eitaa logo
دانلود
برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که میتوان در آن درختی کاشت؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند؟
به تماشا کردنم در احوالاتِ تاریکم قانع باش. چرا که من این روزها حتی خودم را هم نمیشناسم؛ نگاه که می‌کنم، در آیینه جسمی پوشیده از غم و خشم میبینم که جز مرگ، در انتظار هیچ چیز و هیچ کسی نیست.
Willi
Refigh.
podcast.
گفت از حالت بگو؟ گفتم: دلی ویران، سَری حیران، غمی پنهان، تنی بی‌جان.
Willi
*
*
گفتم حداقل میگی قبولی‌و تبریک، ولی دادی تنفرو ترجیح.
حالا کجایِ جهان هستی؟ آیا کسی.. آنقدر دوستت دارد، که از جهان نترسی؟
دیر است؛ آنقدر دیر که دیگر به سختی گریه‌ام می‌گیرد، آنقدر دیر که دیگر نمی‌دانم چقدر دوستت داشته‌ام‌.. آنقدر دیر شده که قاب عکس شکست، لبخندت ترک برداشت، اما نگرانم نکرد.
چه کسی گفته ما باهم تفاهم نداریم؟ ببین که شب‌هایِ من و روزگارم هم‌رنگِ چشم‌هایِ توست..