eitaa logo
وی‌ین
82 دنبال‌کننده
495 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
وی‌ین
می‌گویند : " امام یک‌جمعه می‌آید " امروز جمعه بود .. یعنی این جمعه هم نه ؟ انگار تمام مفهوم‌ها در ذه
امشب را از قول من نخوانید ؛ امشب را از قول استاد مطهری بخوانید : حادثه كربلا يك جنايت و يك تراژدى است ، يك مصيبت است ، يك رثاء است . اين صفحه را كه نگاه مى كنيم ، در آن ، كشتن بيگناه مى بينيم ، كشتن جوان مى بينيم ، شير خوار مى بينيم ، اسب بر بدن مرده تاختن مى بينيم ، آب ندادن به يك انسان مى بينيم ، زن و بچه را شلاق زده مى بينيم ، آب ندادن به يك انسان مى بينيم ، اسير را بر شتر بى جهاز سوار كردن مى بينيم ، از اين نظر قهرمان حادثه كيست ؟ واضح است وقتى كه حادثه را از جنبه جنايى نگاه كنيم ، آنكه مى خورد قهرمان نيست ، آن بيچاره مظلوم است . قهرمان حادثه در اين نگاه يزيد بن معاويه است ، عبيدالله بن زياد است ، عمر سعد است ، شمر ذى الجوشن است ، خولى است و يك عده ديگر. لذا وقتى كه صفحه سياه اين تاريخ را مطالعه مى كنيم ، فقط جنايت و رثاء بشريت را پس ‍ مى بينيم . پس اگر بخواهيم شعر بگوييم چه بايد بگوييم ؟ بايد مرثيه بگوييم و غير از مرثيه گفتن چيز ديگرى نيست كه بگوييم . بايد بگوييم : " ز آن تشنگان هنوز به عيوق مى رسد فرياد العطش ز بيابان كربلا " آيا تاريخچه عاشورا فقط همين مصيبت است و چيز ديگرى نيست ؟ اشتباه ما همين است . اين تاريخچه يك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه ديگر پسر معاويه نيست ، پسر زياد نيست ، پسر سعد نيست ، شمر نيست . در آنجا قهرمان حسين است . در آن صفحه ، ديگر جنايت نيست ، تراژدى نيست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانيت است ، تجلى حقيقت و انسانيت است ، تجلى حق پرستى است . (( : [ شب‌دهم‌محرم ]
وی‌ین
امشب را از قول من نخوانید ؛ امشب را از قول استاد مطهری بخوانید : حادثه كربلا يك جنايت و يك تراژدى
خدایا ! مرا به یاری امامم سعادت بده ؛ و همان‌گونه که صلاح است مرا خرج او کن . مرا مقاوم در سختی ها ، با صبر ِمثال ِ زینب‌کبری قرار بده و ادب را در من تقویت کن .. و هر آنچه باید را و حرفاهای ناگفته در قلبم را ضمیمهء این دعا‌ها قرار بده * . [ شب‌دهم‌محرم ]
دیدن انسان‌های هم‌راستا جالبه .. امروز یک شاتوتی دیدم ؛ استیکر گل کوک ِ شاتوت پشت موبایلش بود .. و وقتی بهش گفتم سلام شاتوتی لبخند رو لبش اومد * .
وی‌ین
حرم الله ائمه اطهار فرمودند : " برای زیارت ما دست راست را بر روی قبر ما قرار دهید اگر ممکن نبود دست راست را به روی نزدیک ترین محلی که نزدیک ماست قرار بدهید. " گفتند : "وقتی به اباعبدالله الحسین علیہ السلام سلام میدهید دست راست را روی سینه یا قلب قرار دهید که آن جا نزدیکترین محل به اباعبدالله است. "
خبری در قلبم تیری می‌نشاند : " در منطقه شرق غزه حدود یک‌هفته است مردم دسترسی به آب ندارند . " غزه کربلائی دوباره برپا شده است ..
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد ... *مقبل کاشانی
ء |
زخمان دستانم را نظاره‌گر می‌شوم .. با دقت آن‌ها را وارسی می‌کنم تا مبادا سوزش بیافتد بر جانشان .. سه زخم‌اند که هر کدام جوری‌متفاوت از دیگری درد دارند ..‌ هر سه باهم بر روی پوستم ظاهر شدند و خونشان تازه است .. چسب زخم‌های صورتی و با طرح‌های کارتون‌هلو‌کیتی رویشان می‌‌چسبانم که شاید مانند داستان های دیزنی قدرتی ماورائی داشته باشند و دست مرحمتی بر روی زخم‌هایم بنشانند .. اما این چسب‌زخم‌ها هم جوابگو نیست .. بوسه‌‌ء مادر هم دیگه مانند کودکی‌ام اثر نمی‌گذارد .. باید منتظر بمانم بدنم تصمیم به ترمیم‌شان کند ( :
وی‌ین
زخمان دستانم را نظاره‌گر می‌شوم .. با دقت آن‌ها را وارسی می‌کنم تا مبادا سوزش بیافتد بر جانشان ..
منتظر ماندن و امید داشتن مانند افیون عمل می‌کند .. همانقدر واهی و ناباورانه همه چیز را جلوه می‌دهد .
وی‌ین
منتظر ماندن و امید داشتن مانند افیون عمل می‌کند .. همانقدر واهی و ناباورانه همه چیز را جلوه می‌دهد
به انتظارهایی که تا به‌حال کشیده‌ام و امیدداشتم فکر می‌کنم پی‌می‌برم امیدهای ناشی از انتظار بیشتر باعث بهبود احوال ِ زمان انتظارم بودند تا بعد از پایان رسیدن انتظار ..
بعد از انتظار ؛ زمان انتظار را که از نظر می‌گذرانی همه‌چیز مانند خوابی‌سردرگم‌کننده است ..