آیینهٔ حرکت در سایهٔ قامت خمیده
«کفر متحرک، به اسلام میرسد ولی اسلام راکد، «پدر بزرگ کفر» است. سلمانها در حالی که کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول (ص) منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول (ص) بودند، رُکودشان آنها را به کفر پیوند زد.» این کلام نافذ، نردبانی است که علی صفایی حائری برای صعود از مرحلهٔ ادعا به مرحلهٔ عمل برمیافرازد. ایمان، در نگاه ایشان، هرگز یک نقطهٔ ثابت نیست؛ سکون، قاتلِ سرمایههای معنوی است و زبیرها را به کفر میپیوندد. اما این حرکت چیست و در کجا متجلی میشود؟
تجلی این پویایی مقدس، در زیست مادران شهید معنا مییابد. مادران شهید، تجسم عملی «اسلام متحرک» است. او نه با سکون در گذشته، بلکه بافداکاری مستمر خود،اسلام را زنده نگه میدارد. حرکت او،حرکتی فراتر از زمان و مکان است؛حرکتی که از قلب او آغاز شده و سایهای بر شهر افکنده است.
آن قامت خمیده زیر چادر، نه نشانه ی شکست، بلکه نشان از پذیرش بار سنگینی دارد که برای تداوم حرکت فرزندش بر دوش کشیده است. این خمیدگی، همان سنگینی رسالتی است که اگر رها میشد، به رکود و کفر خاموش میانجامید. مادران شهید اما،با تمام ثقل اندوه،همچنان در جهت نور است؛ نوری که از سوی مقصد نهایی میتابد و چهرهٔ او را روشن میسازد. او نقطهای نیست که شهید در آن ایستاده، بلکه سرآغاز راهی است که شهید به سوی آن شتافته است.
اگر شهید با خون خود،معیارحق را بر زمین تثبیت کرد، مادران با سکوت متحرک خود، سایه ی رکود را از شهر میزداید.او با تماشای راهی که فرزند پیمود، خود به یک آیینه ی دائمی از حرکت تبدیل میشود. ما که زیر سایه ی آن قامت خمیده جمع میشویم، در واقع از ایستایی مرگبار «اسلام راکد» میگریزیم و به مدد این فداکاری پویا، شعور مییابیم و راه را ادامه میدهیم.
مادران شهید،با هر نگاه به آسمان،نشان میدهند که ایمان،سفر است؛ سفری که آغازش باحرکت و تداومش بانفی هرگونه ایستایی تضمین میشود.او گواهی است که اثبات میکند حرکت از کفر به اسلام میانجامد، و توقف در مسیر حق، خود بزرگترین انحراف است.
✍ نسیم شجاعی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖برمدار بیقراری
✍️زینب گودرزی
جمع روزهای انتظار جمع،
امروز جمعه است.
بال و پر تقویم منتظران،
در تاب و تب بیقراریت میسوزد!
قاصدکی،
از آن سوی لحظههای با تو بودن آمده،
از افق نور،
دستانش آغشته به شوقی پنهان است،
گویی نوید پایان عمر بیکسیهایمان را با خود آورده.
ای حضور پنهان در پردهی غیبت؛
(آیا امروز به فردایی میرسد که،
به دیدار جمالت محظوظ شویم،
هَل یَتَّصِلُ یَومُنَا مِنکَ بِعِدَهِ فَنَحظَی...)
نرگس چشم؛
همچنان بر گذرگاه ظهور حیران و سرگردان، تا به کی باید ایستد...
( اِلَی مَتَی اَحَارُ فِیکَ یا مَولای ...)
امید؛
قبای سبز بر قامت عشق پوشانده،
نسیم یاد تو،
تمام لحظههای منتظران را قدسی میسازد.
گویا عالم، طنین دلکش آوای
《او خواهد آمد...》
در گوش آفرینش نجوا میکند.
چه خوش است؛
آن دم که در آستان قدوم تو، جهان به یک آرامش ماندگار دعوت شود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بهترین مردها...
✍🏻 #س_غلامرضاپور
خیلی وقت است آماده کردن صبحانه با اوست. درست از وقتی که بچهها آمدند. از آنوقتها که شبی دو سه بار برای بچهها از خواب بیدار می شدم و صبح دیگر نای بلند شدن نداشتم؛ تا الان که دیگر بچه کوچک در خانه نداریم، بازهم صبحانه را خودش یا بچهها آماده میکنند.
آن شب تادیروقت داشت مطالعه میکرد. دلم نمیآمد بیدارش کنم؛ اما چارهای نداشتم. ماشین تقریبا دو ساعت قبل از اذان صبح حرکت میکرد و آن وقتِ شب نمیتوانستم جور دیگری خودم را به اتوبوس برسانم.
صدایش که کردم با عجله بیدارشد و گفت: " چرا زودتر بیدارم نکردی. دیرت نشه؟"
به موقع به اتوبوس رسیدیم. خداحافظی که کردم دلم برای خستگیاش سوخت. حالا معلوم نیست دوباره خوابش بگیرد یا نه. این روزها مسئولیتش خیلی زیاد است. گاهی از خستگی پشت میز و کتابهایش خوابش میبرد.
...
به حسینیه که رسیدیم، تم سبز و پروانههای رنگارنگی که همه جای حسینیه در پرواز بودند، توجهم را به خودش جلب کرد. نه فقط من همهی خانمها انگار اینجور بودند. گلهای طبیعی تزیین شده دور ستونها، اسامی و القاب متبرک حضرت زهراسلاماللهعلیها با زمینه سبز روی دیوارها.....
بغل دستیام خانم حدودا سیوپنج سالهای بود که لهجه ترکی داشت. داشت حدیث روی تابلوی بالای جایگاه را میخواند با خنده گفت: "وقتی میخواستم بیام دخترم گفت حتما الان روی تابلوی پشت سر آقا نوشتن که بهترین زنها زنهایی هستن که به شوهراشون خدمت کنن. ببین دقیقا همینو نوشتن."
دیدم روی بنر سبز خوشرنگی درست روبروی جمعیت با خط مهربانی نوشته بودند:
"خیرکم خیرکم لنسائه.
خندیدم و گفتم: "دخترت برعکس حدس زده. اونجا خطاب به مردا نوشته بهترینِ شما کسیه که با خانمش بهترین باشه"
یاد خستگی محمد افتادم. حتما برای صبحانه هم دو تا نان بربری کنجدی گرفته و چایش را دم کرده و سفره را نیمه پهن گذاشته و .... .
حواسم باید بیشتر به خوبیهایش باشد.
#دیدار
#حسینیه_امام_آذر_۱۴۰۴
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
با سلام و احترام
پاییز سال گذشته فرصت ارزشمندی پیش آمد تا برای پیشبرد اهداف رسالهام با عنوان «واکاوی مسئلهی مرجعیت فرهنگی و اجتماعی در میان علویان ترکیه» پانزده روز اقامت در شهر استانبول داشته باشم. تاکنون بیست قسمت از سفرنامهی این سفر را نوشتهام که تجربهها، مشاهدات و تحلیلهای من از جامعه علویان ترکیه را در بر میگیرد. لازم به ذکر است که این فقط روایت من است و توان محدود من از آنچه در این پانزده روز شنیده و دیدهام؛ اساساً ادعایی در تمام و کمال بودن آن ندارم.
دلیل پرداختن به این موضوع و همچنین آموختن زبان ترکی استانبولی را در #قسمت_اول سفرنامه آوردهام، چرا که هدف اصلی سفرم نه گشت و گذار، بلکه گفتگو با علویان ترکیه، مشاهده آداب و رسوم آنان و تحلیل مسئلهی مرجعیت فرهنگی و اجتماعیشان بود.
با لطف و هدایت اساتید راهنما آقایان دکتر جواد لطفی و دکتر سید ناصر موسوی و مشاورهی ارزشمند آقای دکتر سید محمد حسینی و همچنین نکات دقیق اساتید داور آقایان دکتر امداد توران، دکتر احمد فلاحزاده و دکتر آقانوری رسالهام در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴٠۴ با نمره بیست و درجه عالی دفاع شد و این موفقیت، انگیزهای مضاعف برای انتشار تجربهها و مشاهداتم در قالب سفرنامه را فراهم کرد.
سفرنامهی من میتواند برای پژوهشگران، علاقهمندان به مطالعات فرهنگی، جامعهشناسی مذهبی و کسانی که به شناخت جامعه علویان ترکیه علاقه دارند، بسیار مفید و جذاب باشد.
در کنار محور اصلی سفرنامه، تلاش کردهام تصویری جامع از استانبولِ تاریخی نیز ارائه دهم؛ از حالوهوای شهر و زندگی روزمرهاش گرفته تا معرفی برخی اماکن شاخص تاریخی و فرهنگی که در این مدت فرصت دیدنشان را داشتم. به بیان دیگر، کوشیدهام مجموعهای کامل از آنچه در طول این اقامت تجربه و مشاهده کردم به نگارش درآید.
البته در ذکر بازدید از جمخانهها خیلی به جزئیات اعتقادیشان نپرداختم، چرا که مجموع مصاحبهها علاوه بر تولید رساله، زمینهساز انتشار دو مقاله علمی پژوهشی نیز شد: یکی با عنوان «جمخانههای علویان ترکیه: پژوهشی در ماهیت، ساختار و کارکرد» در نشریهی شیعهپژوهی و دیگری با عنوان «گونهشناسی برداشتهای گوناگون از امام علی(ع) در گفتار علویان ترکیه» در نشریهی جستارهای تاریخ اسلام. از آنجایی که مقدمات و محتوای این مصاحبهها، پایهی تحقیقات بعدی من را نیز فراهم خواهند کردند، تنها بخشهایی که مستقیماً مربوط به رساله بود، به طور کامل در ضمائم رساله آورده شده است.
از شما دعوت میکنم به کانال @Delneveshteeee بپیوندید و دوستان و همکارانی که به این موضوع علاقه دارند را نیز به همراهی تشویق فرمایید تا از مطالب علمی و مستند سفرنامه که تلاش شده است نکات ادبی و روایتنویسی هم در آن رعایت شود، بهرهمند شوند.
با سپاس از همراهی صادقانه شما و با آرزوی روزهایی سرشار از علم، آرامش و موفقیت.
✍🏻 زهرا کبیریپور
◀️ لینک کانال👇🏻
💠@Delneveshteeee
◀️ لینک دسترسی به بیست قسمت سفرنامه 👇🏻
💠 https://eitaa.com/Delneveshteeee/2863
آزادی یا اسارت؟
✍مهنوش کرمی
در چند سال اخیر و با وجود بسترِ سرمایه داری و کاسبکارانه #سینمای_خانگی، اهالی به ظاهر هنر با ادعای «صداقت» و «تابوشکنی» سراغ صحنهها و دیالوگهای جنسی رفتهاند.
چرا؟
چون شکستن مرزهاست که اثرشان را هنرمندانه و شجاعانه نشان میدهد و بازتاب بهتری مییابد!
حتی اگر از همه مباحث اخلاقی، فرهنگی و سیاسیِ پشت این جریانها بگذریم، یک سؤال ساده و انسانی باقی میماند:
آیا این مسیر واقعاً به آزادی میرسد؟!!
#شهید_سیدمرتضی_آوینی در کتاب آینه جادو به نکتهای بنیادین اشاره میکند: سینما رابطهای یگانه با انسان دارد؛ ما هنگام تماشا، در یک «توهم از واقعیت» غرق میشویم، بیآنکه رنج زندگی واقعی را لمس کنیم. این غرقشدگی، هدف اصلی جذابیتهای فیلم است. امّا تمام جذابیتها یکسان نیستند؛ برخی انسان میسازند و برخی انسان را از خودش دور میکنند.
جاذبه جنسی آسانترین و در عین حال غیرانسانیترین راه برای بهدامانداختن ذهنِ تماشاگر است!
این نوع جذابیت مستقیماً #غریزه را هدف میگیرد و #عقل را کنار میزند. تماشاگر در این حالت نه فقط در دام فیلم، بلکه در دام فیلمساز میافتد؛ فیلمسازی که به جای خلاقیت، از میانبُرهای تحریکآمیز استفاده میکند و نام آن را «آزادی» میگذارد!
اما #آزادی یعنی امکان فکر کردن، انتخاب کردن و درگیر شدنِ آگاهانه با اثر هنری؛
آیا سقوط در غفلتی که فقط #شهوت، #ترس یا #خشم ما را فعال میکند آزادی است؟!
اگر سینما بعد از غرق کردن ما، به #خودآگاهیمان کمک کند، نامش #هنر است؛
اما اگر عقلمان را از ما بگیرد و تنها ما را در احساسات خام نگه دارد، این دیگر #آزادی نیست: به خدا که این عین #اسارت است!
بنظر میرسد سینمایی که برای تأثیرگذاری به سادهترین غریزهها پناه میبرد، شجاعتی به خرج نداده؛ فقط مخاطبی بیدفاع (بهویژه نوجوان) را در معرض جاذبههایی گذاشته که او توان مقابله با آنها را ندارد!!
آزادی انسان از احترام به عقل و کرامت او آغاز میشود، دیدن صحنههایی که باعث غفلت او از خودش میشود کجایش آزادی است؟!
اگر قرار است سینمای ما آزاد باشد و به هدفش که آزادی است نزدیک شود باید #انسان را آزاد کند، نه #غریزه_انسان را!!
این احترام به غرائز که هر روز در سینمای ما درحال نهادینه شدن است قطعا بر ضد #آزادی است، نشانههایش را هم خودتان در بین اخبار روزمرگیهای هنرمندان دنبال کنید...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
چه کسی پاسخگوست؟
آیا باید از حرمت شکنی علنی و بی حجابی بیش از پنج هزار زن و دختر در ماجرای دو ماراتن جزیره کیش آذرماه ۴۰۴ به سادگی عبور کرد؟!
اگر ما را متهم به چی چی گرایی یا هوچی گری یا تعصب و بدبینی
نمی کنند؛ باید بگوییم: به نظر می رسد این همایش بیشتر شبیه یک تمرینِ فراخوانی توسط یک جریان معاند جهت براندازی، یاغی گری و شورش علیه نظام بوده است.
چرا که بررسی ها و ظواهر موضوع نشان می دهد این برنامه دقیقاً در زمانی و توسط کسانی اجرا شد که بصورت یک شبکه به هم متصل هستند!
بدین صورت که دقیقاً بعد از اخطار حضرت امام خامنه ای و مواضع پزشکیان در دولت درباره حجاب اسلامی؛
ما در عرض چند روز به صورت پیوسته شاهد چند واقعه شبیه بهم هستیم؛
۱. ابتدا ماجرای پارتی مختلط و پر مفسده جمع ۷ نفرهای از بازیگران مشهور و دستگیری آنها به همراه ۳۸ لیتر مشروبات الکلی دست ساز، رخ داد؛ بطوریکه تصور می شد در حال خودکشی دسته جمعی با استفاده از آن مشروبات هستند.
۲. بلافاصله با حمایت گروهی از بازیگران و بازیکنان جمهوری اسلامی ایران از همین رفقای مست لایعقل خود، روبرو شدیم!
۳. در ادامهی این سریال، شاهد اقدام میدانی و مانور خیابانی تعدادی از بازیکنان تیم فوتبال استقلال تهران با زنان بیحجاب و بد پوشش خود، به بهانه تماشای یک فیلم بودیم!
چهارمین سکانس این فتنه هم در کیش به اجرا درآمد؛ برگزاری مسابقه دوی ماراتن توسط مشاور اسبق باشگاه استقلال تهران.
فی الحال شما هم وطن و مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران، آیا جزء آن دستهای هستید که همه اینها را اتفاقی می بینید؟
یا معتقدید بنابر عقبه فکریِ سکولاری، فمنیستی و تجزیه طلبان و.... در ایران، نمی توان باور کرد ماجرای کیش تنها یک اتفاق ساده ورزشی و غیر برنامهریزیشده، بوده باشد؛ مگر عینک تیزبینی را کنار گذاشته و با کارگردانان این سکانسها، طریق نافرجام براندازی را رفاقتی و وفاقتی همراه شد...؟!
اما حقیقت این است که با شناخت جریانهای نفاق و نفوذ، و هشدار مقام عظمی ولایت در این باره، یقین حاصل میشود، فتنه گران در سطوح و لایه های مختلف دولت، بیشتر و جسورانهتر از قبل به بهانه های مختلف و با استفاده از امکانات دولت، فرصت های رسمی کشور، آدمهای حقوق بگیر در همین نظام، مشغول تمرین فراخوانی، سازماندهی و بکارگیری افراد معارض و معاند برای روز مبادایشان هستند.
بنابراین دور از بصیرت سیاسی است که ماجرای روز جمعه کیش را صرفاً در راستای یک برنامه مفرح و یا یک سهل انگاری ساده ملاحظه کرد.
بیشک آنها ۵۰۰۰ زن و دختر را در یک نقطه جمع، سازماندهی و کودتا علیه ارزش های نظام بکارگیری کردند؛ که البته امیدواریم متهمانِ در این ناهی بزرگ و آشکار قبل از اینکه مانند سایر خاطیان دولت جمهوری اسلامی، بازی عذر خواهی را اجرا کنند از سمت مسئولین ذی ربط، مؤاخذه و محاکمه شوند.
✍طاهره قادری
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🎯پنجرهای به دنیای کتاب
✨️خادمی که سرنوشتش گره خورده به انتظار
«هستیا»، داستان زندگی محدثه است؛ زنی که سالهاست افتخار خادمی در این بارگاه نورانی را دارد. او به همراه همسرش که از نیروهای تفحص شهداست، دو فرزندخواندهی شیرخوارگاهی را بزرگ کردهاند. آنها اکنون به هشت سالگی رسیدهاند.
اما زندگی آرام او با مفقود شدن تنها برادرش، رضا، در جبههی دفاع از حرم سوریه، دستخوش تحولی عظیم میشود. محدثه تصمیم میگیرد برای بازگشت برادرش، چلهای عاشقانه بردارد.
آغاز داستان از روز بیستم این چله است؛ روزهایی که با زمینگیر شدن ناگهانی مادرش در پی یک حادثه، به سختترین روزهای زندگیاش تبدیل شدهاند.
بیشتر روایت، در دل صحن و سرای حرم حضرت معصومه میگذرد؛ جایی که سرنوشت محدثه با اتفاقات، زائران و مجاوران حرم گره میخورد و فصل تازهای از ایمان و امید در برابرش گشوده میشود.
💫هستیا، روایت امید، خدمت و تقدیری است که در نقطهی اوج ناامیدی، معجزهای از جنس حیات را نوید میدهد.
#افق_بصیر | #بصیرا | #کتاب_هفته | #معرفی_کتاب
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
زوال انسانیت؛ وقتی شاخها،عقل را میبلعند
✍نسیم شجاعی
سخنی از امام خمینی (ره) که با یک تمثیل ساده، چهرهی پیچیدهی جهان قدرت را آشکار میسازد: «گاو شاخ دارد و عقل ندارد.» این جمله، مرز میان قدرت و انسانیت را روشن میکند. شاخ نماد ابزار قدرت است؛ میتواند محافظت کند یا زخمی بزند، اما اگر عقل همراهش نباشد، همان قدرت بیهدف و بیجهت میشود. همانگونه که گاو بیعقل از شاخش برای ضربهزدن استفاده میکند، انسان بیعقل نیز از قدرتش برای تجاوز، تحقیر و تخریب بهره میگیرد.
امام این مثال را از زندگی روزمره میگیرد و آن را به سیاست جهانی میبرد؛روزگاری که آمریکا و شوروی، دو قدرت بزرگ، به ظاهر شعار صلح میدادند اما در عمل درگیر جنگ و رقابت برای سلطه بودند. هرکدام با نیروی بیمهار خود میخواستند دیگری را کنار بزنند؛ نه از روی عقل، بلکه از ترس از دست دادن قدرت شان بود. در نگاه امام، همین ترس متقابل بود که جهان را نگه داشت؛ اگر یکی از این دو از دیگری نمیترسید، زمین در آتش میسوخت.
اما این نقد تنها سیاسی نیست؛ اجتماعی و انسانی نیز هست. جامعهای که عقل در آن فرمان نمیدهد، دیر یا زود فرو میپاشد.قدرت بیعقل در شکلهای مختلف رخ مینماید: در مدیری که به جای خدمت، حکومت میکند؛ در ثروتمندی که امنیت دیگران را قربانی سود خود میسازد؛در مردمی که به جای اندیشه،تقلید میکنند.این جامعه دیگر حیات ندارد،فقط به بقای خود ادامه میدهد.انسانها در آن بیاعتماد، خسته و بیهدف میشوند و فرهنگ زیر سایهی قدرت رنگ میبازد.
عقل و انسانیت ستونهای اخلاقی یک تمدناند.تمدنی که تنها به نیرو،تکنولوژی یا قانون تکیه کند اما این دو را در دل خود نداشته باشد،از درون پوسیده میشود.تاریخ پر است از امپراتوریهایی که شاخ داشتند اما عقل نداشتند؛ قدرت داشتند اما وجدانشان را فروخته بودند، و نتیجهاش جنگ، فقر، مهاجرت و بیاعتمادی بود. جملهی امام در پایان به ضربالمثل اخلاقی تبدیل میشود: «شاخ دارند، عقل ندارند.» این هشدار نه فقط برای حاکمان، که برای همهی انسانهاست. هرکدام از ما در زندگی شاخی داریم قدرتی، اختیاری، نفوذی اما آنچه ما را انسان میکند، مهار آن با عقل و اخلاق است.اگر این مهار گسیخته شود، همان قدرتی که باید محافظمان باشد، تبدیل به سلاحی علیه خودمان میشود.
در این میان، وجهی از عقل مهذب که گاه در غوغای مدرنیته نادیده گرفته میشود، حجاب و وقار زن ایرانی است. زن در نگاه الهی، مظهر قدرتی زاینده و اثرگذار است؛ قدرتی که اگر با نجابت و پوشش همراه شود، چون نوری نرم اما نافذ، جهان پیرامون خود را روشن میکند.حجاب محدودیت نیست؛ مراقبت از نیروی درونی است. همانگونه که عقل مهار قدرت مردانه است، پوشش مهار و شکوه قدرت زنانه است.قدرتی که بیمهار شود، آسیب میزند؛ اما وقتی با وقار همراه است، مایهی امنیت، احترام و الهام میشود.
زن باحجاب، تجلی همان مفهوم «قدرت مهذب» است؛ نه انفعال میپذیرد و نه خود را به نمایش میگذارد، بلکه حضورش مانند درختی ریشهدار از درون نیرو میگیرد.این حجاب و متانت تنهاپوشاندن ظاهر نیست،بلکه بیان آگاهانهی عقل و اختیار در برابر هیاهوی بیخردی است. در دنیایی که پر از شاخ های بیعقل است از رسانههایی که احساسات میفروشند تا فرهنگهایی که برهنگی را آزادی مینامند زن باحجاب همچون سپری آرام و لطیف، معنای انسانیت را حفظ میکند. او یادآور این حقیقت است که نجابت، وجه دیگری از قدرت است؛ قدرتی که نمیکشد، بلکه آرام میکند؛ نمیترساند، بلکه اعتماد میآفریند.
پس همانگونه که امام هشدار داد، خطر از آن کسانی است که «شاخ دارند و عقل ندارند».در برابر این خطر، رسالت زن مومن و باوقار، نشاندادن اقتدار عقلانی و لطیف اوست؛ اقتداری که در سکوتش فریاد ودر پوششاش روشنایی است. تنها راه نجات بشر در هر عصر و نظامی، بازگشت به همان عقل مهذب و دل انسانی است؛ دلی که شاخ دارد اما زخمی نمیزند، عقل دارد اما از قدرت برای خیر استفاده میکند.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیشه روزدانشجو باشه و این حرکت شهید رئیسی عزیز رو یاداوری نکرد.
خدا رحمتت کنه سید 🖤
بسمالله
دانشجو، دانش را میطلبد، هرجا که باشد،
طلب کردن دانش، میتواند در دانشگاه باشد،
در حوزه باشد،
در زندگی باشد.
دانش را باید جست، لابه لای خط به خط کتاب،
درمیان پژوهش و تحقیق،
درمیان مستندو فیلم و کلیپ و رسانه...
باید جستجوگر بود!
باید دنبال دانش بود!
باید تحلیل آموخت، باید زبان
و زبان علم را خوب آموخت و کار کرد.
خداکند محیط دانشگاه، را محیط منزه از حواسپرتیها و عاری از شبهات کرد.
دانشجوهای این منلکت کسانی مثل دکتر دیالمه و دکترحسن آیت و شهید رجایی، تربیت کرده است.
کسانی چون دکتر مفتح و دکتر شهید بهشتی و علامه مرتضی مطهری پای آن مو سپید کردهاند. حیف است کسانی چون زیباکلام و امثالاو، باسوادغربیشان، بر فکر و اندیشه جوان ایران اسلامی، ان قدر غبار شبهه علیه اسلام و ایران و ایرانی، بپاشند.
و درود بر شرف و غیرت دانشجوان مبارز، تحلیلگر و مبتنی براندیشه اسلامی.
روز دانشجو، برتمام دانشجویان ایران عزیز، مبارک باد.
✍زهرا نجاتی
#روز_دانشجو
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔖جنبش دانشجویی، عنصر پیشران تحولات کشور
در تمامی سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، روحیه استقلالطلبی ملت ایران، عامل خصومتورزیهای مستمر مستکبران جهانی، بهخصوص امریکای جنایتکار علیه ایران اسلامی بوده و هست و آمریکا برای مبارزه با این روحیه، با استفاده از حربههایی چون تهدید و تحریم به دنبال ضربهزدن بر پیکر نظام جمهوری اسلامی ایران است: «دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعّالیّتهایی که علیه کشور ما و ملّت ما کرده است برای این بود که خدشهی در استقلال بهوجود بیاورد؛ چه تحریم، چه تهدید، اینها استقلال را هدف گرفتهاند.» ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ و مبارزه با این دشمنیها، قطعا نیازمند بصیرت و هوشیاری است.
در منظومه فکری امامین انقلاب نقش جوانان و به خصوص دانشجویان که قشر فرهیخته و آیندهساز مملکت اسلامی هستند، نقشی بسیار مهم و تعیینکننده است، چراکه در منظر ایشان، دانشگاه مبدأ همه تحولات و مقدرات کشور و دانشجو موتور حرکت جامعه است و بر همین مبنا، جوانان فرهیخته و دانشجو به عنوان آیندهسازان ایران اسلامی وظیفه دارند با اعتماد به تواناییهای خود و ظرفیتهای کشور، راه نفوذ و وابستگی به اجانب را ببندند و با تکیه بر اراده و داشتههای هویتی و ملی خویش و اتکال به نیروی الهی، با کسب علم و دانش به عنوان ابزار قدرت ملی، به ایجاد تغییرات صحیح بنیادی و تحولات فرهنگی و علمی پرداخته و از هیاهوی غرب و غربزدگان نهراسند: «امروز کشور به جوانهایی نیاز دارد که بتوانند بازوان پُرقدرتی باشند برای پیشرفت کشور، سرشار از انگیزهی ایمانی، بصیرت دینی، همّت بلند، جرئت اقدام، اعتمادبهنفس، اعتقاد به اینکه «ما میتوانیم»، امید به آینده، افقهای آینده را روشن و درخشان دیدن،… روحیّهی فهم درست از موقعیّت کشور …قاطع بودن در برابر دستاندازی، تجاوز و خدشهدار کردن استقلال ملّی.» ۱۳۹۴/۰۳/۱۴
دانشجوی متعهد و آگاه در ایران نیز، از پیش از انقلاب تا به امروز، همواره در جستجوی مسائل مهم و حیاتی کشور بوده است و با انگیزهای سرشار از آگاهی و نشاط که از محیطهای دانشجویی ناشی میشود، تلاش کرده تا آرمانهای بلند و تعهدآور خود را در پیگیری این مسائل به کار گیرد: «دانشجوی متعهد و آگاه از پیش از انقلاب تا کنون همواره در جستجوی مهمترین مسائل جاری کشور بوده است. او با انگیزهی آگاهی و نشاطی که لازمهی محیطهای دانشجوئیست، در پی آن است که آرمانهای والا و تعهدآور خود را در پیگیری این گونه مسائل جستجو کند و در راه آن گام نهد.» ۱۳۸۱/۰۸/۰۶
براین مبنا دانشجویان با ایفای نقش حیاتی و تأثیرگذار در تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز، با ویژگیهایی چون ایمان، تعهد،عدالتخواهی و فداکاری توانستهاند در مقاطع حساس، مسیر حرکت کشور را به سوی اهداف انقلاب هدایت کنند: «در تمام دورانهای مختلف، در طول انقلاب، حوادث گوناگون، لحظههای حساس و خطیر، حضور دانشجویان مؤمن، متعهد، عدالتخواه، باگذشت، توانسته فضا را در جهت صحیح هدایت کند... در همهی این سالهای انقلاب، حضور دانشجویان در این صحنهها، حضور فعال و مؤثری بوده. دانشجوها گفتمانساز بودهاند، فضای فکری ساختهاند، گفتمانهای سیاسی و انقلابی را در جامعه حاکم کردهاند، که در موارد زیادی این وجود داشته.» ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
و تا زمانی که جنبش دانشجویی در کشور به عنوان یکی از اجزای ضروری و مستمر جامعه بدون تزلزل در هدف و یا توقف در حرکت، با روحیهی ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت، در راه تحقق اهداف کلان کشور مشارکت فعال داشته باشد، انقلاب اسلامی ایران هر روز گام موثر و بلندتری برای تحقق اهداف تمدنی و آرمانی اسلام خواهد برداشت: «این حرکت [دانشجویی] باید ادامه پیدا کند و این چیزی نیست که بتواند متوقف بشود؛ چون کشور در شرائطی است و نظام جمهوری اسلامی، ساخت و ویژگیها و مختصاتی دارد که حتماً جنبش دانشجوئی در کنارش بایستی حضور داشته باشد. این جنبش دانشجوئی در کشور ما در تاریخِ ثبت شده و شناخته شدهی خود، همیشه ضد استکبار، ضدسلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و بشدت عدالتخواه بوده است. این ممیزات جنبش دانشجوئی ما از روز اول است تا امروز. اگر کسی مدعی جنبش دانشجوئی باشد، اما این ممیزات را نداشته باشد، صادق نیست. دست جنبش دانشجوئی نمیتواند در دست کسانی باشد که در فلسطین قتل عام میکنند، در عراق جنایت میکنند، در افغانستان مردم را از دم تیغ میگذرانند؛ این جنبش دانشجوئی نیست. جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما... اینجور است که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است.» ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
🖋آمنه عسکری منفرد
#روز_دانشجو
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
جامعهی ساعی؛ آیندهای سرشار از عزت و آرامش
✍ نسیم شجاعی
آیهی شریفهی «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (نجم:۳۹) حقیقتی بنیادین را به ما میآموزد: انسان تنها به اندازهی کوشش خود بهرهمند میشود. این اصل قرآنی، نهتنها در عرصهی کار و دانش، بلکه در میدان اخلاق و فرهنگ نیز جاری است. جامعهای که میخواهد به رستگاری برسد، باید بر محور تلاش فردی و جمعی در پاسداری از ارزشهای الهی حرکت کند. یکی از مهمترین این ارزشها، عفاف و حجاب است؛ نمادی از کرامت انسانی و ضامن سلامت روانی و اجتماعی است.
حجاب، میوهی کوشش اخلاقی است. همانگونه که دانشآموز با تلاش علمی آیندهی خود را میسازد، جامعه نیز با کوشش در حفظ عفاف، آیندهی معنوی و فرهنگی خود را تضمین میکند. حجاب تنها پوششی ظاهری نیست؛ بلکه تلاشی درونی برای پاسداری از عزت و آرامش است. این تلاش، فردی و شخصی است؛ هیچکس نمیتواند بار دیگری را به دوش بکشد. قرآن کریم میفرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» (انعام:164) هر فرد مسئول کوشش خویش در مسیر پاکی و عزت است.
از منظر روانشناختی، عفاف و حجاب نقشی اساسی در بهداشت روان دارند. روان انسان در سایهی نظم و ارزشها آرام میگیرد. حجاب، اضطرابهای ناشی از نگاههای آلوده و فضای بیقید را کاهش میدهد و به جوانان امکان میدهد تا در محیطی امنتر استعدادهای علمی و فرهنگی خود را شکوفا کنند. از منظر اجتماعی نیز، حجاب سرمایهای فرهنگی است که روابط انسانی را از سطحیگری و مصرفگرایی به سوی احترام و معنویت سوق میدهد. جامعهای که ارزشهای اخلاقی را پاس میدارد، از آسیبهایی چون بیاعتمادی، فروپاشی خانواده و بحران هویت در امانتر خواهد بود.
امر به معروف در زمینهی عفاف و حجاب، دعوتی به تلاش مشترک است. همانطور که معلم فرزندان را به کوشش در درس فرا میخواند، جامعه نیز باید جوانان را به کوشش در حفظ کرامت انسانی دعوت کند. این دعوت، تحمیل نیست؛ بلکه یادآوری وظیفهی مشترک است. امر به معروف در باب حجاب یعنی یادآوری اینکه ارزش انسان به تلاش درونی برای پاکی و عزت است، نه به مقایسه با دیگران یا رقابتهای سطحی باشد. این نگاه، فرهنگ همدلی و مسئولیتپذیری را جایگزین فضای تحقیر و سرزنش میکند.
اگر جامعه اصل «سعی» را در فرهنگ خود نهادینه کند، دیگر به مقایسه و رقابتهای ناسالم نیازی ندارد. هر فرد میداند که بهرهی او تنها از تلاش خودش حاصل میشود. در این نگاه، حجاب و عفاف نیز بهمثابهی میوهی تلاش اخلاقی فردی و اجتماعی است. از سوی دیگر، دنیا ظرف جزای کامل نیست؛ باید قیامتی باشد تا حق مطلب ادا شود. این حقیقت، به ما میآموزد که تلاش برای عفاف و حجاب، حتی اگر در دنیا با بیمهری مواجه شود، در آخرت پاداش کامل خواهد یافت. این باور، نیرویی معنوی برای استمرار تلاش در مسیر ارزشهاست.
بنابراین، جامعهی ساعی جامعهای است که هم در عرصهی علم و کار و هم در میدان اخلاق و فرهنگ میکوشد. همانگونه که تلاش علمی رمز موفقیت فرزندان است، تلاش اخلاقی و فرهنگی در عرصهی عفاف و حجاب رمز رستگاری جامعه است. هر کس باید سهم خود را در پاسداری از ارزشها ادا کند تا جامعهای سرشار از نور، آرامش و عزت بنا شود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI