eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
300 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
دوره رایگان نویسندگی مقدماتی ✍ 📗 سرفصل‌های دوره: نقش استعداد و مهارت در نوشتن، تکنیک‌های شروع نویسندگی، مبانی نویسندگی، سوژه‌یابی، بازنویسی و ویرایش، انتشار و ... 👤 مدرس: استاد محمدجواد ابراهیم‌زاده (دانش‌آموخته ادبیات نمایشی، مؤلف کتاب نردبان نویسندگی و اصول یادداشت‌نویسی) 📜 همراه با اعطای مدرک معتبر ❣️شرایط شرکت در دوره: • ارسال بنر دوره برای ده نفر • ده صلوات برای سلامتی امام زمان(عج) 🔻 جهت اطلاع از زمان و نحوه برگزاری به کانال زیر مراجعه کنید: https://eitaa.com/ahvaalehowze
دروازه‌های برکت: جستجوی رفاه پایدار در مدار تقوا و سنت الهی در هیاهوی جهانی که منطق‌های مادی و معادلات زمینی، سایه‌ی سنگین خود را بر ذهن‌ها افکنده‌اند، اغلب فراموش می‌کنیم که نظام هستی، تحت حاکمیت قوانین دیگری نیز هست؛ قوانینی که نه در آزمایشگاه‌ها به دست می‌آیند و نه در بورس‌های جهانی، بلکه در کلامی آسمانی و از جانب خالق مطلق نازل شده‌اند. قرآن کریم ،نه فقط مایه تسلی،بلکه نقشه‌ی راهی است برای عبور از سخت‌ترین تنگناهای اقتصادی، اجتماعی، و روحی. ما در جستجوی راه‌حل برای معضلات عمیق اقتصادی و اجتماعی جامعه، نمی‌توانیم و نباید چشم بر آموزه‌های قرآنی و روایی ببندیم. هر تلاشی که اصالت را به قوانین الهی ندهد، دیر یا زود، به بیراهه خواهد انجامید. باید با شجاعت و صراحت اعلام کرد: جامعه‌ای که ساختار خود را بر تقوا و ایمان بنا نکرده باشد، اگر به ظاهری از رفاه اقتصادی نیز دست یابد، باید در ماهیت آن نعمت‌ها تردید کند. این احتمال وجود دارد که جامعه، خواسته یا ناخواسته، مشمول سنت استدراج شده باشد؛ سنتی هولناک که در آن، نعمت‌ها پله‌های سقوط را فراهم می‌آورند و آسایش، مقدمه‌ی غفلت و هلاکت است. خداوند متعال در قرآن کریم، این حقیقت را به صریح‌ترین شکل بیان کرده است: «وَلَو أنَّ أهل القُرى آمَنوا وَاتَّقُوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الأرْضِ وَلَكِن كَذَّبوا فَأَخَذْناهُم بِما كانوا يكسبون» (اعراف، ۹۶) اگر مردم شهرها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند،ما درهای برکت از آسمان و زمین را به رویشان می‌گشودیم؛اما چون تکذیب کردند،به کیفر اعمالشان گرفتارشان کردیم. این، تنها حکایتی از امت‌های پیشین نیست؛ بلکه یک سنت جاری و لایزال الهی در تمامی اعصار تاریخ است. اگر درک ما از جهان، صرفاً مادی باشد و قوانین عالم را محدود به آنچه چشم می‌بیند و گوش می‌شنود بدانیم، ناامیدی و پوچی مهربطلان بر زندگی مان می زند‌. اما خداوند متعال، امید را در قلب مؤمنان به امری محکم و ریشه‌دار تبدیل می‌کند: «إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ» (یوسف، ۸۷) جز گروه کافران، کسی از رحمت خدا ناامید نمی‌شود. بدین ترتیب، امید نه یک مسکّن روان‌شناختی، بلکه یک اصل ریشه‌ای ایمانی است. این امید زمانی معنا می‌یابد که باور کنیم در کنار تمامی محاسبات زمینی، یک نظام محاسباتی آسمانی نیز به شدت در کار است. رزق، تنها در دستان بازار و معادلات سرمایه نیست؛ سررشته‌اش در دستان خداوند است. بر اساس کلام نورانی امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه‌السلام، رزق برای کسی تضمین شده است که به دنبال آن برود. اما این پی‌جویی، هرگز تنها به معنای تکاپوی مادی و جسمانی نیست. قرآن کریم و روایات معصومین،بارها و بارها بر عوامل معنوی تأکید کرده‌اند: از استغفار و صله رحم گرفته تا دوری از گناه و انفاق. هرکس که این عوامل آسمانی را در پی‌جویی رزق و رفاه نادیده بگیرد، یا شناختش از دین ناقص است، یا باید در عمق ایمان خود تجدید نظر کند. پس ای جامعه‌ای که در جستجوی رفاه، عدالت، و آرامش پایدار هستید: راه نجات و گشایش، در نهادینه‌سازی تقواست. راه برکت مستمر، در ایمان حقیقی است. ✍نسیم شجاعی @AFKAREHOWZAVI
امروز، سالگرد پرواز یک مرد است... سال گذشته در چنین روزی، دشمن خیال کرد که با آوار کردن دیوارها، صدای حق را خاموش می‌کند. خیال کرد اگر پیکر مردی چون یحیی سنوار زیر خاک برود، پرچم مقاومت هم فرو خواهد افتاد... چه خیال خامی! یحیی سنوار را کشتند... اما صدایش ماند. گلوله‌ای به پیشانی‌اش زدند، اما اندیشه‌اش از دل آوار برخاست. پیکرش را شکستند، اما روحش در هزاران جوان فلسطینی متولد شد. امروز، سالگرد شهادت مردی است که از سیاه‌چال‌های صهیونیسم برخاست، و به قله‌های آزادی پر کشید. مردی که از زنجیر نساختگی، قدرت ساخت. از درد، ایمان آفرید. از خاک، شکوه. ای اسراییل! تو گمان کردی که با خون، می‌توانی آینده را خفه کنی؟ تو نفهمیدی که هر قطره خونِ یحیی، درختی شد از جنس آتش. تو نفهمیدی که شهادت، پایان نیست؛ آغاز است. آتشی است که از دل خاکستر برمی‌خیزد. یحیی سنوار امروز زنده‌تر از همیشه است. در لبخند کودکی که سنگ به تانک می‌زند، در فریاد مادری که جنازه‌ی پسرش را بر دوش می‌برد اما سر خم نمی‌کند، در نگاهِ هزاران دل که هنوز به قدس دوخته شده‌اند. مقاومت را نمی‌شود کشت. مقاومت، ایمان است؛ و ایمان، بی‌مرگ. یحیی سنوار رفت، اما راهش ادامه دارد. پرچمش از دست او به دستان ما رسید — و ما، با خون، با باور، با فریاد، این پرچم را تا آزادسازی قدس بالا خواهیم برد. درود بر تو ای شهید، ای صخره‌ای که زیر آوار نرفت، ای اسطوره‌ای که هرگز فراموش نمی‌شوی. تا قدس، تا پیروزی، راهت ادامه دارد... ✍زهرا مسیحی @AFKAREHOWZAVI
ستمگرانِ هم‌پیمان با ظلم، در صف تاریکی‌اند در جهانی که نور و ظلمت در نبردی بی‌پایان‌اند، قرآن چراغی است که راه حق را از باطل جدا می‌سازد. امروز،چشم حقیقت‌بین هر انسان آزاده‌ای می‌بیند که چه کسی با مسلمانان دشمنی می‌ورزد، ستیزه‌گری می‌کند، خون می‌ریزد، و خانه و دیارشان را به آتش می‌کشد. این دشمن، چهره‌ای دارد که قرآن آن را بی‌پرده توصیف کرده است:صهیونیست دشمن مسلمانان. اما ظلم، تنها در گلوله و آوار نیست. ظلم، در حمایت از ظالم نیز هست. شما پرسیدید: «چه کسی کمک می‌کند؟» پاسخ روشن است: اگر کمک آمریکا نبود، آیا رژیم صهیونیستی جرئت داشت این‌گونه وحشیانه با مردم مظلوم غزه، با زن و مرد، با کودک،این گونه رفتار کند ؟ نه، هرگز. قرآن با صراحت می‌فرماید: وَمَن یَتَوَلَّهُم فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّالِمون.(ممتحنه/9)ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻛﻨﻨﺪ،ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻧﻨﺪ. و نیز: اَلا لَعنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمین.(هود/18) این آیات، نه فقط توصیف‌اند، بلکه هشدارند. هر دستی که به سوی ظالم دراز شود، در صف ظلم ایستاده است. هر دولتی که از جنایت حمایت کند، در لعنت الهی شریک است و هر انسانی که در برابر این ظلم سکوت کند، از نور هدایت فاصله گرفته است. ما نمی‌توانیم با چنین دشمنی با روی خوش برخورد کنیم. ایمان، غیرت، و بصیرت، ما را به موضع‌گیری دعوت می‌کنند. این موضع، نه از سر نفرت، بلکه از سر عشق به عدالت،کرامت انسان و فرمان الهی است. پس ای دل‌های مؤمن، ای چشم‌های بیدار، ای زبان‌های حق‌گو: در برابر ظلم، سکوت نکنید. در برابر جنایت، بی‌تفاوت نباشید. در برابر تحریف حقیقت، روشنگر باشید. بدانید که هر قدمی در راه حق، هر سخنی در دفاع از مظلوم، و هر نگاهی که از حقیقت غافل نشود، در مسیر نور است. این مسیر، مسیر پیامبران، مسیر شهیدان، و مسیر انسان‌های آزاده است. ✍ نسیم شجاعی @AFKAREHOWZAVI
حوزه/نسل جوانی که امروزه با پدیده‌ای چون، دوگانگی میان عقیده و عمل مواجه است؛روحیه حقیقت جویی ذاتی او نیز در جستجوی افرادی است که حرف و عملشان هم‌راستا باشند؛ شهدا نمونه‌ بارزی از صدق گفتار و رفتار هستند. ✍سمیه مشهودی بیدگلی ادامه یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://hawzahnews.com/xf76x @AFKAREHOWZAVI
. تنها معنای ماندننجمه صالحی دل‌آزرده‌ام از روزگاری که بی‌تو می‌گذرد، از زمانِ کرختی که در نبودت، نه آرام دارد و نه قرار. در مدارِ کندِ جهان، لنگ‌لنگان فرو می‌روم، و هرچه پیش می‌روم،‌ گویی فاصله‌ی من و روشنی بیشتر می‌شود... دیگر نه غروب را رمقی مانده برای صبر، نه سپیده را شوقی برای برخاستن. می‌نگرم به خویشتن، به ابدیتِ خنده‌ی گلی که در خاکِ انتظار پژمرده، به کودکِ کاری که نانش از اشک و رنج است، به نوزادِ نوری که در ظلمتِ این قرن‌ها هنوز زاده نشده... و می‌اندیشم، به کودکانِ ، به چشم‌های بی‌پناهی که هنوز میانِ آوار، او را صدا می‌زنند، به دستانِ کوچکی که از دلِ دود و خون، هنوز چراغ امید را نگه داشته‌اند. می‌اندیشم به تو، ای وعده‌ی تمام شب‌های تار، ای صبحِ ناتمامِ عدالت، که نبودنت، عمق همه‌ی اندوه‌های زمین است، و ظهورت، تنها معنای ماندنِ ما... @AFKAREHOWZAVI
📚«حداقل آزاده باشد» ✍به قلم طیبه فرید دم غروب داشتم یکی از شبکه های اجتماعی را رصد می کردم. از سر کنجکاوی انگشتم را هُل دادم روی لیست دنبال شونده های یکی از صفحه ها. باورم نمی شد. دوباره بیرون آمدم و نمایه صفحه را دیدم. لگو و طرح پروفایل دهان پُر کنی داشت و به ظاهر یک قسمت از پازل انقلاب اسلامی را قبضه کرده بود و داشت برایش می جنگید! این بار اولی نبود که با این مسئله روبرو می شدم! در میان آن جمعیت دنبال شونده مردانه هیچ اسم یا پروفایل زنانه ای دیده نمی شد. زن هایی که بعضی هایشان از آدم های علیه السلام لیست دنبال شونده های آن صفحه خیلی بالاتر بودند. این بار اولم نبود که می دیدم جریانی در حل چالش میان مدیریت اسلامی و دور ماندن از مواضع تهمت و بدنامی، یا هر چیز دیگری راه بی دردسر نادیده گرفتن نام و نشان های زنانه را انتخاب کرده. یک سالِ پیش حاج آقای منبری نیمه معروف با یک قبضه و نیم ریش همه نام و نشان های زنانه را از لیست دنبال شونده هایش حذف کرد و به روی مبارک هم نیاورد که لباس پیغمبر پوشیده و کجا رسول خدا با زن ها به این روش معاشرت می کرده که خودش برود ملت را دنبال کند و خودش همه را حذف کند! یا همین چند وقت پیش صفحه یکی از نهادهای رسمی فرهنگی... نقل یک دنبال کردن ساده نیست! این خرده رفتارها ظاهر یک تفکر است که توی شلوغی و سرعت اخبار و حوادث مدیریت خودش را با همین روش اعمال می کند و ذهنیت مخاطبِ عام را از انقلاب و تدین شکل می دهد! همان انقلاب و تدینی که رامبد جوان از آن فیلم می سازد نه آن انقلاب پنجاه و هفتی که مرضیه حدیدچی را به عنوان فرمانده می گذارد بالای سر سپاهِ همدان! گور پدر فمینیزم و این اداها! البته که شنونده فهیم این خرده رفتارها را به حساب انقلاب نمی گذارد! اصلا موجود زنده وکیل و وصی نمی خواهد! ما تازه به انقلاب نرسیدیم که با دیدن قرائت های شخصی از تشرع و‌تدین فاتحه همه چیز را بخوانیم. ما چشممان به دهان مرشدیست که دامان زن را معراج مرد می دید. مدیرهای کاربلد و مومن انقلابی هم کم ندیدیم که رفتار اقلیتی ناگزیرِ ناچار را به حساب همه بگذاریم! علی أی حال انقلاب اسلامی با آن تعدد فدائی ارث پدری ما نیست که بر اساس سود و ضرر خودمان و با سلیقه شخصی از مدیریت اسلامی روی روح خلق الله خط و خش بیندازیم. انقلاب چهل و پنج سال است پناه آدم های دنیاست! زن و‌مرد. پیر و جوان! انقلاب عصاره خون دل خوردن انبیا و صدیقین و صالحین و شهداست. انقلابی که از حوزه علمیه و در زیر سایه دختر موسی ابن جعفر رقم خورد! لطفاً اگر در تراز انقلاب نیستید، پس آزاده باشید... @AFKAREHOWZAVI
🔖اَینَ قَاصِمُ شَوکَهِ المُعتَدین؟! کجاست درهم شکننده شوکت متجاوزان ✍️ جمعه‌ها، دل بیشتر بهانه‌ات را می‌گیرد. عِطرِ انتظارت، در کوچه‌های دلتنگی می‌پیچد و امید، بی‌دعوت، به خانه‌ی خاموشِ تنهایی منتظران سر می‌زند. از پسِ اَبر سنگینِ غیبت، نورت می‌تابد، تلالو آن قلب‌هایمان را، روشن می‌سازد و نوید می‌دهد که، شاید، آمدنِ خورشید نزدیک است. اما ای وعده‌ی صادق حق، کمی دیر نشده؟ در حضورِ دست نیافتنی‌ت گل‌واژه‌های صبر، در حنجره‌ی دعا می‌لرزند، دل‌ها به استغاثه می‌‌افتند، و قلبِ آرامش، با مرور هرباره‌ی یاد تو، چون شمعی در باد، از رمق می‌رود. قرارِ ما همین است: که در هر بی‌قراری، به انتظار آمدنت پناه ببریم. قرار است بیایی... و با گام‌هایت، خاک زمین را بیدار کنی، و آفرینش طعم حیات ناب را، تا عمق جان، در دیدار شیرینت، بچشند. وقتی بیایی؛ شوکتِ ظالمان را، در هم می‌شکنی، و جهان را دوباره در آغوشِ عدل و نور می‌نشانی... @AFKAREHOWZAVI
دیدار با خوبان ✍محبوبه زمانی صدای دلم را می‌شنیدم که مرا به رفتن دعوت می‌کرد، اما جسمم حال خوشی نداشت تا یاری‌ام کند. با هر سختی که بود، چای را سر کشیدم و لباس‌هایم را با دو دلی پوشیدم. انگار در این دوراهی، دلم آرام‌آرام کار خودش را پیش می‌برد. در افکار خود غوطه‌ور شده بودم؛ گویی زمان به عقب برگشته و من در کوچه‌های قدیمی شهر، همراه مردم شده بودم. صدای ناله‌ای بلند به گوش می‌رسید که ناگاه، سخنران با قرائت آیه‌ی شریفه‌ی «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» همه را به آرامشی دعوت کرد که هنوز دلم از آن حال و هوا لبریز است. بالاخره دلم کار خودش را کرد و مرا راهی منزل شهیدی در خیابان مسلم ساخت. شهیدی که جز نام زیبایش، «محمد ناصر جمیل‌پور»، هیچ آشنایی با او نداشتم. اما در طول مسیر، چنان با او درد دل کردم که گویی سال‌هاست می‌شناسمش. وقتی با مادر مهربان و همسر نجیبش آشنا شدم، در دلم احساس خرسندی عمیقی کردم که راه توفیق را بر خود نبستم. چند ساعت شیرین و لذت‌بخش در منزل شهید، تجربه‌ای به‌یادماندنی بود. با بیانات شیوای استاد درباره‌ی تفاوت «صفت» و «مقام»، بر حال مادران و همسران شهدا غبطه خوردم و آرزو کردم که من نیز به چنین لیاقتی نائل گردم. صدای اذان، ما را راهی حریم دوست کرد. در همان حال و هوا بودیم که مادر شهید، جانماز شهید را برایم آورد تا نمازم را بر آن بخوانم. ان‌شاءالله دعای شهید شامل حال همه‌ی ما شود، و ان‌شاءالله شهیدگونه زندگی کنیم تا شهید شویم. @AFKAREHOWZAVI
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«پسران هور» ✍🏻 چند شبی‌ست که پسران هور مهمان خانه‌های ماست؛ اما حقیقت این است که پیش از آن‌که بر پرده‌ی تلویزیون بدرخشد، سال‌ها در دل خوزستان جا خوش کرده بود. روایتی از مردانی که در میان نخل و نی، در دل هور و آتش، از جان خویش گذشتند تا نام و خاک وطن بماند. هر شب که می‌بینیم، بغضی گلو را می‌فشارد؛ گویی خودِ تصویر تاب این‌همه غربت را ندارد. در قاب‌های خاموش فیلم، فریادهایی شنیده می‌شود که سال‌هاست در دل خاک، آرام گرفته‌اند. شهدای گردان نصرت، مردانی بودند از تبار آب و آفتاب؛ دلیرانی که هور برایشان میدان عشق بود، نه نبرد. در میانشان، نامی می‌درخشد؛ سردار علی هاشمی — مردی با دلی به وسعت هورالعظیم و سکوتی ژرف‌تر از آب‌هایش. او رفت، بی‌آن‌که از خود سخن بگوید، اما یادش، چون نخل‌های خوزستان، هنوز در طوفان‌ها ایستاده است. من، که اهل قلمم، شرمنده‌ام از کم‌نوشتن و کم‌گفتن؛ از آن‌که نتوانستم حق این مردان بی‌ادعا را ادا کنم. در گلزار شهدای اهواز، هر سنگ مزار، روضه‌ای خاموش است؛ و غربت و مظلومیت، هنوز از لابه‌لای خاک و نسیم می‌وزد. پسران هور، شما رفتید تا حقیقت بماند، و ما هنوز، در میان نخل‌ها و نی‌ها، به دنبال نامتان، دلتنگ و بدهکار ایستاده‌ایم... @AFKAREHOWZAVI
📝 یادداشت| نقش زنان به عنوان قوام بخشِ ایده هدایتگرِ تمدن نوین اسلامی ◽️ در طول تاریخ، شکوفایی تمدن‌ها با ظهور و بروز استعدادهای انسانی در تمام ابعاد (فکری، فرهنگی، اجتماعی و معنوی) گره خورده است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که جامعه بستری برای رشد این استعدادها فراهم کند. ◽️تمدن نوین اسلامی بر پایه تعالیم وحیانی و ارزش‌های معنوی، الگویی جامع برای پیشرفت مدنی معرفی می‌کند. در این چارچوب، زنان نیز نقشی محوری در شکل‌گیری و تداوم این تمدن ایفا می‌کنند. آن‌ها نه به‌عنوان عناصرِ حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان قوام‌بخشانِ ایدهِٔ هدایتگر تمدن‌سازی، معرفی می‌شوند. ◽️ پذیرش زنان به‌عنوان پشتیبان نرم‌افزارِ تمدنی و قوام‌بخشِ ایدهٔ هدایتگر تمدن‌نوین‌اسلامی، پیامدهای عمیقی در ساختار تمدنی دارد و مسائل جدیدی را در فرایند شکل‌گیری و تکامل تمدن مطرح می‌کند. ◽️ برای درک بهتر این نقش، نیاز به نظریه‌پردازی دقیقی است که بر پایه قوانینِ الهی و استفاده از تجربه تاریخی غایتمندانه بنا شده باشد. این پرسش بنیادین مطرح می‌کند که زنان چگونه می‌توانند به‌عنوان قوام‌بخشانِ ایدهِٔ هدایتگر، مسیر تمدنیِ تمدن نوین؛ را راهبری کنند؟ ◽️پاسخ در یک جمله: نظام‌بخشیِ فرهنگ تمدنی از کوچکترین ساختار اجتماعی به ساحت آگاهی و عملِ دینی است. ◽️در ساختار تمدنی اسلام، ایده هدایتگر همان فرهنگ تمدنی است که بر پایه آموزه‌های قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت (ع) استوار است. این ایده که، دالّ مرکزی و هسته اصلی گفتمان تمدنی اسلام در طول تاریخ بوده؛ زن را نیز به‌عنوان موجودی با عقل، اختیار و کرامت انسانی می‌شناسد. ◽️اسلام نه تنها زنان را در حاشیه قرار نمی‌دهد، بلکه آنان را در عرصه‌های فرهنگی، علمی و اجتماعی به‌عنوان عناصری فعال و اثرگذار معرفی می‌کند. این نگاه متعادل، یکی از ویژگی‌های متمایز تمدن اسلامی نسبت به تمدن‌های مادی‌گرای معاصر است. ✍سیده سمانه نطقی مقدم @AFKAREHOWZAVI
📝 زن و حجاب؛ تربیت نگاه، تربیت جامعه در منظومه تربیتی اسلام، زن جایگاهی فراتر از تصور رایج دارد؛ او نه تنها محور خانواده، بلکه مربی انسان است. حجاب، در این نگاه، صرفاً پوشش ظاهری نیست، بلکه ابزاری تربیتی برای حفظ کرامت زن و پالایش فضای اجتماعی است. اسلام با تأکید بر ممنوعیت نگاه به نامحرم، می‌خواهد مرزهای دل و دیده را از لغزش حفظ کند. نگاه، اگر بی‌مهار باشد، می‌تواند زمینه‌ساز فتنه‌های اخلاقی و تضعیف ایمان شود. از همین‌رو، حجاب زن نه واکنشی منفعل، بلکه کنشی فعال در برابر نگاه‌هایی است که حرمت را نمی‌شناسند. از بیانات عالمانه آیت الله جوادی آملی می فرمایند: «زن اگر در جایگاه حقیقی خود قرار گیرد، می‌تواند جامعه را به سوی سعادت سوق دهد؛ زیرا زن، مربی انسان است، و انسان، محور عالم.» این جمله، زن را در قلب فرآیند تربیت قرار می‌دهد؛ تربیتی که از نگاه آغاز می‌شود و به ساختار جامعه ختم می‌گردد. حجاب زن، نه تنها او را از آسیب‌های اجتماعی محفوظ می‌دارد، بلکه به مردان نیز درس نگاه پاک و احترام به مرزهای شرعی می‌دهد. این پوشش، دعوتی است به تأمل، به بازگشت به فطرت، و به ساختن جامعه‌ای که در آن، کرامت انسان بر لذت‌های زودگذر ترجیح داده می‌شود. پس در فضای آموزشی، لازم است حجاب را نه به عنوان اجبار، بلکه به عنوان انتخابی آگاهانه معرفی کنیم؛ انتخابی که ریشه در معرفت دارد و ثمره‌اش آرامش، عزت، و رشد معنوی است. زن با حجابش، نه تنها خود را می‌پوشاند، بلکه حقیقت را آشکار می‌سازد؛ حقیقتی که در آن، زن واسطه هدایت است، نه وسیله نمایش. ✍ نسیم شجاعی @AFKAREHOWZAVI