eitaa logo
دانلود
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی، با چون منی به غیر محبت روا نبود..
آدم یه‌صبح بیدار می‌شه و یهو تصمیم میگیره دیگه اونطوری نباشه، یهو کل مسیرو عوض می‌کنه.
هر روز صبح پنجره را باز می‌کنم گلدان را می‌گذارم سر جایش تا همسایه روبه‌رویی بداند هنوز زنده‌ام
Willi
دست‌هايم آنقدر لرزيد بعد از رفتنت، در نبودت، عكس سلفى هم گرفتم تار شد ..
سایه‌ام‌ گفت:‌ دگرخسته شدم، خوددانی؛ تو بمان‌‌و‌ قدم‌‌و گریه‌‌و‌ شب‌، من‌ رفتم..
صد حاجت اگر داشته هرکس طی یک‌سال، ده تا به رضا گفته، نود تا به اباالفضل!
Willi
[1402/11/16]
[1403/4/26]
هدایت شده از ایتالین‌واین -
ؤ