در هیئتی که شمر هم سینه میزند...
✍🏻 زهرا کبیری پور
با فرا رسیدن ماه محرم، دلهای مؤمنان بیآنکه نیازی به تقویم باشد، حالوهوایی دیگر مییابند.
گویی حقیقتی ناپیدا از ورای تاریخ به آنان نهیب میزند که محرم، صرفاً موسم عزاداری نیست؛ بلکه بازگشت است.
بازگشت به خویشتن، به بغضهای گرهخورده و عدالتهای بر زمینمانده.
ما از همان سالهای کودکی، در پناه مجلس روضه، با آداب حرمت و مفهوم مظلومیت آشنا شدیم.
محرم برای ما تنها پرچمی مشکی بر در خانه نبود، بلکه مدرسهای بود که درس ایستادگی و اشک آگاهانه را به ما آموخت.
در فضایی که چای روضه التیام زخمها بود و اشک، مقدمهی شناخت، یاد گرفتیم که غم حسین، غمی نیست که انسان را بشکند، بلکه او را میسازد.
و امروز، در روزگاری که غبار سنگین جنگ و ستم، آسمان منطقه را تیره ساخته، این آموزهها بیش از پیش به کار میآید.
در روزهایی که رژیم متجاوز صهیونیستی، زنان و کودکان بیدفاع وطنم را در خانههایشان به خاک و خون کشید،
هیئتهای حسینی وظیفهای سنگینتر بر دوش دارند:
یادآوری حقیقت عاشورا به عنوان یک جریان زندهی مقاومت در برابر ظلم.
امام موسی صدر، از سالها قبل به درستی هشدار داده بود:
«من هیئت و حسینیه را حسینیه نمیدانم، مگر آنگاه که دلاورانی را برای دشمنی با اسرائیل تربیت کند.»
و چه دقیق فرمود که:
«در هیئتی که دغدغهی مبارزه با اسرائیل نباشد، شمر هم سینه میزند.»
سینهزدن، گریستن، نذر دادن و روضه خواندن، هنگامی معنا مییابد که به شناخت دشمن امروز بینجامد؛
شناخت دشمن، درک جبههی باطل و پیوستن عملی به اردوگاه حق.
وگرنه، چه بسا شور بیشعور، هیئتی بیرسالت، و اشکی بیجهت، جز تکرارِ فراموشی نباشد.
امروز فرزندان عاشورا، تنها در کوچههای کربلا نیستند؛
در زیر آوار خانههایشان در غزهاند،
در اتاق خوابهای سوختهشان در تهران و اصفهان و...
و در نگاه مادرانی که بیفرزند، در آستان محرم، رو به آسمان ماندهاست.
اکنون، رسالت ماست که هیئت را بهمثابه مدرسهی آگاهی بازتعریف کنیم؛
مجالی برای پرورش بینش، نه صرفاً برانگیختن احساس.
فرصتی برای تشییع مظلومیت، نه عادیسازی آن.
ما هنوز همان کودکان روضهایم،
اما امروز باید بیاموزیم که اشکهایمان، هدفمند باشد؛
و بدانیم برای که میگرییم و علیه که باید برخیزیم.
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَالْعافِیَةَ وَالنَّصْرَ
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🏴﷽
ما عهد خون بستیم
✍صدیقه طهماسبینژاد
سخنرانی شب چهارم محرم مثل شبهای قبل بسیار ارزنده بود. اما تذکری که در آخر بیاناتشان گفتند از حساسیت بالایی برخوردار بود.
این تذکر شاید به مذاق برخی خوش نیاید، چنانچه که از پشت پرده سمت آقایان صدای کسی به اعتراض بلند شد، حجت الاسلام قنبریان جواب دادند که الان وقت گفتن این حرف است.
آن حرف را که زدند، جگرها آتش گرفت و قلبها را خون. آتشفشان دلها فوران کرد و مواد مذابش از چشمها روان شد و رودی شد طغیان زده بر روی گونهها.
انواع شهادت را نام بردند و گفتند البته که مقام شهادت در نزد خداوند محفوظ است
اما بعضی خونهایی که ریخته میشود به جامعه شهامت میدهد مثل شهادت حسین بن علی_علیهماالسلام_. "هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة " امام تا لحظه آخر بلند بود. امام با کمی یار در برابر طاغوت ایستادند. از روز بعد از شهادت اباعبدالله _علیهالسلام_همه ترسها ریخت.
بعضی خون ریختنها، ترس میدهد به جامعه. درباره مالک اشتر وقتی او را به شهادت رساندند، امیرالمومنین_علیهالسلام_ فرمودند:"سوگند بخدا که شهادت او اهل شام و مغرب را عزیز کرد و مردم عراق و مشرق را خوار نمود."
چه خون دلی خورده امیرالمومنین _علیهالسلام_ از این مصیبت بزرگ که بر ایشان و مسلمین وارد شد. تصور تنهایی امام، بیمالک شدنش صدای ضجه تک تک سلولهایم را به آسمان رسانده بود.
حرف بعدی که از دهان خطیب مجلس خارج شد آنچنان سخت و سنگین بود که وزنش را تحمل نداشتیم؛
اسرائیل الان به دنبال شهید ارعاب است.
مالک را که زدند بعد از او علی بن ابی طالب _علیهالسلام_ را شهید کردند.
الان مرحله رسیده به تهدید علی. اگر با بودن ما ولی جامعه را بزنند (شهیدکنند) روح جمعی جامعه ایران مچاله میشود.
مرجعیت آمده وسط [حکم محارب دادن برای تهدیدکننده]. همه بیایید وسط. در خطبه ۱۸۲ نهجالبلاغه امیرالمومنین میفرمایند: " أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِوَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ؟
و كجايند همانند آنان از برادرانشان كه پيمان جانبازى بستند، و سرهايشان را براى ستمگران فرستادند؟"
با هم پیمان خون بستند که از رهبرشان دفاع کنند.
کسانی که ایران برایشان مهم است باید بدانند برای حفظ ایران باید رهبر بماند. همانطور که در برابر "نطنز" زنجیره انسانی درست کردیم. حالا هم برای دفاع از رهبر، ما عهد خون بستیم.
#هَیهَاتَمِنَّاالذِّلَّة
#مرگبرآمریکا
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
📌مصاحبه با پروین داعی پور، همسر شهید حسن باقری:
از اولين جمله ها يي که رد و بدل شد چيزي به ياد داريد؟
ــ اول ايشان حرف زدند گفتند : « اسم من حسن باقري نيست.من غلام حسين افشردي هستم. به خاطراين که از نيروي اطلاعاتي جنگ هستم مرا به نام حسن باقري مي شناسند. » اين اولين صداقتي بود که ازايشان ديدم
و روي من خيلي اثر گذاشت. در صداي پخته اش روراستي موج مي زد.
من هم ازعلاقه ام به کاردرستاد جنگ گفتم. گفتم دراين شرايط وتا زماني که جنگ هست بايد کارکنم. نمي خواهم چيزي مانع حضورم در کارجنگ باشد . اعتقاد زيادي هم به اين ندارم که حضورزن فقط درخانه خلاصه شود.
پاسخ ايشان چه بود؟
ــ واقع امر اين بود که ايشان بالاتر از اين ها يي که من گفتم مي ديد . به من گفت: « شما حتي نبايد خودتان را محدود به اين جنگ بکنيد . انقلاب موقعيتي پيش آورده است که زن بايد جا يگاه خودش را پيدا کند. بايد به کارهاي بزرگ تري فکر کنيد.»
احساس من اين بود که ايشان اين حرف ها را از روي اعتقاد مي گفت.من در ميان اين حرف ها دوباره امواج آن صداقت را ديدم.
متن کامل این مصاحبه را حتما از اینجا بخوانید.
اهم مباحث این مصاحبه:
🔻زندگی چگونه در اهواز در جریان بود؟
🔻فتوای امام (ره) دفاع برهمگان واجب است: «زنان در شهر بمانند.»
🔻دستگاه های نظامی و اجرایی بسیار زیاد با ما مخالف بودند..
🔻جنگ را با شروع یک زندگی تازه تحقیر کردم..
🔻نرگس، رنگ و بوی تازه ای به «زندگی جنگی» داد.
🔻...اگر یک ماه دیگر هم نیاید همین «توان معنوی» برایم کافی است.
🔻«ببین پدر سوخته چقدر شیرین شده، خودش رو لوس میکنه »
🔻استخاره آمد: ما اندوه را از دل مادر میگیریم.
🔻ملت ما باید خودش را آماده هرگونه فداکاری کند.
✍🏻کثیری
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
📌مادر و فرزندی که در بمباران زندان اوین شهید شدند
خانم زهرا عبادی و تنها فرزندش مهراد در حالی کشته شدند که خانم عبادی در حال تلاش برای حل مشکلات زندانیان در اوین بود.
اسرائیل ادعا میکند حمله به زندان اوین نمادین بوده است. در این حمله ۷۱ نفر از افراد غیرنظامی کشته شدهاند.
در میان کشته شدگان پنج نفر از مددکاران اجتماعی نیز دیده میشوند. این حمله در ساعت ملاقاتی زندان رخ داد و بسیاری از خانوادههایی که برای ملاقات زندانیان آمده بودند، در این حمله توسط اسرائیل کشته شدند.
https://eitaa.com/westanews
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#روایت_معراج
🔘 اینجا صدایش میزنند: "مامانبغدادی". خواهر سهشهید است و همسر شهید یحیی سیدی. بعد از ۳۰ سال پیکر شوهر شهیدش برگشته. از دفاع مقدس خانهشان پشتیبانی جبهه و جنگ بوده.
🔘 دلقرص میگوید: "زخمهای شوهرم را خودم پانسمان میکردم؛ شوهرم میگفت زودتر خوب شدم چون تو ازم پرستاری کردی. پرستار نبودم؛ تجربه نداشتم. کتفش رو ترکش برده بود. زخمها را میتراشیدم و پانسمان میکردم."
🔘 روز اول حمله رژیم صهیونیستی؛ غسالخانه مستاصل میشود. شیرزن میخواستند برای اینکه روی خانمها را باز کنند. ذهنشان میرود سمت مامانبغدادی.
🔘 هر روز با غسل شهادت، از شهریار میکوبد میآید معراج شهدا. که برای شهدا مادری کند و به خانوادهشان دلداری دهد.
https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
تانک های دشمن تا وسط خیابان های سوسنگرد آمده بودند. عکس و اسنادش هست. تا بعد از خرمشهر هم رسیده بودند. عکس داریم که لوله تانک از دیوار خانه زده بیرون. یعنی دشمن تا کجاها رسیده بوده!
فقط عکس هایش مانده. همه آن تانک ها و ادوات جنگی صدام را از شهرها و خیابان ها و دشت ها جمع کردند و دادند به کارخانه نورد اهواز که آهن ها را آب کند. همه جا را زیبا سازی کردند و امروز مردم یادشان نمی آید دشمن تا کجاها آمده بوده و خط تاریخی اش را گم کرده و تاریخش را می خواهد لای کتاب های درسی بی رنگ و مزه مدرسه از بر کند. اگر ما این تانک ها را وسط کوچه و بازار مان می دیدیم برایمان سوال می شد و پاسخ به سوالات یعنی بیداری و آگاهی.
این ساختمان ها سند است. اسناد تاریخی هویت یک ملت و سرزمینش. در شهر و روستاها هم داریم. منازل مسکونی که هدف حمله رژیم صهیونسیتی قرار گرفته اند.
آن غلط تاریخی را اینجا نباید مرتکب شویم.
این اسناد باید تحت الحفظ باقی بماند. سازمان میراث فرهنگی باید اینها را همین طور نگه دارد و به عنوان بخش هایی از تاریخ ملت محافظت کند.
مبادا سر زیبا سازی و توسعه، اینها را محو کنند و از بین ببرند!
نسل های آینده باید اینها را با چشم خودش ببیند تا دوباره جای قاتل و شهید عوض نشود و گروه« نه به اعدام »راه نیفتد.
باید با چشم خودش ببیند، که فردا روزی کسی نیاید و شعار« نه به جنگ »بدهد و بخواهد میز مذاکره را دستمال بکشد.
این ساختمان ها ورق های مستند تاریخ مزدوری و جاسوسی و خیانت داخلی ها و ظلم و سفاکی خارجی هاست.
فراموش مان نشود.
فرموش نکنیم.
🖌#مریم_قربانزاده
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«آخرین روزهای زمستان»
روزنوشت
📝 طیبه روستا
🇮🇷روزهجدهم،دوشنبه۹تیرماه۱۴٠۴
داشتیم درباره ی ترس حرف می زدیم. از دوستم پرسیده بودم، تو از جنگ ترسیدی؟؟
ترسیده بود، از چیزی که بیشترِ ما میترسیم؛ ترسِ از دست دادن.
عین سوال خودم را پرسید.
نترسیدنم خرده شیشه داشت،
اگر میگفتم بله هم دروغ بود. گفتم نه! نترسیدم اصلا، ولی سلولهای بدنم خودشان بیاراده و خودکار واکنش نشان میداد؛ بدون اینکه از صاحبش اجازه بگیرد. فکر کنم طبیعی بود بالاخره ما هم آدمیم، عاطفه جزئی از سرشتمان است، فعل و انفعالاتی در جسم و روحمان اتفاق میافتد که از ارادهی ما خارج است. بیشتر غصهام از این بود که چرا از فرصت باهم بودن درست استفاده نکردیم و کنار هم بودنمان را آنقدری که باید، حظ نبردیم.
به دوستم گفتم نترسیدم و نشانهاش این بود که در این مدت زندگی عادی داشتم. بیرون می رفتم، حتی شاید بیشتر از همیشه و همان وقت همسایهمان از قدم گذاشتن توی بالکن خانهاش هم میترسید.
گفتم؛ بزرگترین چیزی که در این چند روز فهمیدم این بود که بعضی زنها چه روح بزرگی دارند. با دست خودشان عزیزانشان را راهی کردند، آخرش هم شکرِ خدا.
شبِ حضرت زینب بود و حرفهایمان رسیده بود به اینجا. به زنهایی با روح بزرگ. به زنی که هر جا کم میآورم تصورش میکنم روی تلّی، تنها، وسط بیابان،دم غروب... چادرش را میگیرم و آرام میشوم. در چشم من هیچ غمی بزرگتر از غم زینبِ عصر عاشورا نیست و در چشم او هیچ چیز جز زیبایی...
پشت لبهای بستهام کسی حال این روزهایمان را زمزمه میکند:
در این قیام نقطهی پرگار، زینب است...
فکر میکنم به کارهای روی زمین ماندهی بعد از جنگ.
به اینکه چقدر مردم ما امنیتی نیستند و چرا نیستند و علیالحساب فقط تاسف خوردنش نصیبم شده.
به اینکه چرا ما آدمهای هرچه پیش آید هستیم و برای فرداهای جنگتَرِمان برنامه نداریم؟
به اینکه نقش تازهی من چیست؟
آنکه نشسته بود پشت لبهای ساکتم دوباره تلنگر میزند:
زینب اگر نبود اثر کربلا نبود
شیرازه ای برای کتاب خدا نبود
زینب اگر نبود علم حق بپا نبود
این خیمه ها و پرچم و رخت عزا نبود
یک یا حسین بر لب ما و شما نبود
در کار عشق گرمی بازار، زینب است...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«کارگران سخت مشغول کارند»
به قلم طیبه فرید
درد این کلمه ها را آدم سوخته می فهمد. داغدار بودن ربطی به نسبت های خونی ندارد. داغدار بودن مربوط به دل است و افسار دلِ آدم ها از قدیم الایام دست خداست. اصلا بعضی چیزها اگر به نخ و سوزن کلمات کشیده شود از ارزشش کم می شود. همان ها که خودتان می دانید....
وقتی سید حسن شهید شد بعضی ها به ما که داشتیم می سوختیم می گفتند دلشان خیلی روشن است! منظورشان دنیای بی نصرالله بود.
بماند که بعدش توی آن روشنی که آن ها دیده بودند ما چقدر آدم درجه یک از دست دادیم ، خاک سوریه را در جغرافیای مقاومت اشغال کردند. ما باز هم راه خودمان را پیدا کردیم اما یک عده همیشه اصرار دارند که بگویند «اوضاع عادی است، این ها تقدیر ماست و ما کاره ای نیستیم! فقط به حکم عقد اخوتی که با خدا بستیم آدم های متوکلی هستیم.» کی باورش می شد خاکی که خون پسرهای ما رویش ریخته بشود فرش زیر پای تروریست های جولانی؟
اصلا نقش ما در اتفاقات منطقه کجاست؟ از خودمان بپرسیم ما در تحولات منطقه آدم های بی اختیاری هستیم یا نه برای خودمان سهمی داریم؟
اگر موثریم تا کی قرار است سوراخ فیتیله های کم کاری های و توجیه گری خودمان را با زورِ توکل پر کنیم.
چند روزی از جنگ دوم تحمیلی گذشته بود که این جمله نتانیاهو در فضای مجازی گل کرد«ما با کشتن نصرالله راه ورود به ایران را باز کردیم».بلوف زده بود یا راست گفته بود بماند، هرچند فاسق خبری بدهد آدم مومن باید تبیین کند.فرقی هم نمی کند فاسقِ خارجی باشد یا داخلی سودای اشغال داشته باشد یا رویای رهبری آینده!
هنوز گرد و خاک جنگ کاملا فرو ننشسته. نهصد و چند نفر شهید عزیز دادیم و بعضی هایشان را هنوز به خاک نسپردیم که پیاده نظام توئیتر بازشان شروع کردند به تولید خط روایت.
در فضای مثلاً نخبگانی محتوای فاسد تولید می کنند که خوراک بسترهای اجتماعی باشد.
القصه این شب ها که ما در هیئتمان مشغول نوکری هستیم کارگران بی بی سخت مشغول کارند.
با دستپاچگی در توئیتر رهبر آینده را مشخص می کنند و مسئله جنگ امی را با رذالت در حد جن ملی تقلیل می دهند!
حماقت شاخ و دم ندارد وقتی خود دشمن به فعل خودش اعتراف می کند و این جماعت ابن الوقت می گویند« دشمن نمی فهمد جنگ ما ملی است نه امی...»
انگار تا دشمن خاک ایران را به توبره نکشند خیالشان راحت نمی شود.
عزیزان امامحسین نوکر زیاد دارد کو سرباز تبیینگر!
ما سر ماجرای« نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» با اشباح الرجالی طرف بودیم که پای خاک که وسط آمد توی هفت پستو گم و گور شدند.
حالا که گرد و خاک جنگ فرو نشسته دوباره سر و کله شان پیدا شده!
آدم هایی که هیچ جای غم و شادی زندگی مردم نیستند حالا که مردم با صبوری پیروز میدان شدند حالا که وحدت و انسجام غنیمت معنوی و دستاورد بزرگ میدان شده دوباره آمده اند...
ما یک جنگ سنگین را پیروزمندانه پشت سر گذاشتیم. یک عده در همین ایام در همسایگی خانه های ما علیه ما که هموطنشان بودیم به دشمن گرا دادند. عجیب نیست وقتی مردهای جنگی ما پرو بالِ پهبادهایشان را قیچی کردند لب و دهان هایشان به کار بیفتد.....
کارگران بی بی سخت مشغول کارند....
امام حسین نوکر زیاد دارد....
#موشکی
#نفوذ
#نفاق
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
لیلا خانم می گفت پسر چهارده ساله اش گفته:« می خوام برم بجنگم.» همان روزهای میانی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه.
گفت جا خوردم:میخوای بری بجنگی؟! مگه چند سالته؟ تو بلدی بجنگی؟
پسر من هم گوشش بدهکار نبود و این جمله اش که: من میرم . واقعاً میرم. پایان بخش مکالمه مان بود و رفت.
این گفتگوها را کجا شنیدیم ؟ یادتان هست؟ درست است که می گویند حافظه تاریخی مان هم ضعیف است اما این گفتگو را در چند کتاب و عکس و مستند خوانده ایم و دیده ایم؟
باید آماده باشیم که دوباره دستکاری در شناسنامه ها را ببینیم و قهر و آشتی های پسرهای زیر ۱۸ سال را با خانواده و تقلای شان را برای رفتن و جنگیدن.
اینها همان نسلی هستند که وقتی می بینم شان در پارک و خیابان، پشت موتور در حال تکچرخ زدن و سر در دنیای بی در و پیکر مجازی داشتن و فرار از مدرسه و سیگار به دست و تیشرت های لش و شلوار های آویزان و زنجیر به گردن و تتوهای ساعد و بازو و صدها تیپ و ترکیب دیگر، سر تکان میدهیم که:« معلوم نیست اینا چی می خوان بشن!»
چای روضه امام حسین کار خودش را کرده و همین نسل، غیرتش به جوش آمده و می خواهد برای ایران اسلامی بجنگد.
پسر لیلا خانم، پسر من، پسرهای ریحانه و امینه و مریم و راحله و زهره ...بزرگ شده اند هرچند هنوز زیر ۱۸ سالند.
🖌#مریم_قربانزاده
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
محرم مجازی
✍مرضیه عاصی
محرم فرا رسید، اما این محرم، محرم و کربلای دیگری هم به همراه دارد، کربلای روایتها. اینبار دشمن با نیزه و شمشیر یا موشک و پهپاد نمیآید، بلکه با دروغ و روایتِ غلط وارد میدان مجازی میشود و اینبار صدای "هَل مِن ناصِرِِ یَنصُرُنی" از توی گوشی و فضای مجازی شنیده میشود. در این محرم، جهادگر تبیینگر باش!
روایت کن، روشنگری کن، بجنگ، با پُست، کلیپ، موشنگرافی،پادکست صوتی، داستان و… تا میتوانی حقایق را روایت کن قبل از اینکه دشمن، وارونه روایت کند و آن را تحریف نماید، چون در این موقع حساس، آنچه از "روایت جنگ" مهمتر است، "جنگ روایتها" است، پس سعی کن در روایت، دست برتر را داشته باشی تا در جنگ روایتها فاتح میدانی باشی که هیچ حد و مرزی ندارد و اثری از سنگر و پناهگاهی نیست که در پناه آنها بتوانی تمرکز و اندیشه کنی. پس عمّار زمان خویشتن باش و شبانهروز بجنگ و روشنگری کن تا مبادا ولیّ امر زمانت مجبور شود، بگوید: "اَینَ عَمّار؟"
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
چرا برخی روایتهای عاشورا در منابع کهن نیستند؟
✍نجمه صالحی
یکی از پرسشهای رایج در بررسی منابع عاشورا این است: چرا برخی جزئیات مهم این واقعه تنها در منابع متأخر آمدهاند و در کتابهای اولیه نیستند؟ آیا این یعنی آنها جعلیاند؟
پاسخ این است که نه الزاماً. جواب را باید در ماهیت تاریخنگاری جستوجو کرد. مورخان مسلمان، همانطور که در فلسفه تاریخ آمده، حوادث را با نگاه انتخابی ثبت میکردند. باورهای اعتقادی، فضای سیاسی و محدودیتهای اجتماعی، همگی در این انتخاب مؤثر بودهاند. محمد بن جریر طبری، یکی از مشهورترین مورخان، در چندین مورد با صراحت مینویسد که از نقل بعضی رویدادها خودداری کرده، چون نقل آنها را خوش نداشته است.
در ماجرای عاشورا نیز سه نوع منبع داریم:
۱) گزارش و روایتهایی از سپاه عمر بن سعد
۲) روایتهای محدود از بازماندگان سپاه امام
۳) احادیث اهلبیت علیهمالسلام، که در منابع شیعه آمدهاند.
طبیعی است که گروه اول، نگاه پیروزمندانه و گاه تحریفشدهای داشتهاند. از گروه دوم هم روایات اندکی نقل شده اما روایتهای اهلبیت علیهمالسلام، چون ریشه در وحی و علم امامت دارد، دقیقتر و پرجزئیاتتر است.
از سوی دیگر، بسیاری از منابع اولیه مانند «مقتلالحسین»های قرن اول تا پنجم، امروز در دسترس نیست، اما نویسندگان بزرگی مانند سید بن طاووس از آنها استفاده کردهاند.
پس نبودِ یک روایت در منابع اولیه، دلیل جعلی بودن آن نیست. در تحلیل عاشورا باید تاریخ را با دقت، نه تعصب، خواند.
پ.ن: در کتاب بر دین حسین علیهالسلام جزییات دقیق و بیشتری از این موارد ذکر شده است.
#محرم
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI