«کمــی کــافــر...»
دستِ برترِ جنگ -همه و تا همیشه- یدالله است؛ و این دست خداست که از دستان نامرئی تمام بازارها فراتر اس
يدُ الحربِ العُليا
-للكلِّ وإلى الأبد-
هي يَدُ الله؛
وهذه يَدُ اللهِ**
هي التي تَعلو على الأيادي الخفيّةِ لِكُلِّ الأسواق.
الليبراليّةُ
تَجعلُ البشرَ
يتحوّلون إلى حَمقى،
وإلّا
ألم تكونوا أنتم
مَن يَنُوحُ على "اقتصادِ الأوامرِ"؟!
إذًا،
مِن أجلِ اقتصادِ الأوامرِ هذا،
أرجِعوا بوارجَكم
للخلفِ قليلًا،
ودَعوا
السوقَ الحُرَّةَ
تُفتّحُ "مضيقَ ترامب"
عبرَ التسعيرِ الحُرِّ للنفطِ
-وكلِّ ما
يَعبرُ من الخليجِ الفارسيِّ-!
تُبًّا لآدام سميث وأرواحِ عمّته!
أخاطبُكم أنتم،
يا أيها البلطجيّون الصارخون
في أزقَّةِ "القريةِ العالميّةِ" الخاوية؛
اسحبوا أيديَكم المتطاولةَ
من جيوبِ أهلِ العالمِ الخاويةِ،
ومُدّوا أرجلَكم
على قَدْرِ لِحافِكم.
إيرانُ
حتّى اسمها
غصَّةٌ في حناجرِكم الواسعة.
اللهُ
شاهدُنا
أنّنا
لم نتّكئ يومًا
على الحديدِ
والتكنولوجيا؛
سلاحُنا هو الآهُ
لا الآلةُ (الحديدُ)!
عصرُ التكنولوجيا
محكومٌ عليه بالأُفول؛
لكننا
نحن أهلُ فجرِ الإيمانِ؛
شعبُ فجرِ ثورةِ الخُمينيِّ.
نحن
أُمَّةُ "انفجارِ النورِ"
ونحن قادرونَ على
إشعالِ النارِ في الممرِّ المائيِّ
وفي الماءِ ذاتِه...
الذي
لا تحرقُه النارُ
هو "إبراهيمُ" عليه السلام،
لا "أبراهام لينكون"!
إذا كانت
هذه الكذبةُ التي تَروُونَها
صادقةً،
فاقتربوا منا
بضعةَ أميالٍ أخرى؛
"نحن ننتظرُكم؛
ونحن رجالُ هذا الميدانِ لكم...".
هدنةٌ؟!
لا شكرًا.
بيننا
لن يحكمَ
سوى شيءٍ واحدٍ:
نارٌ وسَطوةٌ!
وبالمناسبةِ،
يا أهلَ الجزيرةِ سيئةِ السمعةِ
ويا معاشرَ العشيرةِ الموصومةِ بالعارِ،
اختاروا أنتم:
في الفصلِ الأخيرِ
من هذه المواجهةِ،
هل نضعُ الفأسَ
على أسطحِ بوارجِكم المخصَّصةِ لحملِ الطائراتِ
أم على أكتافِ
أسطورةٍ تُدعى إف-٣٥؟!
#مصعب_يحيایی
عضو شوید:
(کمی کافر.../ شعر و گاهنوشتهای مصعب یحیایی)
🟢@yahyaei_m
رؤیا...
کورمال کورمال دستم را روی زمین میکشم. پلکهایم گویی به هم چسبیدهاند. چشمم را نصف و نیمه باز میکنم و دنبال ردی از نور صفحهٔ گوشی میگردم. زیر مبل است. دستم کش میآید. بیاختیار دکمهٔ ولوم را فشار میدهم تا صدای اذان قطع شود. یاغی نیستم؛ اما تا بخواهم از جایم بلند شوم چند دقیقهای طول میکشد.
در زمینهٔ ذهنم صدایی بلند و بلندتر میشود: «تو رستم تهمتنی؛ بزن که خوب میزنی، بزن که خوب میزنی...». صدا جوری توی سرم مینشیند و اکو میشود که انگار مهدی رسولی با آن اداهای خاص مداحیاش بالای سرم روی مبل نشسته است. یک لایه از پتو را زیر سرم جمع میکنم و سعی میکنم به خواب و خلسهام ادامه بدهم.
«به دست قدرتمند مااا، قدرت پوشالی شکست؛ خیال دنیا راحت که...». کمی سرم را میخارانم و رویم را برمیگردانم تا شاید حسین طاهری بیخیال شود و دست از سرم بردارد. کنار که نمیرود، هیچ؛ اینبار سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیاء هم کنارش میایستد و با هم «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم» میخوانند. گیری کردهایم. خوابمان با رجز است و بیداریمان با حماسه! میدانم وقت نماز است اما نمیدانم چرا مقاومت میکنم و پتو را روی سر میکشم.
«با توام، با تو؛ با تو ای...». صدای ملائک را با لحن ابوذر روحی میشنوم که دارند برای خواندن نماز صدایم میزنند. با توام، با تو، پاشو نماز بخون... از بین تمام واژههای مربوط به مسلمانی، تنها به یاد «اسلامآباد» میافتم. سعی میکنم با گفتگو ده دقیقه زمان بخرم و قدری بیشتر بخوابم. خیلی زود به بنبست میرسم و مذاکره بههم میخورد. متوجه میشوم که با شیطان حرف زدهام، نه ملائک! ابوذر روحی به انتهای بند رجز میرسد و با تاکید میخواند «تو غلط میکنی...» و گویی ملائک هم همزبان با او میخوانند: «تو غلط میکنی!». خوابآلوده لبخند میزنم و پهلو به پهلو میشوم.
«میدان با تو؛ خیابان با ما...». احساس میکنم جمعیت پایین ساختمان ایستادهاند و شعار میدهند. لا اله الا اللهی میگویم و پاهایم را جمع میکنم. هنوز خواب از سرم نپریده است. ترافیک رجزهایی که توی ذهنم جابجا میشوند، شبیه به کشتیهای مضطربیست که پشت تنگهٔ هرمز منتظر جواز ورود و خروج ایستادهاند.
«میجنگم برات وطن وطن...». صدای حاج محمود با تصویری که از او در ذهنم پلی میشود همخوان نیست. تصویر دویدنش را در حسینیهٔ امام در شبی که آقا صدایش زد تا بگوید «ای ایران بخوان» و حاج محمود با سر دوید و رسیده، نرسیده، کاغذ و عینکش را پرت کرد روی زمین، با چشمِ بسته مرور میکنم. بیاختیار چشمهٔ اشکم میجوشد و چکهچکه از لای پلکهای بستهام بیرون میزند. خواب از سرم میپرد. پیش از آنکه بلند شوم، مقداری در خودم جمع میشوم و مویه میکنم. مثل همیشه که تا قد و قامت آقا را میدیدم، قربان صدقهاش میرفتم، بیاختیار میگویم «دورت بگردم».
دور قد و بالایت بگردم. کجا رفتی یکهویی؟! ما که هنوز چشمانتظاریم تا محافظها پردهٔ آبی حسینیه را کنار بزنند و بیعصا قدم بگذاری بالا. لبخند بزنی. برایمان دست تکان بدهی. چشم بچرخانی و محبتت را با همه قسمت کنی. جمعیت یکصدا شعار بدهند. جوانترها کف دستشان را که با خودکار نوشتهاند «جانم فدای رهبر» رو به دوربین بگیرند...
دورت بگردم آقاجان. آخر تا کی خوددار باشیم و چقدر دم نزنیم؟! از بس بغضمان را قورت دادهایم غمباد گرفتیم.
باشد؛ قبول. قول دادهایم که نگذاریم دشمنشاد شویم. دلت امن که نمیگذاریم. اما تو بگو پس ما کی میتوانیم یک دل سیر گریه کنیم؟!
دلتنگ محرم شدهام. نوحهٔ محسن محمدیپناه اوج میگیرد و بر همهٔ صوتهای توی سرم غالب میشود:
رویا یعنی دوباره حسین/ میآید خورشیدی از تبار حسین...
#مصعب_يحيایی
عضو شوید:
(کمی کافر.../ شعر و گاهنوشتهای مصعب یحیایی)
🟢@yahyaei_m
محسن محمدی پناهرؤیا یعنی دوباره حسین(ع).mp3
زمان:
حجم:
4.9M
رؤیا یعنی دوباره حسین/ میآید خورشیدی از تبار حسین...
هدایت شده از نکات و حکمتهای آیت الله حائری شیرازی
.
🔸تحقیرش کن🔸
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
الان که ما میخواهیم ببینیم مذاکره با آمریکا بکنیم یا نکنیم، آیۀ «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» کاربرد روشن دارد.
آیه میگوید انسان فاسق، با #استخفاف مطیع میشود. مگر تو نمیخواهی آمریکا را به خواستۀ خودت قانع بکنی و حرفت را به کرسی بنشانی؟ میگوید راهش این است که استخفاف کنی (تحقیرش کنی)! اگر تکریمش کردی، دو قورت و نیمش هم باقی است؛ یک چیزی هم از تو طلبکار میشود.
📌 صوت کامل این مطلب را بشنوید:
https://eitaa.com/haerishirazi/5266
✅ اگر بدنبال حکمتهای ناب هستید، هماکنون عضو کانال آیت الله حائری شیرازی شوید:
eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3
"You people of that infamous island,
and you, members of that disgraceful tribe:
You decide.
In the final chapter
of this standoff,
do we bring the axe
down upon the decks of your carriers,
or onto the back
of the F-35 myth?!"
@realDonaldTrump
#Epstin
«ای اهالی جزیرهی بدنام
و معاشران عشیرهی بدنامی
شما انتخاب کنید:
ما
در آخرین پرده
از این رویارویی
تبر را
روی عرشهی ناوهای هواپیمابر بگذاریم
یا بر دوش
افسانهای به اسم اف.۳۵؟!»
#مصعب_یحیایی
🔴@yahyaei_m
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📖 پیام حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس
🇮🇷 یکی از نعمتهای بیبدیل خداوند متعال برای ملتهای مسلمان منطقهی ما خصوصاً مردم شریف ایران اسلامی، موهبت «خلیج فارس» است. نعمتی فراتر از یک پهنهی آبی که بخشی از هویت و تمدنمان را شکل داده و علاوه بر نقطه اتصال ملتها، مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی را در تنگه هرمز و پس از آن دریای عمان ایجاد کرده است.
📍 این سرمایهی راهبردی، طمع شیاطین بسیاری را در قرنهای گذشته برانگیخته و سابقهی تجاوزهای مکرّر بیگانگان اروپایی و امریکایی، ناامنیها، ضررها و تهدیدهای متعدد برای کشورهای منطقه، تنها گوشهای از نقشههای شوم مستکبران جهان علیه ساکنان منطقهی خلیج فارس میباشد که تازهترین نمونهی آن قدّارهکشیهای اخیر شیطان بزرگ بود.
🪖 ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانیها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالیها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسههای مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و ... اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومتها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقهی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانهی امریکا در نقشهی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.
📍 ملتهای منطقه خلیج فارس که سالهای متمادی به سکوت و ذلّتپذیریِ حاکمان در برابر زورگویان و تجاوزکاران عادت کرده بودند، در شصت روز گذشته جلوههای زیبای صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان نیروهای دریایی ارتش و سپاه را در کنار غیرت و سلحشوری مردم و جوانان خطّهی جنوب ایران عزیز در نفی سلطهی بیگانگان به چشم خود دیدند.
🌷 امروز به عنایات حضرت حق جَلَّوعَلا و به برکت خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی سوم علیالخصوص رهبر عظیمالشأن و دوراندیش انقلاب اسلامی اعلیاللهمقامهالشریف، نه فقط در میان افکار عمومی جهان و ملتهای منطقه، حتی برای سلاطین و حاکمان کشورها نیز ثابت شد که حضور بیگانگان امریکایی و لانهگزینی و آشیانهکردن آنها در سرزمینهای خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است و پایگاههای پوشالی امریکا تاب و توان تأمین امنیت خود را نیز ندارد، چه رسد به اینکه امیدی به تأمین امنیت وابستگان و امریکاپرستان منطقه توسط امریکا باشد.
🤲 به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. و زنجیرهی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایهی تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعهی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.
🪖 امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.
🇮🇷 ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقهی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همهی ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.
✍️ سیدمجتبی حسینی خامنهای
۱۰/اردیبهشت/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ بازی آخر...
به مناسبت روز ملی خلیج فارس
خواننده: امین فرامرزی
شاعر: مصعب یحیایی
آهنگساز: ایمان سیف
تدوین: استودیو نویا
تولید: حوزه هنری انقلاب اسلامی استان بوشهر
عضو شوید:
(کمی کافر.../ شعر و گاهنوشتهای مصعب یحیایی)
🟢@yahyaei_m
پرسیدهای: «از نو قرار کوه داری؟!»
بــا مــن بیــا ای دل اگــر انــدوه داری
#مصعب_یحیایی
🔴@yahyaei_m
بــاد آمــد و پیچید نفـسهــای تـو در کوه
پر شد دل هر صخره از آویشن و اندوه
🟢@yahyaei_m
ما شعلههای سرکش اندوه بودیم
آدم به آدم میرسد؛ ما کوه بودیم
🟣@yahyaei_m
دلتنـــــگم و بــایـــد بگـــــذارم ســـــر خـــود را
صبحی به سر شانهٔ یک کوه و دگر هیچ
#مصعب_یحیایی
🔵@yahyaei_m
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
🔻نظر شاهنشاه آریامهر در مورد پاداش به معلم ها
➕پاداش به معلمان، خرابکاری است!
➕معلمی که سالی سه ماه تعطیل است چرا باید پاداش بگیرد!
اسدالله علم در یادداشت روز شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۳ مینویسد: «صبح شرفیاب شدم. قبل از من به اندازهٔ دَه دقیقه نخستوزیر [هویدا] شرفیاب بود. من که شرفیاب شدم، فرمودند: به این مرتیکه عامری، بگو در روزنامه [حزب مردم] گفتهاید باید فرهنگیها پاداش بگیرند. این خرابکاری است. میخواهید معلمان را بشورانید؟ فرهنگی که در سال، سه ماه تعطیل دارد، این حرفها دربارهاش درست نیست. بگو شما را تنبیه میکنم. این چه مزخرفاتی است؟ معلوم میشود نخستوزیر مایه آمده بود. من دیگر عرضی نکردم. عرض کردم: چَشم، ابلاغ خواهم کرد».
منبع: یادداشتهای علم، جلد ۴، صفحه ۷۵
گروه پژوهشی آرتا | برای عضویت کلیک کنید