مجله افکار بانوان حوزوی
یا منّان ✍️پهلوانی قمی خشخش چرخهای روغن نخورده برانکارد، در فضا پیچید. اوّل همکار سفیدپوش بخش ت
جهاد پرستاری
لینک خبر👇
https://farsnews.ir/howzavian_fars/1761545623610246187
انتشار در خبرگزاری فارس صفحه نویسندگان حوزوی
🌟روز پرستار را به سرکار خانم پهلوانی قمی، پرستار بی منت مادر و نوزاد، تبریک عرض میکنیم.
🌟تبریک به این پرستاران عزیز و همکاران مجاهد خانم پهلوانی پر تلاش
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
♦️ صدای حقیقت ♦️
♦️زینب سلام الله علیها حماسه ای است به وسعت تاریخ. حسینی است در قامت یک بانو .🚩
♦️اوروایتگر استقامت است. و پرچمدار پیام شهادت. زینب زنده است ودر شریان تاریخ ، جریان دارد. 🚩
♦️ زینبی که باشی، تکلیفت رامیشناسی ، نقشت را در عرصه ها تشخیص می دهی ، قدم به قدم با امامت گام بر می داری، خطر می کنی . و دشواریهای به قله رسیدن را زیبا می بینی "مارایت الا جمیلا. در مسیر تکلیف همه سختیها را به جان می پذیریی و جهاد فی سبیل الله را زیبا مبینی ومیشوی الگوی جهانی زن مسلمان.
✍ زینب سید میرزایی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🌱نازنین #زینبَ م
میخواستم فقط از تو بسرایم!
میخواستم تو را
در کشتزار دلم بکارم،
که از خاک جانم برویی؛
اما دیدم این تویی که هر لحظه مرا از درونم شکوفا می کنی تا با هر طلوع بخندم، و بر درخت سبز انسانیت عاشق وار بپیچم، آنقدر که دستم به
میوهی انسان کامل برسد تا آنرا
در فصل ظهور بچینم....
📝#طاهره_قادری
#انسان_کامل
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
میلادِ بانوی صبر و ایمان
✍ #سیده_الهام_موسوی
امروز، میلاد بانوی بزرگ اسلام است؛ بانویی که همهی زندگیاش را در راه خدا و حفظ دین گذراند. در میدان نبرد، کوهی از صبر بود و در برابر دشمن، سخنش چون شمشیری برنده میدرخشید. زنی که در سختیها نلغزید و در رنجها خم نشد.
اگر امعون نبود، پیام کربلا در تاریخ خاموش میشد. زخمهای پیاپی بر جانش نشست، اما امید را از دل بیرون نکرد. آنچه در روز دهم دید، تنها اندوه و گریه نبود؛ او پس از آن، همراه امام زمانِ خود برخاست و با سخنانش، حق را زنده کرد. صدایش، با نوایی از شجاعت و ایمان، حقیقت کربلا را به گوش مردم رساند.
آری، سخن از «حضرت زینب سلاماللهعلیهاست»؛ بانویی که مادر شهید، خواهر شهید و دختر شهید بود. او همهی داغها را دید و باز هم لب به شکایت نگشود، زیرا ولایت را خوب میشناخت و در ایمانش استوار بود.
او با صبرش به ما یاد داد که در برابر سختیها تسلیم نشویم، درد را پلی بدانیم برای رسیدن به حق، و دل به حکمت خدا بسپاریم، که او آگاه است بر هر آنچه در دلها میگذرد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
📝 بانوی میدان؛ صدای زنانِ پیشران ایران
در «بانوی میدان» روایتگر تلاشها، موفقیتها و نقشآفرینی بانوان در سراسر کشور هستیم.
اینجا جاییست برای دیدن و شنیدن زنانی که میدان را از آنِ خود کردهاند.
📌 اگر به دنبال الهام، انگیزه و شناخت بانوان تاثیرگذار ایرانی هستی، همین حالا به ما بپیوند!
📲 دنبالمون کن و بخشی از این حرکت باش.
https://eitaa.com/edehhayebanovaneh
#بانوی_میدان
🇮🇷║بانوی میدان║🇮🇷
مجله افکار بانوان حوزوی
جشن فرشتگان در سپیدهدمی آرام، مدینه بوی گل میداد. نسیمی لطیف از کوچههای خاکی میگذشت و بوسه بر د
جشن فرشتگان
انتشار در خبرگزاری فارس، صفحه نویسندگان حوزوی
لینک متن
https://farsnews.ir/howzavian_fars/1761546449610547740
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مجله افکار بانوان حوزوی
عمههای ولایت در تاریخ ✍نجمه صالحی در تاریخ اسلام، واژهی «عمه» تنها یک نسبت خویشاوندی نیست؛ نشان
عمههای ولایت در تاریخ
انتشار در خبرگزاری فارس، صفحه نویسندگان حوزوی
لینک متن
https://farsnews.ir/howzavian_fars/1761549022232380386
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🖋وقتی شغل، خانه را از نفس میاندازد
چند شبی در بیمارستان همراه یکی از عزیزانم بودم. تجربهای که در ظاهر فقط همراهی بیماری در بستر بود، اما در عمقش تصویری از یک واقعیت تلخ اجتماعی را نشانم داد، زنانی فرسوده با راندمان پایین در محیط کار!
چیزی که در این چند شب نظرم را جلب کرد و قابل تامل بود، تفاوت رفتار پرستاران زن و مرد بود!
بصورت مشهود پرستاران مرد با آرامش و ثبات بیشتری در کار ظاهر میشدند، در حالی که اغلب پرستاران زن خسته، بیحوصله و عصبی به نظر میرسیدند!
خب در ابتدا این تفاوت را فردی پنداشتم، اما هرچه بیشتر دیدم و شنیدم، درک کردم که این میتواند یک مصداق از پدیدهای گسترده باشد، زنانی که زیر فشار مشاغل فرسایشی، از درون تهی شده اند و حتی رسالتِ اصلی کارشان در حاشیه قرار گرفته...
واضح است که شغل پرستاری مانند بسیاری از فعالیتهای خدماتی، آموزشی یا اداری که زنان در آن حضور پررنگ دارند از نظر روانی و عاطفی بسیار خستهکننده است.
من حتی درک میکنم که این زنان، علاوه بر سختی شغل، با لایههای خاص دیگری از فشار در این فعالیتها مواجهاند، مثلا انتظارات اجتماعی درباره آراستگی ظاهری
من در بیمارستان، پرستارانی را دیدم که با بیماران و همراهان رفتاری پرخاشگرانه و عصبی داشتند، اما در برخورد با پزشکان و همکارانشان، چهرهای کاملاً متفاوت و سرشار از احترام و صمیمیت نشان میدادند.
بنظرم این دوگانگیِ رفتاری، بیش از آنکه نشانه بیادبی باشد، نشانه فرسودگی عاطفی، ناتوانی در تنظیم هیجان و فاصله گرفتن از رسالت اصلی شغلی است!
بسیاری از پرستاران که با آنها صحبت کردم، دو شیفت کار میکردند تا کمبود درآمد را جبران کنند. اما من فکر میکنم این تلاش برای زنان، بهایی سنگین دارد، این حجم از بیخوابی و فرسودگی روانی نتیجهای جز از دست رفتن توان عاطفی برای نقشهای دیگر زندگی در پی نخواهد داشت...
زنی که هر روز با اضطراب و خستگی به خانه بازمیگردد، چگونه میتواند مأمن آرامش خانواده باشد؟
جالب است که ما در دستهبندی نقش های جنسیتی، پرستاری را حرفهای زنانه میدانیم و اکنون در رقابت بین زنان و مردان، پرستاران مرد عملکرد بهتری نشان دادهاند!! و این یعنی عملا حرفهای که حضور در آن میتواند در راستای رسالت وجودی زن باشد و منجر به افزایش عرصه اثرگذاری او باشد عملکردی معکوس داشته و آنان صرفا حضور دارند و کنشگر فعال و واقعی نیستند!
از دل چنین فرسودگیای، بعید است نقش همسری و مادری سالمی هم بیرون بیاید،
و شاید این همان نقطهای است که باید دربارهاش صادقانه بیندیشیم،
جامعهای که زنانش در کار میسوزند و در خانه خاموش میشوند، دیر یا زود گرمای خود را از دست خواهد داد.
#زنان_پرستار
روز پرستار مبارک💐
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
می گویند هر نامی نوری دارد، و هر نوری ظهوری! اسماء الهی همان پرتوی از ذاتند که در آینه ی وجود متجلی می شوند و هر انسان مظهری از یکی از آن اسم هاست
آنگاه که پیامبر خدا نام زینب را بر زبان آورد نوری از اسم صبور و جمیل در عالم آشکار شد
آن نام صرف یک لفظ نبودبلکه تجلی حقیقتی بود که باید در چهره ی زنی از نسل نور ظهور می کرد
و از آن روز در هر زنی که صبورانه می تابد و در رنج، جز زیبایی نمی بیند، ردی از زینب است
من! پرستار شدم!
واژهای که ریشه در «پرستیدن» دارد نه در کار صرف مراقبت
پرستاری یعنی حضور در میانه ی درد اما با نگاهی سرشار از ایمان!
یعنی عبادت خدا در چهره ی انسان
پرستار در حقیقت خادم اسم محیی است! همان خدایی که زنده می دارد حتی در لحظهی ضعف!
در روزهای سیاه کرونا در بخش نوزادان
خدا را در چشمان کوچکی دیدم که هنوز زبان نیافته بودند اما حمد می گفتند
در آن خاموشی سپید فهمیدم که پرستاری تنها مراقبت از جسم نیست
نوعی بندگی است
سجده ای خاموش بر پیشانی صبر
حضور در مقام رضا
جایی که انسان نه شکوه می کند و نه فرار بلکه می بیند و تسلیم می شود
و بعد، مائده آمد…
دختر کوچکم، مائده، که آمدنش مائدهای بود از آسمان
با او معنای تازهای از پرستاری را فهمیدم
فهمیدم که مادری تکرار پرستاری است در شکل عاشقانهترش
هر بیداری شبانه ، نمازی شد!
هر لبخند خسته ، ذکری شد!
و هر اشک مادرانه، وضویی برای عشق!
در آغوش مائده، زینب را یافتم!
زنی که در سختترین لحظهها نیز جز زیبایی ندید
او در وادی بلا به مقام فنا رسید!
جایی که منیت می سوزد و تنها وجهالله باقی می ماند
و از آن جا بود که توانست در میان خون و خاکستر بگوید:
ما رأیتُ إلّا جمیلاً
زیرا دیدهاش، دیدن خدا شده بود
زینب، الگوی مادرانگی است
تجلی صبر و ایمان در بطن حیات
در او عقل و عشق به وحدت رسیدند
چنانکه هر مادر وقتی در دل درد لبخند میزند
در حقیقت انعکاس نوری از زینب است
مادری، نوعی پرستاریست
و پرستاری نوعی پرستش است
پرستش حیاتی که امانت خداست
در هر کودک، در هر بیمار، در هر نفسِ عاشقانه!
پس امروز، روز تمام پرستاران عشق است
آنانی که بیصدا اما جاودانه اسماء خدا را در زندگی جاری میکنند
و من پرستارشدم تا شاگرد زینب باشم🌸
✍امِّزینب
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔖عقیلهی استقامت
✍️زینب_گودرزی
قاموس صبر، در هجای حرف حرفِ نامِ زینب(سلامالله علیها) معنا یافته است.
عقیلهای؛ که در مکتب او استقامت درس آموخت.
دریای شجاعت، در ساحل وجود زینب پهلو گرفت.
ولایت مداری، شاگرد وجود زینب(س) است، بانوی مجد و کرامت، مادر فضیلت و عنایت.
طنین صدای علی(علیهالسلام) در حنجر و نورش خنجری بر تاریکی پیکر طاغوت!
زینب (سلامالله علیها) چون مادرش؛ به همهی تاریخ نشان داد، که میتوان زن بود و جهانی را تکان داد.
تاریخ آزادگی و ایثار با مُرکّب مهر و حماسه نام او را بر لوح جاودانگی نوشت، بر همان کرامتی که رسول خدا(ص) در مقابل یاوهگوییهای جاهلان عرب بر دختران عطا کرد، آنان که روزگاری دختران را، مایهی ننگ و عار و مردان دختردار را، ابتر میپنداشتند.
اما زینب(س) نشان داد میتوان زن و رسول حق و صدای رسای حقیقت بود.
باصبر و وقار، پایههای کاخ ستم را لرزاند و نام زن را به عزت و افتخار، تا ابد در تاریخ جاودانه ساخت.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🌱زعترهای باروتی|قسمت آخر
✍به قلم طیبه فرید
خدا به هواخواهی مجاهدانی که آن روز به دنیا نیامده بودند برای اینکه کربلا در کربلا نمیرد و هل من ناصر امام حسین به آنها برسد یک راویِ میدان آشنایِ، دلبر از دست داده یِ خاک صحنه خورده ، مثل حضرت زینب را انتخاب کرد و بار سنگینِ امانت را گذاشت روی شانه اش. اگر دست های توانمند آن راوی حرفه ای نبود که آنِ روایت را بگوید حق طلبی همان سال شصت و یک هجری قمری توی شلوغی های زمین گُم می شد و هزار و چند صد سال بعد به ما نمی رسید! تاریخ را فاتحان می نویسند اما نه تاریخ کربلا را! در جنگ روایت های سال شصت و یک هجری ، روایت اول را زینب کبری گفت . غیر از آن تمام چیزی که مورّخ ها از کربلا نوشتند در سطح مانده! همینکه در عاشورای آن سال کی ها بودند و فضا چطور بود و آدم ها چی پوشیده بودند و چه شکلی می جنگیدند و عاقبت «الشمر جالس علی صدرالحسین.» حتی مقتل ابی مِخنف لوط ابن یحیای اَزُدی و یا نفس المهموم شیخ عباس قمی در سطح مانده ! توی مقاتل اگر عمقی هست و روایت، روایت شده، آنجائیست که قصه به مجلس ابن زیاد و یزید رسیده و امام سجاد و حضرت زینب خطبه خوانده اند.
در جنگ با اسرائیل بین ما و حضرت زینب نسبتی بود بیشتر از نسبت های معمولی! ما در سوریه بودیم نه فقط برای زیارت. مهم ترین وجه مشترک ما با خواهر حسین خط روایت بود. لطف خدا بود که انقلاب اسلامی در روزهای اول بعثتش از ایران به دنیا صادر شد و ما آن قدر گرم زندگی بودیم که فضیلت هایی که یکروز مستضعف های عالم از انقلاب ما گرفتند و با آن هویت پیدا کردند یادمان رفته بود...لبنانی ها می گفتند امام خمینی به ما عزت داد! وقتی زیر دست و پای اسرائیل بودیم...
من از جمهوری اسلامی ایران رفته بودم سوریه آدمِ تراز انقلاب اسلامی را ببینم نه فقط جَنگ گَزیده های سوری و لبنانی را. زخم صورت و دست های جوانهای جنوب لبنان نشانه هایی بود برای منِ راوی! نشانه های نزدیک شدن به آنِ روایت. انگار تک تک جای خالی انگشت ها و زخمها فریاد می زدند«انقلاب شما به محروم های عالم رسید . آدم های کمرنگ زیادی هویت گرفتند و پررنگ شدند! آهای آدم ایرانی نسبت تو با انقلاب به کجا رسید؟»
گذشته و آینده آدم ایرانی جمع شده بود توی زینبیه! جوان های ضاحیه بوی باروت می دادند و سوری ها بوی زعتر! و هزینه مقاومت خیلی کمتر از سازش بود!
ما هم انقلاب اسلامی را دیدیم که با دست های خدا از مرزهای جغرافیای زمین گذشته بود و هم آدم های ترازش را که روی زخم هایشان نوشته بود «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ»
خط روایت ما و زینب کبری همین بود....
«وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا».
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI