هدایت شده از جلسات سبک زندگی ویژه بانوان
#کلاس_نظم_و_هدف2
#جلسه2_قسمت13
#خانم_محمدی
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
گفتیم که تو دوره اول چند قانون داره که تو دوره رشد هست 👇
اول بچه فطرتش پاک هستش💙 یعنی صفات زیبا درونش تجلی کرده🌱💕 بچه وقتی بدنیا میاد با اسمهای خوشگلم،😍 عزیزم❤️ ملوسم 🌸 نازم،💕 خرگوشکم،🐰 عسلم 🐝 هر چی که خوشگل وبامزه و فانتزیه ما به این بچه میگیم ولی وقتی بزرگ میشه یادمون میره این بچه هنوز فطرت پاکشو داره. این همون بچه هست که به دنیا میاد میگیم مثل فرشته خداست.
بچه رو که می بینید به این دید نگاهش بکنید که واقعا موهبت خداست و دست نخورده پاک پاکه و شما ازش انرژی میتونید بگیرید. 💪
بچه بزرگ میشه، همونه👶👦 فقط چی شده⁉️ برخورد های ما باهاش عوض میشه💆💆♂
بچه حسادت میکنه ما میگیم بچه مون حسوده در صورتیکه این نیست.
بچه بخل داشته باشه چیزی رو نخواد بده،
وقتی لجباز باشه⬅️ این در بزرگ شدنش یه صفت خوب درش رشد میکنه
یاد میگیره که به خاطر اینکه به قدرت برسه با قدرت یه چیزی رو نگه داشته💪😀
لجبازی میکنه یه چیزی رو نمیده یاد میگیره کنترل کنه خودشو 💙 مالکیت داشته باشه.💚 بعد که بزرگ میشه در مقابل عمل بد قدرت داره کنترل کنه خودشو 💪❤️به تقوا میرسه کسی فکر میکنه از یه چیزه بد به یه چیز خوب برسه⬅️✅
ما بد میدونیم🙈 ولی بچه نمی فهمه که خوبه یا بده ،🤔همه اینا تو دوره دوم میگم که چی میشه .
یک بنده خدایی رفته بود ترکیه یک کلمه ای رو ما تو فارسی یک چیزی میگیم ولی تو ترکی فحش بوده. اینا میگفتن نمی فهمیدیم ما وقتی اینو میگفتیم، مردم چه قدر بد نگاه میکنن. خب اینا قبحش رو نمیدونستن به همون نیت خودشون میگفتن. بچه هم همینه.
بچه یک کلام بدی گفت ما چیکار میکنیم⁉️
سریع حواسشو پرت کن. سریع یه کلمه مشابه جایگزین براش پیدا بکن
بعد اون کلمه رو هی تکرار کن، یادش میره بچه زود حواسش پرت میشه
@jalasaaat
ارسال مطلب✅
کپی⛔️
💕زندگی عاشقانه💕
🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹 #ازسفیرابلیس_تاسفیرپاکی #فصل_دوم #قسمت25 بخاطر همین فقط تلاشم این بود که #عامل_به_حرف
🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹
#ازسفیرابلیس_تاسفیرپاکی
#فصل_سوم
#قسمت26
سلام....
این فصل خیلی جالبه...
👌وقتی وارد سال ۱۳۹۵ شدم یهو خیلی چیزا تغییر کرد...
حس میکردم یه رسالتی خدا بهم داده اما زیاد خودمو باور نداشتم...
سال ۹۵ تقریبا سه بار سایتمو کلا پاک کردم اما دو روز بعد دوباره میرفتم با بک آپ برش میگردوندم...
انگاری نمیتونستم از سایت دل بکنم...
😞😔
سایت داشتن خیلی هزینه بر بود ولی چون دیوونه و عاشق این مسیر بودم نمیتونستم کنار بذارمش...
و از همه مهمتر؟ هزاران نفر به امید حرفام وارد سایت میشدن و وقتی سایتمو پاک میکردم همه ایمیل میزدن و گریه میکردن که رضا تورو خدا برگرد انقدر اذیت نکن...
بمون نرو...
حرفات آروممون میکنه...
خالصه سال ۱۳۹۵ کلا مونده بودم برم یا بمونم...
چون خدا هم مشکلمو کامل بر طرف کرده بود و منم کامل نماز اول وقت خون شده بودم و دیگه میخواستم به فعالیت هام پایان بدم...
اما واقعا نمیشد...!!!
حس میکردم یه رسالتی دارم...
🤔🤔
رسالت منم این بود که به جوونا کمک کنم برگردن و با خدا دوست بشن...
تا اینکه تصمیممو گرفتم و موندم...
وقتی تصمیم بر موندن گرفتم انگاری خدا تازه کارشو با من شروع کرده بود...
💕بعدش رفتم برای سایت یه قالب خوشگل حرفه ای و کلی امکانات جدید گرفتم تا سایتمون بهترین و مجهزترین سایت مذهبی ایران بشه .
دوست داشتم همه چیم جذاب و تازه و متفاوت باشه.
بچه های سایت هم دیوانه وار دوستم داشتن...
میدونی چرا ؟
چون منم عاشقانه دوستشون داشتم و دارم.
❤️❤️❤️
یعنی انقدر بهم اعتماد داشتیم که فقط کافی بود بگم فلان جا مشکل دارم یا تو فالن شهر الان اومدم و جایی رو ندارم...
بعدش کلی برام ایمیل میمومد که رضا بیا خونمون... جوری کهباورتون نمیشه اصلا...
دستنویس های #داداش_رضا
#زندگینامه_واقعی
💞 @zendegiasheghane_ma
🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜
#ازسفیرابلیس_تاسفیرپاکی
#فصل_سوم
#قسمت27
🔹چند بارم مشهد خونه داداشای عزیزم میرفتم و خدا میدونه که چقدر احترام میذاشتن و دوستم داشتن.
⚪️خیلی برام جالب بود...
خیلی...
☑️صداقت و رک بودنم باعث ارتباط بهترم با اعضا میشد و حقیقتا تو این پنج سالی که مدیر سایت و مجموعه سریع الرضا بودم حتی کوچیکترین بی احترامی از کسی ندیدم.
اگرم بوده همونا بعدا شدن کسایی که سایت رو به بقیه معرفی میکردن...
🔷خیلی همه چی داشت عالی پیش میرفت...
😞تا اینکه حس کردم یه جا خیلی میلنگم...
من به دلیل تحقیر های پدرم مشکل عزت نفس داشتم و به شدت کمال گرا بودم.
تو بچگی مدام کتک میخوردم و چون همش خونمون جنگ و دعوا بود و همه با هم بلند بلند حرف میزدن من از همون بچگی مشکل عزت نفس داشتم...
😞😔
یعنی زیاد خودمو مسخره میکردم و خودمو پوچ و ذلیل میدیدم و کلا خودمو آدم حساب نداشتم.
📙تو کتاب بهترین نسخه خودت باش کامل درمورد اون دوران صحبت کردم...
خدارو شکر بعد اون کتاب کلا شخصیتم دوباره ساخته شد ...
یکی از چیزایی که خیلی به خودم افتخار میکنم و همیشه به نیکی ازش یاد میکنم همین تقویت عزت نفسم بود...
یه چی بگم؟
دلیل اصلی تموم کج رفتن هام همین عزت نفس بود...
☑️خودمو دوست نداشتم.
☑️خیلی وابستگی داشتم.
بخاطر همین قبل تحولم با دخترا دوست میشدم.
یه نکته جالب بگم؟
سال ۹۵ خدا خیلی خوب و اصولی داشت هدایتم میکرد...
مثال یهو یه کسیو سر راهم قرار میداد که بهم بگه رضا تو مشکل عزت نفس داری...
دستنویس های #داداش_رضا
#زندگینامه_واقعی
💞 @zendegiasheghane_ma
🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹
#ازسفیرابلیس_تاسفیرپاکی
#فصل_سوم
#قسمت28
☑️یعنی سال ۱۳۹۵ بارها این اتفاق برام افتاد...
❤️خدا به زبون اینو اون مدام باهام حرف میزد.
💠خیلی وقتا الکی الکی یه سایت برام باز میشد که میدیدم جواب تموم سوالاتم توشه...
😳یا خیلی وقتا میزدم شبکه مازندران و میدیدم مجری داره درمورد مشکل من حرف میزنه...
بعدش به خودم گفتم :
وای رضا #هیچ_اتفاقی_اتفاقی_نیست
👌👌
حس میکردم جهان داره منو هدایت
میکنه...
هر چقدر پیش میرفتم کلامم پر نفوذتر و اراده و انگیزم بیشتر میشد...
دیگه آذر ماه سال ۹۵ حس میکردم کوه عزت نفس شدم و نکته جالب اینجاست !
بعد ها فهمیدم دلیل اصلی اینکه خیلی ها گناه میکنن دقیقا #کمبود_عزت_نفسه...
چون هر چقدر آدم به خودش بیشتر احترام بذاره کمتر گناه میکنه...
همه چی داشت برام توپ پیش میرفت که یهو از دی ماه سال ۹۵ از درون مدام #احساس_غم میکردم...
میدونی چرا؟
☑️حس میکردم دین اسلام جلو شادیمو میگیره...
☑️نمیذاره شاد باشم...
☑️هی میگه گناه نکن...
☑️دهن آدمو سرویس میکنه...
☑️خب این چه دینیه...
☑️همش باید نماز بخونم گناه نکنم چشم پاک باشم.
😐☹️😣
خب مردم از بس شاد نبودم...
😕
من جوونم...
این چه وضعشه آخه...
از طرفی خدارو خیلی دوست داشتم و عاشقش بودم
اما دین برام یه جوری بود که انگاری جلو دست و پامو میگیره...
تا اینکه ۱۵ دی یه اتفاق عجیبی افتاد...
👌👌✅
دستنویس های #داداش_رضا
#زندگینامه_واقعی
💞 @zendegiasheghane_ma
🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜
#ازسفیرابلیس_تاسفیرپاکی
#فصل_سوم
#قسمت29
🚻صبح روز ۱۵ دی داشتم میرفتم بانک ...
آخه کار داشتم...
یهو از تو کوچمون دوست دخترمو دیدم...
خیلی خوشگل شده بود.
❤️
به هم نگاه کردیم و بعدش بهم گفت :
سلام...
منم گفتم سلام...
بعد نگاش کردم گفتم : چقدر بزرگ شدی...
😌
اونم گفت تو هم همینطور ..
اخه دو سال همو ندیده بودیم.
خلاصه یکم حرف زدیم و بعدش برگشتم خونه.
هه...😞
تموم وجودم حسرت بود که چرا رضا بهش شماره جدیدتو ندادی.
😞😞
اومدم خونه و شروع کردم به خودخوری که اصلا چرا دین باید جلو خوش گذرونی رو بگیره.
خب من یه سری نیاز ها دارم .
😭😢
خب یکی باشه آدم باهاش دور بزنه چه اشکالی داره.
😞😔
من که دیگه مثل قبلا شهوت رانی نمیخوام بکنم.
🔥🚷❌
فقط در همین حد باشه...
خلاصه ۱۵ دی برام تا غروبش عین جهنم گذشت.
📛🔥🔥🔥🔥
نمیفهمیدم چرا باید گناه نکنم...
یعنی میدونستم نباید گناه نکنم ولی هیچ چرایی پشتش نبود.
چرایی محکمی پشت دین داریم نبود...
🔥لج کردم و نشستم تا تونستم فیلم .... دیدم.
تا اینکه مامانم غروب صدام زد و گفت : رضا؟
آماده شو مارو ببر بیرون فالن مغازه کار داریم . منم گفتم باشه...
دستنویس های #داداش_رضا
#زندگینامه_واقعی
💞 @zendegiasheghane_ma
🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹💜🌹
#ازسفیرابلیس_تاسفیرپاکی
#فصل_سوم
#قسمت30
☑️من یه عادتی رو تا اون موقع در خودم به وجود آورده بودم...
عادتمم این بود که تو ماشین با هنذفری سخنرانی های خوب گوش میکردم...
طبق عادتم رفتم سریع از اینترنت سخنرانی دانلود کردم و ریختمش تو گوشی و سوار ماشینم شدم تا
مامانمو برسونم.
وقتی سوار ماشین شدم سخنرانی رو پلی کردم...
یهو گفت : #تنها_مسیر...سخنران استاد پناهیان...
گفتم :
هه... ولمون کن بابا...
😞
همین مونده با این حالم بشینم پا حرف این.
گفتم باش...
حالا که من دارم مامانمو میرسونم بذار این پناهیانم حرف بزنه ببینم چی میگه...
یهو معجزه شد!
😳😳😳
وقتی مامانمو رسوندم جلسه یک تنها مسیرو تموم کرده بودم...
سریع رفتم سراغ جلسه دو...
بعدش جلسه سه ...
بعدش جلسه چهار و...
عین کسی بودم که تو بیابون آب پیدا کرده...
حرفای استاد پناهیان رو گوش نمیکردم...
💕بلکه میبلعیدم!!!💕💕💕💕💕
میگفتم : پسر...
این خودشه...خود خودشه.
داره با من حرف میزنه.
اشنایی منو استاد پناهیان از ۱۵ دی سال ۱۳۹۵ شکل گرفت...
بعد از گوش کردن سخنرانی تنها مسیر تازه فهمیدم چرا باید دین دار باشم...
فهمیدم خدا مارو واسه
لذت بردن آفریده و اگه لذت نبریم خیلی از دستمون ناراحت میشه.
خدا میگه لذت ببر اما نه لذت
سطحی که بعدش ضعیف بشیم...
بلکه خدا میگه لذتی ببر که بعدش برات موندگار و دائمی باشه...
خالصه استاد پناهیان روش تربیت دینی رو کامل توضیح داد و منو از لجن گناه دوباره کشید بیرون...
☺️☺️☺️😘❤️
راستی این روزا منو استاد پناهیان با هم خیلی دوستیم و منو #بچه_گرگانی خطاب میکنه...
تو کانال و سایتشم فیلم منو گذاشته و الحمدلله خیلی دوستم داره...
😌❤️
دستنویس های #داداش_رضا
#زندگینامه_واقعی
💞 @zendegiasheghane_ma