eitaa logo
یاقوت سرخ
1.1هزار دنبال‌کننده
172 عکس
91 ویدیو
13 فایل
#گروه_یاقوت_سرخ 🖋️دفتر شعر و ادب آئینی شهرستان بروجرد
مشاهده در ایتا
دانلود
راهی میدونه رقیه گریونه پشت سرش بابا دلش خونه دلش خونه عطش که بالا رفت اکبر لیلا رفت آه حرم بالا تر از عرش معلی رفت خم میشه قد یه پدر قد میکشه تا یه پسر هی میخوره خون جگر آه علی اکبر تنها میون یه سپاه خیمه رو میکنه نگاه داره باباش میکشه آه آه علی اکبر «ولدی، علی، علی الدنیا بعدک العفا» زد به دل لشگر کرده به پا محشر میگه ماشالله عمه زینب به علی اکبر میمنه تا میسر کربلا شد خیبر مونده بودن اکبر رجز میخونه یا حیدر تو دستشه هنوز علم میدونو میریزه به هم بابا حسین میگیره دم جان علی اکبر «ولدی، علی، علی الدنیا بعدک العفا» از همه‌ی یلا سره شاگرد رزم حیدره تنها خودش یه لشگره جان علی اکبر تا از رو زین افتاد ستون دین افتاد انگاری که عرش خدا روی زمین افتاد بسکه ازش خون رفت از بدنش جون رفت باباش مث باز شکاری سمت میدون رفت رقیه میبینه تو خواب علی گذاشت پا تو رکاب کاش بشه همراه عقاب بیاد به خیمه تموم دشت کربلا شده برا علی عبا تا که روی دوش بابا بیاد به خیمه «ولدی، علی، علی الدنیا بعدک العفا» شعر و سبک: 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh
چنان دریایی از می که به یک ساغر نمیگنجد درون یک غزل توصیف آن دلبر نمیگنجد همان که گر بنا باشد نوشتن از کمالاتش فقط شرح دو ابرویش به صد دفتر نمی گنجد به اقلیم دلم اولاد زهرا پادشاهانند دو سلطان پس غلط باشد به یک کشور نمیگنجد دل هر کس به گیسوهای معشوقی گره خورده‌است مرا در دل به جز عشق علی اکبر نمیگنجد به روی سر در هر خانه نامش میخورد از شوق درون چارچوب خویش دیگر در نمیگنجد برای بوسه بر یاقوت لبهای علی اکبر ستون هم تاک شد طوری که در باور نمیگنجد! درون کوزه شاید جا شود دریا ولی قطعا علی نور است و جز در جسم پیغمبر نمیگنجد اذان بوی خوشی دارد که از عطر دهان اوست که غیر از عطر خوش در نافه و عنبر نمیگنجد حرم رفتی ادب کن محضرش پایین پا بنشین که نوکر در سرش رفتن به بالاسر نمیگنجد # برایش سر شکستم؛ خون کنار اشک جاری شد؛ چه باید کرد این غم در دو چشم تر نمیگنجد! 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @mkavoosi110
هدایت شده از میثم کاوسی
بسم الله الرحمن الرحیم «علی اکبر» چنان دریایی از می که به یک ساغر نمیگنجد درون یک غزل توصیف آن دلبر نمیگنجد همان که گر بنا باشد نوشتن از کمالاتش فقط شرح دو ابرویش به صد دفتر نمی گنجد به اقلیم دلم اولاد زهرا پادشاهانند دو سلطان پس غلط باشد به یک کشور نمیگنجد دل هر کس به گیسوهای معشوقی گره خورده‌است مرا در دل به جز عشق علی اکبر نمیگنجد به روی سر در هر خانه نامش میخورد از شوق درون چارچوب خویش دیگر در نمیگنجد برای بوسه بر یاقوت لبهای علی اکبر ستون انگور داده گرچه در باور نمیگنجد درون کوزه شاید جا شود دریا ولی قطعا علی نور است و جز در جسم پیغمبر نمیگنجد اذان بوی خوشی دارد که از عطر دهان اوست که غیر از عطر خوش در نافه و عنبر نمیگنجد حرم رفتی ادب کن محضرش پایین پا بنشین که نوکر در سرش رفتن به بالاسر نمیگنجد   @mkavoosi110 @yaqoote_sorkh
هدایت شده از میثم کاوسی
بسم الله الرحمن الرحیم «علی اکبر» دلارام و دلیر و دلکش و دلبر علی اکبر قیامت رو و جنت جلوه و محشر علی اکبر همین که میگذشت از کوچه‌های شهر، ساعتها به جا میماند از او عطر پیغمبر، علی اکبر محمد را زدم فریاد و پژواک اینچنین برگشت علی اکبر، علی اکبر، علی اکبر، علی اکبر علی، در کودکی استاد او بوده‌ست این یعنی به تنهایی برابر بوده با لشگر علی اکبر رجز میخواند و میپاشید از هم لشگر دشمن که بر رخ داشت از ابرو دوتا خنجر علی اکبر به خلق و خلق پیغمبر، به وقت رزم چون حیدر تمام حسن ها جمعند یکجا در علی اکبر بسوز ای دل که زینب داشت از بالای تل میدید که میزد زیر تیغ و تیر، بال و پر علی اکبر حسین افتاد از پا آن زمان که پیش چشمانش زمین افتاد از بالای زین با سر، علی اکبر 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @mkavoosi110 @yaqoote_sorkh