eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم استاد محمود فرشچیان: برای تابلوهای مذهبی‌ام ابدا پول نمی‏‌گیرم، اهل بیت اجرم را می‌‏دهند. پ.ن قطعا وفات ایشان در ماه صفر و در آستانه اربعین بی‌ربط با چنین تفکر و زیست معنوی ایشان نیست. خدایش بیامرزد...😔 @ghalamenajib
«مای بارد» «عطش» سفرنامه اربعین۴ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : إذا كَثُرَت ذُنوبُكَ فاسْقِ الماءَ عَلَى الماءِ . هرگاه گناهانت زياد شد، پشت سر هم آب [به تشنگان] بنوشان . «از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا.» خوش بر سعادتت محتشم، در بزرگداشت عزای حسین ازهمه جلوتری. هوا داغ و تب‌دار، کودکان ساقی چنان ملائکه، چنان نوزادان سقط شده که روز حشر آبرسان والدین داغدار خود هستند. اینجا کربلا، عطش، گرما، عرق، تن‌‌خسته و پای پر تاول اما نه در اسارت، در آزادی و اکرام کامل، نه در میان مجلس شراب و رقص یزید، در مظیف و مشایه. کودکان عبای سیاه برتن سربند و حجاب بر سر هوار می‌کشند:«مای بارد، مای بارد.» همه صاحب عزمی راسخ، برای تشنه نماندن حتی یک زائر، بذل جان می‌کنند در این گرمای جان‌ستان. راستی! ایلیا برادر فاطیما! ریز نقش است اما مهربان، با بردن و اهدا چند بادبزن کوچک, دست سازه با کمک پدربزرگش، به زوار، حالا هم در تخس مای بارد همکاری کرده و فیلمش را برایم فرستادند. با هشتک _کوچولو. دلم هوای خادمی حریمتان را کرد، در نجف و کربلا معلی. امام صادق عليه السلام : أفضَلُ الصَّدقَةِ إبرادُ الكَبِدِ الحَرّى ، و مَن سَقى كَبِدا حَرّى مِن بَهيمَةٍ أو غَيرِها أظَلَّهُ اللّه ُ عزّ و جلّ يَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّهُ . بهترين صدقه، خنك كردن جگر تفته است . هركه جگر تفته حيوانى يا جز آن را سيراب كند خداوند عزّ و جلّ او را ، در آن روزى كه هيچ سايه اى جز سايه او نيست ، به سايه درآورد .» اما امان از مای‌‌بارد دل رباب کباب می‌شود از شنیدن: آب. امام زین العابدین علیه السلام تا سالها با دیدن آب گریه می‌کردند... و حالا در اربعین ۱۴۴۷ تاریخ تکرار می‌شود، علی اصغرها تشنه‌اند و بی‌تاب. نام آب خنک داغم می‌کند، می‌برد مرا میان روضه غزه. دستم را می‌کشاند، پای سوگ مادر غزه که کودک عطشان نیم جان را چه کند! صحنه دیگر، تانکر آب افشانی، شبیه باران، و آبرسانی در مسیر مشایه. مرا می‌برد، بالای‌سر کودک عطشان غزه، کودک تشنه با درب بطری،صبورانه، چکه‌های آب را از شیلنگ و بست خراب شیر تانکر برمی‌دارد و سر می‌کشد. و من در میان جمع و دلم جای دیگریست، لیوان آب را برلب می‌گذارم :« السلام علیک شهید العطشان العریان.» در ادامه مسیر آرام آرام قدم بر می‌دارم مبادا چادرم خاکی شود، زیر دست و پا برود یا با آبی که از ظرف یخ محتوی انگور درشت، و بسته‌های کوچک مای‌بارد، جاریست، پر چادرم خیس شود. «امان از اسارت و امان از دل زینب و رقیه سکینه و رباب... امان از دل مادر غزه....»اما حواسم به لب‌های ترک خورده غزه در انتظار آب، نیست. حواسم پرت است از علی اصغرهای فلسطین. از حرمله های صهیونی. حواسم پرت است از لباسهای پاره و آلوده از بی‌آبی و شسته نشدن مردم غزه. از ناچاری مادری در عطش کودکش. از بلاتکلیفی پدری در خنک کردن جگر طفلش حتی شده به رو زدن بر شمر، عمر، سپاه دشمن، بر نتانیاهو و حکام شکم گنده عرب؛ تف بر غیرت بر مردانی سازشکار با دشمن! از کشورم. که ترامپ قمارباز(به زعم هموطنان و هم پیاله‌هایی خودش) را، «عزیز» می‌خوانند آنهم در قائله زنگزور. آنهم بعد کشتن دانشمندان و سرداران و مردمان بی دفاع کشور عزیزمان. یاد سپهبد عزیز حاج قاسم،سردار دلها، بخیر! که قاتل و دستور دهنده اصلی در شهادت ایشان ترامپ بود. حالا شده عزیزدلِ مسئول تشریفات رییس جمهور. چطور می‌شود دشمن را عزیز خواند. آنهم نه هر دشمنی، دشمنی که در کشتن کودکان غزه، کودکان یمن، لبنان و ایران دستش با اسرائیل در یک کاسه است. به یاد رایان قسمیان، زهرا برزگر، ریحانه سادات ساداتی و تمامی شهداء جنگ‌تحمیلی ۱۲روزه. ✍س.رضایی @AFKAREHOWZAVI
🔹یادداشت خانم موسوی در کیهان درباره‌ی . 🔻لینک یادداشت: https://kayhan.ir/001KB7 @howzavian_khuzestan
اربعین یعنی… هنوز همه چیز تمام نشده است. ✍نرگس سادات آبسالان چهلم است… اما انگار تازه آغازِ داغ است… نه اشک‌ها بند آمده‌اند، نه دل‌ها سبک شده‌اند، نه بغض‌ها خوابیده‌اند. اربعین، تکرارِ عاشورا نیست… اربعین، تداومِ فهمیدنِ حقیقتی‌ست که خیلی‌ها از کنارش گذشتند، بی‌آن‌که بفهمند چه خورشیدی در کربلا غروب کرد. اینجا کلمات کم می‌آورند… کربلا فقط با پا رفتن نیست… گاهی دلی هست، که سال‌هاست در راه مانده، با حسرتی که هر اربعین، تازه‌تر می‌شود. می‌گویند زائران با پا می‌آیند… اما من ایمان دارم که عاشقان با زخمِ دل می‌رسند. و من… از همین دور، با هر تپش قلبم، به سمت حرم می‌دوم. با اشکی که بی‌اجازه می‌ریزد… با سکوتی که پر از نام توست یا حسین… چهلم است… اما مگر می‌شود داغِ تو را شمرد؟ مگر می‌شود برای فاجعه‌ای که هنوز هر شب در خواب‌مان تکرار می‌شود، فقط یک عدد گذاشت؟ مگر می‌شود فریاد زینب را شنید و ایستاد؟ مگر می‌شود لب‌های خشکیده‌ی علی‌اصغر را دید و نگفت: «آقا جان، کاش من بودم…» نه… اربعین یعنی هنوز هم دیر نشده برای پیوستن… یعنی هنوز هم می‌شود دل را برداشت و راهی شد… یعنی هنوز هم می‌شود آدم شد، اگر حسین را بفهمی… و من… در این اربعین، اگرچه نیامده‌ام، اما دلم را، اشک‌هایم را، و تمام دلتنگی‌ام را، فرستاده‌ام بین الحرمین، تا شاید گوشه‌ای از غبار کفش‌های عاشقان‌ات باشم. السلام علیک یا اباعبدالله و علی الأرواح التی حلّت بفنائک… @AFKAREHOWZAVI
. از نخلستان نجف تا آواره‌های غزه ✍نجمه صالحی 📎لینک متن کامل خبر در روزنامه شاخه سبز https://B2n.ir/bn2523 @AFKAREHOWZAVI
. زیارت و واقعیت نجمه صالحی زیارت لغتی به زبان عربی متشکل از حروف زاء و واو و راء، است که بر میل و عدول دلالت دارد؛ میل یعنی رو آوردن به سوی محبوب، و عدول یعنی بریدن و پشت کردن به هر چه جز اوست. زیارت، هم همین است؛ یعنی هجرتی از دل، از همه‌ی عالم به سوی یک نگاه. زائر، آن‌گاه که گام در راه می‌گذارد، پیش از قدم‌ها، دلش را روانه می‌کند. وقتی به دیدار تو می‌آید، از دیگران چشم می‌پوشد و جانش را تنها به تو می‌بخشد. از همین روست که اگر دل به سوی حسین علیه‌السلام متمایل شد، حتی اگر دست به ضریح نرسد، به حقیقت زائر است. حضور در حرم، نعمتی بزرگ است؛ اما روح زیارت، در حرکت دل و عدول جان از غیر اوست. و امّا آنان که با اشک و بغض گفتند: التماس دعا… ما جامانده‌ایم، ای کاش بدانند… جامانده آن نیست که پایش به کربلا نرسیده، جامانده آن است که دلش حرکت نکرده باشد. چه بسیار کسانی که در بین‌الحرمین می‌گذرند ولی دلشان جای دیگری است، و چه بسیار دل‌هایی که از هزاران فرسنگ دورتر، در هوای حرم می‌تپند و به گنبد طلا سلام می‌دهند. اگر دل تو به سمت کربلا پر کشید، اگر نام حسین علیه‌السلام را شنیدی و بی‌اختیار اشک در چشمانت نشست، تو هم زائری. شاید گام‌هایت خاک بین‌الحرمین را لمس نکرده باشد، اما اگر هوای حرم را در سینه نفس کشیدی، فاصله‌ای میان تو و ضریح نیست. زیارت، پیش از آن‌که سفر خاکی باشد، پرواز روح است؛ پروازی که دل‌های عاشق بلدند… دل‌هایی که از همه بریده‌اند و تنها به سوی حسین علیه‌السلام میل یافته‌اند. پ.ن:*الزاء و الواو و الراء، أصل واحد يدلّ على الميل والعدول... و من الباب الزائر لأنّه إذا زارك فقد عدل عن غيرك. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص ۳۶. 📎لینک متن کامل در خبرگزاری فارس نیوز https://farsnews.ir/howzavian_fars/1754831677462744046 @AFKAREHOWZAVI
🌱یادداشت های اربعین ۱۴۰۴| قسمت اول «مأمورانِ عذاب، ملکانِ مقرّبان» ✍️به قلم طیبه فرید شبِ آخر موقع کوله بستن زیرِ نور ضعیف موبایل برای بار چندم تلاش می کنم منصرفشان کنم، اما دست و پا زدنم سعی باطل است. دخترها آن قدر عزمشان جزم است که یادآوری من که «امسال دیگه مثل پارسال نیست و باید تا آخرش بیاینُ نمیشه غر بزنید و هوا بدجوری گرمه و چند جور تهدید در نوع خودش حرفه ای»کارگر نمی افتد. دو تا خواهری کمر همت بستند حالم را بگیرند. دوره خرِ بلوغشان روزگار آرام و بِژِ چهل سالگی ام را بنفش کرده. فهمیدند نقشه کشیدم و برای دو مسیر کوله ام را بستم. مسیر اول شیراز _عراق و مسیر دوم عراق تا حداقل پشت دیوار اردن.... دوزاری شان افتاده که گرما و سختی راه بهانه است و من و پدرشان می خواهیم زیرآبی برویم و آن ها باشند سخت می شود. گاهی می شوند عین کشورهای پنج به اضافه یک. منهای آمریکا...قول می دهند حافظ منافع آدم باشند اما سر بزنگاه می دانی که نیستند. گاهی هم بچه های محور مقاومتند. یمن و فلسطین. نگاهی به وسایل روی میزم می اندازم و پاسپورت زیارتی ام را می گذارم توی کشو و پاسپورت رسمی ام را می گذارم توی جیب کوله و توی دلم می گویم « دنیا با پارسال همین موقعها خیلی فرق کرده. محال که نیست! یکهو دیدیم شد... خدا ، خدای شدنِ کارهای نشدنی است.فردای اربعین ملت قرار است از راه کربلا بروند سمت قدس. تا چند سال دیگر این فیلم ها واقعی می شود و جدی جدی از بین الحرمین مسیرمان را کج می کنیم سمتِ فلسطین. تا آن‌موقع این دو تا ملکِ مقرب و کمی هم مأموران عذاب برای خودشان آدمی شدند و دیگر وسط راه غُر نمی زنند که برگردیم» آخرین زیپ کوله پشتی ام را توی تاریکی می بندم. از حوادث أرضی و سماوی در امان بمانیم پس فردا صبح نجفیم و ابتدای شارع نجف_ کربلا. ما توی دلمان نیت کردیم همراهِ زائرهای اربعین تا مرز اردن برویم تا تحقق این وعده امام خمینی باشیم که«راه قدس از کربلا می گذرد» تا خدای إنما الأعمال بالنیّات چه تقدیری برایمان چیده باشد... @AFKAREHOWZAVI
تصاحب احسان در مسیر مشایه فقط دیدنیست. از ترکیب زیبای احساسات لطیف،با خشونت هوا و مشقت راه، طعمی ناب شکل میگیرد؛ که نمی‌شود به سوغات آورد. هر زائری که بر میگردد فقط یک چیز میگوید:باید بروی و ببینی. هرکس که حال و هوای اربعینی هارا میشنود به تصوراتش رجوع میکند تصوری میان سختی ها و شیرینی ها. گرما و درد پا و خستگی این راه رویی برای دم زدن پیدا نمیکند چرا که وسعت پذیرایی، زائر را شرمنده و نمک گیر کرده است. او در راه عرض ارادتی کوچک به حسین(ع) با حجم عظیمی از اقبال رو به رو میشود. و خوب می داند که این عزت از کجاست! صاحب همین مسیر، یعنی سیدالشهدا(ع) خودشان فرمودند: حاجات مردم برای شما از نعمت های خدا برشماست،از این نعمت، افسرده و بیزار نباشید. هرچند در دنیای روزمرگی ها ،رفع خیلی هایشان برایمان ناخوشایند است. اما در مسیر اربعین،تنها نعمتی که طلب می‌شود،اجابت نیاز زائران حسین(ع) است! و جز چنین سخاوتی از خادمینش، انتظار نمی‌رود. راستش حلوِ دهین و بوی دود کباب خنکای شربت های رنگارنگ، نفس ضعیف را از مصائب حسین(ع) دور میکند. شاید که حسین مصائب را فقط سهم خودش میبیند و شیرینی را سهم زائرانش. و برای یک زائر ساده، پایین ترین مرتبه ی طعم خوش اربعین،همین بذل و بخشش هاست. هرچند نگاه که به گنبدش می افتد؛ از تمام آن سفره ها بریده میشود و چشم فقط برای او می بارد و دل،تنها به بوسیدن ضریح مطهر اشتها دارد. خوش به حال کسانی که راهیِ این راه میشوند. شاید وقتی راهی میشوی از کسانی دلگیر باشی یا از بعضی عزیزانت مدتها بی‌خبر اما آنجا، غریبه به غریبه التماس میکند؛ که سر سفره اش بنشیند؛ غذایش را بخورد؛ در رختخوابش بخوابد؛ بدنش را نرمش میدهد؛ جگرش را خنک میکند؛ ممکن است برای اطرافیانش هرگز چنین کاری نکرده باشد. اما آنجا همه عزیزِ جان یکدیگرند. ولع دارند،که هر خدمتی به زائربرسانند؛ تا بدست حسین(ع) برسد. شاید تنها جایی که غیبت به گوشت نرسد،تنها روزهایی که از کسی دلگیر نیستی؛تنها محبت های خالصانه؛تنها و تنها حُسن را در همین مشایه ببینی. شاید بهشت با تمام میوه هایش و نسیم خنک و نوشیدنی های گوارایش و مردمان بهشتی اش،ایام اربعین حسینی،به زمین مشایه کوچ می‌کند! آنجا دیگر خودت نیستی و چه کسی بودنت،محلی از اعراب نیست. فقط یک نسبت است که تو را محترم شمرده است؛ تو زائر سرزمین مصیبتهای زمانه ای آن جا تو را حسین(ع)،میهمانِ گرامی خوانده است. و امکانات سفرت در این مسیر به نام او تضمین شده است. دلیل هرآنچه در مشایه میبینی،فقط یک چیز است: "حب الحسین" براستی حسین کیست؟ میشود جان داد و جان ها زنده کرد. تمام حسین و اهلش ،در تمام دنیا پراکنده شد او با مصیبت های عجیبش رایحه ی وجودش را در دنیایی پراکند؛ که خالی از عطر و بوی حقیقت و آزادگی بود. و خون این خاندان دنیا را هر روز بیدار تر از گذشته می‌کند. و این همان زیباییست که صاحب تمام مصیبت ها،زینب(س)، از کربلا پنداشت. که بیدار کردن دنیا چیزی جز زیبایی نیست. و مسیر اربعین، آکنده ازین مناظر زیباست. حسین(ع)دشمن را دوست می‌گرداند کینه را به محبت میکشاند محاسبه گری را بی معنا میکند و مال را برکت میدهد. حسین(ع) همه چیزش با همه کس فرق میکند در دنیای با حسین(ع) رایحه ی سیب همه جا پر شده است. در دنیای حسین چیزی به جز حُسن و احسان پیدا نمیشود. خوشا بحال آنان که خودشان را به حسین(ع) و راهش سپردند. خوشا به حال زائران اربعینش. فرِّ الی الحسین(ع) از تمام خستگی های دنیا به سمت حسین فرار کن. ✍ سعیده شایسته @AFKAREHOWZAVI
امروز آخرین فرصت 👆شرکت در فراخوان 🔔 فراخوان رسانه‌ای میثاق طلبگی ◻️ ویژه کنشگران رسانه‌ای حوزه 🔻در قالب‌های؛ 1. یادداشت 2. مصاحبه 3. گزارش 4. روایت ⏱ مهلت ارسال آثار: 20 مرداد 📬 دریافت آثار : @Jahaderevayat 💎@howzavian | نویسندگان حوزوی
3⃣ هویت زنده در گام‌های کوچکنجمه صالحی در دل جمعیت پرشور، چشمم به پسربچه‌ای کوچک افتاد که کنار پدرش زانو زده بود و کفش‌های زائران را مرتب می‌کرد. با صدای نرم کودکانه‌اش و لهجه‌ی عربی گفت: «خوش آمدید، زائر حسین». پدر، با نگاهی پر از محبت و غرور، آن لحظه را ثبت می‌کرد؛ چرا که می‌دانست این نخستین گام فرزندش در پذیرش هویت شیعی است؛ هویتی که ریشه در خدمت و عشق به اهل بیت علیهم‌السلام دارد. چند قدم آن‌طرف‌تر به موکبی رسیدیم که چند کودک عراقی مسئولیت آن را برعهده داشتند. دو دختر نوجوان عطر و دستمال کاغذی را میان زائران توزیع می‌کردند و پسری شش‌ساله با دقت لیوان‌های آب‌میوه را پر می‌کرد. نگاه والدین‌شان که شاهد این صحنه بودند، سرشار از رضایت بود؛ چرا که می‌دانستند این کودکان از همین اکنون درس خدمت به اهل بیت علیهم السلام را می‌آموزند و هویت‌شان در همین مسیر شکل می‌گیرد. مادران، با مهربانی دست فرزندان‌شان را می‌گرفتند و به آن‌ها می‌گفتند که این راه، میراث خانوادگی‌شان است. این پیوستگی نسلی، عمق ریشه‌های هویت دینی و فرهنگی است که اربعین در دل خانواده‌ها می‌کارد. ایرانیان نیز با پیوندی عمیق به اهل بیت علیهم السلام، نقش قابل توجهی در شکل‌دهی و تقویت این حس هویت مشترک ایفا می‌کنند. خانواده‌های ایرانی که فرزندان خود را از کودکی به این مسیر می‌آورند، با عشق و ارادت خالصانه، این پیوند را در دل نسل‌های جدید می‌کارند و سهم مهمی در استمرار شعله عشق و خدمت به اهل بیت علیهم السلام دارند. عشق و ارادت، پیوندی ژرف با هویت شیعی دارد، هویتی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. هویت در این مسیر به تدریج و با جزئیات کوچک شکل می‌گیرد؛ با تقلید از بزرگ‌ترها، ثبت خاطرات مشترک و پیوند با نمادهایی که زبان عشق را بازگو می‌کنند. این هویت، چراغ راهی است که نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد و باعث می‌شود عشق به اهل بیت علیهم السلام همچنان زنده و پایدار بماند. @AFKAREHOWZAVI
⭕️⭕️ خوش خیال ⭕️⭕️ کاش می‌شد از کربلا پل هوایی زد به غزه بغداد، اردن (عمان)، غزه! اما چه سود؟ غزه در محاصره‌ی مصر و اسرائیل است... مصر چرا؟؟ زیر گیوتین کدام پیمانی که برادرت را به سلاخی کشانده‌ای؟ غزه جان! تاب بیاور! ببخش که قربانی حیوانیت مدرن شده‌ای! طعمه‌ی زیاده‌خواهی یهود و صهیونیسم و بی‌غیرتی برادران و همزبانان و هم‌کیشانت! غزه‌جان! از این‌که ما شب‌ها زیر سقف می خوابیم و فرزندانت زیر آوار، از این که ما خانه داریم و تو ویرانه، از این که ما آب و برق و گاز داریم و تو نه! شرمساریم.. غزه‌جان برای هر جرعه آب خوردنمان خون دل می‌نوشیم، برای هر لقمه غذا بغض فرومی‌دهیم، و برای هر میوه‌ای، حسرت فرزندانت را می‌خوریم، ای کاش در دسترسمان بودی! و نزدیک! مثل مشایه! ما همسایگان نجیبی هستیم! بعد از ۸ سال جنگ تحمیلی، حساب دیکتاتور را از مردمش جدا کردیم، برادروار! آزارمان به مورچه‌ای نرسیده، و سال‌ها کنار شما جنگیدیم، و زمانی نبوده که رهبران و دولت‌ها و ملت ما لحظه‌ای تنهایتان گذاشته باشد! هرچند ناله‌های چند فریب خورده بلند شده بود: نه غزه نه لبنان ... اما آن‌ها هم فهمیدند تو سال‌ها سپر بلای کل بلاد اسلامی بوده‌ای در برابر اسرائیل غاصب.. همین چند روز پیش که با وقاحت تمام، مقابل دیدگان دنیا به تمامیت ارضی کشور ما تجاوز کرد، گویی خواست بگوید، زیر سایه‌ی ترامپ ملعون هر کاری دلم بخواهد می‌کنم! گاهی به سوریه، گاهی به لبنان! گاهی به عراق، گویی کل محور مقاومت را یکجا می‌خواهد غاصبانه! مهمل از نیل تا فرات را می‌بافد! اما دم شما گرم! استقامت پیش شما چه حقیر و کوچک شده و ایمان در چهره‌ی رنجور مادران و کودکان شما معنا می‌شود! انسان از انسانیت خویش شرمسار است، که در بوق و کرنای گوش‌خراش تمدن جدید! بربریت و حیوانیت به نهایت درجه‌ی خود رسیده است! تفاوتش فقط به این است که این بار از اعماق غرب مدرن، مدعیان تمدن و دانش آورده شده. غزه‌جان خواستم بگویم حداقل در غمت با تو شریکیم! در هر نفسی و هر خوابیدن و بیدار شدنی، تو اولین و آخرین قصه و غصه‌مان هستی! برای ما دعا کن تا در یاری مظلوم روسفید باشیم و در دفع ظالم باعزت و موفق! ✍دکتر زهرا دلاوری پاریزی @AFKAREHOWZAVI