eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱روز هشتم جنگ|«بیست دقیقه تا قله» ✍به قلم طیبه فرید امام جمعه تازه خطبه را شروع کرده. کفش هایم را می دهم کفشداری و پلاک آبی را می گذارم توی جیبم.بین جمعیت نزدیک ضریح جایی پیدا می کنم.یکی از خادم ها می گفت«جمعه قبلی از رواق امام خمینی تا سقاخونه روبروی حرم سید میر محمد صف نماز جمعه کِش پیدا کِرده بود ملت بَرِ آفتاب تو حیاط نماز خوندن. از شهادت سردارا و دانشمندا اِقَد دل مردم سوخته بود که دیگه کسی حواسش به داغی آفتاب نبود. الحمدلله ایی هفته سپاه دل مردمِ شاد کِرد.» پشت سرم کیپ تا کیپ جمعیت نشسته. امام جمعه می گوید« این جنگ با همه جنگ های عالم فرق دارد.جنگ های جهانی قصه اش زیاده خواهی بود اما جنگ ما با اسرائیل جنگ ایدئولوژی است. اگر نبود آدم نمی فرستاد قرآن آتش بزند.» یکی از مردها وسط صحبت امام جمعه فریاد می زند «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» فضا خیلی حماسی می شود. این نماز جمعه و این شعارها حس و حالش با همیشه فرق دارد. دوربینم را بالا می آورم که با پس زمینه ضریح از شعار دادن جمعیت فیلم بگیرم زن میانسالی از ردیف عقب با جذبه حاج خانمی اش می گوید«خانُم چرو فیلم میگیری؟» فرصت نیست بگویم من حاج خانم نیستم و گوشی ام را سریع می گذارم توی کیفم و توی دلم خوشحالم که مردم عادی، اینقدر به مسائل حساس شدند و شش دانگ حواسشان جمع است. مرد هنوز دارد شعار می دهد و امام جمعه وقتی می بیند ولکن ماجرا نیست خطبه را ادامه می دهد. آقا ماجرای مباهله را منطبق می کند به ظهور امام زمان و لشکر سفیانی. خطبه با دعایی از امام علی از صحیفه علویه تمام می شود. نماز را توی فشار فیزیکی جمعیت می خوانیم و راه می افتیم سمت بست شهید دستغیب . مردم از نفس نمی افتند. زن ها به نوبت شعار می دهند و جمعیت یک لحظه ساکت نمی شود.از پیرزن هفتاد هشتاد ساله ای که نصف جوانی اش را در عصر پهلوی گذرانده و بقیه اش را با پیری در عصر امام خمینی تا طفل دوماهه ای که تنها سهمش از این دنیا یک قوطی شیر خشک است آمده اند. زیر طاق بست شهید دستغیب حرم شاه چراغ فریاد حیدر حیدر بلند شده. سه تا پله مگر چقدر است؟ تا از اولی برسیم به سومی بیست دقیقه طول می کشد. در و دیوار با آدم حرف می زند. انگار می گوید «به قله نزدیک شدیم.همین سه تا پله را رد کنیم رسیدیم.» @AFKAREHOWZAVI
ما حقیم، با تمامِ خودمان آمده‌ایم ✍🏻فاطمه تقی‌زاده هیأت مسیحیان نجرانی منتظر آمدنش بودند‌. گمانشان پیروزی بود. محمد صلی‌اللّه‌علیه‌و‌آله از دور نمایان شد، انتظار دیدن چنین صحنه‌‌ای را نداشتند. به همراه همه‌ی زندگیش، ۵ تن از عزیزانش، همانان که اهل بیتش می‌خواندند، پاره‌های تنش، آمده بود. قلبشان به تپش افتاد، دستانشان شروع به لرزیدن کرد، لکنت گرفته بودند. چرا محمد اینگونه کرد؟ قرار است همدیگر را نفرین کنیم... محمّد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله، آرام و با طمأنینه، دست در دستان حسینین به همراه فاطمه و علی علیهم‌السلام، نزدیک شد. چه باید می‌کردند‌؟ این قاعده مرسوم، قصه‌ی مرگ و زندگی بود و رسول خدا صلی‌اللّه‌علیه‌وآله، با تمام آنچه داشت به آوردگاه مباهله آمده بود... هیات نجران تسلیم حقانیت او شدند. مباهله، سندی بر حقانیت اسلام واهل بیت علیهم‌السلام، شد. قرنها بعد، مردانی از ایران زمین، در زمانی که تمام کفر جهانی به خاکشان تجاوز کرده بود، در روز مباهله، دست در دست خانواده در جمعه‌ی خشم و نصر، چنگال در گریبان استکبار انداخته و تمام موجودیتش را به سُخره گرفتند. ما حقیم، با تمامِ خودمان آمده‌ایم. @AFKAREHOWZAVI
پدافند همدلی حرف بزن! بگو با نزدیکان و دوستان از جنگ تحمیلی، از صف های بلند نفت. از صدای آژیری که نیمه شب در گوشت می پیچید. از نداشتن نیروی قوی پدافند سپاه و ارتش! از جنگیدن با دستان خالی . و از اینکه ایران پر از نیروی پدافند همدلی بود ؛ پدافند لبخند و امید که هر لحظه در دلها فعال می شد . از چای شیرین صبحانه که دلخوشی اش نان و پنیر بود. از خنده هایمان زیر چادرهای اردوگاه. از درست کردن شیرینی پنجره ای روی پیک نیک برای شیرین کامی خانواده و... یادم می آید مدتی خانه ی ما محل جمع شدن فامیل بود، چون در کنار باغستان شهر قرار داشت و همه آن را امن می دانستند .هر اتاق یک خانواده و سفره های بلند دورهمی پر از نشاط با ظروف ملامین طاووسی یا لیلی و مجنون . آخ چه لیلی مجنونی بودند همسران جوان ؛باید در یک بشقاب غذا می خوردند و دستانشان از هم جدا نمی شد. همه درد هم را داشتند و نگران هم بودند از درست کردن هوسانه برای زن باردار فامیل تا رسیدگی به کم دستان قوم و خویش. همه دورهم یک نوع غذا می خوردند و بعدش بساط تخمه در کنار رادیو ایران. همه منتظر پیروزی بودند منتظر لبخند! بیا شگفتی محبت را خاطره کنیم بیا ساده باشیم و تلخی جنگ را ساده انگاریم بیا ساده باشیم و عاشق! ✍طاهره_موحدی @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. قسمت اول ✍بغدادی سالها در روضه ها همراه با زینب کبری(س)دو کودکم را لباس رزم پوشانده بودم و با چشمانی خیس از اشک روانه ی میدان کرده بودم و هر بار به خود نهیب زده بودم که شهادت آرزوی هر انسان آزاده ایست.و این جسم خاکی تنها امانتی ست که دوباره به خاک خواهیم سپرد.پس اگر دشمن سرشان را هم به سویم پرت کند چون ام وهب رجز خواهم خواند و خواهم گفت هدیه ای را که در راه خدا داده ایم پس نخواهیم گرفت... و امروز هنگام تحقق تمام آن رویا ها بود... میان نبرد حق و باطل با تنها سلاح ایمان، لباسی از جوشن دعا بر قامت رعنای کودکانم پوشاندم و دست در دست هم در هوایی گرم میان ازدحام دلدادگان جهاد راهی یکی از باشکوه ترین نماز جمعه های تاریخ شدم... از زمین و زمان گرما بود که بر سر و رویمان می بارید و شوق و حرارتِ قلب هایمان را چند برابر می کرد. خورشید به بالاترین جایگاه خود در آسمان رسیده بود و می خواست گرمای وجودش را نه بر تن ها که بر جان هایمان بریزد... لحظه ای ذکر و دعا از لبانم نمی افتاد ...لرزشی عمیق را در وجودم حس می کردم که بی شباهت به ترس بود...نوری از جنس ایمان بود که با آرامشی عجیب بر قلب هایمان سرازیر می شد... ما به سمت پناهگاهی آمده بودیم تا با هم شعار یدالله فوق ایدیهم را مشق کنیم... آمده بودیم تا سر خم می به سلامت باشد گرچه شکند سبویی... شعارهای بعد از نماز برایم ایمان بعد از ایمان بودند و با هر بار الله اکبر یک قدم خود را به خدایم نزریکتر می دیدم... @AFKAREHOWZAVI
جمعه‌های خشم و نصر، نمادی از همبستگی و وحدت ✍چمن خواه و باز مردم حماسه‌ای دیگر خلق کردند و میان معرکه جنگ، به میدان آمدند. چه همبستگی و همدلی، چه شکوهی، چه عظمتی. همه آمده بودند؛ همه کسانی‌که سخنان رهبر معظم انقلاب، آنها را دعوت به زندگی عادی کرده بود. بله جمعه‌ای از جمعه‌های خشم و نصر. کی باورش می‌شد، زیر سایه‌ی جنگ، میان موشک و بمب و پهباد و ... نماز جمعه‌ای در سرتاسر ایرانِ مقتدر برگزار شود. و جمعیت به قدری زیاد باشد که اکثر مصلی‌های نماز، مملو از جمعیت نمازگزار شود و عده‌ای مجبور شوند، بیرون از مصلی اقامه نماز کنند. و بعد از نماز شکوهمند جمعه، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهند و از مسئولین بخواهند تا نابودی کامل رژیمِ سفاکِ جنایتکارِ اسرائیل، دست از مقاومت برندارند. و انتقام خون سرداران و مردم بیگناه را از این جنایتکارِ جنگی بگیرند. این‌ خود نمادی از همبستگی و همدلی است. امام عصر(علیه‌السلام) در یکی از بیانات خود، به چنین جمعیتی، این گونه بشارت داده است: «اگر شیعیان ما که_خداوند آنان را در راه اطاعتش یاری دهد_در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده، یک دل و مصمم باشند، البته نعمت دیدار، از آنان به تاخیر نمی‌افتد و سعادت ملاقات ما برای آنها با معرفت کامل و راستین به ما، تعجیل می‌شود.» (احتجاج، ج ۲، ش ۳۶۰، ص ۶۰۰) اللهم عجل لولیک فرج @AFKAREHOWZAVI
. هم‌نوا‌ با هم ✍صدیقه طهماسبی‌نژاد قدم‌هایمان را تندتر برداشتیم تا زودتر برسیم و از مراسم جا نمانیم.این‌جا در دل شهر اهواز مردم جمع شده‌اند تا بدرقه کنند مردان مردی را که در برابر رژیم متجاوز صهیونی سینه سپر کرده‌، جان و خون خود را نثار مردم و سرزمینشان کرده‌اند. با اشک چشم و دل‌های گداخته اما با قامتی ایستاد در برابر دشمن، شهدا را بدرقه می‌کنند.با نوای حماسی "ای لشکرصاحب زمان،آماده باش، آماده باش!"به دنبال تابوت عزیزانشان می‌روند. امروز یادآور خاطرات دوران هشت سال دفاع مقدس است. مادران ما می‌گفتند روزهای زیادی به دنبال تابوت شهدا رفته و هر دفعه عزیز یک و گاهی چندخانواده را تشییع می‌کردند. همه آمده بودند تا قدردان خانواده‌های این شهدا باشند‌؛مادر قدخمیده‌ای که دخترش برای راه رفتن یاریش می‌کرد. زیر آفتاب سوزان خانمی ویلچرنشین هم قدمی می‌کرد برای خداحافظی با شهدای جوان. امروز همه همدل شدند برای تشییع اولین شهدای جنگ تحمیلی اسرائیل در شهرمان. همه همنواییم در نوای"هیهات من‌ الذله"، هم‌صداییم در نه گفتن به "صلح تحمیلی" @AFKAREHOWZAVI
📣فراخوان|هنرمندان جنگاور 🔹برای تولیدات جذاب، متفاوت و اثرگذار رسانه‌ای زمینه‌های همکاری: گرافیک | کلیپ و موشن گرافیک | پادکست | تصویربرداری | کاریکاتور و انیمیشن | فضای مجازی | خبرنگاری و گویندگی 📌 اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام: survey.porsline.ir/s/V8dEsjI6 🔗منبع انتقال پیام👇 https://eitaa.com/joinchat/3173188293C1e31dd7597 🔻کنشگرباشید🔺 ╰┈➤ ❝ [@activism_ideas]❞
ا ﷽ ا "سمیه ،سمیه .. پاشو اذانه" لای چشمهای خسته‌ام را به زور باز کردم. محمد بود که داشت از سر سجاده صدایم می‌کرد. چشمهایم که باز شد صداها را بهتر شنیدم. صدای تیرو ترکش بود که از دل آسمان می‌آمد. ناگهان پرتاب شدم به سی و هفت سال پیش؛ کوچه‌های ایلام. پنج سالم بود و داشتم توی کوچه با بچه هایی که الان حتی اسمشان یادم نیست بازی می‌کردم. یادم‌ نمی‌آید چه بازی‌ای . حتی یادم نیست خانه‌مان چه شکلی بود؛ ازین خانه سازمانی‌ها بود یا از آن خانه‌های اجاره‌ای . سالهای اول خدمت معلمی بابا بود. فقط صدای آژیر و پرواز سه تا جنگنده سیاه، از بالای سرمان را یادم هست. حتی موشک‌هایی که از جنگنده‌ها جدا می‌شد و مستقیم فرود می‌آمد را هم یادم می‌آید. جنگنده‌ها شهر را می‌زدند و می‌رفتند. رسما مردم را نشانه گرفته بودند. مادرم ما را به دندان می‌گرفت و تا پناهگاه می‌برد. این روزها اما در خانه‌هایمان آرامیم. درِ هال چارطاق باز است و صدای تیر و ترکش می‌آید. بچه ها خوابند. برای نماز صبح بیدارشان میکنم. کمی خوابشان سنگین است. به شوخی می گویم :" پاشید قبل از شهادت دورکعت نماز بخونید. " بعد از نماز دوباره به آغوش رختخواب برمی گردند. من اما دلم نمی آید بخوابم. نشسته ام سر سجاده. صداها دیگر قطع شده. دلم به لحظات اجابت دعا خوش است. پ‌ن: حالا دیگر آفتاب طلوع کرده و شهدا انتخاب شده‌اند. ✍🏻س.غلامرضاپور @AFKAREHOWZAVI
. «چقدر قشنگ شده ‌بودی...» سلام بر تو که یادم نمی‌آید تاکنون سلامت داده باشم. این‌بار فقط مخاطب من تویی. تویی که الان ایستاده‌ای، محکم استوار. راستش را بخواهی از درونم در خوف و رجا بودم برای چنین روزهایی، برای روزهایی که مثل امروز باشد و تو بایستی یا... ببخش تو را نشناخته‌بودم. وقتی به سمتت می‌آمدم گاهی دلم می‌گرفت، فضای ظاهری شهر دلم را می‌لرزاند، غصه‌ات را می‌خوردم، اما اهل انصافم درون آن پوسته‌ای که می‌دیدم چقدر عجایب نهفته بود. چه آدم‌هایی که باورم نمی‌شد و چه ایمان‌هایی که مثل جبل راسخ بودند. این جمعه چقدر قشنگ شده ‌بودی، تهران. ▫️▫️▫️ قاجار که آمد روی کار، قرعه به نامت خورد و تو شدی پایتخت ایرانم. قبل از تو این قرعه، به نام تبریز و اصفهان و قزوین افتاده‌بود. تو مخزن تاریخی، خیلی از وقایع تاریخ را خبر داری، دردهای زیادی هم کشیدی، ببخش که در طول عمرم قضاوتت کردم. جدا شدن پاره وطن سخت است و اگر امضای این جدایی‌ها در تو رقم بخورد، سخت‌تر. روزهای سختی داشتی، مثل جدا شدن هرات، مثل جدا شدن بخشی از آذربایجان، مثل جدا شدن پاره تن‌مان و به قول آن ملعون؛ دختر به سن ازدواج رسیده‌مان، بحرین. ▫️▫️▫️ یادم رفته بود که با تو مهربان باشم. ببخش اگر حواسم به روزهای سخت نبود و اکنون که حریت تو را می‌بینم دلم قرص می‌شود‌. یادم رفته بود، تو چشم ایرانی، تو مادری، تو ام‌القرای اسلامی، همان اسلامی که برخی از کشورها با آن بازی می‌کنند به نام آن نان می‌خورند. تو امروز رایان دو ماهه را بغل کردی. تو مظلومیت ایرانم را جار زدی، تو پرچم این خاک مقتدر را در همه جای دنیا بلند کردی. تو آرامگاه امامم شدی، تو جماران داری، تو حسینه امام خمینی داری در خیابان جمهوری، اتمسفر تو با نفس رهبرم متبرک شده. تو الان امید همه آزادی‌خواهان دنیایی. خاک تو را لبنانی‌ها تربت می‌کنند، تربت تهران و نماز می‌خوانند. این ایام بیشتر دلم برایت تنگ می‌شود. دلم برایت تاپ تاپ می‌کند. خدا حافظت باشد و حافظ ساکنان پر غرورت، ساکنان حماسه‌سرایت، ساکنان عزتمندت. نقشه ما را گول زد، اکنون تو مرزداز ایران کهن هستی و ساکنان تو مرزداران این سرزمین. چقدر دوست‌داشتنی شدی تهران، خاک مقدست سرمه چشمانم. 🖊 فاطمه میری‌طایفه‌فرد @AFKAREHOWZAVI
🔻مدیرگروه پژوهشگران جهادی هوش مصنوعی خانه امید بررسی کرد: 🔹شیوه‌های جاسوسی مردم عادی برای موساد در فضای مجازی!! 🔹نحوه تشخیص لوکیشن مراکز حساس از طریق عکس ◻️تهیه و نگهداری نرم افزارهای خبری و سکوهای اجتماعی بسیار پرهزینه است. فقط کافی است هرکس از خودش بپرسد که چرا و به چه انگیزه، صاحبان رسانه‌های غربی حاصل هزینه‌های سرسام‌آور خود را بصورت رایگان در اختیار عموم قرار می‌دهند؟! و چرا هیچ گاه شامل تحریم‌ها نمی‌شوند؟ ◻️ ابزارهای رسانه‌ای امروز که رایگان در اختیار ماست برای تسلط بر جان و مال و ناموس و جغرافیای همه انسانها طراحی شده است. ◻️ امروزه اثرگذارترین نقشه‌ها و دقیق‌ترین تحلیل‌ها از دل کلان‌داده‌ها کاربران استخراج می‌شود. ◻️ با توجه به اینکه دشمن از تحلیل کلان داده استفاده میکند. مردم با کمک هم هر کدام یک بخش از مجهولات دشمن را تکمیل میکنند. ◻️ برخی از این اکانت‌های جعلی از مدت‌ها پیش در شبکه‌‌های اجتماعی فعالیت داشته تا با ایجاد سابقه فعالیت به عنوان یک شهروند عادی شناخته شده و مورد اعتماد قرار گیرند. ◻️ سامانه «دستیار هوش مصنوعی نُکتِه» با توجه به ظرفیت‌های هوش مصنوعی مورد نیاز ایرانی-اسلامی با ظرفیت اولیه 600.000 مجلد متون اسلامی، پیاده سازی گردیده‌است. ◻️ هموطنان سعی کنند در حد امکان از هوش های مصنوعی بومی استفاده کنند. همیشه تصور کنند که آن طرف چت بات یک جاسوس نشسته است. 📎 بیشتر بخوانید @HawzahNews / خبرگزاری‌حوزه
27.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ببینید فریاد این مادر ایرانی که امروز چهار شهیدش را به خاک سپرد 🇮🇷 اینجا مزار شهدای ساری‌ست و این مادر منتظرست تا اطراف مزار شهیدانش کمی خلوت شود و برای اولین بار به زیارتشان برود اما تا فهمید می‌خواهم پیامش را بشنوم و به مردم برسانم چنین شکوهمندانه سخن گفت: 🇮🇷 مونای من خانه‌دار بود اما تحصیل‌کرده. یک سفر نمی‌رفت بخاطر بچه‌هایش می‌گفت باید بچه‌های نخبه تحویل جامعه‌ام بدهم. 🇮🇷رهبر عزیزم نگران نباش، اینها شهیدند، زنده هستند... من هر کاری بتونم می‌کنم. من پای وطنم هستم. اینها که ۴ نفرند، من ۲۰۰ نفر هم می‌دهم. ۵۰۰ نفر هم میدهم... 🌷اینها مرد جنگ بودند؛ دخترم؛ دامادم، دامادم دانشمند بود. مونای عزیزم، یاسیمین عزیزم، آرمین عزیزم مرد جنگ بودند... 🌷من همیشه حمایتت میکنم رهبرم. صدا زدی صدا زدم. فریاد زدی فریاد زدم. ما بچه جنگیم. نمی‌ترسیم. 🇮🇷از این خانواده بهترهایش را برای این مملکت داده‌اند. داماد من دکتر بود خیلی زحمت کشید. مونای من خیلی زحمت کشید... 🇮🇷گریه ما گریه خوشحالیه. چون مادری هستم که دلم شکسته. اگر دو قطره اشک هم می‌ریزم، اشکالی نداره، دلم می‌سوزه؛ مادرم. ولی برای ایرانم می‌ایستم. من ایرانم را دوست دارم.اسرائیل ما مثل تو نیستیم که بچه‌ای را که میاد غذا بگیره می‌کشی. ما وسط میدان می‌جنگیم. من جامعه‌ام را دوست دارم. من وطن پرستم... ✊️ولی اسرائیل یک نفرینت می‌کنم همانطور که خانواده مرا داغون کردی خداوند تو را از هم داغون کند... 🌱🌱🌱 🌱🌱🌱 🌸 مجمع ملی خانواده | @iranifamily 🌸