.
از اشک تا قیام
✍نجمه صالحی
ما از حسین علیهالسلام نمیگوییم، تنها برای گریستن؛
از او میگوییم تا برخیزیم،
تا بایستیم آنگاه که دنیا میلرزد از صدای حق،
تا نسوزیم در آتشی که ستم در خرمن انسان انداخته.
حسین علیهالسلام نیامد، تنها برای مرهم بودنِ دلهای داغدار؛
آمد تا تپشِ خونِ آزادی باشد،
در رگهای انسانِ بیقرارِ حقیقت.
آمد تا بگوید:
اگر تنها شدی،
اگر همهی نیزهها به سویت آمد،
اگر زمین و زمان پشتت را خالی کردند…
باز هم میشود ایستاد.
باز هم میتوان،
با تنِ پارهپاره،
نامی شد همسنگ عدالت.
کربلا، تنها خاکی در گذشته و تاریخ نیست؛
کربلا، آتشیست که هنوز،
در دل هر انسانِ بیدار،
زبان به فریاد دارد.
هر قطره از خون حسین علیهالسلام،
تیغیست کشیده بر گلوی ستم،
و هر آه از دل عاشقش،
زلزلهایست در کاخهای خاموشی.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
خداوند مرغوبترین نفت جهان را زیر خاک غرب آسیا پنهان کرد. جایی که پل اتصال شرق و غرب عالم بود. دریا دریا، عمان و فارس و سرخ را بر این پل حساس ریخت با تنگههایی که دشمن گیر باشند.
این جغرافیا برای خلق حماسهای که میخواست تنها گهواره بود.
اینجا برای یک تاریخ ویژه خلق شده بود. رسولانش نوح و ابراهیم و موسی و داوود و سلیمان و یحیی و زکریا را در دامن همین منطقه گذاشت.
خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم گل سرسبد خلقت را هم در همین حوالی مبعوث کرد. تا بر نور چشمی بودن اینجا افزوده شود.
گرچه چشم یزیدان و زیادهخواهان تاریخ همیشه به دنبال اینجا بوده اما اینجا سید الشهدا(ع) هم داشت.
خداوند خون اباعبدالله(ع) را بر دستان اشقیا تازه نگه داشت تا درس آزادگی و مقاومت در قلب این مردمان تا ابد زنده بماند. خونی که هر سال عاشورا از ایوان کربلا سرچشمه میگیرد و جهان را به جوش و خروش میآورد.
اینجا همچنان چشمگیرترین نقطه عالم برای حریصترین و خبیثترین های دنیا بوده و هست. این جغرافیا را با تاریخش میخواهند، آن هم تکه تکه، شرحه شرحه، بی نفس، بیرگ، بی عزت.
اما بیخبرند که بر پیشانی این جغرافیا و تاریخ، پرشکوهترین فردای دنیا نیز مقدر شده است. پس باید زنده بماند، باید نفس بکشد.
اینجا پرچمی بلند میشود که نه از ابریشم است نه حریر، پرچمی بهشتی که دنیا را از ظلم و پستی پاک خواهد کرد و به عدالت و تعالی خواهد رساند.
✍سبزهای
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
قسمت۱
نه لحن زیبا و کلمات شیرین تان را از خاطرم می رود نه طعم باسلوق ها و حلوای سیمینک تان نه چین و شکن های هنر انگشتان تان روی تار و پود پارچه .
سلام خاتون
جورید؟ بخیرید؟ حال تان را از روز اول جنگ ۱۲روزه درپیام هایتان می توانستم ببینم.نگران و ملتمس دعا ومشغول مناجات برای دفع شر و پیروزی ایران.
شما که مردتان برای دفاع از همین ایران ده سال پیش شهید شد، درست درنزدیک ترین تپه به خاک فلسطین اشغالی، درست با شلیک مستقیم موشک به تل قرین، اکنون دیگر باره نگران ایران هستید و حتما می گویید کاش حاجی بود و در این جنگ تفنگ دست می گرفت.
ام البنین! دختر فیروزه! که در تابستانی داغ و پرآشوب جایی در کوههای بامیان متولد شدی! این تابستان که جنگ ایران با اسراییل بود، حتما پرآشوب ترین تموز عمرت بود.
این تابستان، فهم عده ای به کمال رسید که اگر شوی شما و وطن دارهایش در سوریه نمی جنگیدند، بسیار زودتر از اینها خاک ایران به چنبره دشمن در آتش می سوخت.
درد اما این است که عدهای نافهم، دانسته و نادانسته، انتقام مزدوریِ شماری اتباع افغانستانی و تاجیکستانی و هندی و پاکستانی را بخواهند از شما بگیرند!
این دسیسه ی خصم است که توجه مان را از خودش بردارد و ما را به جان هم بیندازد. چرا هنوز فهم عده ای نشده؟ نمی دانم.
خاتون!
زنان و مردان افغانستان با ما خون شریکی دارند. این مزدوران را که همدست مزدور ایرانی شده اند از حساب مردمان مان جدا می کنیم.
تصاویر آزار مهاجران مظلوم، دل مان را به درد آورده. کاش دولت زودتر حساب تبعه مزدور را جدا کند و این قائله را خاتمه دهد.
✍مریم قربانزاده
#ادامهدارد
@AFKAREHOWZAVI
قسمت۲
درد وطن فروشی مزدوران هموطن بیشتر از درد جاسوسی تبعه های غیر هم وطن است.
خاتون!
درد وطن فروشی چنان در رگ و ریشه ها می پیچد که با هیچ نیشتری نمی توان درمانش کرد.
اما شما که وفاداری تان را به ایران با تقدیم مردان تان به اثبات رسانده اید همچنان بر تارک جبهه مقاومت می درخشید.
جوان های رشید فاطمیون که در خون تپیدند، اسناد درخشان غیر قابل تحریفند.
فاطمیون بخشی از تاریخ مقاومت ایرانِ بالنده است و روایت مقاومت این خاک بدون نام فاطمیون ،ناقص است.
برای ما ،درد هجران و صبوری و استقامت مادر شهید فاتح و حسینی و توسلی و خاوری همان قدر سوزناک است که درد هجران و صبوری و استقامت مادر شهید رفیعی و حیدری و قائمی .
برای ما از دست دادن سردار باقری و حاجی زاده و سلامی همانقدر خسران دارد که از دست دادن ابو حامد.
این را در این جنگ تحمیلی فهمیدیم و یادمان آمد از دو هزار جوانی که از افغانستان به جنگ با بعثی ها آمدند و شهید شدند.
خدا به برکت در هم آمیختن خون ایرانی و افغانستانی و لبنانی و یمنی و عراقی ، بساط ظلم را بر خواهد چید و پرچم اسلام بر فراز جهان به رقص در خواهد آمد.
خاتون!
مثل هر پنجشنبه و جمعه که برای دیدار ابوحامد میروید، سلام مرا برسانید و بفرمایید همچنان محتاج دعای خیر ایشان هستم. این روزها بیشتر از همیشه و هر روز.
برقرار باشید.
زنده باد ایران
زنده باد افغانستان.
پاینده باد یاد شهیدان مان.
🌱پایان
🖌#مریم_قربانزاده
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بی عذر و بهانه عهد خون می بندیم
ما شانه به شانه عهد خون می بندیم
ماییم و تولای علی تا به ابد
خیبر شکنانه عهد خون می بندیم
#عهد_خون
طاهره ابراهیم نژاد آکردی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
سلام بردل بیتابت
بر اشک سوخته ات
سلام بر بوسهی داغ خورشید،
برگونههای کبودت
سلام بر پای برهنهات در میان
خارهای مغیلان
سلام بر گرمی پلک خواب آلودت
تو را می ستایم
به خاطر آرامش نگاهت
به خاطر صبر بزرگانهات
به خاطر ،خاطرههای تلخ وشیرینت
غروبت آغوش خدا
غروبت مسجود فرشتگان
غروبت هزار دستهی گل سرخ
غروبت درد دلهای آرام علی ،در دل چاه!
غروبت طلوع هزار ستاره است؛ عزیزم
ستاره هایی از جنس خورشید
همه مثل تو
کودکانی مثل مادر !
یاسی پیچیده در فراز کهکشان
معطر و با طراوت
دردت به جانم عزیز🖤
شهدشهادت گوارا!
طاهره_موحدی(مهدا)
https://eitaa.com/neroly1402
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
روایتی از یک خواب
✍مهدیه باقری
شب جمعهای خواب امام خمینی(ره)را میدیدم… با همان عکسی که روی جلد کتابهای دبستانمان بود. لباسش خاکی بود… مضطرب بود… انگار میخواست چیزی بگوید. توی خواب به خودم گفتم: «یادم باشد صبح برای علی خوابم را تعریف کنم.»
صبح هنوز چشمهایم باز نشده بود که صدای علی را شنیدم که گفت: «پاشو مهدیه، پاشو دیگه… جنگ شده.»
از هول نمیتوانستم سرم را بالا بگیرم. بالای سرم ایستاده بود… گفتم: «چی گفتی؟ خوابنما شدی؟»
گفت: «سردار باقری رو شهید کردن…»
وقتی چشمهای ورمکردهی علی را دیدم، باورم شد که عمق فاجعه بالاتر از این حرفهاست… آخه علی ارادت خاصی به سردار باقری داشت…
وجودم پارهپاره شده بود… تکههای قلبم… سردار حاجیزاده… سردار سلامی… سردار رشید… دکتر ساداتی… و…
صحنهی عاشورا برایم مجسم شد…
از آن روز، هنوز تکههای قلبم کنار هم قرار نگرفته… تصویر سردار حاجیزاده با آن لبخند زیبایش جلوی چشمم رژه میرود…
باور نمیکنم… ما در خواب بودیم که اینهمه دستهگل را از ما گرفتند…
چه جمعههای غمانگیزی… یکی پس از دیگری… نفسم بند میآید…
سردار سلیمانی و یارانش را اشقیا بامداد جمعه ۱۳ دی از ما گرفتند…
آقای من… تصدقت شوم… هنوز وقت آن نرسیده که وعدهی الهی تحقق یابد و شما بیایید؟
تا کی قرار است این جمعههای غمانگیز را سپری کنیم؟
موهایم دارند سپید میشوند… مرز چهلسالگی را رد کردهام… میترسم من هم از کسانی باشم که نتوانم شما را ببینم…
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
بانو رباب و صبر در مصیبت؛ برداشتهایی فراتر از هیجان و اندوه
✍وجیهه حیدری
در ماجرای کربلا و عاشورای حسینی، گاهی نگاهی که ما به فرزندان اباعبدالله و شهدای این واقعه داریم، نگاهی است که بیشتر مداحان به بینش ما تزریق کردهاند؛ نگاهی احساسی همراه با برانگیختگی شور و هیجانات لطیف انسانی. این البته کاری است ستودنی و ممدوح، اما نباید فراموش کرد که نهایت عظمت قیام حسینی در ورای این احساسات پنهان مانده و مغفول میماند.
چنانچه توصیف دست، چشم و ابروی طفل ششماهه زیبا و شنیدن حالات و افعال شیرین او دلنشین است، اما حقیقت ماجرای ذبح این کودک نه از روی حادثه، بلکه برخاسته از عقلانیتی وحیانی و الهی است. این واقعه، نمایش اخلاص بینظیر امام در رضای پروردگار و جلوهای از عظمت وجودی اباعبدالله الحسین (ع) است؛ چیزی که غالباً در پس هیجانات احساسی، پنهان میماند.
همچنین بسیاری گمان میبرند که بانو رباب (س) در مقابل شهادت این طفل، بیتابی و جزع و فزع کرده است؛ در حالیکه او، تمام قامت وجود خود و فرزندش را فدای امام حسین (ع) میدانست و هیچ ناآرامی و بیصبری از او دیده نشد. زیرا شناخت او از مقام امام حسین (ع) و درک عمق فاجعه و بیحرمتی نسبت به خامس آل عبا (ع) موجب میشد که او، همچون دیگر بانوان گرانقدر و شیرزنان صحرای کربلا، صبورانه و با همه وجود، گرد وجود مقدس امام بگردند و محور وفاداری و فداکاریشان فقط شخص امام باشد.
اگر به کلمات بانو رباب در زمان مواجهه با سر مطهر امام حسین (ع) در قصر یزید توجه کنیم، درمییابیم که نه تنها قلب همه شهدای کربلا متوجه امام زمانشان بود، بلکه بانوان بزرگوار نیز با تمام وجود، خود را وقف امامشان کرده بودند و در دل آن مصائب جانسوز، تنها زیبایی میدیدند؛ چنانکه حضرت زینب (س) فرمود: ما رأیتُ إلا جمیلاً.
از این رو، بهکار بردن عباراتی نظیر "سوختن پوست نازک کودک در برابر آفتاب" و امثال آن، در متنها یا زبان حال برای تقریب به ذهن این مصیبت، در واقع کوچکنمایی مقام و منزلت وجودی علیاصغر (ع) است. چرا که امام زینالعابدین (ع) ایشان را بر روی سینه مطهر امام حسین (ع) دفن نمودند، و عقل زمینی ما، توان درک جایگاه علیاصغر (ع) در میان آسمانیان و عمق این فاجعه را ندارد.
عظمت قیام حسینی و جایگاه فرزندان اباعبدالله علیه السلام در منظومه عاشورا نیاز به تأمل و دقت بیشتری دارد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#شب_هشتم_محرم
✍ طاهره قادری
«والله ....
به خداسوگند من با نیرنگ و فریبکاری غافلگیر نمی شوم و با سختگیری و فشار از در نمی آیم »
بیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهج البلاغه.
حضرت علی علیه السلام الگوی مردی است که در مسند پیشوایی سرآمد تمام سیاستمداران است؛ او به مانند یک سیاستمدار واقعی در حساس ترین شرایط عاقلانه ترین راه را انتخاب می کند و تحت تأثیر فشار ها قرار نمی گیرد و در عین حال فریب فریبکاران نمی خورد ، در دام فتنه نمی افتد و از پای در نمی آید تا مردمش از پای نیفتند .
کسی که بعد غیبت امام عصر (عج) در مسند سیاست نه از روی سیاست زدگی بلکه بر مبنای سیاست علوی رفتار و عمل کرد ؛ همان ولی فقیهی (امامین انقلاب)است که دوگام بزرگ برای وطن رقم زد و آخرین گام پیروزی نهایی بر یهود و رساندن پرچم به شخص ولی است ان شاءالله.
#امامین_انقلاب
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
آنچه نباید نگفت InShot_۲۰۲۵۰۷۰۳_۲۳۵۱۰۷۵۰۰mp4_235353083.mp3
زمان:
حجم:
2M
🌷 شهیده رسولی، مادر افغانستانی، همراه جنین ۸ ماههاش به شهادت رسید.
رژیم صهیونیستی حتی فرصت انتخاب نامی برای فرزندش را هم از او گرفت.
بند کفن مادر و کودک را به هم گره زدند، چه تصویر دردناکی!🕊
تابوتشان غریبانه و بیصدا از غسالخانه راهی شد؛ حتی به معراج شهدا نرفت.
به یاد حضرت زهرا (س)، تابوت را با پارچه سبز پوشاندند.
شهیده رسولی، یادآور مظلومیتی است که مرز و ملیت نمیشناسد..🇦🇫
گوینده : خانم زینب حیدری
#تولید_مجموعه
#یا_فاطِمَهَ_الزَّهرا(س)💚
#کلیومعاشورا
#ایران_حسین_تا_ابد_پیروز_است🇮🇷
@anche_nabayad_nagoft
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
چادرش را با دستانی لرزان و دندانهایی که دیگر رمق ندارند، گرفته است.
پاهایش با او همراهی نمیکنند، اما دلش میکشدش تا برود. نه برای خودش، که برای آنهایی که دیگر نیستند.
پسرش، عروسش، نوهاش.
انگار همهی خونِ دلی که خورده، حالا در چینهای چادرش جا گرفته.
چشمانش اشک ندارد دیگر؛ سوز دارد، خاک دارد، خاطره دارد.
دو مرد زیر بازویش را گرفتهاند؛نه برای اینکه ناتوان است، بلکه برای اینکه زمین طاقتِ دیدن قامت او را ندارد
از میان خاک و بغض و آه، صدایی در دلش زبانه میکشد:
«لا یوم کیومک یا اباعبدالله…»
و ناگهان، پردهای از خیال، میان غبار چشمانش کنار میرود.
میبیند زنی را.
زنی از تبار صبر، از نسل غیرت.
چادر خاکیاش را جمع میکند، گام برمیدارد از میان گودال.
نه صدای فریاد دارد، نه فرصت شیون.
پنج برادر، دو پسر، چندین عزیز
دلش را میان خاک جا گذاشته، اما عقلش بیدار است.
باید آتش از دامن ها بگیرد،
باید بچهها را نجات دهد،باید امام زمانش را از میان آتش بیرون بکشدو باید.
باید زنی باشد که هزار سال بعد، دختران و مادران از او، ایستادگی بیاموزند.
پیرزن، چادرش را سختتر میگیرد.
دیگر نه دستهای ناتوانش، که ریشهای از زینب در جانش قوت گرفته،
گام برمیدارد،
هرچند آهسته
اما در هر گامش،
نسلِ تازهای از زنانِ ایستاده متولد میشود.
و من، در دلِ سوزان این خاک، میدانم...
تا چادری هست که در طوفان افتخار برافراشته بماند،
تا زنی هست که در دلِ داغِ فرزندان ، صبر بزاید، تا مادری هست که زیرِ بارِ فراق ، باز هم بایستد…
راه زینب ادامه دارد.🕯️
✍م.ادبی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI