربودن
از فضایمجازی ، از این السیدی
با نورآبی مجذوب کنندهاش
گاهی اوقات زندگی رو جالبتر میکنه .
ویین
این چندروز چندساعت اضافه میمونم مدرسه برای درس خوندن ؛ و باتوجه به اینکه مدرسه مثل کمپ ترکاعتیا
ریاضی خوندن هم جالب میشه ؛
جواب یه مسئله رو بلد نیستی ؟!
بجایاینکه گوگلش کنی
یا بدیش GPT برات حلش کنه ..
از توی درسنامهء کتاب
کار دنبال طرز حل کردنش بگرد ..
به جملهء " هرآدمی داستان خودش رو داره "
ایمان اوردم ..
ما پشت اون نقاب جینگولبلای هرکسی
نمیدونیم چه کالبد زخمیای آروم گرفته ؛
مگه نه ؟!
ویین
به جملهء " هرآدمی داستان خودش رو داره " ایمان اوردم .. ما پشت اون نقاب جینگولبلای هرکسی نمیدو
هر ادمی بعد از یک فراز و نشیب
تصمیم گرفته اون نقاب جینگولبلارو
بزنه رویصورتش و تظاهر کنه ..
داستان ها باهم دیگه متفاوتن
ولی همشون حکایت از مقاومت دارن ..
یکی میگه :
مامان بابام قراره از هم طلاق بگیرن ..
یکی دیگه میگه :
من هر روز تحقیر میشم ..
یکی هم مثل من میگه :
من درگیر یه دنیای بزرگتر از سنم
توی سن کم شدم ..
ولی آخر هم داستانا ما به عنوان
شخصیت اصلی دوام اوردیم و
مقاومت رو به دنیا ابراز کردیم .