قسمتی از #وصیت_نامه #شهید_چمران :
خوش دارم هیچکس مرا نشناسد، هیچکس از غمها و دردهایم آگاهی نداشته باشد، هیچکس از راز و نیازهای شبانه ام نفهمد، هیچکس اشکهای سوزانم را در نیمه های شب نبیند، هیچکس به من محبت نکند، هیچکس به من توجه نکند، جز خدا کسی را نداشته باشم، جز خدا با کسی راز و نیاز نکنم، جز خدا انیسی نداشته باشم، جز خدا به کسی پناه نبرم...
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
@yousof_e_moghavemat
چه زیباست ؛
رَبّنای لحظات افطار که فرا میرسد
مناجاتهای عارفانه شهدا را
در ذهنمان مرور کنیم:
خدایا !
آنانکه به من بدی کردند
مرا هوشیار کردند،
آنانکه از من انتقاد کردند
به من راه و رسم زندگی آموختند
آنانکه به من بیاعتنایی کردند
به من صبر و تحمل آموختند
آنانکه به من خوبی کردند
به من مهر و وفا آموختند ؛
پس خدایا ؛ به همه اینان که
باعث تعالی دنیا و آخرت من شدند
خیر و نیکی برسان ...
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
@yousof_e_moghavemat
به مناسبت سالروز شهادت شهید چمران
ارسالی یکی از اعضای محترم کانال یوسف مقاومت(حاج احمد)
#استوری
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
@yousof_e_moghavemat
🌹چهرهها به روایت رهبر معظم انقلاب| شهید مصطفی چمران
♦️هم عشق، هم عقل!
♦️«اینجوری بود چمران. دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بیرودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود... دانشمند بسیجی این است... در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خندهآور است... هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل.» ۱۳۸۹/۰۴/۰۲
🗓 سی و یکم خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰
#بیانات
#مقام_معظم_رهبری
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
#سالروز_شهادت
@yousof_e_moghavemat
⭕️ تصویر کمتر دیده شده از تبلیغات شهید چمران در انتخابات مجلس
#شهید_دکتر_چمران
#شهید_مصطفی_چمران
@yousof_e_moghavemat
دوم تیرماه ۱۳۸۹
🎙نقل خاطره رهبر انقلاب از اولین حضور خود در جبهه👇
💠 وقتی لباس نظامی بر تن کردم.
🎤 [ما به اتفاق شهید چمران] با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توی تاریکی شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده کیلومتری شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت که با خودش از تهران جمع کرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یک هواپیمای سی - ۱۳۰ رفته بودیم آنجا. به مجردی که رسیدیم و یک گزارش نظامی کوتاهی به ما دادند، ایشان گفت که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت وقت، برای کسانی که همراه ایشان بودند و لباس نظامی نداشتند، لباس سربازی آوردند و همان جا کوت کردند؛ همه پوشیدند و رفتند. البته من به ایشان گفتم که من هم می شود بیایم؟ چون فکر نمی کردم بتوانم توی عرصهی نبرد نظامی شرکت کنم. ایشان تشویق کرد و گفت بله، بله، شما هم می شود بیائید. که من هم همان جا لباسم را کندم و یک لباس نظامی پوشیدم و - البته کلاشینکف داشتم که برداشتم - و با اینها رفتیم. یعنی از همان ساعت اول شروع کرد؛ هیچ نمی گذاشت وقت فوت بشود.
#بیانات
#مقام_معظم_رهبری
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
#آشنایی_با_شهدا
@yousof_e_moghavemat
#شهیدانه🕊🌷
◽️برای نماز که میایستاد، شانههایش را باز میکرد و سینهاش را میداد جلو. یکبار بهش گفتم "چرا سر نماز این طور میکنی؟"
◽️گفت: وقتی #نماز میخوانی مقابل ارشدترین ذات ایستادهای. پس باید خبردار بایستی و سینهات صاف باشد."
📚کتاب چمران، جلد۱،
✍️از مجموعه کتب يادگاران
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
#آشنایی_با_شهدا
@yousof_e_moghavemat
6.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چنان زندگی کن که کسانی که تو را میشناسند و خدا را نمیشناسند، به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند.
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
#استوری
@yousof_e_moghavemat
615.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری
🔸 مشکلات انسان های کوچک را متلاشی میسازد و انسان های بزرگ را متعالی...
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
@yousof_e_moghavemat
روز زیبایت ؛
به خوش عطری یک چای تازه
و به شیرینی یک حبه قند ...
#شهید_مصطفی_چمران(نفر وسط در حال نوشیدن چای)
#روزتان_شهدایی
@yousof_e_moghavemat
💠 خاطره ای از دکتر چمران:
⚪️ اوج عصبانیت شهید چمران
▫️دکتر بعد از این که تیر خورد و عملش کردند دیگر نمیتوانست خط برود.
سربازی به نام "عسگری" او را با ماشین ستاد میآورد.
عسگری همیشه در آن جادههای پر از چاله با سرعت ۱۷۰ میرفت.
بالاخره همین سرعت زیاد کار دستش داد و یکبار تصادف کرد
و ماشین را درب و داغان کرد
و به همین دلیل سه روز فراری بود.
بچهها که بخاطر تذکرهای پی در پی به او برای سرعت زیادش عصبانی بودند بالاخره او را پیدا کردند و کشان کشان پیش دکتر آوردند.
حسابی ترسیده بود.
دکتر تا او را دید گفت:
▪️«خودت طوری نشدی عزیز؟»
او که انتظار هر عکس العملی جز احوالپرسی را داشت جواب داد:
▫️«نه؛ طوریم نشده.»
دکتر به او گفت:
▪️«پس ببر ماشینو تعمیر کنند، دیگه هم تند نرو لطفاً.»
☀️ این اوج عصبانیت و خشم او بود...
#آشنایی_با_شهدا
#شهید_مصطفی_چمران
#شهید_دکتر_چمران
@yousof_e_moghavemat