eitaa logo
داستان های جذاب
68.4هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
9.4هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
♥️🍃 هر وقت عصبی شدی این کارارو انجام بده : ۱ از احساست آگاه باش به خودت بگو میدونم که الان خشمگینم و این خشم همیشگی نیست ۲. فاصله بگیر چون برانگیخته میشی بهتره واکنشی نشون ندی تا کمی زمان بگذره و آروم بشی. ۳. نفس عمیق بکش تنفس عمیق، ذهنت آروم میشه. ۴. دنبال راهکار باش اگر نتونستی راهکاری پیدا کنی و اوضاع تحت کنترلت نیست باید بدونی که رها کردن بهترین کاره چون در اینصورت خشم فقط تورو اذیت میکنه. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ کلمات تو دنیاتو می‌سازن! ✨ تا حالا به این فکر کردی که هر کلمه مثل یه موج تو جهان پخش می‌شه و به واقعیت تبدیل میشه؟ افکار قدرت دارن، ولی کلمات قدرتشون چند برابر بیشتره. آدمای موفق فقط تو ذهنشون به موفقیت فکر نمی‌کنن، اونا بلند میگن: • من می‌تونم. • من لایق ثروت و شادی‌ام. • جهان همیشه هوای منو داره. کلماتی که روزانه استفاده می‌کنی، یا تورو می‌سازن یا نابودت می‌کنن. پس از امروز، آگاهانه‌تر صحبت کن. چیزی که می‌خوای رو با ایمان و انرژی مثبت به زبان بیار! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🔆چهل خانه عمرو بن عكرمه گويد: بر امام صادق عليه السلام وارد شدم عرض كردم : همسايه ام مرا اذيت مى كند! فرمود: با او خوش رفتارى كن ، گفتم : خدا او را رحمت نكند. امام از من روى گردانيد! من نخواستم به اين شكل از حضرت جدا شوم ، عرضكردم آخر او به شكلهاى مختلف اذيتم مى كند! فرمود: خيال مى كنى اگر در ظاهر با او دشمنى نمائى (و مقابله به مثل كنى ) مى توانى از او انتقام بگيرى . عرضكردم مى توانم ، فرمود: همسايه تو از كسانى است كه از آنچه خدا به همسايه ها داده است حسادت مى برد، اگر نعمتى براى كسى ببيند، اگر خانواده داشته باشد به آنها تعرض مى نمايد و آزار مى كند، و اگر خانواده ندارد به خدمتكار او اذيت مى كند، اگر خدمتكار نداشته باشد شب بيدار بماند و روز به خشم گذراند. همانا مردى از انصار نزد پيامبر و عرضكرد: خانه اى در فلان قبيله خريدم وليكن نزديكترين همسايه ام كسى است كه به خيرش اميدوار نيستم و از شرش در امان نيستم . پيامبر امر كرد على عليه السلام و سلمان و اباذر و يك نفر ديگر (مقداد) بروند در مسجد به آواز بلند بگويند: هر كس همسايه اش از آزارش ايمن نباشد ايمان ندارد پس آنها سه بار گفتند. سپس با دست اشاره كرد كه تا چهل خانه از چهار طرف همسايه باشند. 📚اصول كافى جلد دوم باب حق الجوار ح 1 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 ناظم‌الملک از افراد سرشناس شهر شیراز بود، پسرش پس از چند صباحی زندگی کردن در فرنگ به شیراز بر می‌گردد و ناظم‌الملک به این مناسبت، تمام اعیان شیراز را به ناهار دعوت می‌کند. به رسم مردم شیراز، آلبالو پلوی مخصوصی را که لای آن خروسی گذاشته بودند، بر سر سفره می‌گذارند.پسر ناظم‌الملک رو به پدر کرده و می‌گوید :"آقا جان چیز می‌خواهم!"ناظم‌الملک می‌گوید :"بابا جان چه می‌خواهی؟"پسر می‌گوید :"شوهر مرغ!؟! " ناظم‌الملک پس از این گفتگو، از این که فرزندش بعد از مدتی زندگی و تحصیل در فرنگ نام خروس را از یاد برده، سخت عصبانی می‌شود و دستور می‌دهد پسرش را فلک کنند و آنقدر چوب بزنند تا نام شوهر مرغ را به خاطر آورد ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی اگه ته چاه هم باشی باز هم یک تکه از آسمان برای توست چیزی به نام نشد برای خدا وجود نداره اگه خدا رو وکیل خودت بگیری او همه نیازهایت را برطرف میکند خدا همیشه با ماست ولی ما همیشه با او نیستیم آنگاه که ما هم با او باشیم تحولی عظیم در زندگی ما رخ خواهد داد و معجزه ها نمایان خواهد شد خدایا میدانم و مطمئن هستم که تمام درهای بسته زندگی ام را باز میکنی ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
مردی نزد فقیهی رفت و گفت ای عابد سوالی دارم، عابد گفت بگو گفت:نمازخودم را شکستم عابد گفت دلیلش چه بود؟ مردگفت:هنگام اقامه نماز دیدم دزدی کفش هایم را ربود و فرار کرد برآن شدم که نماز بشکنم و کفشم را ازدزد بگیرم و حال میخواهم بدانم که کارم درست است یا نادرست؟ عابد گفت:کفش تو چند درهم قیمت داشت؟ مردگفت: ۵درهم عابد گفت:اى مرد کار بجا و پسندیده ای کرده ای زیرا نمازی که تو میخواندی ۲ درهم هم نمیارزید.! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
846.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه آیه ای ست که این مرده را برانگیزد؟ [...] بگو بِغُرد دریا بگو بکوبد دریا بر سنگ ز پلک خسته شاید این خوابِ وهم برچینم بگو بیاید خورشید پر طنین جنوب بگو بسوزد در من، مرداب یأس را بگو برانگیزد بر تیغه ی طلایی صبح این قوچ پیر را... ▪️ویدیو: فیلمبرداری از موجی قوی و رنگین در پرتو طلوع که آن را ثبت کرده است. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از من فقط خبر داشت همین! مثل مردمی که می‌دانند جایی از جهان جنگ است. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از داستان های جذاب
روباه در هنگام طلوع خورشید روباهی از لانه اش بیرون آمد و با حالتی سراسیمه به سایه اش نگاه کرد و گفت : امروز شتری خواهم خورد! سپس به راه خود ادامه داد و تا ظهر به دنبال شتر گشت.آنگاه دوباره به سایه اش نگریست و گفت : آری ! یک موش برای من کافی است. 👤جبران_خليل_جبران ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سـ🌸ـلام صبح زیباتون پر از شادی و برکت🌷 🗓 امروز دوشنبه ☀️ ۱۸ فرورین ١۴٠۴ شمسی 🌙 ۸ شوال ١۴۴۶. قمری 🌲 ۹ اوریل ٢٠٢۶ ميلادی ♦️ذڪر روز : 《یا قاضِیَ الحاجات》 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌷 اینجا دوباره زندگی کن 🪴 @yadmarg 👈
🌸🍃 🍃 یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه موتور گازیه غیییییژ.... ازش جلو زد! دیگه پاک قاطی میکنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، میزنه کنار، به موتوریه هم علامت میده. خلاصه دوتایی وامیستن کنار‌ اتوبان. یارو پیاده میشه میره جلوی موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟! موتوریه با رنگ پریده نفس زنان میگه : داداش… خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!…کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت نتیجه اخلاقی: اگه می‌بینید بعضی‌ها در کمال بی‌استعدادی پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای دارند، ببینید کش شلوارشان به کی گیر کرده ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751