تو یکی از مجالسی که دعوت بودم
یک سری پک بین خانوما پخش کردن
این نمکدون هم داخلش بود
منم پر کردم دیگه سر سفره
این نمکدون رو استفاده میکنیم
اصلا یه حس خاصی داره💚
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
کار فرهنگی تمیز🤌🏻
این قاب های خوشگل هم جز پک هاشون بود
البته قبل از ارائه، سخنران ،توضیحاتی دادن
من چکیده رو براتون میزارم
که ان شاءالله شما هم انجام بدین👇🏻
یکی از عزیزان مطلبی نقل میکرد و به لفظ جلاله قسم میخورد. ایشان میگفت والله تالله بالله آنچه می گویم واقعیت دارد. آقایی نقل میکرد که ما خیلی وضعمان از نظر مالی خراب بود.
عزیزانی که در مشکلات اقتصادی هستند به این قضیه خوب دقت کنند. ایشان نقل میکرد که بزرگی به من دستور داد و گفت وقتی غذا میخورید، بگو:
«اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان»
خدایا به احترام مولانا صاحب الزمان به ما برکت بده.
وقتی شخصی شما را مهمان میکند و سر سفره او مینشینید، می گویید: "خدا به شما برکت بدهد." وقتی کسی به ما هدیه میدهد، می گوییم که خدا به شما برکت بدهد. ما هرچه داریم از صدقه سر وجود حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) داریم.
نفس کشیدن ما هم مرهون عنایات حضرت ولی عصر است. این شخص نقل میکرد که مدتها بود من و اهل و عیالم گوشت نخورده بودیم. ما چند روز بعد از صبحانه و ناهار و شام گفتیم: «اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان».
بعد از مدتی آنچنان برای ما وسعت شد که هم خودمان گوشت میخوردیم و هم به همسایهها میدادیم. ما قبل از این حسرت گوشت خوردن داشتیم و میگفتیم: ای کاش میشد حداقل ماهی یک بار آبگوشت برای فرزندانمان تهیه کنیم.
من به هرکسی این قضیه را گفتم و به آن عمل کرد، گشایش عجیبی در زندگیاش ایجاد شد.
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
زندگیِ قشنگِ من🏡
بسم الله الرحمن الرحیم #یادت_باشد فصل اول چند ماه بعد از این ماجراها، عمو نقی بیست و دوم خرداد از
بسم الله الرحمن الرحیم
#یادت_باشد
فصل اول
پنجم شهریور سال ۹۱ ،روزهای گرم و شیرین تابستان، ساعت ۴ بعد از ظهر ،کم کم خنکهای عصر هوای دم کرده را پس میزد .از پنجره هم که به حیاط نگاه میکردی ،میدیدی همه گلها و بوتههای داخل باغچه دنبال سایهای برای استراحت هستند.
در حالی که هنوز خستگی یک سال درس خواندن برای کنکور در وجودم مانده بود ،گاهی وقتها چشمهایم را میبستم و از شهریور به مهرماه میرفتم، به پاییز به روزهایی که سر کلاس دانشگاه بنشینم، و دوران دانشگاه را با همه بالا و بلندیهایش تجربه کنم.
دوباره چشمهایم را باز میکردم و خودم را در باغچه بین گلها و درختهای وسط حیاط کوچکمان پیدا میکردم.
علاقه من به گل و گیاه برمیگشت به همان دوران کودکی که اکثراً بابا ماموریت میرفت و خانه نبود .برای اینکه این تنهاییها اذیتم نکند همیشه سر و کارم با گل و باغچه و درخت بود.
با صدای برادرم علی که گفت:(( آبجی !سبد رو بده)) به خودم آمدم .با کمک هم از درخت حیاتمان یک سبد از انجیرهای رسیده و خوشرنگ را چیدیم چند تایی از انجیرها را شستم داخل بشقاب گذاشتم و برای پدرم بردم.بابا چند روزی مرخصی گرفته بود وسط کاراته پایش در رفته بود .برای همین با عصا راه میرفت و نمیتوانست سر کار برود. ننه هم چند روزی بود که پیش ما آمده بود.
مشغول خوردن انجیرها بودیم که زنگ خانه به صدا درآمد مادرم بعد از باز کردن در چادرش را برداشت و گفت :((آبجی آمنه با پسراش اومدن عیادت سریع ))
داخل اتاقم رفتم .تمام مثالی که برای کنکور درس میخواندم هر مهمانی میآمد میدانست که من درس دارم و از اتاق بیرون نمیروم ولی حالا کنکورم را داده بودم و بهانهای نداشتم!
مانتوی بلند و گشاد قهوهای رنگم را پوشیدم روسری گلدار قواره کرم رنگ را لبنانی سر کردم و به آشپزخانه رفتم از صدای احوالپرسیها متوجه شدم که عمه حمید حسن آقا و خانمش آمدند. شوهر عمه همراهشان نبود برای سرکشی به باغشان به روستای سنبل اباد الموت رفته بود.
روبرو شدن با عمه و حمید در این شرایط برایم سخت بود چه برسد به اینکه بخواهم برایشان چایی هم ببرم .چایی را که ریختم فاطمه را صدا کردم و گفتم بیزحمت تو چای را ببر تعارف کن سینی چای را که برداشت من هم دنبال آبجی بین مهمانها رفتم و بعد از احوالپرسی کنار خانم حسن آقا نشستم متوجه نگاههای خاص عمه و لبخندهای مادر شده بودم.
چند دقیقهای بیشتر نتوانستم این فضا را تحمل کنم و خیلی زود به اتاقم رفتم کم و بیش صدای صحبت مهمانها را میشنیدم چند دقیقه که گذشت فاطمه داخل اتاق آمد میدانستم این پاورچین پاورچین آمدنش بیعلت نیست مرا که دید زد زیر خنده جلوی دهانش را گرفته بود که صدای خندهاش بیرون نرود.
با تعجب نگاهش کردم وقتی نگاه جدی من را دید به زور جلوی خندهاش را گرفت و گفت:( فکر کنم این بار قضیه شوخیش شوخی جدی شده داری عروس میشی!) اخم کردم و گفتم:( یعنی چی درست بگو ببینم چی شده من که چیزی نشنیدم) گفت :(خودم دیدم عمه با مامان با چشم اشاره کرد و یواشکی با ایما و اشاره به هم چیزهایی گفتند) پرسیدم :(خب که چی؟)
با مکث گفت :(نمیدونم اون طرف که من از حرفاشون فهمیدم فکر کنم حمید آقا رو بفرستن که با تو حرف بزنه.)
با اینکه قبلاً به این موضوع فکر کرده بودم ولی الان اصلاً آمادگی نداشتم آن هم چند ماه بعد از اینکه به بهانه درس و دانشگاه به حمید جواب رد داده بودم گویا عمه با چشم به مادرم اشاره کرده بود که بروند آشپزخانه آنجا گفته بود :(ما که اومدیم دیدن داداش حمید که هست فرزانه هم که هست بهترین فرصت که این دوتا بدون هیاهو با هم حرف بزنند الان هرچی هم که بشه بین خودمونه داستانی هم پیش نمیاد که چی شد ،چی نشد.
ادامه دارد🌱
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
#شهید_سیاهکالی
#کتاب_خوانی
امروز اجاق خونمون به نیت امام هادی علیه السلام روشن میشه🌱💚
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
#روزمرگی
#سفره_متبرک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اینجا برف نبارید ولی سوز عجیبی داره🥶
یه اسفند دود کنیم عطر خوبش بپیچه
و با ذکر صلوات دهانمون خوش بشه🎀
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
#روزمرگی
تا بچه ها از مدرسه بیان ،
خونه رو مرتب کردم
اومدن خونه همه جا رو مرتب ببینن
روحیه شون خوب باشه💚
بخاطر اینکه #وطنم_ایران اینجوری حفظ شده رای می دهم
#انتخاب_مردم
#مشارکت_حداکثری
#انتخاب_اصلح
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
🪴🌻
#رزق_کثیر
🌻✨ هرکس سوره تکاثر را روز
دوشنبه یا چهارشنبه 40 بار بخواند
مال عظیم یا خیـری به او رسد که
در ذهن و تصورات او نگنجــد✨🌻
📚 کشکول افشاری 11
سوره #تکاثر
🪴✨بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ﴿١﴾ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿٢﴾ کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٣﴾ ثُمَّ کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ کَلا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ ﴿٥﴾ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ﴿٦﴾ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ ﴿٧﴾ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ.
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
10.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#عیدتون_مبارک
الهی بهترین عیدی رو از باباجونش
بگیرین🎀
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
«هیچ عمل و طاعتی نزد خدای با عزّت و جلال از نماز محبوب تر نیست، پس هیچ چیز از امور دنیا از بجا آوردن نماز در وقت هایش شما را مشغول نگرداند، زیرا خداوند با عزت و جلال جماعت و گروهی را مذمّت کرده و فرموده است:
کسانی که از نمازشان غفلت می ورزند یعنی وقت های آن را سبک می شمارند.
#چالش_نماز_اول_وقت
#چالش_نمازقضا (نمازعشا)
شما هم تاحالا ،
به ساقدست نیاز پیدا کردین؟؟؟
اگه بله و دوست دارین آموزش بزارم
برام یه قلب بفرستین
@mn1384nr
تو این یکی دو روزه آموزشش رو آماده کنم بزارم براتون
#ساقدست
#آموزش_رایگان
بعدظرف شستن ،این اشتباه رو نکن⛔
سینک رو همینجوری ،رها نکن❌
چند وقت یکبار سینک ظرفشویی تون
رو تمیز میکنین؟
بهتره که بعد از شست و شوی ظرف
سینک رو هر روز با سرکه و نمک و یا سرکه و جوش شیرین خوب تمیز کنین.
سرکه یه میکروب زدای فوق العادس🤌🏻
#روزمرگی
#شستن_ظروف
.@zendegi_ghashangam
https://eitaa.com/joinchat/2742485552Cc7e2ccb1ec🏡