eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🔅 دومین نشست قرارگاه بانوان رسانه‌ای 🔅و چهارمین دورهمی نویسندگان ویژه خواهران 🎙 محور گفت‌وگو: " راهکارهای ترویج زیست عفیفانه" 👤مهمان ویژه این هفته: حجت الاسلام دکتر مهدی شجریان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 👈با حضور پژوهشگران و نویسندگان حوزوی، اعضای تحریریه رحابانو، بانو مجتهده امین و مدرسه اندیشه‌ورز رحا 📆 شنبه ۵ مهرماه ساعت ۱۶_۱۸ عصر قم، مرکز مطالعات تسنیم، ساختمان شهرک قدس برگزار می شود. 👈علاقه‌مندان می‌توانند حضور خود را به نشانی @p_andishe اعلام کنند. @AFKAREHOWZAVI
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍زهرا گندمکار صحنه های امروز فلسطین و غزه یک امتحان برای تمامی جهانیان است.صحنه های از زیبایی وفهم حسرت برانگیز روح بلند کودکی که از صهیونیست ها نمی ترسد و تمام مصیبت‌ها را امتحانی از سوی خدا می داند ،برای همه ما کلاس درس است. خدایا ما را در گروه اینها قرار بده. اما در مقابل از رژیم کودک کش صهیونیستی جز ترس چیزی نمی بینی.آنان فهمیده اند این نسل کار ساز است و سعی می کنند با کودک کشی هایشان نهال هرس کنند و نمی دانند با این کار، به ریشه جان می دهند و می روید و سبز می شود. به تعبیری کودکی ده ساله خوابیدم و صبح جوانی هزار ساله از جایم بلندشدم. صهیونیستهای ضعیف و نادان که قاعده پیروزی را بلد نیستند و با این کارخودشان جبهه مقابلشان را زیاد می کنند که بلای جانشان است و خودشان گور خودشان را می کنند. می شنوی؟ آخرین نفس هایشان را می کشند نصرمن الله و فتح قریب ان شاءالله پ ن :از کودکی پرسیدن بزرگ شوی می خواهی چه کاره شوی! کودک گفت:می خواهم خوشحال باشم! به او گفتند ظاهرا مفهوم سوال را نفهمیدی! کودک گفت!گویا شما هم مفهوم زندگی را نفهمیدید! سرگذشت کودکان فلسطینی است که رژیم کودک کش صهیونیستی شادی و خوشحالی کودکی را از آنها گرفته، از لحظه تولد با درد و رنج دست و پنجه نرم می کنند. @AFKAREHOWZAVI
؛ تجسم فقه در میدان‌ سیاست مواضع سیاسی و استراتژی های نظامی شهید سید حسن نصرالله در مقابل رژیم صهیونیستی ریشه در مبنای فکری، اعتقادی و عملی، به ویژه ابعاد فقهی و اجتهادی داشت. ✍سمیه مشهودی بیدگلی ادامه یادداشت را از این لینک👇 بخوانید: https://tn.ai/3404328 https://khabirnews.ir/gyk8e @AFKAREHOWZAVI
. «اگر از احوالات من جویا باشید...» می‌خواهم برایت بنویسم، مثل مکاتبات قدیم، مثل همان جملات آشنا و تکراری... سید اگر از احوال من می‌پرسی، ملالی نیست جز دوری شما. فکر کن خبری نیست سید. فکر کن خوب خوبم. فکر کن که مشغول مهمانم و مشغول درس. فکر کن جانم ساق است و تنم، درست. فکر کن دارم خوب زندگی می‌کنم. الحمدلله از زبانم نمی‌افتد، ولی تو باور نکن، من به انکار رسیده‌ام. بیشتر فکر کنم که نیستی، می‌پاشم... خراب می‌شوم. دارم خودم را به بی‌خیالی می‌زنم. مثلا آرامم و جای نبودنت درد نمی‌کند. نه! تو باور نکن، جای نبودنت به قد گودال مقتلت خالی است. جسمم رمق ندارد. روحم فراری است که حجم نبودن‌های یک سال اخیر را در خودش جا دهد. دارم فرار می‌کنم از غمی که باید مرا بسازد ولی من ساختن بلد نیستم. بیشتر فکر کنم نیستی، تمام می‌شوم. ▫️▫️▫️ دروغ چرا، ملال هست خیلی هم هست. ولی می‌دانم این ثانیه‌ها، همه منتهی به ظهور است. می‌دانم جهان آبستن حوادث است، وقایع بزرگی که حتی می‌ترسم به آن فکر کنم. سید من بعد از تو بیشتر به رجعت مؤمن شدم. فقط رجعت است که این زخم را کمی، فقط کمی مرحم می‌گذارد. سید از احوال من جویا نشو، خبری نیست جز پایی که گیر کرده در عادات سخیف. دلم شهید آوینی می‌خواهد، دلم سنوار می‌خواهد. سید ببخش که وقتی به تو می‌رسم با قلم دست‌وپاشکسته می‌نویسم. نمی‌دانم چه رسمی است که هرچه بیشتر کسی را بخواهم کمتر از آن می‌توانم بنویسم. اصلا نوشتن برای آن برایم سخت‌تر می‌شود. این حس را موقع نوشتن از اهل‌بیت(ع) بیشتر دارم. سید این ابتلا، از همه بیشتر برای مادرتان... مادرمان...بوده، برایم. نمی‌دانم چرا لال می‌شوم هنگام نوشتن از او. ببخش من را که یک سال است تو در قاعده دنیا نزیستی و من مثلا زیستم... دوست داشتن تو شرط زندگی‌ام بود‌. سید! من با چشم باز عاشق کرامتت شدم. آن بالا کنار مادر، برای من هم دعا کن.... همین ✍ فاطمه میری‌طایفه‌فرد @AFKAREHOWZAVI
‌ فقیهی مهاجر و روایت‌گر مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در عصر اختناق عباسی ✍🏻 زهرا کبیری‌پور حضرت عبدالعظیم بن عبدالله حسنی (علیه‌السلام) یکی از شخصیت‌های شاخص علوی و از چهره‌های برجسته علمی و حدیثی شیعه در قرن سوم هجری به‌شمار می‌رود. نسب ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) می‌رسد و در منابع رجالی، با تعبیراتی چون «ثقة دین» و «من أصحابنا المعتبرین» شناخته شده است. ایشان علاوه‌بر شخصیت علمی ـ ایمانی و وثاقت حدیثی، جایگاهی ممتاز در میان اصحاب امامان جواد و هادی (علیهماالسلام) داشت. آن‌چنان‌که امام هادی (علیه‌السلام) درباره‌ی زیارت قبر او فرمودند: «مَن زار عبدالعظیم عندكم كمن زار الحسین»، که این روایت، بیان‌گر منزلت معنوی، اعتقادی و فرهنگی این راوی بزرگ در نگاه امام معصوم است. هجرت حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) از عراق به ری، در بستری از فضای امنیتی شدید خلافت عباسی و نظارت اطلاعاتی حاکمان عباسی بر خاندان علوی رخ داد. منابع تاریخی گزارش کرده‌اند که او به‌صورت مخفیانه و با تغییر هویت وارد شهر ری شد و سالیانی در همان‌جا زیست. حضور او در این شهر، نقطه‌ی عطفی در تاریخ تشیع به شمار می‌آید؛ چرا که موجب شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های حدیثی، اعتقادی و اجتماعی شیعه در شرق خلافت اسلامی گردید. از نکات برجسته در سیره علمی حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام)، عرضه‌نامه‌ای است که مشتمل بر باورهای کلامی خویش تنظیم کرد و به محضر امام هادی (علیه‌السلام) رساند. امام پس از شنیدن این اعتقادات، او را با تعبیر «مؤمن بحقیقةِ الإیمان» ستودند. این تأیید امام (علیه‌السلام)، افزون بر بیان وثاقت علمی، نمایانگر دقت و حساسیت ائمه (علیهم‌السلام) در معیارسنجی عقاید یاران است. از آثار علمی باقی‌مانده از آن حضرت، می‌توان به احادیث او در موضوعات توحید، امامت، نبوت، فضائل اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و اخلاق اسلامی اشاره کرد که در منابعی چون الخصال و عیون أخبار الرضا آمده است. این روایات، افزون بر ارزش سندی، بازتاب‌دهنده‌ی گفتمان علمی شیعه در دوره‌ی فشار عباسیان‌ نیز هستند. آستان مقدس حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) امروزه نه‌تنها به‌عنوان یک مکان زیارتی، بلکه به‌مثابه یک میراث زنده از «فقیهان مهاجر» و «راویان متعهد مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام)» در دل تاریخ اسلامی قابل مطالعه و بازخوانی است. منابع: _ باقری، محمدجواد (۱۳۹۰). «حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و نقش فرهنگی ـ سیاسی ایشان در ری»، پژوهشنامه معارف علوی، سال دوم، شماره ۳، صص۵۶ ـ ۶۹. _ حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۹ق). وسائل الشیعه، ج۱۴، قم: مؤسسه آل‌البیت(ع) لإحیاء التراث. _ صدوق، محمد بن علی (۱۳۸۵ق). الامالی، تهران: کتابچی. _ صدوق، محمد بن علی (۱۴۰۴ق). ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم: دارالشریف الرضی. _ صدوق، محمد بن علی (بی‌تا). الخصال و عیون أخبار الرضا(ع)، قم: جامعه مدرسین. _ طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۷ق). الفهرست، قم: مؤسسه نشر اسلامی. _ نجاشی، احمد بن علی (۱۴۱۶ق). رجال النجاشی، قم: مؤسسه نشر اسلامی. @AFKAREHOWZAVI
🌱«بهار تقویم‌های سریانی» ✍به قلم طیبه فرید اوایل ماه أیلول، وقتی که باغبان های بِقاع سرگرم سَبُک کردن شاخه درخت ها، از سیب نوبرانه بودند، یکی از فرماندهان مقاومت خبر داد چهارنفر از جوان های حزب، توی درگیری با اسرائیل در اقلیم «التفاح» ناپدید شدند. بعد از چند ساعت بی خبری از سرنوشت جوان های مقاومت، تلویزیون اسرائیل فیلم پیکر بی جان آن ها را با جزئیات نشان داد. دبیر کل چهل ساله لبنانی از پشت شیشه تلویزیون صورت گرد و ابروهای پیوسته و انگشت های خونی و انگشترهای یکی از جوان ها را شناخت. خبر شهادت و اسارت پیکرِ فرزند رهبر جنبش مقاومت، در لبنان پیچید. از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود فردای آن روز اجتماع بزرگی برای همبستگی حزب در بیروت شکل بگیرد. برنامه ای که قرار بود با ذکر مصیبت امام حسین شروع شود و بعد نوبت به سخنرانی آقای دبیرکل برسد. سید حسن گفته بود ذکر مصیبت را از برنامه حذف کنند مبادا اسرائیل فکر کند رهبر جنبش مقاومت عزادار است. لبنانی ها غرق در سکوت بودند. سید پشت تریبون قرار گرفت. رنگ مشکی ریش از سیاهی عمامه قابل تشخیص نبود و اثری از غم توی صورت او به چشم نمی آمد. بخاطر حرارت شدید نورافکن ها، عرق از سر و روی او راه افتاده بود آن قدر که از پشت شیشه عینکش جایی را نمی دید. می خواست از جعبه روی تریبون دستمال کاغذی بردارد و عرق سرو رویش را بگیرد اما یادش آمد که دوربین های جاسوسی اسراییل در جایی همان نزدیکی، او را نشانه گرفته اند تا بعد بگویند «نصرالله در غم فرزندش گریه کرد». دستش را عقب کشید و با قدرت ادامه داد. اینجا اولین باری بود که مردم لبنان از زبان او می شنیدند که «ما فرزندانمان را برای آینده ذخیره نمی کنیم» چند هفته بعد وقتی خبرنگار از او پرسید آیا در غم فرزندت گریه کردی او لحظه ای درنگ کرد و گفت«طبیعی است!او پسرم بود. اما توی خلوتم گریه کردم» شهادت هادی نه فقط مردم جنوب که لبنانی ها را تکان داد. توی دنیایی که فرزند رهبران و حکام عرب در اروپا و آمریکا غرق عیاشی بودند پسر هیجده ساله آقای دبیر کل کنار جوان های مقاومت جنگید و شهید شد. نصرالله اولین رهبر عربی بود که صادقانه شجاعت و مبارزه را در عمل برای شیعیان جنوب تبیین کرد. بیست و سه سال بعد از شهادت هادی وقتی خیلی از اهالی ضاحیه به تبعیت از سید یاد گرفته بودند فرزندانشان را برای آینده ذخیره نکنند، وقتی خیلی از چهل ساله ها پدر شهید بودند در بیست و هفتمین روز از أیلولِ تقویم های سریانی، همان وقت که باغبان های بِقاع سرگرم سبک کردن شاخه درخت های سیب بودند ، جنگنده های اسرائیل هشتاد و پنج تن بمب سنگر شکن را روی سر نقطه ای در حاره حریک جنوب رها کردند. گرد و خاک ها که فرو نشست توی گودال پر از شاخه های درخت سیب بود. نوبت به پدرها رسیده بود... @AFKAREHOWZAVI
«معلمِ عهد» ✍ سید زنده است. صدای او هنوز در گوش‌های محبان و سربازان مسیر ظهور طنین‌انداز است. او رفته تا بازگردد؛ زنده است در قلب‌هایی که با شوق ظهور می‌تپند. سال‌هاست که معلم دلسوز کلاس‌های انتظار بوده؛ رفته تا با امامش بازگردد. رجعت، افسانه نیست؛ حقیقتی‌ست روشن‌تر از آفتاب. سید زنده است؛ همراه سربازان خویش، گاه با قلم، گاه با صدای رسا و گاه با اسلحه دشمن را سر جای خود نشانده است. در شب‌های بی‌قراری، در دل‌های منتظر، در نگاه‌هایی که به افق دوخته شده‌اند، تا نشانی از خورشید پنهان بیابند. او رفته، اما ردّ قدم‌هایش هنوز بر خاک جبهه‌ها پیداست؛ در سنگرهای خاموش، در کتاب‌های خاک‌خورده، در زمزمه‌های عاشقانه‌ی دعای عهد. سید زنده است؛ با هر قطره‌ی اشک مادر شهید، با هر لبخند کودک یتیم، با هر فریاد «لبیک یا خامنه‌ای» در میدان‌های نبرد. او معلمی‌ست که درس عشق را با خون نوشت، و شاگردانی تربیت کرد که با چفیه و قلم و تفنگ، تا آخرین نفس، پای عهدشان ایستاده‌اند. رجعت، وعده‌ای‌ست که نزدیک است؛ و سید، با پرچم یا مهدی(عج)، در صف اول منتظران، باز خواهد گشت... @AFKAREHOWZAVI
🔖سید مقاومت، ثروت عظیم دنیای اسلام «مجاهد کبیر، شهید سیّدحسن نصرالله… ثروت عظیمی بود برای دنیای اسلام؛ نه‌فقط برای تشیّع، نه‌فقط برای لبنان؛ ثروتی برای دنیای اسلام » ۱۴۰۴/۰۷/۰۱ این وصف بی‌نظیر، تعبیر اخیر رهبر معظم انقلاب در وصف سید مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله است. مدیری هوشمند و مدبری برجسته که توانست حزب‌الله لبنان را از یک گروه مقاومت محلی به سازمانی قدرتمند با ابعاد نظامی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی تبدیل کند و تشکیلات منیجم و ارزشمندی همچون (حزب‌الله) را در مسیر مبارزه با ظلم و استکبار در لبنان پایه‌گذاری کند که بعد از شهادت سرداران رشید مقاومت همچنان زنده و جاری است و زنده و جاری خواهد ماند.«شهید سید حسن نصرالله» در ایجاد ساختار منسجم و کارآمد حزب‌الله و تربیت نیروهای متعهد و متخصص در حوزه‌های مختلف در این سازمان، نقش کلیدی داشت: ««حزب‌الله» به برکت شجاعت سیّد و درایت سیّد و صبر و توکّل عجیبی که او داشت، رشد کرد؛ رشد ‌فوق‌العاده‌ای کرد و حقیقتاً تبدیل شد به یک تشکیلاتی که دشمنِ مجهّز مسلّح به انواع سلاحهای مادّی و بیانی و تبلیغی و رسانه‌ای و ‌غیره، نتوانسته بر آن فائق بیاید و ان‌شاءالله نخواهد توانست فائق بیاید. مرحوم آقای سیّدحسن نصرالله «حزب‌الله» را به یک چنین ‌موجودی، به یک چنین پدیده‌ای تبدیل کرده.‌» (بیانات رهبر انقلاب، ۱۴۰۳/۰۸/۱۷ ) پیوند عمیق معنویت و مبارزه در وجود بابرکتش، از رفتار، گفتار و عملکرد ایشان الگویی عملی برای نیروهای مقاومت ارائه کرد و از ایشان انسانی بی‌بدیل و رهبری مجاهد ساخت که نه‌‌تنها در میدان‌های نبرد که بر قلب‌ها حکومت می‌کرد. رهبر معظم انقلاب نیز ایشان را نه یک رهبر نظامی که «نظریه‌پرداز مکتب مقاومت» نامیدند که با طراحی استراتژی‌های موفق و هماهنگی میان گروه‌های مقاومت در لبنان و در تمام منطقه از جمله فلسطین، سوریه، عراق و یمن، جبهه‌ای متحد و قدرتمند در برابر دشمنان اسلام و منطقه ایجاد کرد و در لبنان نیز با ایجاد ساختارهای پایدار، عامل تربیت نیروهای متخصص و تثبیت جایگاه مقاومت گشت: «اساسی که او در لبنان پایه‌گذاری کرد و به دیگر مراکز مقاومت، ‌جهت بخشید، با فقدان او نه تنها از میان نخواهد رفت، که به برکت خون او و دیگر شهیدان این حادثه استحکام بیشتر خواهد یافت. ‌ضربات جبهه‌ی مقاومت بر پیکر فرسوده و رو به زوال رژیم صهیونی، بحول و قوه‌ی الهی کوبنده‌تر خواهد شد.» ( بیانات رهبر انقلاب، ۱۴۰۳/۰۷/۰۷) «شهید سید حسن نصرالله» حقیقتا الگوی مقاومت بود چراکه مکتب مقاومت تحت رهبری ایشان، از یک راهبرد دفاعیِ صرف، به یک مدل مبارزاتی فراگیر تبدیل شد و محور مقاومت را به الگوی جنبش‌های آزادی‌خواهانه در سراسر جهان تبدیل کرد و بدین دلیل بود که به فرموده رهبر انقلاب در پیام تاریخی به مناسبت شهادت ایشان، این شهادت پایان مسیر مقاومت نبوده و نیست بلکه آغازی است برای شروع راه «مکتب نصرالله». مسیری که پرچم مقاومت را تا ظهور حضرت حجت در برابر دشمنان اسلام برافراشته نگاه خواهد داشت: «بعضی خیال کردند که قضیّه‌ی مقاومت تمام شد؛ اینها سخت در اشتباهند. روح سیّدحسن نصراللّه زنده است، روح سنوار زنده است؛ شهادت، اینها را از عرصه‌ی وجود بیرون نبُرد؛ جسم اینها رفت، روحشان باقی است، فکرشان باقی است، راهشان ادامه دارد.» ۱۴۰۳/۰۹/۲۷ 🖋آمنه عسکری منفرد @AFKAREHOWZAVI
گودال‌ضاحیه۱ ✍🏻س.رضایی در کوچه های ضاحیه قدم نزده‌ام تا به حال، اما گوشه گوشه‌اش تو را می‌بینم. حس آشنایی دیرینه دارم با تخته سنگ‌های باقی مانده از ساختمان‌هایش، حس همزاد پنداری با خاک های سرد نشده‌اش بعد تخریب، حس تنیدگی با هوای حوالی شاخ و برگ‌های درختان نیم سوخته‌اش. تو، حلقه وصل این سنخیت‌ی، تو مرا به لبنان و لبنان را به من پیوند زدی. گوشه گوشه ساختمان‌های مسکونی در هم کوبیده‌اش، کوبیدن مشت مقاومت بر پوزه منحوس اسراییل بدست شما را می‌بینم؛ در ظاهر ضاحیه را کوبیدند اما بعد تو دانستند که این سیلی بر آنها بسیار عمیق‌تر از این گودال نقش بست و آنها را فرو برد. تو نیستی و باورش برایم سخت است که جهان و هرآنچه در آن است، لبنان را و مقاومت را بی تو تصور کنم. من که هیچ، جهان من هم هیچ است؛ تویی که نبودنت، "بودن" را معنا کرد؛ جای پر شماست که همچون سرباز وطن، "حاج قاسم ما"، نبودنت، بودن ها را به سرخ‌رنگ‌ترین رنگ‌ها، سیلی ناگهانی نبودن را بر گونه مست روحمان زد. آن‌چنان که هنوز داغ است و می‌سوزد؛ اما هنوز در ناباوری محض در انتظار برخواستنت از گودال ضاحیه ایم. سید، جان مادرت زهرا برخیز! دوباره و کوبنده سر بده:« قطعا! سننتصر.» این ندای درون ماست تا امروز، بعد شنیدن خبر اصابت بمب سنگرشکن و حفر گودال بشدت عمیق در میان ضاحیه! @AFKAREHOWZAVI
گودال‌ضاحیه۲ ✍🏻س.رضایی با حاج قاسم به شما و بوسیله شما با لبنان آشنا شدم، انس گرفتم و اُخت شدم. از گودال ضاحیه، شما شروع نشدید، اما با گودال ضاحیه، عمق وجود شما در روحم عمیق تر شد. نقطه‌ای بودید روشن که گسترش پیدا کرد. چنان چاه عمیق‌ی که کنده شد تا شما را نفی کنند و گم کنیم، اما بیشتر و بیشتر پی‌جور نام و نشانت شدیم. چنان چاهی محکوم به خشک‌سالی که بدون قصد دست‌یابی به آب به آب برسی. چه ذوقی دارد برای ما و چه خشمی برای خصم. «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد » خواستند نام و نشانت را پاک کنند، حزب الله را کمرنگ و در آخر ضربه فنی کنند اما نمی‌دانستند فنی زن اصلی خود خداست، و «مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین» قاعده‌ی بی برو برگرد خداست. بله آنها با سوءاستفاده از غفلت جهان خواستند شما را حذف کنند، غافل از آنکه خداست، پشت همه کارها، «ید الله فوق ایدیهم» اوست که امضایش پای کاری نباشد، آن کار ابتر است و دم بریده. اگر چه از وجود زمینی‌تان بی نصیب ماندیم، سید جان! اما از دعای سید حسن نصرالله که نصر الهی همراه اوست؛ مستفیض خواهیم شد. شما و حاج قاسم و عماد مغنیه سه تصویر جدانشدنی در ذهن مایید که در جوار و خدمت آقا آمد و شد می‌کردید، به فخر، شاگردی این اولاد زهرا را می‌کردید. سال گذشته، که در بیمارستان بستری بودم با آقای جوانی از هم وطنان شما، که در کسوت پزشکی میهمان کشورمان بودند، آشنا شدم و عرض ادب کردم به ساحتتان، آن زمان هنوز شما بودید. ایشان با شعف و ناباوری، عرض ادب مرا به شما و کشورتان پذیرفتند و تشکر کردند. گفتم به همان میزان که آقا را دوست داریم، آقای شما، سیدحسن نصرالله‌ی شمارا هم دوست داریم. و برای پیروزی تان دعا می‌کنیم. چشمانش از اشتیاق ،از دلتنگی و یاد شما درخشید، در غربت یاد رهبرت و کشورت را دیگری کند؛ در دلت قند آب می‌شود. و دل‌تنگیت بیشتر و مشتاق‌تر می‌شوی به دیدار... اما چه حیف! و چه سعادتی! که چند روز بعد از این یادآوری نامتان، خدا شما را خرید و نزد خودش خواند. و به ما در ابتدا حسرت و در پایان افتخار را هدیه کرد. یاد و نامتان گرامی باد. دعایتان نصیب این روزهای کشورم و کشورتان باد. آنها نمی‌دانند نوری که از شهید به جای می‌ماند بسیار قوی‌تر و کارسازتر از خود اوست. چون اگر می‌دانستند هیچگاه گزینه ترور را از زیرمیز، روی میز نمی‌آوردند. چه کنیم پیشانی نوشت ماست، دشمنان ما از حمقاء‌اند. خلاص! ۵/۷/۴۰۴ @AFKAREHOWZAVI
هنوز طنین صدایت در گوشم پژواک می کند لبیک یا حسین و دلم می لرزد از صلابت صدایت . با خود می گویم وقتی صدای فرزندان ونسل ولی مان این چنین قلب‌ها را مسحور و مدهوش می کند پس طنین صدای ایشان با قلب‌های تشنه ی حقیقت چه خواهد کرد ؟؟ و چه زیبا گفتی : (ما اینجا خواهیم ماند و ندای ما خواهد ماند که آمریکاییها آنرا بفهمند آمریکاییها نمی دانند لبیک یا حسین یعنی چه لبیک یا حسین یعنی اینکه در معرکه جنگ حاضر باشی هر چند تنها باشی وهر چند مردم تو را رها کرده باشند وتو را متهم کرده باشند و تو را بی یاور گذاشته باشند لبیک یا حسین یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در این معرکه جنگ باشید لبیک یا حسین یعنی مادر فرزندش را به میدان جنگ بفرستد و هنگامی که فرزندش شهید شدو سرش بریده شد و به سوی مادرش انداخته شد مادرش آنرا به خانه برده،خاک و خون را از آن پاک کرده به او بگوید:از توراضی هستم خداوند رو سفیدت کند همانطور که مرا برای روز قیامت و نزد فاطمه زهرا  رو سفید کردی این است معنای لبیک یا حسین لبیک یا حسین یعنی مادرو خواهر و زن می آید تا شوهر یابرادر یا فرزندش را لباس رزم بپوشاند و او را راهی میدان جنگ کند لبیک یا حسین یعنی زینب جواز مرگ و شهادت را به برادرش حسین تقدیم کند این یعنی لبیک یا حسین و با این کلام سخن را خاتمه می دهیم تا جهانیان آنرا بشنوند هر جای دنیا که به ما نیاز باشد ما حاضریم و اینگونه نیست که فقط کفن پوش باشیم، بلکه ما کفن پوش و سلاح به دست خواهیم بود) و چه زیبا به این شعار عمل کردی و جان و مال و فرزندت را فدای راه امام حسین ع کردی و امید داریم باری دیگر برای یاری ولی عصرمان برگردی و حکومت عدل گسترش را در پهنه یک گیتی برقرار کنی . سید شهیدم مارا فراموش نکن و در حق ما دعا کن که در این وانفسای آخرالزمان نلغزیم و با همراهی ولی فقیهمان ولی عصرمان را یاری کنیم . زهرا توکلیان سالروز شهادت سید حسن نصرالله ۶مهر ۱۴۰۴ @AFKAREHOWZAVI