eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
یا منّان ✍️پهلوانی قمی خش‌خش چرخ‌های روغن نخورده برانکارد، در فضا پیچید. اوّل همکار سفیدپوش بخش تحت نظر، وارد لیبر (بخش مراقبت‌ بیماران پرخطر باردار) شد و بعد تخت روانی که دو بیمار را همزمان، زیر پارچه‌ای خونین حمل می‌کرد. ملحفه را که برداشتم، بی‌اختیار یک قدم عقب کشیدم. مثل این بود که گوسفندی زیر پای مادر ذبح کرده باشند. تا زانو غرق خون بود. سریع نبض مادر را به مانیتور بزرگسال وصل کردم و نبض حمل‌اش را به مانیتور جنینی. پرونده مادر را باز کردم و دوان دوان با کمک همکاران، هزار و یک جور دستور پزشک را اجرا کردم و بعد نشستم و زل زدم به منحنی زندگی موجودی که درصد مرگ و زندگی‌اش پنجاه پنجاه بود. گوش‌ام به آهنگ لاپ داپ دل بست و ذهن تنهاخور من! بار و بندیلش را جمع کرد و تک و تنها رفت و نشست کنار دو وجب جنین. دل دل‌نازک‌ام هم که دل توی دلش نبود بی‌تاب می‌تپید. دل‌نگرانی‌اش بی‌مورد نبود. تصوّر این‌که جنین ناکام شیر مادر نخورده، در سه لایه تو در توی تاریک شکم حبس شود، شده بود قدِ یک گردو و راه نفس‌ام را بسته بود. از آن‌طرف دو زن جوان در اتاق زایمان با هم مسابقه آواز گذاشته بودند! یکی ناله‌اش مثل ناخنی بود که روی تخته سیاه کشیده می‌شد و تمام در و دیوار دلمان را می‌لرزاند و دیگری با خودش عهد کرده بود فریادهای 22بهمن هفتاد هشتاد سال عمرش، سر اسرائیل و آمریکا و ضدولایت فقیه را همین یک شب سر مامای مسئولش و تمام پرسنل بخت‌برگشته بلوک زایمان بکشد! تُن صدایش، نه فقط بخش ما که کلّ بیمارستان را برداشته بود! یکی دو دقیقه بعد دکتر زنان بالای سر مریض غرق خون آمد و با صدایی آرام گفت: «خب این‌که معلومه دکولمانه. (دکولمان: کنده شدن جفت) مانیتور باشه. اگه افت قلب داد می‌برمش اتاق عمل!!» دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشید که تلفن زنگ خورد. - یه مریض پره‌اکلامپسی (مسمومیت بارداری) فشار بیست داریم. دستور بستری آی سی یو داره؛ اما چون تخت نداشتیم گفتن بیاد پیش شما! کارد می‌زدند خونم در نمی‌آمد! داشتم منفجر می‌شدم؛ شاید اگر همان لحظه فشار خودم را پس از چندین‌سال! می‌گرفتم کمتر از این بیمار نبود. گفتم: «خب چرا این‌جا؟ چرا نمی‌ره تحت‌نظر؟» مِن‌مِن‌ی کرد و گفت: «خب شما آی سی یوی باردارا هم هستید دیگه!» جوابش، فشارم را به بیست و دو رساند! نفس عمیقی کشیدم. «باشه» زورکی را به همکار تریاژ گفتم و او هم راضی، گوشی را گذاشت و آماده آوارشدن بر سر ما شد! سرم را روی میز گذاشتم و چشم‌هایم را بستم. دلم برایشان ‌سوخت. رو کردم به همکارم و با پوزخندی که به گریه بیشتر شبیه بود گفتم: «نمی‌دونم این اعضای بنده خدا، تو عالم ذر چی گفتن که یه عمر سرکردن با من نصیبشون شد! این همه تلاش و تنش، آخرشم به جای تشویق و تشکّر، میان می‌گن چرا سطح تعرفه مریضو فلان زدی و بیسار نزدی!!» سمانه دست از نوشتن پرونده کشید و لبخند تلخی زد. - آخه فکر می‌کنن از جون خودت گذشتن و جون بقیه رو نجات دادن که وظیفمونه؛ پس تشکّر نمی‌خواد؛ ولی وای به حالت اگه ... بغض نگذاشت حرفش را ادامه بدهد. درد دل همه‌مان بود. «حق‌الناس فقط از دیوار مردم بالارفتن نیست. ظلم فقط در قصر پادشاهان قاجار و فراعنه مصر پیدا نمی‌شود. گاهی همین که قدر پرسنل زحمتکش و تلاشگرت را ندانی و از کوچک‌ترین حق قانونی‌اش غافل باشی بزرگترین ظلم است.» یاد حرف دلنشین حضرت‌آقا افتادم. یازده سال پیش بود و چقدر آن موقع دلمان را گرم کرد. قربانش بروم با آن همه فاصله، زحمت‌هایمان را دیده بود؛ تلاش‌هایمان را و نقش مؤثرمان را در حفظ سلامت جانان (جان مادر و کودک) و بی‌تعارف فرموده بود: «تمام مردان و زنان، مرهون منّت ماما‌ها هستند.» (۱۳۹۳/۲/۱۵) حرفی که باید با خط درشت بر دیوارهای بیمارستان نوشته شود تا شاید مردان و زنان مسئول ببینند و برای ادای این دین قدمی بردارند. به امید آن روز ❤️روز پرستاران بی‌منّت مادر و نوزاد، کارشناسان مظلوم مامایی مبارک 💎@howzavian | نویسندگان حوزوی
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
یا منّان ✍️پهلوانی قمی خش‌خش چرخ‌های روغن نخورده برانکارد، در فضا پیچید. اوّل همکار سفیدپوش بخش ت
جهاد پرستاری لینک خبر👇 https://farsnews.ir/howzavian_fars/1761545623610246187 انتشار در خبرگزاری فارس صفحه نویسندگان حوزوی 🌟روز پرستار را به سرکار خانم پهلوانی قمی، پرستار بی منت مادر و نوزاد، تبریک عرض می‌کنیم. 🌟تبریک به این پرستاران عزیز و همکاران مجاهد خانم پهلوانی پر تلاش @AFKAREHOWZAVI
♦️ صدای حقیقت ♦️ ♦️زینب سلام الله علیها حماسه ای است به وسعت تاریخ. حسینی است در قامت یک بانو .🚩 ♦️اوروایتگر استقامت است. و پرچمدار پیام شهادت. زینب زنده است ودر شریان تاریخ ، جریان دارد. 🚩 ♦️ زینبی که باشی، تکلیفت رامیشناسی ، نقشت را در عرصه ها تشخیص می دهی ، قدم به قدم با امامت گام بر می داری، خطر می کنی . و دشواریهای به قله رسیدن را زیبا می بینی "مارایت الا جمیلا. در مسیر تکلیف همه سختیها را به جان می پذیریی و جهاد فی سبیل الله را زیبا مبینی ‌ومی‌شوی الگوی جهانی زن مسلمان. ✍ زینب سید میرزایی @AFKAREHOWZAVI
🌱نازنین م می‌خواستم فقط از تو بسرایم! می‌خواستم تو را در کشتزار دلم بکارم، که از خاک جانم برویی؛ اما دیدم این تویی که هر لحظه مرا از درونم شکوفا می کنی تا با هر طلوع بخندم، و بر درخت سبز انسانیت عاشق وار بپیچم، آنقدر که دستم به میوه‌ی انسان کامل برسد تا آنرا در فصل ظهور بچینم.... 📝 @AFKAREHOWZAVI
میلادِ بانوی صبر و ایمان امروز، میلاد بانوی بزرگ اسلام است؛ بانویی که همه‌ی زندگی‌اش را در راه خدا و حفظ دین گذراند. در میدان نبرد، کوهی از صبر بود و در برابر دشمن، سخنش چون شمشیری برنده می‌درخشید. زنی که در سختی‌ها نلغزید و در رنج‌ها خم نشد. اگر ام‌عون نبود، پیام کربلا در تاریخ خاموش می‌شد. زخم‌های پیاپی بر جانش نشست، اما امید را از دل بیرون نکرد. آنچه در روز دهم دید، تنها اندوه و گریه نبود؛ او پس از آن، همراه امام زمانِ خود برخاست و با سخنانش، حق را زنده کرد. صدایش، با نوایی از شجاعت و ایمان، حقیقت کربلا را به گوش مردم رساند. آری، سخن از «حضرت زینب سلام‌الله‌علیهاست»؛ بانویی که مادر شهید، خواهر شهید و دختر شهید بود. او همه‌ی داغ‌ها را دید و باز هم لب به شکایت نگشود، زیرا ولایت را خوب می‌شناخت و در ایمانش استوار بود. او با صبرش به ما یاد داد که در برابر سختی‌ها تسلیم نشویم، درد را پلی بدانیم برای رسیدن به حق، و دل به حکمت خدا بسپاریم، که او آگاه است بر هر آنچه در دل‌ها می‌گذرد. @AFKAREHOWZAVI
📝 بانوی میدان؛ صدای زنانِ پیشران ایران در «بانوی میدان» روایتگر تلاش‌ها، موفقیت‌ها و نقش‌آفرینی بانوان در سراسر کشور هستیم. اینجا جایی‌ست برای دیدن و شنیدن زنانی که میدان را از آنِ خود کرده‌اند. 📌 اگر به دنبال الهام، انگیزه و شناخت بانوان تاثیرگذار ایرانی هستی، همین حالا به ما بپیوند! 📲 دنبال‌مون کن و بخشی از این حرکت باش. https://eitaa.com/edehhayebanovaneh 🇮🇷║بانوی میدان║🇮🇷
🖋وقتی شغل، خانه را از نفس می‌اندازد چند شبی در بیمارستان همراه یکی از عزیزانم بودم. تجربه‌ای که در ظاهر فقط همراهی بیماری در بستر بود، اما در عمقش تصویری از یک واقعیت تلخ اجتماعی را نشانم داد، زنانی فرسوده با راندمان پایین در محیط کار! چیزی که در این چند شب نظرم را جلب کرد و قابل تامل بود، تفاوت رفتار پرستاران زن و مرد بود! بصورت مشهود پرستاران مرد با آرامش و ثبات بیشتری در کار ظاهر میشدند، در حالی که اغلب پرستاران زن خسته، بی‌حوصله و عصبی به نظر می‌رسیدند! خب در ابتدا این تفاوت را فردی پنداشتم، اما هرچه بیشتر دیدم و شنیدم، درک کردم که این میتواند یک مصداق از پدیده‌ای گسترده باشد، زنانی که زیر فشار مشاغل فرسایشی، از درون تهی شده اند و حتی رسالتِ اصلی کارشان در حاشیه قرار گرفته... واضح است که شغل پرستاری مانند بسیاری از فعالیت‌های خدماتی، آموزشی یا اداری که زنان در آن حضور پررنگ دارند از نظر روانی و عاطفی بسیار خسته‌کننده است. من حتی درک میکنم که این زنان، علاوه بر سختی شغل، با لایه‌های خاص دیگری از فشار در این فعالیتها مواجه‌اند، مثلا انتظارات اجتماعی درباره آراستگی ظاهری من در بیمارستان، پرستارانی را دیدم که با بیماران و همراهان رفتاری پرخاشگرانه و عصبی داشتند، اما در برخورد با پزشکان و همکارانشان، چهره‌ای کاملاً متفاوت و سرشار از احترام و صمیمیت نشان می‌دادند. بنظرم این دوگانگیِ رفتاری، بیش از آنکه نشانه بی‌ادبی باشد، نشانه فرسودگی عاطفی، ناتوانی در تنظیم هیجان و فاصله گرفتن از رسالت اصلی شغلی است! بسیاری از پرستاران که با آن‌ها صحبت کردم، دو شیفت کار می‌کردند تا کمبود درآمد را جبران کنند. اما من فکر میکنم این تلاش برای زنان، بهایی سنگین دارد، این حجم از بی‌خوابی و فرسودگی روانی نتیجه‌ای جز از دست رفتن توان عاطفی برای نقش‌های دیگر زندگی در پی نخواهد داشت... زنی که هر روز با اضطراب و خستگی به خانه بازمی‌گردد، چگونه می‌تواند مأمن آرامش خانواده باشد؟ جالب است که ما در دسته‌بندی نقش های جنسیتی، پرستاری را حرفه‌ای زنانه می‌دانیم و اکنون در رقابت بین زنان و مردان، پرستاران مرد عملکرد بهتری نشان داده‌اند!! و این یعنی عملا حرفه‌ای که حضور در آن می‌تواند در راستای رسالت وجودی زن باشد و منجر به افزایش عرصه اثرگذاری او باشد عملکردی معکوس داشته و آنان صرفا حضور دارند و کنشگر فعال و واقعی نیستند! از دل چنین فرسودگی‌ای، بعید است نقش همسری و مادری سالمی هم بیرون بیاید، و شاید این همان نقطه‌ای است که باید درباره‌اش صادقانه بیندیشیم، جامعه‌ای که زنانش در کار می‌سوزند و در خانه خاموش می‌شوند، دیر یا زود گرمای خود را از دست خواهد داد. روز پرستار مبارک💐 @AFKAREHOWZAVI
می‌ گویند هر نامی نوری دارد، و هر نوری ظهوری! اسماء الهی همان پرتوی از ذاتند که در آینه‌ ی وجود متجلی می‌ شوند و هر انسان مظهری از یکی از آن اسم‌ هاست آنگاه که پیامبر خدا نام زینب را بر زبان آورد نوری از اسم صبور و جمیل در عالم آشکار شد آن نام صرف یک لفظ نبودبلکه تجلی حقیقتی بود که باید در چهره‌ ی زنی از نسل نور ظهور می‌ کرد و از آن روز در هر زنی که صبورانه می‌ تابد و در رنج، جز زیبایی نمی بیند، ردی از زینب است من! پرستار شدم! واژه‌ای که ریشه در «پرستیدن» دارد نه در کار صرف مراقبت پرستاری یعنی حضور در میانه‌ ی درد اما با نگاهی سرشار از ایمان! یعنی عبادت خدا در چهره‌ ی انسان پرستار در حقیقت خادم اسم محیی است! همان خدایی که زنده می‌ دارد حتی در لحظه‌ی ضعف! در روزهای سیاه کرونا در بخش نوزادان خدا را در چشمان کوچکی دیدم که هنوز زبان نیافته بودند اما حمد می‌ گفتند در آن خاموشی سپید فهمیدم که پرستاری تنها مراقبت از جسم نیست نوعی بندگی‌ است سجده‌ ای خاموش بر پیشانی صبر حضور در مقام رضا جایی که انسان نه شکوه می‌ کند و نه فرار بلکه می‌ بیند و تسلیم می‌ شود و بعد، مائده آمد… دختر کوچکم، مائده، که آمدنش مائده‌ای بود از آسمان با او معنای تازه‌ای از پرستاری را فهمیدم فهمیدم که مادری تکرار پرستاری است در شکل عاشقانه‌ترش هر بیداری شبانه ، نمازی شد! هر لبخند خسته ، ذکری شد! و هر اشک مادرانه، وضویی برای عشق! در آغوش مائده، زینب را یافتم! زنی که در سخت‌ترین لحظه‌ها نیز جز زیبایی ندید او در وادی بلا به مقام فنا رسید! جایی که منیت می‌ سوزد و تنها وجه‌الله باقی می‌ ماند و از آن‌ جا بود که توانست در میان خون و خاکستر بگوید: ما رأیتُ إلّا جمیلاً زیرا دیده‌اش، دیدن خدا شده بود زینب، الگوی مادرانگی است تجلی صبر و ایمان در بطن حیات در او عقل و عشق به وحدت رسیدند چنان‌که هر مادر وقتی در دل درد لبخند می‌زند در حقیقت انعکاس نوری از زینب است مادری، نوعی پرستاری‌ست و پرستاری نوعی پرستش است پرستش حیاتی که امانت خداست در هر کودک، در هر بیمار، در هر نفسِ عاشقانه! پس امروز، روز تمام پرستاران عشق است آنانی که بی‌صدا اما جاودانه اسماء خدا را در زندگی جاری می‌کنند و من پرستارشدم تا شاگرد زینب باشم🌸 ✍امِّ‌زینب @AFKAREHOWZAVI
🔖عقیله‌ی استقامت ✍️زینب_گودرزی قاموس صبر، در هجای حرف حرفِ نامِ زینب(سلام‌الله‌ علیها) معنا یافته‌ است. عقیله‌ای؛ که در مکتب او استقامت درس آموخت. دریای شجاعت، در ساحل وجود زینب پهلو گرفت. ولایت مداری، شاگرد وجود زینب(س) است، بانوی مجد و کرامت، مادر فضیلت و عنایت. طنین صدای علی(علیه‌السلام) در حنجر و نورش خنجری بر تاریکی پیکر طاغوت! زینب (سلام‌الله علیها) چون مادرش؛ به همه‌ی تاریخ نشان داد، که می‌توان زن بود و جهانی را تکان داد. تاریخ آزادگی و ایثار با مُرکّب مهر و حماسه نام او را بر لوح جاودانگی نوشت، بر همان کرامتی که رسول خدا(ص) در مقابل یاوه‌گویی‌های جاهلان عرب بر دختران عطا کرد، آنان که روزگاری دختران را، مایه‌ی ننگ و عار و مردان دختردار را، ابتر می‌‌پنداشتند. اما زینب(س) نشان داد ‌می‌توان زن و رسول حق و صدای رسای حقیقت بود. باصبر و وقار، پایه‌های کاخ ستم را لرزاند و نام زن را به عزت و افتخار، تا ابد در تاریخ جاودانه ساخت. @AFKAREHOWZAVI