آزادی یا اسارت؟
✍مهنوش کرمی
در چند سال اخیر و با وجود بسترِ سرمایه داری و کاسبکارانه #سینمای_خانگی، اهالی به ظاهر هنر با ادعای «صداقت» و «تابوشکنی» سراغ صحنهها و دیالوگهای جنسی رفتهاند.
چرا؟
چون شکستن مرزهاست که اثرشان را هنرمندانه و شجاعانه نشان میدهد و بازتاب بهتری مییابد!
حتی اگر از همه مباحث اخلاقی، فرهنگی و سیاسیِ پشت این جریانها بگذریم، یک سؤال ساده و انسانی باقی میماند:
آیا این مسیر واقعاً به آزادی میرسد؟!!
#شهید_سیدمرتضی_آوینی در کتاب آینه جادو به نکتهای بنیادین اشاره میکند: سینما رابطهای یگانه با انسان دارد؛ ما هنگام تماشا، در یک «توهم از واقعیت» غرق میشویم، بیآنکه رنج زندگی واقعی را لمس کنیم. این غرقشدگی، هدف اصلی جذابیتهای فیلم است. امّا تمام جذابیتها یکسان نیستند؛ برخی انسان میسازند و برخی انسان را از خودش دور میکنند.
جاذبه جنسی آسانترین و در عین حال غیرانسانیترین راه برای بهدامانداختن ذهنِ تماشاگر است!
این نوع جذابیت مستقیماً #غریزه را هدف میگیرد و #عقل را کنار میزند. تماشاگر در این حالت نه فقط در دام فیلم، بلکه در دام فیلمساز میافتد؛ فیلمسازی که به جای خلاقیت، از میانبُرهای تحریکآمیز استفاده میکند و نام آن را «آزادی» میگذارد!
اما #آزادی یعنی امکان فکر کردن، انتخاب کردن و درگیر شدنِ آگاهانه با اثر هنری؛
آیا سقوط در غفلتی که فقط #شهوت، #ترس یا #خشم ما را فعال میکند آزادی است؟!
اگر سینما بعد از غرق کردن ما، به #خودآگاهیمان کمک کند، نامش #هنر است؛
اما اگر عقلمان را از ما بگیرد و تنها ما را در احساسات خام نگه دارد، این دیگر #آزادی نیست: به خدا که این عین #اسارت است!
بنظر میرسد سینمایی که برای تأثیرگذاری به سادهترین غریزهها پناه میبرد، شجاعتی به خرج نداده؛ فقط مخاطبی بیدفاع (بهویژه نوجوان) را در معرض جاذبههایی گذاشته که او توان مقابله با آنها را ندارد!!
آزادی انسان از احترام به عقل و کرامت او آغاز میشود، دیدن صحنههایی که باعث غفلت او از خودش میشود کجایش آزادی است؟!
اگر قرار است سینمای ما آزاد باشد و به هدفش که آزادی است نزدیک شود باید #انسان را آزاد کند، نه #غریزه_انسان را!!
این احترام به غرائز که هر روز در سینمای ما درحال نهادینه شدن است قطعا بر ضد #آزادی است، نشانههایش را هم خودتان در بین اخبار روزمرگیهای هنرمندان دنبال کنید...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
چه کسی پاسخگوست؟
آیا باید از حرمت شکنی علنی و بی حجابی بیش از پنج هزار زن و دختر در ماجرای دو ماراتن جزیره کیش آذرماه ۴۰۴ به سادگی عبور کرد؟!
اگر ما را متهم به چی چی گرایی یا هوچی گری یا تعصب و بدبینی
نمی کنند؛ باید بگوییم: به نظر می رسد این همایش بیشتر شبیه یک تمرینِ فراخوانی توسط یک جریان معاند جهت براندازی، یاغی گری و شورش علیه نظام بوده است.
چرا که بررسی ها و ظواهر موضوع نشان می دهد این برنامه دقیقاً در زمانی و توسط کسانی اجرا شد که بصورت یک شبکه به هم متصل هستند!
بدین صورت که دقیقاً بعد از اخطار حضرت امام خامنه ای و مواضع پزشکیان در دولت درباره حجاب اسلامی؛
ما در عرض چند روز به صورت پیوسته شاهد چند واقعه شبیه بهم هستیم؛
۱. ابتدا ماجرای پارتی مختلط و پر مفسده جمع ۷ نفرهای از بازیگران مشهور و دستگیری آنها به همراه ۳۸ لیتر مشروبات الکلی دست ساز، رخ داد؛ بطوریکه تصور می شد در حال خودکشی دسته جمعی با استفاده از آن مشروبات هستند.
۲. بلافاصله با حمایت گروهی از بازیگران و بازیکنان جمهوری اسلامی ایران از همین رفقای مست لایعقل خود، روبرو شدیم!
۳. در ادامهی این سریال، شاهد اقدام میدانی و مانور خیابانی تعدادی از بازیکنان تیم فوتبال استقلال تهران با زنان بیحجاب و بد پوشش خود، به بهانه تماشای یک فیلم بودیم!
چهارمین سکانس این فتنه هم در کیش به اجرا درآمد؛ برگزاری مسابقه دوی ماراتن توسط مشاور اسبق باشگاه استقلال تهران.
فی الحال شما هم وطن و مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران، آیا جزء آن دستهای هستید که همه اینها را اتفاقی می بینید؟
یا معتقدید بنابر عقبه فکریِ سکولاری، فمنیستی و تجزیه طلبان و.... در ایران، نمی توان باور کرد ماجرای کیش تنها یک اتفاق ساده ورزشی و غیر برنامهریزیشده، بوده باشد؛ مگر عینک تیزبینی را کنار گذاشته و با کارگردانان این سکانسها، طریق نافرجام براندازی را رفاقتی و وفاقتی همراه شد...؟!
اما حقیقت این است که با شناخت جریانهای نفاق و نفوذ، و هشدار مقام عظمی ولایت در این باره، یقین حاصل میشود، فتنه گران در سطوح و لایه های مختلف دولت، بیشتر و جسورانهتر از قبل به بهانه های مختلف و با استفاده از امکانات دولت، فرصت های رسمی کشور، آدمهای حقوق بگیر در همین نظام، مشغول تمرین فراخوانی، سازماندهی و بکارگیری افراد معارض و معاند برای روز مبادایشان هستند.
بنابراین دور از بصیرت سیاسی است که ماجرای روز جمعه کیش را صرفاً در راستای یک برنامه مفرح و یا یک سهل انگاری ساده ملاحظه کرد.
بیشک آنها ۵۰۰۰ زن و دختر را در یک نقطه جمع، سازماندهی و کودتا علیه ارزش های نظام بکارگیری کردند؛ که البته امیدواریم متهمانِ در این ناهی بزرگ و آشکار قبل از اینکه مانند سایر خاطیان دولت جمهوری اسلامی، بازی عذر خواهی را اجرا کنند از سمت مسئولین ذی ربط، مؤاخذه و محاکمه شوند.
✍طاهره قادری
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🎯پنجرهای به دنیای کتاب
✨️خادمی که سرنوشتش گره خورده به انتظار
«هستیا»، داستان زندگی محدثه است؛ زنی که سالهاست افتخار خادمی در این بارگاه نورانی را دارد. او به همراه همسرش که از نیروهای تفحص شهداست، دو فرزندخواندهی شیرخوارگاهی را بزرگ کردهاند. آنها اکنون به هشت سالگی رسیدهاند.
اما زندگی آرام او با مفقود شدن تنها برادرش، رضا، در جبههی دفاع از حرم سوریه، دستخوش تحولی عظیم میشود. محدثه تصمیم میگیرد برای بازگشت برادرش، چلهای عاشقانه بردارد.
آغاز داستان از روز بیستم این چله است؛ روزهایی که با زمینگیر شدن ناگهانی مادرش در پی یک حادثه، به سختترین روزهای زندگیاش تبدیل شدهاند.
بیشتر روایت، در دل صحن و سرای حرم حضرت معصومه میگذرد؛ جایی که سرنوشت محدثه با اتفاقات، زائران و مجاوران حرم گره میخورد و فصل تازهای از ایمان و امید در برابرش گشوده میشود.
💫هستیا، روایت امید، خدمت و تقدیری است که در نقطهی اوج ناامیدی، معجزهای از جنس حیات را نوید میدهد.
#افق_بصیر | #بصیرا | #کتاب_هفته | #معرفی_کتاب
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
زوال انسانیت؛ وقتی شاخها،عقل را میبلعند
✍نسیم شجاعی
سخنی از امام خمینی (ره) که با یک تمثیل ساده، چهرهی پیچیدهی جهان قدرت را آشکار میسازد: «گاو شاخ دارد و عقل ندارد.» این جمله، مرز میان قدرت و انسانیت را روشن میکند. شاخ نماد ابزار قدرت است؛ میتواند محافظت کند یا زخمی بزند، اما اگر عقل همراهش نباشد، همان قدرت بیهدف و بیجهت میشود. همانگونه که گاو بیعقل از شاخش برای ضربهزدن استفاده میکند، انسان بیعقل نیز از قدرتش برای تجاوز، تحقیر و تخریب بهره میگیرد.
امام این مثال را از زندگی روزمره میگیرد و آن را به سیاست جهانی میبرد؛روزگاری که آمریکا و شوروی، دو قدرت بزرگ، به ظاهر شعار صلح میدادند اما در عمل درگیر جنگ و رقابت برای سلطه بودند. هرکدام با نیروی بیمهار خود میخواستند دیگری را کنار بزنند؛ نه از روی عقل، بلکه از ترس از دست دادن قدرت شان بود. در نگاه امام، همین ترس متقابل بود که جهان را نگه داشت؛ اگر یکی از این دو از دیگری نمیترسید، زمین در آتش میسوخت.
اما این نقد تنها سیاسی نیست؛ اجتماعی و انسانی نیز هست. جامعهای که عقل در آن فرمان نمیدهد، دیر یا زود فرو میپاشد.قدرت بیعقل در شکلهای مختلف رخ مینماید: در مدیری که به جای خدمت، حکومت میکند؛ در ثروتمندی که امنیت دیگران را قربانی سود خود میسازد؛در مردمی که به جای اندیشه،تقلید میکنند.این جامعه دیگر حیات ندارد،فقط به بقای خود ادامه میدهد.انسانها در آن بیاعتماد، خسته و بیهدف میشوند و فرهنگ زیر سایهی قدرت رنگ میبازد.
عقل و انسانیت ستونهای اخلاقی یک تمدناند.تمدنی که تنها به نیرو،تکنولوژی یا قانون تکیه کند اما این دو را در دل خود نداشته باشد،از درون پوسیده میشود.تاریخ پر است از امپراتوریهایی که شاخ داشتند اما عقل نداشتند؛ قدرت داشتند اما وجدانشان را فروخته بودند، و نتیجهاش جنگ، فقر، مهاجرت و بیاعتمادی بود. جملهی امام در پایان به ضربالمثل اخلاقی تبدیل میشود: «شاخ دارند، عقل ندارند.» این هشدار نه فقط برای حاکمان، که برای همهی انسانهاست. هرکدام از ما در زندگی شاخی داریم قدرتی، اختیاری، نفوذی اما آنچه ما را انسان میکند، مهار آن با عقل و اخلاق است.اگر این مهار گسیخته شود، همان قدرتی که باید محافظمان باشد، تبدیل به سلاحی علیه خودمان میشود.
در این میان، وجهی از عقل مهذب که گاه در غوغای مدرنیته نادیده گرفته میشود، حجاب و وقار زن ایرانی است. زن در نگاه الهی، مظهر قدرتی زاینده و اثرگذار است؛ قدرتی که اگر با نجابت و پوشش همراه شود، چون نوری نرم اما نافذ، جهان پیرامون خود را روشن میکند.حجاب محدودیت نیست؛ مراقبت از نیروی درونی است. همانگونه که عقل مهار قدرت مردانه است، پوشش مهار و شکوه قدرت زنانه است.قدرتی که بیمهار شود، آسیب میزند؛ اما وقتی با وقار همراه است، مایهی امنیت، احترام و الهام میشود.
زن باحجاب، تجلی همان مفهوم «قدرت مهذب» است؛ نه انفعال میپذیرد و نه خود را به نمایش میگذارد، بلکه حضورش مانند درختی ریشهدار از درون نیرو میگیرد.این حجاب و متانت تنهاپوشاندن ظاهر نیست،بلکه بیان آگاهانهی عقل و اختیار در برابر هیاهوی بیخردی است. در دنیایی که پر از شاخ های بیعقل است از رسانههایی که احساسات میفروشند تا فرهنگهایی که برهنگی را آزادی مینامند زن باحجاب همچون سپری آرام و لطیف، معنای انسانیت را حفظ میکند. او یادآور این حقیقت است که نجابت، وجه دیگری از قدرت است؛ قدرتی که نمیکشد، بلکه آرام میکند؛ نمیترساند، بلکه اعتماد میآفریند.
پس همانگونه که امام هشدار داد، خطر از آن کسانی است که «شاخ دارند و عقل ندارند».در برابر این خطر، رسالت زن مومن و باوقار، نشاندادن اقتدار عقلانی و لطیف اوست؛ اقتداری که در سکوتش فریاد ودر پوششاش روشنایی است. تنها راه نجات بشر در هر عصر و نظامی، بازگشت به همان عقل مهذب و دل انسانی است؛ دلی که شاخ دارد اما زخمی نمیزند، عقل دارد اما از قدرت برای خیر استفاده میکند.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیشه روزدانشجو باشه و این حرکت شهید رئیسی عزیز رو یاداوری نکرد.
خدا رحمتت کنه سید 🖤
بسمالله
دانشجو، دانش را میطلبد، هرجا که باشد،
طلب کردن دانش، میتواند در دانشگاه باشد،
در حوزه باشد،
در زندگی باشد.
دانش را باید جست، لابه لای خط به خط کتاب،
درمیان پژوهش و تحقیق،
درمیان مستندو فیلم و کلیپ و رسانه...
باید جستجوگر بود!
باید دنبال دانش بود!
باید تحلیل آموخت، باید زبان
و زبان علم را خوب آموخت و کار کرد.
خداکند محیط دانشگاه، را محیط منزه از حواسپرتیها و عاری از شبهات کرد.
دانشجوهای این منلکت کسانی مثل دکتر دیالمه و دکترحسن آیت و شهید رجایی، تربیت کرده است.
کسانی چون دکتر مفتح و دکتر شهید بهشتی و علامه مرتضی مطهری پای آن مو سپید کردهاند. حیف است کسانی چون زیباکلام و امثالاو، باسوادغربیشان، بر فکر و اندیشه جوان ایران اسلامی، ان قدر غبار شبهه علیه اسلام و ایران و ایرانی، بپاشند.
و درود بر شرف و غیرت دانشجوان مبارز، تحلیلگر و مبتنی براندیشه اسلامی.
روز دانشجو، برتمام دانشجویان ایران عزیز، مبارک باد.
✍زهرا نجاتی
#روز_دانشجو
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔖جنبش دانشجویی، عنصر پیشران تحولات کشور
در تمامی سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، روحیه استقلالطلبی ملت ایران، عامل خصومتورزیهای مستمر مستکبران جهانی، بهخصوص امریکای جنایتکار علیه ایران اسلامی بوده و هست و آمریکا برای مبارزه با این روحیه، با استفاده از حربههایی چون تهدید و تحریم به دنبال ضربهزدن بر پیکر نظام جمهوری اسلامی ایران است: «دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعّالیّتهایی که علیه کشور ما و ملّت ما کرده است برای این بود که خدشهی در استقلال بهوجود بیاورد؛ چه تحریم، چه تهدید، اینها استقلال را هدف گرفتهاند.» ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ و مبارزه با این دشمنیها، قطعا نیازمند بصیرت و هوشیاری است.
در منظومه فکری امامین انقلاب نقش جوانان و به خصوص دانشجویان که قشر فرهیخته و آیندهساز مملکت اسلامی هستند، نقشی بسیار مهم و تعیینکننده است، چراکه در منظر ایشان، دانشگاه مبدأ همه تحولات و مقدرات کشور و دانشجو موتور حرکت جامعه است و بر همین مبنا، جوانان فرهیخته و دانشجو به عنوان آیندهسازان ایران اسلامی وظیفه دارند با اعتماد به تواناییهای خود و ظرفیتهای کشور، راه نفوذ و وابستگی به اجانب را ببندند و با تکیه بر اراده و داشتههای هویتی و ملی خویش و اتکال به نیروی الهی، با کسب علم و دانش به عنوان ابزار قدرت ملی، به ایجاد تغییرات صحیح بنیادی و تحولات فرهنگی و علمی پرداخته و از هیاهوی غرب و غربزدگان نهراسند: «امروز کشور به جوانهایی نیاز دارد که بتوانند بازوان پُرقدرتی باشند برای پیشرفت کشور، سرشار از انگیزهی ایمانی، بصیرت دینی، همّت بلند، جرئت اقدام، اعتمادبهنفس، اعتقاد به اینکه «ما میتوانیم»، امید به آینده، افقهای آینده را روشن و درخشان دیدن،… روحیّهی فهم درست از موقعیّت کشور …قاطع بودن در برابر دستاندازی، تجاوز و خدشهدار کردن استقلال ملّی.» ۱۳۹۴/۰۳/۱۴
دانشجوی متعهد و آگاه در ایران نیز، از پیش از انقلاب تا به امروز، همواره در جستجوی مسائل مهم و حیاتی کشور بوده است و با انگیزهای سرشار از آگاهی و نشاط که از محیطهای دانشجویی ناشی میشود، تلاش کرده تا آرمانهای بلند و تعهدآور خود را در پیگیری این مسائل به کار گیرد: «دانشجوی متعهد و آگاه از پیش از انقلاب تا کنون همواره در جستجوی مهمترین مسائل جاری کشور بوده است. او با انگیزهی آگاهی و نشاطی که لازمهی محیطهای دانشجوئیست، در پی آن است که آرمانهای والا و تعهدآور خود را در پیگیری این گونه مسائل جستجو کند و در راه آن گام نهد.» ۱۳۸۱/۰۸/۰۶
براین مبنا دانشجویان با ایفای نقش حیاتی و تأثیرگذار در تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز، با ویژگیهایی چون ایمان، تعهد،عدالتخواهی و فداکاری توانستهاند در مقاطع حساس، مسیر حرکت کشور را به سوی اهداف انقلاب هدایت کنند: «در تمام دورانهای مختلف، در طول انقلاب، حوادث گوناگون، لحظههای حساس و خطیر، حضور دانشجویان مؤمن، متعهد، عدالتخواه، باگذشت، توانسته فضا را در جهت صحیح هدایت کند... در همهی این سالهای انقلاب، حضور دانشجویان در این صحنهها، حضور فعال و مؤثری بوده. دانشجوها گفتمانساز بودهاند، فضای فکری ساختهاند، گفتمانهای سیاسی و انقلابی را در جامعه حاکم کردهاند، که در موارد زیادی این وجود داشته.» ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
و تا زمانی که جنبش دانشجویی در کشور به عنوان یکی از اجزای ضروری و مستمر جامعه بدون تزلزل در هدف و یا توقف در حرکت، با روحیهی ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت، در راه تحقق اهداف کلان کشور مشارکت فعال داشته باشد، انقلاب اسلامی ایران هر روز گام موثر و بلندتری برای تحقق اهداف تمدنی و آرمانی اسلام خواهد برداشت: «این حرکت [دانشجویی] باید ادامه پیدا کند و این چیزی نیست که بتواند متوقف بشود؛ چون کشور در شرائطی است و نظام جمهوری اسلامی، ساخت و ویژگیها و مختصاتی دارد که حتماً جنبش دانشجوئی در کنارش بایستی حضور داشته باشد. این جنبش دانشجوئی در کشور ما در تاریخِ ثبت شده و شناخته شدهی خود، همیشه ضد استکبار، ضدسلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و بشدت عدالتخواه بوده است. این ممیزات جنبش دانشجوئی ما از روز اول است تا امروز. اگر کسی مدعی جنبش دانشجوئی باشد، اما این ممیزات را نداشته باشد، صادق نیست. دست جنبش دانشجوئی نمیتواند در دست کسانی باشد که در فلسطین قتل عام میکنند، در عراق جنایت میکنند، در افغانستان مردم را از دم تیغ میگذرانند؛ این جنبش دانشجوئی نیست. جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما... اینجور است که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است.» ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
🖋آمنه عسکری منفرد
#روز_دانشجو
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
جامعهی ساعی؛ آیندهای سرشار از عزت و آرامش
✍ نسیم شجاعی
آیهی شریفهی «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (نجم:۳۹) حقیقتی بنیادین را به ما میآموزد: انسان تنها به اندازهی کوشش خود بهرهمند میشود. این اصل قرآنی، نهتنها در عرصهی کار و دانش، بلکه در میدان اخلاق و فرهنگ نیز جاری است. جامعهای که میخواهد به رستگاری برسد، باید بر محور تلاش فردی و جمعی در پاسداری از ارزشهای الهی حرکت کند. یکی از مهمترین این ارزشها، عفاف و حجاب است؛ نمادی از کرامت انسانی و ضامن سلامت روانی و اجتماعی است.
حجاب، میوهی کوشش اخلاقی است. همانگونه که دانشآموز با تلاش علمی آیندهی خود را میسازد، جامعه نیز با کوشش در حفظ عفاف، آیندهی معنوی و فرهنگی خود را تضمین میکند. حجاب تنها پوششی ظاهری نیست؛ بلکه تلاشی درونی برای پاسداری از عزت و آرامش است. این تلاش، فردی و شخصی است؛ هیچکس نمیتواند بار دیگری را به دوش بکشد. قرآن کریم میفرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» (انعام:164) هر فرد مسئول کوشش خویش در مسیر پاکی و عزت است.
از منظر روانشناختی، عفاف و حجاب نقشی اساسی در بهداشت روان دارند. روان انسان در سایهی نظم و ارزشها آرام میگیرد. حجاب، اضطرابهای ناشی از نگاههای آلوده و فضای بیقید را کاهش میدهد و به جوانان امکان میدهد تا در محیطی امنتر استعدادهای علمی و فرهنگی خود را شکوفا کنند. از منظر اجتماعی نیز، حجاب سرمایهای فرهنگی است که روابط انسانی را از سطحیگری و مصرفگرایی به سوی احترام و معنویت سوق میدهد. جامعهای که ارزشهای اخلاقی را پاس میدارد، از آسیبهایی چون بیاعتمادی، فروپاشی خانواده و بحران هویت در امانتر خواهد بود.
امر به معروف در زمینهی عفاف و حجاب، دعوتی به تلاش مشترک است. همانطور که معلم فرزندان را به کوشش در درس فرا میخواند، جامعه نیز باید جوانان را به کوشش در حفظ کرامت انسانی دعوت کند. این دعوت، تحمیل نیست؛ بلکه یادآوری وظیفهی مشترک است. امر به معروف در باب حجاب یعنی یادآوری اینکه ارزش انسان به تلاش درونی برای پاکی و عزت است، نه به مقایسه با دیگران یا رقابتهای سطحی باشد. این نگاه، فرهنگ همدلی و مسئولیتپذیری را جایگزین فضای تحقیر و سرزنش میکند.
اگر جامعه اصل «سعی» را در فرهنگ خود نهادینه کند، دیگر به مقایسه و رقابتهای ناسالم نیازی ندارد. هر فرد میداند که بهرهی او تنها از تلاش خودش حاصل میشود. در این نگاه، حجاب و عفاف نیز بهمثابهی میوهی تلاش اخلاقی فردی و اجتماعی است. از سوی دیگر، دنیا ظرف جزای کامل نیست؛ باید قیامتی باشد تا حق مطلب ادا شود. این حقیقت، به ما میآموزد که تلاش برای عفاف و حجاب، حتی اگر در دنیا با بیمهری مواجه شود، در آخرت پاداش کامل خواهد یافت. این باور، نیرویی معنوی برای استمرار تلاش در مسیر ارزشهاست.
بنابراین، جامعهی ساعی جامعهای است که هم در عرصهی علم و کار و هم در میدان اخلاق و فرهنگ میکوشد. همانگونه که تلاش علمی رمز موفقیت فرزندان است، تلاش اخلاقی و فرهنگی در عرصهی عفاف و حجاب رمز رستگاری جامعه است. هر کس باید سهم خود را در پاسداری از ارزشها ادا کند تا جامعهای سرشار از نور، آرامش و عزت بنا شود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از قم روز
#بیانیه
🔺بیانیه حوزههای علمیه خواهران درباره مسأله ماراتن کیش
🔰طلاب و اساتید حوزههای علمیه خواهران کشور در پیامی نسبت به مسأله «ماراتن کیش» آوردهاند: بیاعتنایی به مسئولیت اجتماعی حجاب و عفاف که از ارکان هویت دینی و فرهنگی جامعه اسلامی است، به معنای نادیدهگرفتن یکی از مهمترین بنیانهای اخلاق اجتماعی است، از این رو طلاب و اساتید حوزههای علمیه خواهران، ضمن ابراز نگرانی و نارضایتی از وضعیت فرهنگی امروز جامعه اسلامی، بهویژه در بخشهای مرتبط با مناسبات و نهادهای رسمی کشور، راهحل برونرفت از وضع موجود را تمسک به الگوهای اسلامی و شیوههای منطقی، حکمتآمیز و هوشمندانه حکمرانی دینی میداند.
متن کامل بیانیه:
🌐news.whc.ir/x3dK4
✅ @Qomerooz
🔴 اخبار شهر مقدس قم را در کانال #قُمِروز بخوانید 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/569639592C1f0872943d
اسب تروای تمدن غربی و خطر سلطه
اخیرا یکی از مسئولان ارشد کشور در نشست با دانشجویان در مراسم روز دانشجو با ذکر خاطرهای از دوران جوانی بر ایدهی عدم مسئولیت حکومتها نسبت به ولنگاری در سطح جامعه تأکید کرد. ایشان ضمن اشاره به گرایش خود به ارزشهای اخلاقی در دوران جوانی، شکست در برابر وسوسههای درونی و عدم امتداد گرایشهای اخلاقی در رفتار جوانان را امری طبیعی جلوه داده و این گونه القا نمودند که حاکمیت، توان بازداشتن جوانان از برخی رفتارهای غیر اخلاقی را نخواهد داشت.
نتیجه این گفتار آن است که حاکمیت در این زمینه حق و مسئولیتی نسبت به شهروندان ندارد، اما آنچه گفته شد نیازمند نقد و بررسی است که در این یادداشت به آن پرداخته شده است.
خاطره ایشان مؤید این واقعیت تلخ است که در دوران طاغوت در سایه سکولاریسم و سرکوب هدفمند ارزشهای دینی و عرفی ایرانیان، فضای فرهنگی کشور لبریز از هنجارشکنی و فساد بوده به نحوی که غلبه ابتذال، مدیریت درونی یا همان کنترل نفس را برای شهروندان متدین بسیار دشوار و گاه غیرممکن میساخته است.
این موضوع به روشنی افشاکننده چهره ضد آزادی حکومت سکولار است که برخی مدعی هستند در فضای دینزدایی شده شهروندان آزادانه انتخاب میکنند، در حالیکه آنچه رخ میدهد فرآیند تضعیف اراده اخلاقی و تسلیم شهروندان در برابر ساختار اخلاق زدایی شدهی نظام سکولار است. همین مؤید کافی است تا بپذیریم بسترسازی و سیاست گذاری فرهنگی توسط حاکمیت نه محدودیت مطلق، بلکه گونهای از همیاری به شهروندانی است که به صورت فطری به ارزشهای اخلاقی گرایش داشته اما در هوای آلوده، خود را در معرض کاهش تاب آوری و تسلیم در برابر ارادهی دستگاه فرهنگی ضد عقیده خویش میبینند.
بر خلاف آنچه القا میشود در صورت عقب نشینی حاکمیت از اعمال اراده خود در فرهنگ و اجتماع، میان جریانهای اخلاق گرا و ضداخلاق توازنی شکل نمیگیرد، تا به زعم برخی در رقابتی منصفانه و عادلانه هر فرد از میان جدال عناصر برانگیزاننده فطرت با محرکهای غریزه دست به انتخابی آزاد بزند، بلکه به دلیل نقش محوری ابتذال در فربهسازی نظام سرمایهداری قطعاً میدان فرهنگ به شکل انحصاری در اختیار جریانهایی قرار خواهد گرفت که چرخهای ثروت و قدرت نظام سرمایهداری را به گردش درمی آورند؛ زیرا در سایه سکولاریسم و نبود حکمرانی ارزشی فرهنگ آغشته به فساد به پشتوانهی ثروت تراست و کارتلهای قدرتمند بر جامعه غالب گشته و با تسلط فرهنگ متعفنی که میراث تمدن غرب است، بستر لازم برای تسلط سیاسی و جغرافیایی غرب هم فراهم میشود، زیرا فرهنگ مبتذل، اسب تروای تمدن غربی است. تاریخ اندلس و تاریخ استثمار در ژاپن شاهدان این واقعیت هستند.
از سوی دیگر با توجه به موقعیت راهبردی و جغرافیایی ایران همواره چشم طمع زیاده خواهان در طول تاریخ به این نقطه از غرب آسیا خیره بوده است. عوامل برهم زننده خواب سلطه گران اقتدار نظامی، پشتوانه مردمی و آمادگی ملی برای پاسداری از تمامیت ارضی است که لازمهی آمادگی ملی، عدم وابستگی به غرایز و از خودگذشتگی به معنای گذشتن از خواستههای حقیر است.
از خودگذشتگی و مقاومت ملی نیز برای شکلگیری و بقا به مقاومت درونی وابستهاند. مقاومت درونی ریشه در باور و ایمان قلبی دارد. بنابراین هر عامل تضعیفکننده ایمان فردی، مخرب مقاومت درونی و در سطح اجتماعی مخل تابآوری ملی است. از آنجا که ابتذال و بی بندوباری در هم شکنندهی اراده و ایمان فردی است، قطعا غفلت در این راستا زمینه ساز نفوذ و سیطره دشمن خواهد بود. بنابراین اعمال حکمرانی در زمینه فرهنگ، بسترسازی برای رشد ارزش های اخلاقی و ممانعت از جولان و غلبه جریان های ضداخلاق که تضعیف کننده ایمان و در ادامه آسیبزننده به مقاومت شهروندان است همگی از وظایف حاکمیت است.
لازم به یادآوری است که ضرورت نقشآفرینی حکومت در بستر سازی برای ارزش های اخلاقی در راستای افزایش مقاومت شهروندان از پشتوانهی قرآنی نیز برخوردار است.
انتظار می رود در حکومت اسلامی همواره این آموزه قرآنی سرلوحه عمل زمامداران قرار بگیرد:«ٱلَّذِينَ إِن مَّكَّنَّـٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَمَرُواْ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَنَهَوۡاْ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۗ وَلِلَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ» حج/آیه ۴۱
كسانى را [يارى خواهد كرد] كه اگر آنان را در روى زمين تسلّط و فرمانروايى دهيم ،نماز برپا مىدارند، زكات مىدهند ،[مردم را] به كار پسنديده فرمان مىدهند و از عمل ناپسند بازمىدارند و سرانجامِ كارها تنها در اختيار خداست.
بنابراین، به رسمیت نشناختن سیاستگذاری فرهنگی و عدم اعمال اراده حاکمیت در سطوح اجتماعی و فرهنگی، هم مغایر مصالح ملی و دینی است و هم راه را برای نفوذ فرهنگهای ضد ارزشی و تضعیف تابآوری جامعه باز میکند.
✍فاطمه صادقی
@AFKAREHOWZAVI
مجله افکار بانوان حوزوی
اسب تروای تمدن غربی و خطر سلطه اخیرا یکی از مسئولان ارشد کشور در نشست با دانشجویان در مراسم روز دان
انتشار یادداشت خانم صادقی
لینک صفحه نویسندگان حوزوی در فارس نیوز
https://fna.ir/pteL
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
﷽
غریب هزار ساله
غریبی غریب، اگر غریب نبودی هزار سال برای فهم غربتت کم نبود که هیچ، زیادی هم بوده است، قد عمر نوح نبودی و دلتنگی تو برای ما، مرا، و هر چه العجل تو خالی ای که گفته ام را میسوزاند.
حالا که میشنویم نوح در طول هزار سال، سالی چند نفر پیرو دست اول، بیشتر نداشت؛ سختمان میشود، باورمان نمیشود. باور نمیخواهد اصلا، مولای غریب و وحید و فرید و طریدمان، فرزند رسول خدا فرزند زهرایی که به قیمت جان در حمایت از ولایت، ایستادگی کرد، حالا فرزندش از نوح هم غریب تر است، بعد هزار و اندی هنوزززز سپاه و سوار و سرباز ۳۱۳نفره، هنوز تکمیل نشده است. هنوز آنطور که او و خدایش راضی باشند نشدیم و نبودیم، و هی باد به غبغب میاندازیم، اشک تمساح میریزیم، با بیصبری، دم میزنیم:« خب آقا العجل، بیا دیگر یوسف زهرا!!»
بیاید که چه! دوباره پشتشان را خالی کنیم، باز تکرار تاریخ کوفه و غربت علی، محراب عبادت علی را قتلگاهشکنند و دم نزنیم، باز گلوی و جگر حسن را بسوزانند. و فقط تماشاچی باشیم. شبیه مسلم، در کوچه های کوفه، در آن شب ملعون، یا خنجری که بر گلوی جد بزرگوارش نشاندیم، در گودی قتلگاه، غریب گیر آوردیم، ذبح علی اصغر و عربا عربای علی اکبر، شبه پیمبر، باز تکرار مکررات، باز تل زینبیه و فریاد :«ابنی» زهرای مرضیه و غصه و اسیری زینب، باز گریه همیشگی زین العابدین بر آب و کودک نوزاد، تا آخر عمر را ، صبر کنیم.
باز بایستیم که وحوش و بهایم، محمد باقرها و جعفر صادق ها و موسی کاظم را بدرند و ما سکوت بر سکوت بشود محصول بی رمقی و بیحاصلی درولایت پذیریمان، تا کی تبعید علی بن موسی و اسارت جواد الائمه بدست مأمون های زمان، را ببینیم و حناق گرفته و دم نزنیم.
و تکلیف هادی، علی نقی، جوانترین امام شهید، که معلوم است، دوم حسن مظلوم آل رسول را چه گویی، که در اسارت و زندان بدنیا آمد و شد پدر معصومترین و غریب ترین و تنهاترین انسان، ۲۵۰ سال ظلم در حق انسان کامل، امانت های خدا برای رهایی نوع بشر، مصابیحالدجی، چراغهای هدایت و کشتیهای نجات! که یک به یک چراغ ها را شکسته و کشتی ها را سوراخ و غرق کردیم. چه شد پاسخ دسترنج رسول خدا، با اینهمه صبر و تحمل و تبعید و اسارت و... بعد هزار سال... اصلا انگار صفت غربت خلق شده برای آل محمد صلوات علیهم اجمعین و بس...
✍س.رضایی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI