eitaa logo
🍁زخمیان عشق🍁
357 دنبال‌کننده
32هزار عکس
13.7هزار ویدیو
155 فایل
ارتباط با مدیر.. @Batau110 اسیرزمان شده ایم! مرکب شهادت ازافق می آیدتاسوارخویش رابه سفرابدی کربلاببرد اماواماندگان وادی حیرانی هنوزبین عقل وعشق جامانده اند اگراسیرزمان نشوی زمان شهادتت فراخواهدرسید.
مشاهده در ایتا
دانلود
ما در محبت رساندن سختی می‌کنیم، ماهمان‌بنده‌ای‌هستیم‌ که به‌جایِ‌خوابِ خودش‌وابسته است!همان که اگر کسی‌ در جای او بنشیند شاکی می‌شود! پس ! چگونه بتوانیم در زمرهٔ آدم‌های خاص درگاهت درآییم و «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» از آنچه بدان دل بسته‌ایم ببخشیم؟ . ما زود دل می‌بندیم و سخت رها می‌کنیم! همانا که از این همه وابستگی و دل نکندن «قَسَتْ قُلُوبُكُمْ» دل‌هایمان سخت و سنگین شده«كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً»چونان سنگ و سخت‌تر از سنگ حتی! آیا تو که «فالِقِ الْإِصْباحِ» شکافندهٔ تاریکی‌ها . و آورندهٔ نور و صبحی تا آدمیان برخیزند و کار خود از سر گیرند، این دل‌های سنگ شده را نخواهی شکافت؟ تا «الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ» تا از آن آبی زلال جاری شودو وجودمان را بشوید؟تا دل کارش را ازسرگیردو«فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ»به‌سویت‌بگریزد؟ مایادمان‌نرفته«نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» نعمتت‌را بر خودمان... . چه رفاقت‌های صمیمی که در ابتدا «إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً» دشمن هم بودیمو تو«فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ»بین‌دل‌هایمان رأفت ایجاد کردی! از تو می‌خواهیم، که تو قادری بر «وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ » زیر و رو کردن قلبی که «قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً» سنگ‌ شده و در حوادث روزگار غلت می‌خورد واراده‌ای از خود ندارد! . تو را یاد می‌کنیم به «مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ» بودنت و از تو می‌خواهیم وقتی «هَدانا لِهٰذا»دست قلبمان را گرفتی « لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا» منحرفمان نکنی، چرا که از جاده خارج نشدن از جاده آمدن سخت‌تر است. ...🌱✨!
ماآدم‌هاازدورنگا‌ه‌کردن‌را‌جانکاه‌می‌دانیم؛ خصوصاً آن‌زمانی‌که‌ازدورچشم دوختیم و او هیچ حواسش سمت ما نیست ...! سپـاس و ستـایش مخصوص کسی که مراجعه‌کنندگانش‌زیادند ولی در لابه‌لای پری‌رخان و شمشاد‌قدانی که دورش را گرفته اند، همیشه با لبخند، گوشهٔ چشمی به ما کرده‌، جمعیت را شکافته و به سوی ما آمده... . گله داریم از چشم‌هایمان که در مواقع احتیاج‌فقط تو را دیده‌ودرخوشی‌مصداق «فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَسَّهُ» است؛ چون انسان را آسيبى رسد ما را مى‏ خواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم چنان مى‌رود كه گويى مارا نخوانده است. . گله داریم از دست‌هایی که در احوالات عشق‌‌ زمینی،ابری‌بالای سرش شکل گرفت ونوشت: هروقت‌می‌خواهم‌بگویم‌دوستت‌دارم‌می‌گویم مراقب خودت باش، سپس همان ابر پنبه شد و به گوش‌هایمان‌فرو رفت‌وصدای تو رانشنید که‌فرمودی:«عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ»مراقب‌خودت‌باش. . گله داریم از دلی که آنقدر «مَلَكَهُ اليَأسُ قَتَلَهُ السَفُ» ناامیدی بر او غالب شد که اندوه او را کشت! همین جا بود که تو را شناختیم با «يُحْيِى الْمَوْتىٰ» زنده‌کننده‌مرگان... به همین نعمت، دیگر ما را از حوادث روزگار حرجی نیست.آینهٔ شکسته،تصویر رابه‌تعداد بیشتری منعکس می‌کند و دل ما محبت تورا؛ شکستگی‌نوازش است اگر تویی«جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسیرِ» شکسته‌بند. ... 🌱✨!°
مولا علی‌(ع)فرمود: «وَعِمَارَةِ قَلْبِكَ بِذِکْرِهِ» دل‌رابا یادخداآبادکن.آباد،مقابلِ ویرانی‌ست. دل ویران شده، دلی که در آن زلزلهٔ بم آمده! دلی همچون خسارات سونامی‌‌های ژاپن،دلی که‌مانندماهیانِ‌سواحلِ‌جاسک‌خودکشی‌کرده؛ تنها با یاد خدا آباد می‌شود، زنده می‌شود.... «دل به یاد او آباد کن» وقتی عملی شود، موج که هیچ، اقیانوس هم‌به ساحلت‌بزند تو آباد خواهی ماند... یعنی«کسی به شدت تو به صخره‌ام کوبید و من فرو رفتم به قعردریاها که قعردریاها پر از مزار شود» شدنی نیست. . دل لطیـف است. دل بـرگ گل است و؛ « آباد کردن‌ »ش یعنی گلدان منـاسب‌ برای گل برگزیدن!وقتی‌گلی‌رااز گلدان کوچک‌به‌گلدانی‌بزرگ‌ترانتقال‌می‌دهی، شایدآن گل«أَبْطَأَ عَنِّى عَتَبْتُ بِجَهْلِى» از روی ناآگاهی گِله کند! ولی نمی‌داند «وَعَسَى‌أَنْ‌تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌلَكُمْ» چه بسا چیزهایی‌که‌ازآن‌کراهت‌داشته باشند ولی برایشان بهترین است... . گاهی‌هم‌آن‌گُل،چندروزاول،کمی‌ضعیف‌و رنجورنشان‌می‌دهدودیگران‌گمان‌می‌کنند‌ که‌آخ؛.مُرد!امابعد، دوباره‌گل‌جان‌می‌گیرد. داستان، داستان آباد شدن است... قصه، قصهٔ صبر است... . هزاران رحمت بر دستانی که معجزه‌وار آمدند وگلدان وجود ما را عوض کردند،هزاران رحمت بردستان مولایم امیرالمؤمنین که‌ابوتراب است. ای پدر خاک! خاک سرزمین دلمان را عوض‌کن، بی‌آنکه آخ بگوییم،که اگر گفتیم اطلاع‌داشتیم از «چون نام عشق بردی آماده شو بلا را» اصلا «سرخُم مِی سلامت شکند اگر سبویی»... 🌱✨•Γ
🌱•. به نوشتهٔ زیر توجه کنید و حدس بزنید از کیست؟  « فرستادهٔ من خبر آورد که تو خود را رنجور نموده‌ای‌ومی‌ترسم‌ازآن‌کسان‌باشی که‌خداوند در قرآن فرماید: « وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَـاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ»چون‌به‌مؤمنان‌می‌رسند، می‌گویند:ما با شماییم؛ ما خادم ملتیم؛وچون با دار و دستهٔ شیطان صفت‌ خودشان خلوت می‌کنند،می‌گویند:مؤمنان‌رادست‌ انداخته‌ایم؛ ماباشماییم!اگردرفرمانِ‌مایی،‌بشتاب‌نزدِماآی» . این سخن را هم بخوانید و حدس بزنید درباره‌ی کیست؟ «ای مردم! شما این‌ گروه را آزمـوده‌اید و دانسته‌اید که آن‌ها چنانند که‌می‌خواهید. ایشان منتخب مردم است، نیکو سیرت و ستوده کردار! راه‌ها در عهد او امن شده و بر جیرهٔ شما افزوده . این عطـایای اوست برای‌شمامردم‌تا به‌کاری‌برخیزید که ایشان خواستار است». . شاید گمان برده‌اید سخن اول از آدمی نیکو کردار،سر در قرآن‌فروبرده وسخن دوم دربارهٔ آدمی درست منصب است. اولی نامهٔ ابن زیاد است به شبث، برای برخواستن به قتال با حسین‌ بن علی‌؏ و دومی وصف صفات یزید! . چه بگویم؟بگویم نمی‌شود به‌چشـم‌ های خائن‌اعتمادکرد؟به‌چشمانی‌که‌دستورقتل حسین‌بن‌علی‌رادادند؛ولی‌بعدشهادت‌برای او‌گریستند؟ بگذریم... . خدا نکند روبه قبله بایستیم و درمقابل حسین‌بن‌ علی باشیم و آیندگان مارا در عداد « قلوبهم معک و سیوفهم علیک» یاد کنند...سخن کوتاه باشد بهتر،که هر چه بگویم اضافات است... . خدا بصیرت عطا کند در برابر تزویرهای زمان که تاریخ در حال تکرار است. «مَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ» «و بصیرت نوری‌ست در قلب که خدا به هر کس بخواهد عطا می‌کند». ...🌱✨!
• آقای من ..! تصدق ردای امامت، و چهره ی محمدی‌ات، شما را به لحظه ی تبسم مادر (س)، به دمی که رخ چون ماهش را، میان دو دستان کوچکت میگرفتی و زمزمه میکردی: یوما! و پاسخت میداد: جانِ یوما؟ به ساعاتی که نیمه شب از زیر ملحفه، پنهانی، به قامت مادر (س) در نور ماه چشم میدوختی؛ در حالیکه برای همسایه ها دعا میخواند...، و دلت قنج میرفت، برای صوت روحانی و آرامش بخشِ یاسین خواندنش... ... شما را قسم به شب هایی، که مادر (س) سر زانوهای زخمی از بازی، و دویدن هاتان در کوچه های مدینه را پاک میکرد و می بوسید؛ به نگاه معصوم و خیره ی مادرتان از پسِ روبند عربی، در آن کوچه، و شعری که دست در دستش میخواندید، و نیمه ماند...، ما را برای خودت کنار بگذار و روی زندگی مان بنویس: وقف و حسین(ع) میلادتان مبارکمان؛ ای باب چهارم مُنتَهِی الاَمَال... نخستین آیه از آیات کوثر بوده ای حتما... 🌱•.Γ ...
خدادر قرآن فرمود:«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ» و هرگز نگو من فردا کاری را انجام می‌دهم‌مگراینکه‌بگویی‌اگرخدابخواهد. شاید چیزی را اراده کنی و ارادهٔ خدا بر آن نباشدکه‌مولاعلی‌علیهم‌السلام‌فرمود: « عَرَفْتُ اللهَ ـ سبحانه ـ بِفَسْخِ العَزَائِمِ » خدا‌را شناختم به شکستن عزم‌ و اراده! با درنظر گرفتن این که خدا فرموده:«اللَّهَ‌لَا يَظْلِمُ‌النَّاسَ‌شَيْئًاوَلَٰكِنَّ‌النَّاسَ‌أَنْفُسَهُمْ‌يَظْلِمُونَ» . خدا نمی‌خواهد به هیچکس ستـمی کندولی آدم‌ها به خودشان ستم‌گرند! و«أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»چیزی نیست جز آن قدرت اختیار که بیچاره‌مان کرده. بیچاره‌ای مانند عبیدالله که در مسیرِ کربلا که سه مرتبه حسین‌‌بن‌علی(ع) به یاری دعوتش کردو او نپذیرفت و وقتی امام رفت، دست پشت دست می‌کوبید و شعر می‌گفت: «تا زنده‌ام دریغ درگردش است‌واگر قرار بود که حسرت روزی‌سینه‌ای بشکافد آن روز امروز است که سینه‌ی مرا شکافت » . خلاصه‌ی امر این است که خدا قطعا و قطعا تواناست و در کنار توانایی ، خود سازی‌شرط اول است‌.وخود سازی‌یعنی کار کردن بر آن قدرت اختیار. به‌قول‌شهیدآوینی«داد از آن اختیار که تورا ازحسین‌علیهم السلام‌محروم کند» ...🌱‌• .
وقتی آقای بهجت گفتند: «هر کس عاشق امام زمانش باشدحداقل اورا درخواب می‌بیند»؛بهم برخورد!انگار دوست داشتـنم زیر سوال رفتـه بـاشد... زیرسوال رفتن شبیهِ آن شخص که‌روزی به امام صادق-علیه‌السلام-عرضه داشت: «یابن‌رسول‌الله! من‌ازجایی‌دوربه‌دیدارت آمده‌ام‌وهمیشه‌توان‌طی‌کردن‌این مسافت طولانی‌را ندارم. اگرمی‌شود عنایتی‌کنید تا حداقل شما را در خواب زیارت کنم». امام‌‌‌ (ع) فرمودند: «تشنه بخواب»! . مردِ مسافر به دیارش برگشت.آن روز را آب ننوشید تا تشنه سر به بالین بگذارد. تشنه‌خوابیدن‌همانا وتا صبح خواب آب و دریا دیدن همانا. بار دیگر راهی سفر شد و در دیداری که داشت به امام(ع)گفت: آقا جان‌امرشما را بجـا آوردم ولی نمی‌ دانم چـرا بجای خوابِ شما، خواب آب را دیدم!حضرت‌ فرمودند:«تشنگی‌ات به آب، بزرگ‌تر از تشنهٔ‌ دیدار بودن‌است‌ می‌خواهی‌ما‌ را ببینی‌تشنه‌باش». . خدایا پناه می‌بریم به تو از هر چه که مبداء میل ما را از سمتِ تو عوض کرده. لطفاً«بریزهرچه‌عطش‌رابه‌کام‌تشنگی‌ام» ...🌱✨!
  بهترین کار در چنین شبی رو راست بودن باخود است.ما خوب میدانیم درونمان‌چه می‌گذرد که خدا درموردمان فرمود : «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ»به یقین انسان بر کارهای خودش آگاه است... «وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ» هر چند بهانه تراشی بسیار کند! . امشب دیگر نه آدمی پیش رویمان است که‌خطایمان را توجیه کنیم،نه می‌توانیم پرروبازی دربیاوریم‌وتوپ درزمین‌دیگری بیاندازیم ونه‌قراراست برای‌دروغ‌هایمان از ما تمجید کنند! . امشب در مقابل کسی هستیم که عالم به‌راز قلبهاست براستی درمقابلش باید چون حُر که لگامِ مرکب گرفت و به سویش فرار کرد؛ پای برهنه کنیم و زیر لب بگوییم: «اللهم إليك أنيب فتب علي» خدایا به‌سوی تو گریختم...مرا بپذیر. . برویم محضر بابایمان که مناجات «مَوْلايَ يَا مَوْلاي»گفتنش فضای مسجد را پُرکرده.. او را واسطه کنیم، «بِعَليِ بعَليٍ» بگوییم و بپرسیم یاامیرالمومنین«هل لي من توبة؟» آیاتوبه‌ام پذیرفته‌ست؟و او بخندد و دست بر زیر چانه برد و بگوید: سرت را بالا بگیر، «نعم تاب الله عليك» بله... خدا توبه‌ات را پذیرفت. . یادمان نرودکه امشب خدا زیادندامی‌دهد: «أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ»واقعا دوست نداریدبخشیده شوید در حالی که‌خدایتان «غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛ آمرزنده‌ی مهربان است؟ از او بخواهیم که«هَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ إِلا الْغَفُورُ؟»به غیرِ بخشنده،هیچکس به‌ما رحم نخواهد کرد. ...🖤•.
. من می ترسم! از نبودنِ تو، نه از نبودن با تو. من اما رشته ای بسته بودم به پای خود و آن سویش را به در خانه ات. هر جا که می رفتم هر چقدر که دور می شدم باز هم برمی گشتم به سوی تو و راه خانه ات را گم نمی کردم. این رشته هنوز هم به پایم بسته است... امّا امشب نگاهش کردم و دیدم پوسیده تر از همیشه است... . می دانم که رشتۀ محبت تو محکم‌تر از این حرف‌هاست؛ پوسیده اش هم به کار می آید، امّا می ترسم، می ترسم روزی برسد که گناه، کار خودش را بکند... و چشم باز کنم و ببینم دلم بند خانهٔ تو نیست... . این شبها می شود خواهشی کنم از تو و تو هم «نه» نگویی به خواهشم؟ اگر روزی دیدی این رشته دیگر دارد پاره می‌شود و من هم غافلم... و هر چه تو فریاد می زنی، گوشم نمی شنود... التماس می کنم ! و سوگند می دهم تو را ! به قداست همین محبّتی که میان من و توست، این رشته، پاره نشده جانم را بگیر از من. . ...🌱!
ما بندگانی هستیم که برخی از حکم‌های تو بر ما سخت است، نام نمی‌برم... چرا که هر کس بین خودش و خودت خوب می‌داندچه‌خبر است.«از تو می‌خواهیم آنچه‌قسمتمان‌کردی‌و برای‌ما ناخوشایند است،محبوبمان کنی‌‌و آن حکمِ تو را که دشوار می‌پنداریم، آسان سازی.» . خیلی اوقات دستمان به لایک و فروارد مطلبی‌رفته‌که‌پشتش‌آبروی‌بنده‌ات‌ریخته! ببخش ما را که وقتی «عیب مومنی بر ما آشکار گردید،آن را نپوشاندیم»که هیچ،در بلندگو اعلام هم کردیم!در حالی که «وَلَوْلا سَتْرُكَ إِيَّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ» اگرپرده‌پوشی‌توبرمانبودرسوای‌عالم‌بودیم‌. . مابااین‌حق الناس‌ها و حکم‌هایی که‌سخت می‌ پنداریم در قلبـمان آتش افروخته‌ ایم، آتشی که روشنایی آن تاریکی‌ست! «اَتُحْرِقُ بِالنّارِ قَلْبی، وَ کانَ لَکَ مُحِبّا؟» آیا قلبمان را در آتش می سوزانی در حالی که سرشار از محبت تو بوده؟ . البته حق داری بگویی این دیگر چه نوع دوست داشتنی‌ست! اما معترفیم...ما را بر اعترافمان ببخش که «اگر چنین کنی، این لطف را در حق کسی روا داشته‌ای که سزاوار عذاب تو بودن را منکر نمی‌شود» ...✨'🌱!
هُوَ المَقصود... ° آنگاه که غرقِ در دنیا در تَصَوُّرِ پرواز، به خاك نشسته ای ناگاه ندا می‌آید إنّا للّٰه و إنّا إلیهِ راجِعون... تا زندگی ببخشد... نفس های مردهٔ شهر را... تا بگوید: ای انسان مسافری هستی در راهِ بازگشت به آغوشِ او، او که همهٔ توست... تا اندکی تو را از تحیّرِ مه آلودی که تحفهٔ ظلمتِ دنیاست، برهاند... که کیستی به کجا میروی هدف کدام است... تا قلبت هم چشم باز کند و ببیند إنا لله که تو حتی مال خودت هم نیستی... تا به باور برسی... آنگاه لحظه ای در بازار دنیا نگاهت را از مقصد نمی‌دزدی... به درهمی،عشق را به حراج نمیگذاری... چشم میبندی و گذر میکنی... آنجاست که تپش های قلبت هم ذاکر میشوند... و در می‌یابی که تو تا رسیدن به او یک من فاصله داری... • إلهی! از خود، بی خودمان کن... 💔 ...🌱'
من از "خودم" عجیب به تنگ آمده ام، که اینگونه دستانم را مضطرانه بالا گرفته ام... آنقدر مَنيت هايم زمین گیرم کرده اند، که صد بار فریاد "الغوث الغوث" سر داده ام...! و آنوقتی كه روی زانوهای تو باریدم دوباره سبز شدم...! " أینَ سِترُک الجَمیلْ؟ " میخواهم از نو شروع کنم... ... نشر معارف شهدا درایتا👇👇👇 ❤️👆 @zakhmiyan_eshgh