.
اربعین؛ شکوهی رازآلود
✍م.میرزاده
نمیدانم این احساس را چگونه باید در واژهها ریخت؛
حیرت و مدهوشی من از راهپیمایی اربعین، فقط حاصل شکوه بصری این حرکت نیست.
نه تنها صفوف بیانتهای زائران، نه فقط پرچمهای در اهتزاز، یا حتی سینهزنیهای پرشور و خدمت عاشقانهی مردمان نجیب عراق...
مسأله چیزی فراتر است.
یک شگفتی فلسفی است، اینکه چگونه چنین پدیدهای شکل میگیرد، میماند و ادامهدار میشود. آن هم با این ابعاد، بی هیچ فرمان مرکزی.
چگونه دلها چنین هماهنگ و همدل، به یک مقصد گره میخورند و راه میافتند؟
این همتپشیِ دلها، دیگر یک آیین نیست؛ میتواند جریانی باشد در طراز پدیدههای تمدّنساز. نه فقط در مقیاس دینی صِرف، بلکه در نسبت با مفاهیمی چون «شورآفرینی»، «حرکت»، «جهت»، و «شعور».
رهبر فرزانه انقلاب در توصیف شور انقلابی تعبیری دارند که درک این پدیده را آسانتر میکند: «شور انقلابی مثل یک شعلهای است که بلند میشود... ممکن است این شعله فرو بنشیند؛ اما آن هیزمهای محکمی که با این شعله توانستهاند آتش بگیرند، تأثیرشان از آن شعله بیشتر است.»
اربعین نیز دیگر فقط شعله نیست. هیزمی است که لاتبرد ابداً. یک انرژی اجتماعی بینظیر که نه تنها گرما میبخشد، بلکه راه نشان میدهد.
اگر بخواهیم واژگان پیام رهبر انقلاب را در تکلیف هفتم بر آیینه اربعین بیفکنیم، این پدیده میتواند تبلور «شور، شوق و شعور انقلابی» باشد.
شور در آن سیل جمعیت هویداست، شوق در چشمان درخشان کودکان خادم برق میزند و شعور در هماهنگی این حرکت بینظیر، که مرزها را فتح کرده است.
در روزگاری که معناها فرو میپاشند، ارزشها رنگ باخته و فردگرایی، انسان را از خویش تهی کرده است، اربعین، تبلور وحدت و امت است.
اربعین باید فهم شود، باید معنا شود نه صرفا روایت.
اینجاست که میبایست در مقابل این عظمت و شکوه سر تعظیم فرود آورد.....
و بیاختیار زمزمه کرد :
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟!
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«دست از پا درازتر»
«نطلبیدهی جامانده»
«سفرنامه اربعین۲»
نه در پسکوچههای عراق
در کوچههای ایران
دل در گرو مشایه
و چای دبش عراقی
فرات در دو چشمانم
و آه سنجاق بر لبم
دیدار مسیر نیست
مگر به اذن﴿حسین﴾
✍#مشق_عشق
﴿مینویسم حسین بخوانید عشق﴾
روادید فاطیما کوچولو، دختر برادرم، را با ذوق ممزوج با حسرت نگاه میکنم که زائر اولیست، و دوساله؛ پاهای تپلی و کوچک او برای مشایه طلبیده شده اند...
ننه نقلیای میشود وقتی روسری و چادر میپوشد. در صدور روادید، عکس اول را رد کردهاند، از او عکس با چادر و روسری آنهم چادر مشکی، خواسته بودند. ماه شده در عکس دوم که حالا چسبیده به سینه گذرنامه زیارتیاش و میچسبد به پهنه پرونده اعمالش در تارک درخشان آن.
شکر میکنم که راهیاند، سالهاست همچون من آرزومندند.
مادرم راهم با خود میبرند، مشایه.
مارال و معصومه خدام الحسیناند. مارال با موکب شاهچراغ و معصومه با موکب کادر و تیم پزشکی مجهز استان فارس راهیاند. ان شاالله سفرسلامت.
و من با موکب حسرت و آه همراهم.
در خلوت و در جلوتم، آه میکشم؛ از حسرت جاماندگی، از نرسیدن و ندویدن در کوی حسین، از دست و پا نزدن در اقیانوس مهرش، در میان عشاق نبودن میسوزم. چنان اسپند بر آتش زغال آخته چَلِه(تنور یا چاله آتش با هیزم گردآوری شده)، چنان نان تیری بِرْشْیده، بر تُوئه(تابه مخصوص پخت نان که بر آتش مینهند.)چنان آتشی بر کاه جاماندهی درو گندم.
پیش خودم میشکنم و پیش خدا شکستههایم را میکوبم در جوغَن و هُوَنگ(هاون) سنگی بیبی؛ گَردی میشوم، سبکبال، وجودم را به باد میدهم؛ داغ میشوم از فکرِ نطلبیده بودنم، از آهم جرقه به کاهدان تنم میخورد، به خرمن سالها عشق و عبادتی که فخر میفروختم میافتد و شعله میکشد به تمام دارو ندارم، پیوسته در تمام این زجهها، لابه و مویه ها از او دیده شدن را طلب میکنم.
و او از من دیده پاک را.
(شاید روزی من هم مانند لسان الغیب حافظ، بسرایم،
«منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن، منم که دیده نیالودهام به بد دیدن».)
به روشنی ضمیر اشاره میکند که ندارم یا دارم و در لجنزار دنیاییم، بیتوته کردهام و روح به خزلان خزیده خود را و دریای مواج و پرتلاطم زندهای که روانه پستوهای تاریک غار وجود کردهام؛ و دیر زمانیست از یاد بردهام؛ هدایتم میکند. خدایا کی از تو دوری گزیدهام، کی از امام و هادی روحم بریدهام که اینگونه در این لحظات ناب جاماندگی ثمره دستان خالی و در آسمان کشیدهایم شده هیچ، شده حسرت و حسرت و حسرت.
پیوند میان روح و نور جدا نشدنیست؛
پیوند امام با روح هم انکار نشدنیست. باید در پی این گمکرده راه باشیم وگرنه گمراهیم.
حالا من پا پتی و دست خالی، و دست کوتاه از امام حی امام عصر عج چه کنم با فراغ و غربتم و گمراهی.
گویی غمهجر و شوقطلب هزاران هزار عاشق سینه سوخته بر سینهام هوار شده، جِزِجگر(جگر سوخته) زدهام از دست نیافتی بودن یار و از این مغناطیسی که مرا میکشاند اما نمیرساند، صدا میزند ولی واصل نمیگرداند؛
آقام اباعبدالله الحسین علیهالسلام چنان کهربایی متصل به اصل نور الله، میکشاند به خود، در انتهای عالم تمام نورهایی که از خدا در عالم پراکنده شده را در مسیر اربعین، در ریل محرم و صفر سوار بر قطار تندرو خود میکند، تا به سرچشمه حقیقی نور برساند، شیعه و غیر شیعه هم ندارد، کشتی سواران شرطه عشق را، برای ابدیت مهیا میکند. برای مدینه فاضله مهدیِ زهرا، برای لشکر الهیاش خریداری میکند، لشکرگیری مهدی عج، بدستان مبارک حسین سالهاست در جریان است و من و امثال من تهنشینشدگانِ پیاله عشاقیم، دنیازدهایم که پر حسرت، از خیل عشاق سینه چاک و پاک حسین جاماندایم.
در دریای بی او غریب و غریق افتادهایم و در پناه نام مبارک او، که چراغ هدایت به مسیر متعالی و کشتی نجات اسرعتر از همه ائمه علیهمالسلام است، امید نجات و وصل داریم.
ورنه به فناییم و هیچ.
«منم باید برم آره منم باید برم...
دلم یه جوریه اما پر از صبوریه...»
✍س.رضایی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مسافر
🖊مرضیه رمضانقاسم
ترمینال مسافربری مملو از مسافر بود؛ اما سرویس حمل و نقل، پاسخگوی این حجم از تقاضا نبود، علی و مادرش دست از پا درازتر به سمت باجهی تاکسیرانی رفتند تا به منزل برگردند؛ سوار تاکسی شدند، راننده استارت زد و صدای آه دلخراش او همچون استارت روی استارت در اتاق ماشین پیچید، بعد رو کرد به علی و گفت: ببین برا پر کردن شکماشون چطور سیستم حمل و نقل کشور را به هم ریختن.
علی و مادرش از شدت خستگی نای حرف زدن و حرف شنیدن نداشتند خیره شدند به پنجره.
راننده یک آن به خود آمد و گفت: البته بلا نسبت شوما؛ مظنّه شمام عازم کربلا بودینو بلیط برا رفتن تا دم مرز گیرتون نیمده درسته؟!
علی سگرمههای درهمش را از هم باز کرد و گفت: انشاءالله تا فردا جور میشه.
یکدفعه قفل دهان مادر علی، باز شد و گفت: آخه پدر بیامرز یه حرفی بزن که جور در بیاد؛ اگه بناست کسی برا بخور بخور بره کربلا، همین هزینهی رفت و برگشت رو خرج شکمش میکنه.
مگه کسی عقلش کمه برا پر کردن شکم، رنج سفر رو به جون بخره؟!
تا، کسی عاشق امام حسین نباشه پا تو این مسیر نمیذاره؛ این موکب و بند و بساطها هم جز به عشق امام حسین برپا نمیشه و اغلبشون با التماس از زائرا پذیرایی میکنند.
علی، کرایه تاکسی را به سمت راننده گرفت و گفت ما بعد از این پیچ پیاده میشیم.
راننده انگار روغن هیدرولیکش ته کشیده باشد با مکث پول را از علی گرفت؛ مِن مِن کنان و با صدای آرامی گفت: من تا حالا کربلا نرفتم، اینا میگن، من نمیدونم.
#پاسخ_به_شبهات_اربعین
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
اربعین؛ رجعت به حقیقت و مسیر ظهور
✍🏻 زهرا کبیری پور
در روزهای منتهی به اربعین، زمان و مکان با هم تلاقی میکنند. جغرافیای این روزها، تنها یک قطعه از تاریخ گذشته نیست؛ بلکه عکسی از آیندهای است که در آن، بشر به سوی حقیقت وجود خود گام برمیدارد.
اربعین نه تنها یادآوری گذشتگان است، بلکه رجعت انسان به خودِ حقیقیاش است، به همان حقیقتی که جز با فائق آمدن بر مرگ و عبور از آن به دست نمیآید.
حرکت هزاران هزار انسان به سوی کربلا، در حقیقت تلاشی است برای بازسازی و احیای یک آینده دور که هنوز در افق تاریخ نمایان نشده است. در این حرکت، ارادهی جمعی امت اسلام در یک جهت واحد، به سوی هدفی مشترک میرود که در نهایت زمین را از ظلم و فساد پاک خواهد کرد.
و این همان هدفی است که حسین (علیهالسلام) برای آن قیام کرد و مسیر ظهور را روشن ساخت.
اگرچه تاریخ اربعین در گذشتهای به ظاهر سپری شده گره خورده است، اما در واقع این نقطه، شروعی دوباره است؛ شروعی برای حرکت به سوی آیندهای که در آن حکومت حق، بر کل زمین حاکم خواهد شد.
حسین (علیهالسلام) که در دشت کربلا جان خود را فدای حقیقت کرد، خود پیشگام این حرکت است و شیعیان واقعی او کسانی خواهند بود که در مسیر آن راه، همگام با اربعین، به سوی حقیقت و عدالت حرکت کنند.
در حقیقت، اربعین بیش از یک مناسبت دینی است. این حرکت، حرکت به سوی ظهور است.
و باید آگاه باشیم که ما در این لحظات تاریخی قرار گرفتهایم و تنها وظیفهی ما این است که نسبت خود را با این مسیر، با این حقیقت بزرگ مشخص کنیم.
باید از خود سؤال کنیم آیا آمادهایم که در این مسیر حرکت کنیم و به سهم خود در تحقق وعدهی الهی سهیم باشیم؟!
#اربعین
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه هایتان را در هیات تربیت کنید!
✍زهرا گندمکار
مبادا بخاطر اذیت بچه ها تو هیـات
اونارو از این خیر کثیر محروم کنید!
همه ی ما میدونیم که ممکنه بچه ها
تو هیات گاهی اذیت کنن اما مهم اینه که
بدونیم این اذیت ها گذراست!
اما چی میمونه؟
اون تاثیر مثبتی که اون بچه از کودکی
تو هیات جذب میکنه
حالا راهکار چیه؟!
راهکار اینه که میتونید تو هیات به بچههاتون
مسئولیت بدید👌
موکب دو کودک را ببینید!👆
چقدر ساده و بیآلایش و پر از معنا. فقط لحظهی افتادن کیک به زمین را دقت کنید که کودک مانند قرآن، آن را میبوسد و سر جای خودش میگذارد.
👈 امتی که کودکانش اینگونه به طعام زائران اهلبیت علیهمالسلام احترام میگذارند، به اهلبیت علیهمالسلام و قرآن کریم، عاشقانه توجه و التماس میکند. چنین امتی را نمیتوان با ترور و انفجار، از حرمهای اهلبیت علیهمالسلام منصرف کرد.
#نسل_ظهور
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
مبانی سبک زندگی صادق
✍حوریه طبیبیان
در جریان زندگی، بخش قابل توجهی از افراد گرفتار تصمیم گیری های هیجانی، پیروی بی چون و چرا از نفس و دلبستگی مفرط به امور مادی می شوند که این وضعیت سبب نارضایتی های عمیق، آشفتگی های روانی و بروز چالش ها و ناکامی های فردی و اجتماعی می گردد. چنین رفتارهای ناپایدار و ناهنجار گواه ضرورت بازنگری جدی و اصلاح نگرش نسبت به چهار حوزه اصلی زندگی است: مدیریت عواطف، بهره گیری هوشمندانه از دانش، مقابله ی مستمر با تمایلات نفسانی و اتخاذ نگرشی حکیمانه نسبت به مال و دارایی. این چهار عنصر در کنار هم، نقش بنیادی در شکل دهی به سبک زندگی صحیح، متعادل و معنادار دارند.
در روایتی گرانقدر از امام صادق علیه السلام آمده است:
«اِجعَلْ قَلبَكَ قَرِيناً بَرَّاً، أَوْ وَلَداً وَاصِلاً، وَ اجعَلْ عِلْمَكَ وَالِداً تَتَّبِعُهُ، وَ اجعَلْ نَفْسَكَ عَدُوّاً تُجاهِدُهَا، وَ اجعَلْ مالَكَ عَارِيَةً تَرُدُّهَا.»
قلبت را همچون همنشینی نیکوکار یا فرزندی سپاسگزار قرار بده؛ علمت را همانند پدر دانایی که از او تبعیت می کنی قرار ده؛ نفس خویش را دشمنی بدان که با او مجاهده می کنی؛ و مالت را امانتی فرض کن که روزی باید آن را بازگردانی.
۱- قلب؛ همنشین نیکوکار یا فرزند سپاسگزار
امام صادق (ع) قلب را مرکز احساسات و عواطف انسان معرفی می کند و توصیه می فرماید که این مرکز عاطفی باید یا همچون همنشینی نیکوکار باشد یا همچون فرزندی شکرگزار. این معنا بر ضرورت داشتن بینشی انتقادی و مدیریتی نسبت به احساسات و تمایلات قلبی دلالت دارد، به گونه ای که اجازه ندهیم هیجانات آنی و بی پروای لحظهای، مسیر تصمیم گیری ما را مخدوش و منحرف نماید. پژوهش های روانشناسی، به خصوص حوزه درمان شناختی-رفتاری، اهمیت مدیریت هیجانات را در سلامت روان و سنجیده کردن فرآیند تصمیم گیری به اثبات رسانده اند؛ چرا که کسانی که صرفاً بر اساس هیجانات گذرا عمل می کنند، به مراتب بیشتر در معرض تردید، پشیمانی و آسیبهای روانی قرار میگیرند.
۲- علم؛ پدر راهنما
علم و دانش در این روایت به مثابه پدری دانا معرفی شده که اطاعت و پیروی از او لازم است. این توصیه، اهمیت تبعیت خردمندانه از عقل و دانش را در رفتارهای انسان گوشزد می کند. متأسفانه بسیاری از افراد علیرغم برخورداری از دانش کافی، در اعمال و رفتار خود تابع احساسات زودگذر و هوس های نفسانی می شوند و عمل به دانش را نادیده می گیرند. تحقیقات روانشناسی رفتاری، همچون نظریه نیت های اجرایی، تأکید می کنند که دانستن به تنهایی کافی نیست و تبدیل آن به عمل و رفتار، اساس تغییر پایدار و ارتقای سبک زندگی است.
۳- نفس؛ دشمنی که باید با او جنگید
نفس اماره، نمایانگر تمایلات غریزی و خودمحور انسان به شمار می آید که امام صادق (ع) آن را دشمن معرفی کرده و بر ضرورت مجاهدت مداوم با آن تأکید دارد. در روانشناسی نیز، مفهوم «خودکنترلی» به عنوان عامل کلیدی موفقیتهای فردی مطرح شده است. آزمایش مشهور «مارشمالو» نشان داد کودکانی که توانایی مقاومت در برابر خواسته های آنی خود را داشتند، در آینده به افرادی موفق، متعادل و مستحکمتر تبدیل شدند. تسلیم نفس شدن و پیروی از آن ، نه تنها سلامت فردی بلکه سلامت و ثبات اجتماعی را نیز به مخاطره می اندازد.
۴- مال؛ نگاه امانت و عاریتی
نگرش امام صادق (ع) نسبت به مال، نگاهی امانی است؛ یعنی مال را امانتی بدانیم که بازپس دادن آن اجتنابناپذیر است و برخورد مالکانه و دلبستگی افراطی به آن، ناپسند و زیان آور است. یافته های روانشناسی مثبت نگر نیز گواه آن هستند که هرچند پول تا حدی می تواند منجر به رضایتمندی روانی شود، اما وابستگی مفرط و تمرکز بر آن به عنوان هدف زندگی، عامل کاهش چشمگیر خوشبختی و افزایش استرس و اضطراب در انسان است. متأسفانه امروزه بسیاری از افراد، مال و کسب آن را هدف زندگی می دانند که این نگرش، زمینهساز دغدغههای فراوان و انواع آشفتگیهای روانی است.
چهار مبنای اصلی استخراج شده از روایت امام صادق (ع) چارچوبی منسجم و عمیق برای سبک زندگی فراهم میآورد که به ابعاد روانی، عقلانی و اخلاقی انسان توجه خاص دارد. این اصول، مسیر رشد و کمال فردی را ترسیم کرده و همزمان بر اهمیت تعادل در برخورد با احساسات، دانش، نفس و مادیات تأکید می کنند.این روایت ارزشمند، راهنمایی جامع برای دست یابی به زندگیای متعادل، معنادار و خردمندانه است که می تواند منشأ بینش و الهام در زندگی افراد شود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
┄┅═༅﷽༅═┅┄
🔖 داغ و انتظار...
روز شانزدهم مردادماه سال ۱۴۰۴ و باز هم یک بزم عاشقی در آستان مقدس امامزاده ابوعبدالله(علیهالسلام) شهرری برپا شد.
روز دوم جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود که دست نحس و نجس اسرائیل خونخوار، در میدان تجریش تهران گلهای زیادی را پرپر کرد.
یکی از این شاخه گلهای رعنا، بنیامین رضوانی بود، جوان رشید بیست و هشت سالهی کارمند وزارت دفاع که دفاع میکرد از کیان مملکت و آبرو میخرید برای پدر و مادر و یگانه خواهر کوچکترش.
این گل آنچنان پرپر شد که بعد از چهل و چند روز، در پی انتظار سخت خانواده و اشکهای سوزان مادر و خواهر تنها قطعهی کوچکی از بدن او پیدا گشت و به خاک سپرده شد.
ششمین شهید جنگ ۱۲ روزهی مهمان امامزاده ابوعبدالله(علیهالسلام)، در یک روز گرم تابستانی و در آغوش گرم و سوزان مردم، در کنار دیگر شهدا آرمید اما آرامش ابدی او از حرارت خشم مردم از دشمن صهیون نکاهید و آن را شعلهور ساخت.
هنوز صدای یاحسین گفتن سوزان مادرش در گوشم طنینانداز است و چهرهی تکیدهی خواهر و شانههای لرزان پدرش در قاب چشمانم هویداست اما میدانی بند دلم کجا پاره شد؟ آنجایی که قطعهای از پیکر ارباً اربایش در میان حجمی از پنبه کفن شده روی دست مردم رفت و روضهخوان به قبر کوچک حضرت عباس(علیهالسلام) اشاره کرد.
یک جای دیگر هم دلم بدجوری لرزید و به حال شهید غبطه خوردم، آنگاه که مداح گفت به خواستهی پدر شهید روضهی حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) میخوانم چرا که شهید بنیامین عزیز عاشق روضهی مادر بودهاست.
آری چنین است عاقبت بچههای اهل روضه...
✍مهدوی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
تقدیم به استاد فرشچیان ...🖤
خزانِ پنجرهی خشک را بهار کشید
شکوفه های تر و تازه، نونوار کشید
هزار سال عقب رفت در سکوت زمان
و روی شاخه خشکیدهای هَزار کشید
عصای معجزهاش در تصوری آبی
برای تشنگی دشت، آبشار کشید
دلش به نام امامی قرار تازه گرفت
و روی دامنش آهوی بیقرار کشید
چقدر در پیات ای شاهکارِ بی تکرار
غروب های غم انگیز، انتظار کشید
در آن افق، که پیاده غروب آمده بود
به تاخت، در پیِ خورشید، یک سوار کشید
به چشم های تری که به حرف آمده بود
در آن کویر عطش، سرمهی غبار کشید
نگاه کرد به نقاشی اش ، دلش لرزید
و بیمقدمه آهی ادامهدار کشید...
#میثم_داودی
#استاد_فرشچیان
#محمود_فرشچیان
@shaeranehowzavi
.
#سفرنامهاربعین۴۰۴
1⃣
قلب تپندهی حقیقت
✍نجمه صالحی
قدمهایمان را بر خاکی میگذاریم که قرنهاست بوی خون و اشک میدهد. هر نسیم که میوزد، انگار نجواهای کاروانی را با خود میآورد؛ کاروانی که با لبهای تشنه، اما با دلی سرشار از یقین، تا آخرین لحظه ایستاد.
آفتاب تیز است و زمین داغ، اما گرمای عشق به حسین علیهالسلام، از هر هرم خورشیدی تندتر است. هر قدم، یادآور گامیست که زینب سلاماللهعلیها در شامِ بیرحمیها برداشت؛ محکم و استوار، بیآنکه حتی سایهاش بلرزد.
راه باریک میشود، جمعیت موج میزند، و صداها به هم میپیچد؛ ذکر لبیک یا حسین، مثل رودخانهای از ایمان، از میان این همه دل عاشق عبور میکند. تشنگی در جانم میپیچد، ولی یاد لبان خشکیده کودکانی که هنوز در تاریخ عطشان ماندهاند، شرمندهام میکند.
نزدیکی حرم مطهر حضرت عباس علیه السلام بوی عود و گلاب با اشکهایم گره میخورد. دستهایم را به سوی گنبد میبرم؛ گویی تمام خستگیها، گرماها و عطشها، همینجا جا میماند.
کربلا فقط یک شهر نیست؛ قلب تپندهی حقیقت است. هر که پا به این خاک میگذارد، در خود صدایی میشنود که میگوید: «ایستادن، حتی اگر تنها بمانی، زیباترین شکل زندگیست.»
#اربعین
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
#سفرنامهاربعین۴۰۴
2⃣
اربعین و خانوادهها
✍نجمه صالحی
در موج جمعیت، نگاهم بیشتر از همه روی چهرههای کوچک و خندان بچهها میمانْد. دخترکی ایرانی، با چادر مشکی کوتاه و یک سنجاقسینه «یا حسین» روی سینهاش، محکم دست مادر را گرفته بود و با هر سلامی که به امام میداد، چشمانش برق میزد. اینجا، اربعین فقط جادهای برای پاها نیست؛ راهی است برای ریشه گرفتن عشق در دل نسل بعد.
عراقیها هم بچههایشان را کنار خود دارند. پسرکی ششساله، با پیشبند موکب، سینی آبمیوههای رنگی را به زائران تعارف میکرد. نگاهش پر از غرور بود، انگار میدانست که خدمت به مهمانان حسین علیهالسلام، افتخاری است که باید از همین کودکی یاد بگیرد. اینجا، «هویت» با کتاب درسی ساخته نمیشود؛ با تجربهای زنده و مشترک در دل یک ملت ساخته میشود.
در این مسیر، مادرانی را دیدم که کودکانشان را روی دوش یا در آغوش گرفته بودند، و پدرانی که با هر قدم، دست فرزندشان را محکمتر میگرفتند، گویی میخواستند این حس را به قلب او بدوزند: «تو ادامه این راهی». اربعین، در ظاهر راهی طولانی بین شهرهاست، اما در حقیقت پلی است میان نسلها؛ پلی که از قلب ما به قلب فرزندانمان کشیده شده و روی آن، پرچم سرخ عشق اهل بیت علیهمالسلام همیشه برافراشته است.
#اربعین
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
⭐️اربعین تجلیگاه انتظار و مؤید انقلاب اسلامی
اربعین، تجلی عشق و وفاداری است. اربعین، با تمام عظمتش، در دل خود پیام انتظار را نیز حمل میکند؛ انتظار برای ظهور منجی عالم بشریت، حضرت مهدی (عج). این انتظار، صرفاً یک آرزوی منفعلانه نیست، بلکه یک حرکت فعالانه است که با پیمودن راه اولیای الهی و تلاش برای برقراری عدالت در جامعه، تجلی مییابد.
🔹فتح باب زیارت با شفاعت و زیارت امام سجاد (ع) در روز اربعین، نقطه عطفی در تاریخ محسوب میشود. این تحول در حالات معصومین (ع) و مؤمنین، زمینهساز تحولات بزرگتر است.
حرکت تکاملی اربعین، در راستای تحقق هدف اصلی عاشورا یعنی رفع حجاب سقیفه از خورشید ولایت است.
🔹 زیارت اربعین با فراهم آوردن بستری برای تجمع جهانی مؤمنین حول محور امام، به تحقق ظهور امام زمان (عج) کمک شایانی میکند.
🔹انقلاب اسلامی ایران، نیز در همین بستر انتظار و با الهام از فرهنگ عاشورا شکل گرفت. این انقلاب، تجدید پیمانی بود با آرمانهای الهی و اسلامی، و حرکتی بود برای برپایی حکومت عدل و داد در عصر غیبت. رهبری امام خمینی (ره)، با تکیه بر همین مفاهیم عمیق، توانست مردم را برای حرکتی عظیم بسیج کند؛ حرکتی که هدفش، نه تنها تغییر یک نظام سیاسی، بلکه تحول در عمق جانها و بازگشت به فطرت پاک انسانی بود.
🔹پیوند این سه مفهوم، در عمل است. اربعین، با یادآوری فداکاری، ما را به انتظار مهدی موعود (عج) فرا میخواند و این انتظار، ما را به تلاش برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی، که همان برپایی حکومت عدل و معنویت است، رهنمون میسازد. در واقع، اربعین، مدرسه عشق و ایثار است، انتظار، افق روشن آینده است و انقلاب اسلامی، تجلی عملی این انتظار در بستر تاریخ.
🔹با پیوستن این سه، به یک منظومه معنایی دست مییابیم که در آن، هر گام، قدمی در راه ظهور است و هر تلاش، تلاشی برای جهانی شدن عدالت و مهربانی.
🔹 این تلفیق، به ما میآموزد که انتظار، نه تنها در دل، بلکه در عمل نیز باید متجلی شود و اربعین، یادآور این مسئولیت تاریخی و معنوی ماست. انقلاب اسلامی، نیز گامی بلند در این مسیر بوده است که راه را برای تحقق کامل این انتظار هموارتر میسازد.
✍طاهرهموحدیپور
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI