.
انتشار یادداشت "کربلا و سپرهای انسانی" سرکار خانم عاصی در خبرگزاری حوزه
لینک یادداشت
https://hawzahnews.com/xcXxn
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🏴 مجلس حسینی؛ مجلس رویش نور
رهبر انقلاب: هر کسی در یک محفل حسینی بنشیند و برخیزد، بدون تردید بهرهی معنوی از این نشست و برخاست میبرد؛ در این تردیدی نیست. هر کدام از ما ساعتی در این مجالس بنشینیم، دلهایمان آخر آن ساعت از اوّل آن ساعت پاکیزهتر و نورانیتر میشود. ۱۴۰۲/۰۶/۱۵
@HawzahNews
آزادگی، ارمغان کربلا
✍ ایرانپور
آدمی آزاده آفریده شده و از جمله مهمترین نیازهای او آزادگی است و آزادگی چیزی غیر از آزادی است. آزادگی، گام نهادن در مسیر تعالی است و این جاده به سر منزل کمال میرسد. از جمله آموزههای ناب روز عاشورا آزادگی است که حضرت امام حسین (ع) این ارزش و کرامت انسانی را احیا کرده و در این راه خون و مال و اهل بیتش را در معرکه نهاده و بر تارک صحیفه انسانیت سرمشق آزادگی را حک کرده است.
از جلوههای ارج نهادن به کرامت انسانی در صحنه ماندگار کربلا، عدالت رفتار سیدالشهداء (ع) در برخورد با یاران و اصحاب و حتی فرزندان شهیدش است. عزتی که امام در جای جای کربلا و وقایع خونین آن به یارانش داده است مثال زدنی است.
حضرت بر بالای پیکر غلام خویش حاضر میشود و سرش را به دامن میگیرد همان طور که سر فرزند رشیدش علی اکبر را.
وقتی ابر رحمت حسین(ع) است چه تفاوت میکند بر زمین تازه به بار نشسته حُر ببارد یا بر بیکران دریای وجود اباالفضل(ع) برادر دلاورش.
عرصه، عرصه پرورش است و ثمر دادن بذر مرگ با عزت برتر از زندگی با ذلت.
امام حسین(ع) بر بلندای تاریخِ نه اسلام که انسانیت ایستاده و درس شرافت و آزادگی میدهد، چنان پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین (ع) که در وصیتنامهاش به امام حسن (ع) میفرماید نفس و جان و روان خودت را گرامی بدار و از هر کار پست و از هر پستی محترم بدار و کارزار عاشورا، فرصت انتخاب است برای انسانهای تاریخ که یا زیر بیرق کفر سینه بزنند و پیکار کنند و در آتش بندگی جاودان شوند و یا در سایه آزادگی و عزت و سیدالشهداء آرام گیرند که آزادگان عالم در خیمه حسیناند...
@AFKAREHOWZAVI
.
✍حُرّه.عین
آمار کشتههای جنگ در هیچ کجای دنیا واقعی نیست. در هیچ جنگ و حادثهای کسی که دقمرگ یا پیشمرگ میشود، جزء آمار رسمی کشتهها نیست.
آمار شهدای سال ۶۱ کربلا هم همان ۷۲ نفر روز واقعه نبود. مسلم، سفیر پیشمرگ امام زمان شد.
به کجای خط برسی منکر دوست داشتن امام زمان میشوی؟ اگر تهدید کنند از ارتفاع حدود ۱۴ متری دارالاماره گردنت را میزنند و پرتت میکنند پایین چه؟ باز هم وفاداری؟
مسلم وفادار ماند. کوفیها با سفیر امام سر دعوت به کتاب خدا، سنت رسول الله، جهاد با ظالمین، دفاع از مستضعفین، کمک به محرومین، تقسیم عادلانه بیت المال، و یاری اهل بیت عهد بستند.
و شکستند؛ همهی بندهایش را.
ترس از مرگ، وعدهی پول و اخبار دروغ میتواند چند هزار بیعت را پاره کند و نماینده امام، در شب حتی جایی برای خوابیدن نداشته باشد. تنها یک زن بود که جگر شیر داشت، مسلم را پناه داد و عاقبت به خیر عالم شد.
کسی که خود را خرج نماینده امام کند، ظرفیت خرج شدن برای امام را هم دارد و آن که بیعت با نماینده امام را طاقت نیاورد، بیعت با امام را هم...
#صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
یاران باوفا
✍نجمه صالحی
رویداد #عاشورا از یک سو ناشی از تفکر غلط، عدم بصیرت، لقمهی حرام، جمود فکری، بیاعتنایی به قرآن ناطق، تنها گذاشتن و نادیده گرفتن #امام_زمان خویش است.
از سوی دیگر، داستان انسانهای متعالی است که از همه چیز گذشتند. داستان انسانهایی که در نتیجهی اعتقادشان به امام زمانهی خود، در نهایت ایثار و از خودگذشتگی به بالاترین درجه از قرب به خدا و حجت او نائل شدند.
گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که در آغاز حرکت هنگامیکه امام حسین علیهالسلام فرمودند، تنها افرادی همراه شوند که بذل جان میکنند، همهی همراهان، دریافتند امام علیهالسلام قاطعانه انتهای مسیر را که چیزی جز شهادت و کشته شدن نیست، ترسیم نمودهاند لذا همراهان واقعی آن حضرت، چهرههای ایثارگر و مخلصی بودند که از طوفان بلایا ابائی نداشتند و آگاهانه این همراهی را پذیرفتند.
پ.ن۱: نگاره " دفاع یاران از امام حسین(علیهالسلام) در حین نماز ظهر عاشورا " . نسخه حدیقه السعداء . اواخرقرن ۱۶ یااوایل قرن ۱۷م.
پ.ن۲:نگاره " امام حسین(علیهالسلام) خود را به سپاه یزید معرفی می کند " . روضه الشهداء . قرن ۱۷م.
#محرم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
@zemzemh60
سفارش امام باقر علیه السلام برای تسلیت گویی در روز عاشورا 👇
⚫️ اَعْظَمَ اللهُ اُجُورَنا وَاُجورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلامُ وَجَعَلَنا وَاِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ ال محمّد علیهمُالسّلام
مصباح المتهجد،صفحه772
#عاشورا
#امام_حسین
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
@AFKAREHOWZAVI
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
✍زينب نجیب
با احترام به استقبالمان میآیند و وارد هیئت میشویم.
در و دیوار را سیاهپوش کرده با ذکر یاحسین مزین کردهاند
اگر اهل معرفت باشیم برای شنیدن سخنان سخنران زودتر میآییم و اگر حوصله دو کلام حرف حساب نداشته باشیم کمی دیرتر...
زیر کولر و اسپیلت اشک میریزیم و سینه میزنیم
اگر مداح بسوزاند، ضجه میزنیم اگر نه، اشکها صورتمان را به انتظار اجابت، نوازش میکند...
اما دلا بسوز به یاد کربلای غزه...😭
آنها عزادار عاشورا نیستند... آنها عاشورا را زیستهاند...
حسین تنها مانده است...
عباس برای جرعهای آب فرات که نه چشمانش به آسمان بود که جان داد...
علیاکبر در مقابل مادر اربا اربا شد...
قاسم به سوی دشمن سنگ میزد که با تانک از رویش رد شدند...
زینب و رقیه به اسارت حرامیان رفتهاند...
آیا فریاد سکوت علیاصغر روی دستان پدر را میشنوید؟
ای مسلمانان نکند جا بمانیم، از اصحاب مسیح در دفاع از نوادگان محمد مصطفي صلي الله علیه و اله...؟
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
«اشک پر قیمت»
✍🏻فاطمه شکیب رخ
به بهشت روضه حسین علیه السلام که سرازیر می شویم، انگار دعوت لاهوتی، ما را خریده است…اشک های جاری مان در مجلس اشک اباعبدالله، گواه دل های پیوند خورده ی ما در عزای آسمان و زمین است و پلک های ورم کرده ی عشاق الحسین، نمایانِ داغِ جگر سوز قیام عاشورا می شود.
چقدر حال این روزهایمان خریدنی ست.
چقدر این غصه عاشقانه، حرف ها برای گفتن دارد…
اکنون که قطرات اشک بر سوز حسین (ع) آرام آرام ما را به گودال رسانده است و همان لحظه و شمر جالس علی صدرک بر اوج اندوه هایمان نشسته است، به یاد آن قلب داغداری باشیم که به جای اشک، خون در عزای «اشرف اولاد آدم» می گرید، برای غربتش دعا کنیم، تا به محضرشان برسانند که شیعیانتان در این ایام به داغ شما نیز داغدارند و به اشک چشم شما نیز به اندوه دچارند، باشد که نام ما را در شمار دعاگویان حضرت یار بنویسند!
اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ
#محرم
#عاشورای_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
ماهِ منیر
✍️ اشرف پهلوانی قمی
تمام سال مادر و پدر زینب یا برادرهایش همراهم بودند.
هر اتاقی، هر بخشی که میرفتم یکیشان با من میآمد. هم من قلبم به او آرام میگرفت و هم او بر قلب من.
ارادتم به یکی از آنها بیشتر بود. انگار باورم شده بود وقتی حتی اسمش را بر سینه داشته باشم قوی میشوم؛ قویتر از همیشه.
حس میکردم پشت و پناهی دارم که میتوانم هر سنگی را از پیش پای مردم بردارم و همّتم مضاعف میشد برای خدمت.
روزی که تنها با نام آن بزرگوار، توانستم زن جوانی را که تمام شب برای پسر هفتماههاش اشک ریخت آرام کنم و امیدوار، با خودم گفتم: «اگر خودش بود چی میشد؟ خوش به حال کسایی که همه کسشون، او بوده؛ اویی که در مقابل یه گردان آدم کم نمیآورده. کافی بوده کسی نگاه چپ به عزیزانش بکنه تا با او طرف باشه.»
یکجورایی حسودیام شد به آنهایی که نسبتی با او داشتند؛ به برادر و خواهرهایش، خواهرزادههایش، برادرزادههایش؛ حتی به پدرش.
این فکر که از ذهنم گذشت؛ مثل این بود که کسی ضربهای پشت زانوهایم زده باشد. سست شدم و اگر دستم را به تخت نگرفته بودم روی زمین ولو میشدم.
به جوان خیره شده بودم و حرفهایش را میشنیدم؛ ولی فکرم جای دیگر بود.
دستم را گذاشتم بر دایره سبزرنگی که نام مبارکش روی آن حک شده بود. در ظاهر با یک سنجاق به مقنعهام وصل شده بود؛ اما در واقع متّصل به قلبم بود.
اشک بدون اذن جاری شد. یاد زمانی افتادم که خواهرش خبر رفتنش را شنید و شکست و نشسته نمازخواندنش از همان زمان شروع شد.
برادری که پشت و پناهش بود، همه کسش بود. نه فقط برای او، برای کلّ خانواده، اصلاً برای قوم بنیهاشم، او قمرشان بود. ماه منیرشان بود. دلشان به او قرص بود.
تا برادر بود، عمو بود، ... میدانستند هیچ کس جرئت تعرّض ندارد؛ اما امان از زمانی که نبود.
گرگ بود که میان خانواده افتاده بود. یکی عربده میکشید، یکی چادر، دیگری گوشواره...
امان از دل زینب به وقت ظهر عاشورا😭
#قمر_بنی_هاشم
#عاشورا
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
عاشورا در تاریخ5⃣
✍نجمهصالحی
عزاداری بر امام حسین علیه السلام افزون بر دورهی حضور ائمه علیهمالسلام در دوران غیبت کبری نیز در میان شیعیان رواج کامل داشت.
در دوران حکومت آل بویه، در سال 352 معز الدولة دستور داد که در شهر بغداد دکانها بسته شود، بازارها و خرید و فروش تعطیل شود، مردم لباس سیاه بپوشند و بر سر در خانهها و مغازهها مُسوح* نصب شود. در همین دوران در مصر و در دوران حکومت فاطمیان، عزاداری بر امام حسین علیه السلام در سال 362 و به دستور المعز لدین الله فاطمی، به صورت علنی برگزار شد.
تمامی این آیینها تا پایان حکومت آل بویه در بغداد (سال 448) و حکومت فاطمیان در مصر (سال 567) ادامه داشت.* در دوران حکومت های بعدی نیز گزارشهایی در مورد عزاداری بر امام حسین علیه السلام در منابع مختلف گزارش شده است. پس از انقراض حکومت آل بویه، توسط طغرل سلجوقی، عزاداری بر امام حسین علیه السلام در دوران سلجوقیان که تعصب مذهبی شدیدی بر علیه شیعیان داشتند، ممنوع شد. با این وجود، در سال 458 در روز عاشورا یکی از شیعیان از دنیا رفت و شیعیان محلۀ کرخ* به بهانۀ او بر امام حسین علیه اسلام عزاداری کردند. در گزارشی از برگزاری مراسم عاشورا در شهر همچنین در سال 582 شیعیان بغداد در روز عاشورا، با وجود سختگیری حکومت سلجوقی به عزاداری پرداختند.
در نسخهای خطی به زبان فارسی که امروزه به شمارۀ 4920 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود، داستان شهادت تمامی ائمه اطهار علیهم السلام نقل شده است که بخش عمدۀ آن داستان شهادت امام حسین علیه السلام است. این نسخه بر اساس شواهد در قرن ششم و یا هفتم تألیف شده است.
در دوران دولتهای بعدی نیز عزاداری بر امام حسین علیه السلام همه ساله انجام میگرفت. در دوران دولت ایلخانان مغول، نیز شواهدی مبنی بر عزاداری موجود است. در دوران تیموریان است که کتاب روضة الشهدا توسط ملا حسین کاشفی نوشته شد تا چنان که خود نویسنده در مقدمۀ کتاب نیز نوشته است، یک متن جامع فارسی در ذکر مصائب امام حسین علیه السلام موجود باشد.
➖➖➖
*پارچه مسوح، از جنس موی اسب و بز تولید میشد و معمولا به رنگ سیاه بوده و پوشیدن آن و یا نصب آن بر در خانه نشانۀ ماتم زدگی بود.
*همدانی، تکملة تاریخ الطبری،چاپ شده در ضمیمۀ تاریخ طبری، ج 11، ص 397.
*مقریزی، الخطط، ج 2، صص 329 و 436.
*محلۀ کرخ از محله های شیعه نشین بغداد بود و تمامی اهالی آن شیعه بوده و هیچ سنی در آن وجود نداشت (حموی، معجم البلدان، ج 4، ص 448).
*کاشفی، روضه الشهدا، ص 112.
#محرم
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
@AFKAREHOWZAVI
"مهجه"
مرضیه برزگر
تابش مستقیم آفتاب و حرم داغ زمین و گرد و غباری که از سم اسبان برخاسته، بادیه را هولناک کرده بود.
کنارش نشست.
برای اولین بار در اجرای ماموریتش ناتوان بود. دستور آمده و باید انجام میداد، مثل هر دفعه. ولی اینبار فرق میکرد.
صدای قدمهایی که نزدیک میشدند نگاهش را به دنبال خود کشاند. آمدنها را میدید، ترس لانه کرده در دلهایشان و پا پس کشیدنشان را هم.
جبروت نگاهی که حالا بیرمق در گودال افتاده بود، جرات نزدیکی را به جماعتی که بوی خون به آنجا کشانده بودشان نمیداد. دست خشک شده و زبانِ لال، تنها ارمغان لاشخورهای گرگ صفتی بود که از گودال خونین بیرون میآمدند.
دستور تکرار شد...
کنارش نشست و به بدن غرق خونش نگاه کرد. سخت بود. ماموریت اینبارش سختترین و دردناکترین ماموریتی بود که تا به حال داشت.
_ "چه میکنی!؟ کار را تمام کن."
عمر سعد نزدیک و نزدیکتر میشد. روی سینه حسین نشسته و خنجر را روی گلویش میکشید. نمیبرید. دوباره و دوباره...
ندا باز هم تکرار شد: "عزرائیل روح حسین را بگیر."
درماندهتر از قبل نالید: "از کجا شروع کنم؟!" نگاهش روی بدن حسین لغزید. از زخمهای پاها و زانوها به قلبِ تیرخوردهاش رسید و روی سینهی شکافتهاش مکث کرد. در حاشیه نگاهش نیزههای فرو رفته در گلو و پهلویش را میدید و سرِ ضربه خورده و پیشانیه شکستهاش را. نجوایش به عرش رسید: "هزار و نهصد و پنجاه زخم... چه کنم.!؟"
اشکش جاری شد. روحش تاب این ماموریت را نیاورد و از حال رفت.
خداوند فرمود: " کنار برو. این تنها بدنیست که خودم قبض روح خواهم کرد."
صوت قرآن در همه جا پیچید: "یا ایًتُها النَفسُ المُطمَئِنة اِرجِعی اِلی رَبِکَ راضیة مَرضیة فَادخُلی فی عِبادی..."
و حیاتیترین، کارآمدترین و بهترین خون حسین روی زمین جاری شد.
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI