مریخی ها برگردند!
✍طاهره قادری
در ولایت ما، در حالیکه مردم تغذیه مناسب نیاز دارند؛ وضعیت اقتصادی آنها را در معرض انواع آسیب های جسمی و روانی قرار داده است؛ خرید خودرو و مسکن برای برخی ها تبدیل به آرزوی دست نیافتنی شده است؛ بسیاری جوانان قید ازدواج کردن را زده اند؛ تورم و گرانی، کمر خانواده ها را شکسته است!
آمار طلاق ناشی از الگو گیری سریال های فاجعه بار و تمام نشدنی و مخرب خانوادگی داخلی و خارجی و ....سر بفلک کشیده است .
و.... هزار و اندی مسئله چالش دار دیگر، که از آنها گذر داریم.
آیا واقعاً دولت و اجداد قبلی آن خجالت نمی کشند که برای آزادی جنسی و جسمی بی حد و حصر مردم کشور و تبدیل آن به فحشاخانه ها خود را به در و دیوار می زنند؟!
نکند دولت ما در کره مریخ به سر می برد؟!
به زمین برگردید اینجا حقیقت چیز دیگریست؛ مشکلات مردم زمین با رقص و ساز و آواز حل ناشدنی است .
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«دست پر و امتحان سنگین»
✍ سیده الهام موسوی
دیروز، مثل همیشه، برای نماز مغرب و عشا به مسجد رفتم. هنوز وارد نشده بودم که در آستانهی در، با خانمی روبهرو شدم. آشفتگی و اضطراب در چهرهاش موج میزد. نگاهش کوتاه و گریزان بود، انگار در دلش آشوبی جریان داشت.
نماز که اقامه شد، او به آخرِ صف رفت و نمازش را فرادا خواند. وقتی دید نگاهم از او دور شده، دستها را روی سینه جمع کرد و همان لحظه فهمیدم اهلسنت است. در دل خوشحال شدم که در میان ما احساس امنیت کرده، اما اینکه نمیخواست هویتش آشکار شود، برایم عجیب بود؛ خصوصاً وقتی دیدم بیشتر خانمهای مسجد او را میشناسند و با او سلام و احوالپرسی میکنند.
بعد از نماز، کنار یکی از خانمها که با او صمیمیتر بود نشست و از برنامههای مسجد پرسید. ناگهان با همان چهرهی ناآرام رو به من کرد و گفت:
«گوشیت رو میدی به مادرم زنگ بزنم؟»
اعتراف میکنم اول دلم نخواست بدهم، اما گوشی را در اختیارش گذاشتم. شماره را با دستهایی لرزان گرفت. مشخص بود چیزی ذهنش را میخورد. دو بار شماره گرفت، اما هر دو بار گوشی را به سمت من گرفت و گفت: «نمیگیره.»
نگاهش سنگین بود؛ گاه مستقیم به چشمهایم دوخته میشد و گاه بیهدف روی زمین میلغزید. برای رهایی از آن سنگینی در دل آیهالکرسی خواندم و با خودم گفتم: «حالا که امام جماعت روضه شروع کنه، میمونه یا میره؟»
آن خانوم که با او صمیمی بود کنارم بود ازش پرسید: «نماز عشات رو خوندی؟»
معلوم بود دارد سر به سرش میگذارد.
با جدیت جواب داد: «نه. من نماز عشا رو همیشه ساعت ده میخونم.»
تبسمی کرد. گفت: «خوش به حالت! کاش منم میتونستم اینجوری نمازمو بخونم.»
از این حرف جا خوردم؛ چرا باید آدم مذهب خودش را پایینتر از مذهب دیگران بداند؟
زن اهل سنت ناگهان بلند شد، خداحافظی کرد و از مسجد بیرون رفت. با خودم گفتم: «مسجد خانه امن بندگان خداست؛ شاید آمده بود از آشوبی که در دلش بود، به خانه خدا پناه ببرد.»
زن بغل دستم دوباره گفت: «خوش به حالشون... چه نمازی دارن اینا؛ نه دروغ دارن، نه کلک...»
پوزخندی زدم و گفتم: «خوبه اینو میدونی که اصل دین، یعنی ولایت، دست ماست.»
برای تأیید خودش ادامه داد: «خب من بعضی وقتها ناخواسته دروغ میگم… غیبت میکنم…»
از اینکه مذهب او را برتر میدید، ناراحت شدم و گفتم: «این دلیل نمیشه بگی مذهب اونا بهتره. مشکل از ماست. اینهمه راهکار برای مراقبه و دوری از گناه به ما دادن؛ باید سعی کنیم!»
با تردید گفت: «خب سؤال من همینه. چرا اونا کمتر گرفتار دروغ و غیبت و این چیزا نیستن، ولی ما هستیم؟»
دیدم اگر ادامه بدهم، دنبال تأیید حرف خودش است. یاد کلیپی از استاد عالی افتادم که میگفت:
«در آیهی ۱۶ سورهی اعراف، شیطان به خدا میگوید: چون تو مرا گمراه کردی، من هم بندگانت را از راه راست گمراه میکنم. بعد استاد توضیح داد که از امام صادق(ع) پرسیدند چرا شیطان بیشتر سراغ شیعیان میآید؟ حضرت فرمودند: چون شیعیان ولایت دارند و دستانشان پر است.»
این کلیپ را که نشانش دادم دیگر سکوت اختیار کرد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
❇️از خودگذشتگی،گذشتن از جان یا ...؟
از خودگذشتگی مفهومی است که بارها محور تولیدات رسانهای و هنری از جمله فیلم، تئاتر، رمان و ... قرار گرفته و غالبا در روند روایت آن بر عنصرِ گذشتن از جان برای دیگری تکیه شده است.
نمونهی روایتِ این دست از خودگذشتگیها را در داستانهای کلاسیک غیرایرانی مانند داستانهای ویکتور هوگو و داستانهای پارسی چون گذر رستم از هفتخوان میبینیم. از مصادیق معاصر آن هم روایت فداکاری انقلابیون ۵۷ و فداکاری حافظان امنیت در دفاع مقدس اول و دوم است.
در اندیشه و بیان مقام معظم رهبری، علاوه بر این توصیف، برای از خودگذشتگی معنای دیگری نیز عنوان شده که عنصر مرکزی در آن نه گذشتن از جان در مواجهه ای بیرونی و در تزاحم میان بقای خویش و دیگران بلکه چشمپوشی کردن از اموری وابسته به خود در روند مبارزهای درونی است.
در این بازتعریف، از خود گذشتگی، اسیرنشدن در پنجه ی خواسته های حقیر نفس دانسته شده است.[بیانات در دیدار نمایندگان مجلس خرداد ۱۴۰۱]
عنصر"خود " در تعبیر از خودگذشتگی، همان خویشتن حیوانی و تمایلات پست است که در آموزه های دینی گاهی از آن به دنیا تعبیر شده و همان دنیای غیر قابل جمع با دین است که غرق شدن در آن شاخصهی فرعون و نمرود و طاغوتی های تاریخ بوده.آن خودخواهی و خواستههای بی ارزشی که نباید اسیر آن شد تنها ثروت اندوزی و حرام خواری نیست. شهرت گرایی، اشتیاق به تمجید وستایش شنیدن از دیگران، بهرهمندیهای ناروا و نادرستِ جنسی و همهی امکاناتی که "نفسِ انسان یا همان منِ حیوانی آنها را میخواهد، دنیا و جلوههای آن است. از آثار تسلیم شدن در برابر خواسته های پست پایمال کردن حقوق دیگران، تنشآفرینی، فتنه انگیزی و سیاست ورزی ناجوانمردانه برای رسیدن به آرزوهای خویش است. شکل گیری فضای فتنه و مه آلود به رشد تعصبهای بیجا دامن میزند و بصیرت اجتماعی را کمرنگ می کند.در چنین بستری دنیاطلبان محور جنبشهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی میشوند و حتی کسانی که با این تعریف دنیاطلب هم نیستند در فضای غبار آلود فتنه راه را گم کرده و در مسیر بازسازی اهداف دنیاطلبان قرار میگیرند. در حالیکه از خود گذشتگی به معنایی که گفته شد در تقابل با این دست دنیاخواهی است.
در نگاه مقام معظم رهبری چارهی کاستن از گرایشهای دنیایی و خودخواهی های ناپسند تقواست. این نگاه برگرفته از آموزههای دینی است. حضرت امیرمومنان علی علیه السلام در خطبه متقین دستاورد تقوا را بزرگ پنداشتن جایگاه پروردگار و کوچک شمردن خواستههای پَست عنوان نموده اند:
"عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم».
بنابراین از خود گذشتگی معنایی وسیع تر از گذشتن جان و مال می یابد و شامل گذشتن از هر خواسته ی بی مقدار در مقایسه با شان انسانی است ،به گونه ای که تقوا تقویت کننده آن و عدالت خواهی ثمره آن خواهد بود.
✍فاطمه صادقی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
"روز حسین علیهالسلام"
☑️ "روز حسین علیهالسلام" بازنویسی فرازهایی کوتاه از واقعهی سترگ و سرخفام عاشورا است که در آن حوادث به گونهای حماسی - تاریخی و بر اساس گزارش منابع معتبر روایت شده است. این کتاب به قلم استاد محترم #مهدی_مستقیمی به رشته تحریر درآمده است.
☑️ این اثر دفتری کوچک از کتابی بزرگ است که در طول تاریخ داستان رویارویی نور و ظلمت و حق و باطل را برای بشریت بازگو نموده است.
☑️ نگارنده برای عرض ارادت به ساحت مقدس پیشوای شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران فداکارش، به بازنویسی فرازهایی از این حماسهی جاوید اقدام و روز حسین علیه السلام را نگارش نمودهاست.
☑️ نام کتاب برگرفته از حدیث مشهور امام مجتبی علیهالسلام است که فرمود: لا یوم کیومک یا اباعبدالله.
☑️ دو بحث "کتاب شناسی تاریخ عاشورا" و "جغرافیای تاریخی کربلا" طلیعهی ورود به سوگوارههای کتاب روز حسین علیهالسلام هستند.
#معرفی_کتاب
#انجمن_تاریخ_جامعه_الزهراء_سلام_الله_علیها
-----------❀❀✿❀❀---------
@tarikh
🔰اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان قم برگزار میکند.
💢مسابقه تولید آثار هنری با موضوع شهدای گمنام
بازه زمانی ارسال آثار: ۱۰ آذر ۱۴۰۴
توضیحات:
🔸شرکت برای همه علاقه مندان استان قم آزاد است.
🔸آثار خود را به شماره ۰۹۱۲۷۵۲۴۱۱۹ در پیامرسان ایتا ارسال نمائید.
🔸 همراه با جوایز نقدی و غیرنقدی
موضوعات :
🔹شهدای گمنام و حضور مردم در مراسم استقبال و تشییع
🔹شهدای گمنام و بانوان
🔹شهدای گمنام و دانشجویان
🔹شهدای گمنام و دانش آموزان
بخشها:
| نقاشی | نماهنگ | مستند | شعر و دلنوشته | کمیک موشن |
| موشن گرافیک | عکس حرفهای و موبایلی |
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#شهیدجاوید
✍بهناز کچوئیان
سلام، شهید جاوید؛
شهیدی به قدمت همهی انبیاء و اولیاء.
آه، چه بزرگید و چه بزرگوار.
نامتان، بلندابخشی میکند؛
نامهایی که خاموش بودند، بیصدا و ناپیدا،
در تاریکی شبها حتی از فاصلهای نزدیک دیده نمیشدند.
اما همینکه در سپهر شهادت اوج میگیرند، همینکه واژه «شهید» به آنها پیوست میشود، روشن میشوند، برق میزنند،
گویی از آسمانها هم قابل رؤیتتر هستند.
نام شما از همان نامهای نورانی است.
خوشا به عاقبتتان!
تمام کمیها را میتوان پیش شما آورد و زیادش کرد و با دلِ آرام برگشت، دوباره کم شد،
و باز با دلِ آرام پیش شما آمد…
بارها و بارها.
انگار شبیه خداشدهاید؛
«إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم».
هیچ کس از آمدن، رفتن و دوباره برگشتن به شما ابایی ندارد.
اینجا که نام زیبای شما میآید،
دستِ دلم نمیرود که بدیهای خودم را بنویسم.
و چه بهتر که بگذریم…
سلام، شهید جاوید؛
شهیدی به قدمت تمام انبیاء و اولیاء…
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
# الگویی حسنه
این روزهای فاطمی، فرصت مناسبی است برای اندیشیدن در مورد جایگاه، شخصیت و سیره ی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛ همو که «سیدة نساء العالمین» نام گرفته و فرزندش اینگونه از او یاد میکند: «اِنَّ لی فی اِبنَه رسول الله اُسوةُُ حَسَنهُُ» (الغیبه، طوسی، ص ۲۶۸).
در کندوکاو اندیشههایم، پرسشی شکل میگیرد: مگر چه رفتار خاصی در حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بوده که منجی عالم بشریت به ایشان اقتدا میکند؟ اگر تنها اقتدا به سیره ی (شیوه ی رفتاری) مراد باشد، که همه ی پدران معصوم ایشان از این حیث، الگوی مناسبی به شمار میآیند. پس مراد از «اسوه حسنه» در این کلام، کدام بخش از سیره ی آن حضرت است؟
پاسخ را در کلام خود حضرت حجت (عج) در مورد سبب غیبت، در توقیعی به نائب دوم، محمد بن عثمان عمری، مییابم: "... و أمّا عِلّةُ ما وَقعَ مِن الغَيبةِ ...إنّهُ لَم يكُن أحدٌ مِن آبائي إلاّ وقَعَتْ في عُنُقِهِ بَيعةٌ لطاغِيةِ زمانهِ ، و إنّي أخرُجُ حينَ أخرُجُ و لا بيعةَ لأحدٍ مِن الطّواغيتِ في عُنُقي ." (بحار الأنوار : ۵۲ / ۹۲ / ۷).
امام زمان (عج) علت رخداد غیبت را، عدم بیعت با طاغوت زمان، بیان میکنند و میفرمایند: در زمانی که قیام میکنم، بیعت هیچ طاغوتی بر گردنم نیست.
با مروری در تاریخ امامان معصوم (علیهم السلام)، مسئلهای را که در سیره ی همه ی ائمه (علیهم السلام)، بدون استثناء، مشترک مییابم، مسئله ی بیعت است؛ بیعتی که همراه با تقیه و مدارا بوده است و به تعبیر شیخ مفید در کتاب "اوائل المقالات"، بیعتی سیاسی بوده، نه اعتقادی. حتی امام حسین (علیه السلام)، ده سال در عصر معاویه، چنین عمل کرد.
این تعبیر امام عصر (عج) معنایی روشن در خود نهفته دارد؛ بدین معنا که: «پدران من با تقیه در برابر طاغوت زمانشان زیستند، ولی مَنِ امام زمان (عج)، حاضر نیستم در شرایط تقیه قیام کنم.» پس پیداست که «اسوه حسنه» بودن مادر ایشان، علاوه بر جنبههای مختلف سیره ی آن حضرت، در مسئله ی تقیه یا عدم تقیه نهفته است.
آری، سیره ی مادر برای امام زمان (عج) الگو است، چرا که تا هنگام شهادت، بیعت هیچ طاغوتی بر گردن ایشان نبود.
✍زهرا السادات محمدی
#اقتدا_به_مادر
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
دنیای بیوفا
«دنیا» در لغت از ریشهی «دُنُوّ» به معنای نزدیک بودن است، زیرا نسبت به آخرت و عوالم برتر، مرتبهای نزدیکتر و نازلتر دارد (راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن). بسیاری از اندیشمندان، خاصه در سنت عرفانی و فلسفی اسلام، آن را نماد ناپایداری و تغیّر دانستهاند؛ جهانی که در آن «جمع اضداد» ممکن است، زیرا خیر و شر، شادی و اندوه، تولد و مرگ، همزمان در بستر آن جریان مییابد.
در همین جهان است که یک نوزاد به دنیا میآید و خانوادهای در وجد و سرور فرو میروند؛ اما در همان لحظه خانوادهای دیگر سوگوار ناکامی یا فقدان شود. انسان، در میان این دو قطبِ شادی و اندوه، معنا را میجوید. آنگاه که گفته میشود: «یکی به دنیا میآید و دیگری از دنیا میرود»، در حقیقت دو جلوه از یک نظام حکیمانه مشاهده میشود: آمدن و رفتن در یک چرخهی تکوینی و تکاملی.
پرسش بنیادین این است که اگر خداوند «ارحم الراحمین» است (انبیاء: ۸۳)، چرا رنج و دشواری را از زندگی دنیا برنمیچیند؟ پاسخ در مفهوم «ربوبیت» نهفته است. «رَبّ» در لغت به معنای پرورنده است؛ پس خدای ربّ، در حقیقت مربّی انسان است و پرورش در نظام الهی جز از مسیر تضاد، تجربه و تکاپو حاصل نمیشود. چنانکه قرآن میفرماید:
> «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَد» (بلد: ۴)
> ما انسان را در رنج و تلاش آفریدیم.
از دیدگاه ملاصدرا در الحکمة المتعالیة، حرکت جوهری نفس و تعالی وجودی آدمی تنها در میدان سختیها و تحولات عالم طبیعت ممکن میشود؛ زیرا رنج، ظرفیت ادراک و تعقل را میافزاید.
مادر، نمونهای زمینی از ربوبیت الهی است. پرورش کودک اگر در فضای بیهیچ رنج و زحمت رخ دهد، او سستنهاد و ناپیگیر رشد میکند. چنانکه روانشناسان رشد مانند ژان پیاژه و اریک اریکسون نیز تأکید دارند، تجربهی چالش و ناکامی در دوران رشد، عامل تثبیت استقلال و بلوغ هیجانی است. بنابراین تربیت حقیقی بدون آستان رنج ممکن نیست.
بدینسان «بیوفایی دنیا» نه از جنس بیمهری، بلکه نشانهی مراتب تغییر و تکامل آن است. آنکه میآید، در فرآیندی دشوار معنا مییابد و آنکه میرود و مصیبت وارد میشود، به ساحت بازگشتِ الهی میپیوندد:
> «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (بقره: ۱۵۶).
درک این حقیقت، نگاه انسان را از گلایه به شهود و از ترس به رشد بدل میکند.
✍🏻ف، پورشهامی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
تقریظ؛ معماری نامرئی فرهنگ
✍ حسین انجدانی
▪️در هر تمدنی، لحظههایی وجود دارد که «کلمه» بر جای سیاست مینشیند و «کتاب» نقش نهاد راهبری را ایفا میکند. تمدن اسلامی، بیش از هر تمدن دیگر، با کتاب بالیده و با قلم، قدرت ساخته است.
▪️اگر در تاریخ پرافتخار ایران، کتابخانههای آلبویه و دارالعلمهای شیعی، شاکله بالندگی علمی را رقم زدند، در روزگار ما، سنت تقریظنویسی رهبر انقلاب، همان کارکرد تاریخی را در مقیاس جدید و با منطق حکمرانی فرهنگی بازآفرینی کرده است.
▪️اگر سیاست را، هنر «جهتدهی به ارادهها» بدانیم، سنت تقریظنویسی رهبری، یکی از پیچیدهترین و دقیقترین سازوکارهای معماری اراده فرهنگی در تاریخ معاصر ایران است؛ سنتی که در ظاهر، امضایی بر حاشیه یک کتاب است، اما در باطن، طراحی هندسه حرکت فرهنگ و مهندسی جریان تولید اندیشه است.
▪️تقریظ، صرفا «تحسین یک کتاب» نیست؛ «حکم راهبردی برای مسیر فرهنگ» است. تقریظ، اعلام «تشخیص» و «تعیین» است: تشخیص ظرفیتهای مغفولمانده فرهنگی و تعیین مسیر آینده روایتسازی ملی.
▪️تقریظ، در ذات خود، یک «کنش تمدنی» است؛ زیرا کتاب را از حد یک کالای فرهنگی، به سطح «منبع قدرت نرم» ارتقا میدهد. هر کتابی که مورد توجه حکیم فرهمند انقلاب قرار میگیرد، از لحظه تقریظ، بخشی از حافظه راهبردی ملت میشود. این سنت، در حقیقت، نظام گزینش و جهتدهی معرفتی است: رهبری، کتابی را انتخاب میکنند که گرهی از تاریخ و هویت این ملت را بگشاید، زخمی از حافظه ملی را مرهم نهد، یا خلایی در جبهه فکر و فرهنگ را ترمیم کند.
▪️به همین علت، تقریظها در طول زمان، نقشهای پنهان ولی منسجم را آشکار میکنند؛ نقشهای که از تاریخ دفاع مقدس آغاز شده و اکنون تا ساحات هویت، خانواده، مقاومت و انسانسازی امتداد یافته است. در یک نگاه دقیقتر، سنت تقریظ، سهکارکرد همزمان دارد:
▫️نخست، «کشف استعداد»؛ زیرا رهبری با نگاه نافذ خود، از میان هزاران قلم، قلمهایی را شناسایی میکنند که ظرفیت جریانسازی دارند و بدون این تلنگر، ممکن بود در حاشیه بمانند.
▫️دوم، «تولید معیار و جهت دادن به ذائقه»؛ یعنی تعیین سطح، جهت و وزن ادبیات انقلاب. تقریظ، معیار کیفیت میسازد: معیار روایت صحیح، عمق، صداقت و اصالت.
▫️سوم، «تعیین مسیر نشر و تنظیم هویت ملی از مسیر روایت»؛ تقریظ، به نشر میگوید از چه موضوعاتی غفلت نکند و به نویسنده میگوید قلم خود را در کدام میدان بهکار گیرد.
▪️این همان «هدایت نرم» است؛ این سهگانه، همان هندسه راهبری فرهنگی است؛ هندسهای که در آن، انتخاب یک کتاب، تعیین مسیر یک جریان است.
▪️اما در کنار فرصتها، تهدیدهایی نیز از دل همین سنت برمیخیزد؛ بزرگترین تهدید آن است که این سرمایه عظیم، بهجای تبدیل شدن به «جریان»، در حد «مراسم» تقلیل یابد. تجاریسازی تقریظ، سطحیسازی نشر یا محدودکردن آن به ژانرهای محدود، خطری واقعی است.
▪️تقریظ، قرار نبود به «برچسب پرفروش» بدل شود؛ قرار است «غایتنما» و «جهتدهنده» باشد. دومین تهدید، تبدیل تقریظ به عنصر تشریفاتی در صنعت نشر است؛ حال آنکه هر تقریظ باید «منشأ نهضت» باشد؛ نهضتی در خواندن، نوشتن، فهمیدن و روایتسازی.
🌐 ادامه مطلب را اینجا بخوانید.
#نویسندگان_حوزوی_تهران
@howzavian_tehran