eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
«پایا؛ پایان یأس و زایش ظفر، در دامن کوثر» به قلم: مرضیه رمضان‌قاسم به عیادت فردی رفتم؛ از رنجش پرسیدم، پاسخش، کلنگی شد بر بنیان‌ سست باورهایم: «در کف شیر نر خونخواره‌ایم غیرِ تسلیم و رضا، کو چاره‌ای؟» تعبیر من از تسلیم که او گفت، پذیرش شکست و درماندگی بود و «رضا» را با «زندان» یکی پنداشتم؛ سنگینی این اشتباه، مرا در قعر چاه یأس فرو بُرد. ماه‌ها، برای فهم ابیاتی که خانه‌ی اعتقادات را بر سرم خراب کرده بود به دیوار چاه می‌کوبیدم؛ هر ضربه، خاک بیشتر سرگردانی بر سرم فرو می‌ریخت و از زندگی سریال رنج تکراری، به تصویر می‌کشید‌. تا امروز که نوری ثاقب بر چاه تاریک ذهن تابید: «هر لحظه که تسلیمم، در کارگه تقدیر آرام‌تر از آهو، بی‌باک‌تر از شیرم...» آری جانِ کلام یکی بود، هر دو شعر یک تصویر در دو قاب و یک حقیقت از دو سوی یک سکه بود: - شعر اول، ندایی بود که از درون چاه می‌‌شنیدم تا در عین تلاش برای رهایی، به قدرت خود غره نشوم و سر تسلیم فرود و دست تسلیم بالا بَرَم. - شعر دوم، نتیجه‌ی این پذیرش را می‌گفت: که همان فائق آمدن بر یأس و رسیدن به آرامشی عمیق توام با شجاعت بود. آری تسلیمِ به معنای، کنار نهادن پارو نیست؛ بلکه شناختن جریان رود است، تا بجای دست دراز کردن سمت کوسه‌های خون‌آشام، دست به سمت پارو برده و تا نفس داریم پارو بزنیم تا مبادا قایق‌مان در گِل بنشیند؛ باید بجای گریز و ستیز با رود، با آن هم‌آهنگ شد تا بر چاه یأس فائق آئیم؛ زیرا همان رودی که می‌ترسیم غرق‌مان کند، همان است که ما را به دریا می‌رساند. @AFKAREHOWZAVI
وادی‌السلام به قلم: بهناز کچوئیان آغوشت را دوباره باز کن؛ این سخت‌جانی‌ها راه به «برهوت» می‌برد. ما، اگر خدا بخواهد، اهل «وادی‌السلام»یم. به قلم: صالحی وادی‌السلام جای آنان است که دل را به ولایت سپرده‌اند. و «برهوت» از جایی شروع می‌شود که انسان بی‌اذنِ حجت خدا خود را محق می‌داند. ما، اگر خدا بخواهد، اهل سلام‌ایم؛ چون در صفِ ولی ایستاده‌ایم. به قلم: س. غلامرضاپور صفِ ولیّ، اول و آخر ندارد. صفِ اولی‌ها، آخرصفی‌ها را دوست‌تر می‌دارند و صفِ آخری‌ها جان‌فداترند. وارد که شدی، عطر ولایت وجودت را سرشار می‌کند و تو لبریز از عشق می‌شوی؛ عشق به ولیّ. محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در دلت موج می‌زند و وادی‌السلام را غرق در ایمان می‌کند. به قلم: ریاحی با اذن مولا، تحت ولایت‌شان، وارد می‌شوی؛ همانند آنان که نور ایمانشان از آن‌جا به عالم ملکوت پیوست. آنان که از تجملات دنیا دل بریدند و چه تفکرها و مکاشفه‌هایی در ثانیه‌به‌ثانیه‌ی زندگی‌شان، در خاک وادی‌السلام رقم خورد. به قلم: بهمن در این مسیر باید از علایق گذشت؛ باید از خوشی‌ها دل شست؛ باید پای کار بود. خستگی در این راه معنا ندارد؛ خصوصاً وقتی به نزدیکی قله رسیدی. باید بانشاط پیش‌روی کنی و برای فتح نهایی، آرایش جنگی بگیری. به قلم: فاطمه‌السادات هاشمی وادی‌السلام آستانه‌ای رازآلود و آکنده از هیبت است؛ سرزمینی که هر دانه از خاکش، یادگار عهدهای قدسی و زمزمه‌های روحانی است. نسیم این وادی، بوی آرامش جاودان را در خود می‌پروراند و دل را به تأملی عمیق در معنای مرگ و رستگاری فرامی‌خواند. در سکوت ژرف و آرامِ وادی‌السلام، روح انسان گویی به دریای رحمت الهی می‌پیوندد؛ جایی که عظمت جاودانگی بر جان می‌نشیند و زمان، در برابر شکوه این سرزمین، رنگ فروتنی می‌گیرد. به قلم: زهرا سادات محمدی یکی از معانی واژه‌ی «وادی»، سرزمین است و «سلام» نام خداوند. وادی‌السلام؛ یعنی سرزمینی که نام خداوند سبحان در آن متجلی است. سرزمینی پر از رازهای مگو و نهفته؛ سرزمینی که شایستگی یافت به یکی از اسمای الهی نام‌گذاری شود. شاید دلیلش هم‌جواری با کسی باشد که برای آسمانیان، در زمین خورشید است؛ همو که خداوند از نام خود بر او نهاد. چگونه توانم از او بگویم که لسان، الکن است از بیان… به قلم: الهی شاید سرزمین سلام، همان وادی باشد که آدمی در آن همراه و هم‌نفس با ولیّ خدا زیست می‌کند، عبادت می‌کند و می‌اندیشد. مقصدش رسیدن به رتبه‌ی وارسته‌ی «مِنّا أهل‌البیت» است؛ نه جلوتر از ولی حرکت می‌کند و نه عقب‌تر از او. سرزمین سلام، همان‌جاست که سلمان‌ها چون نور آفتاب می‌درخشند و روشنگری می‌کنند؛ همان‌جا که طنین ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ بر جانِ قلب‌شان جاری است... ... نامِ یک انتخاب است؛ ماندن در صفِ ولی. سلام ثمره‌ی اطاعت است و برهوت حاصلِ تقدّمِ نفس. ما، اگر خدا بخواهد، اهلِ این صف می‌مانیم. @AFKAREHOWZAVI
💫 کارگاه تخصصی و کاربردی 📚کارگاه تربیت مدرس شیوه های بهره مندی از کتاب زنان زندانی 🔰کنشگری عفاف و حجاب بر مبنای مقالات علمی و پزشکی برتر جهان 🔰جایگاه زنان در جوامع غربی 🔺ویژه خواهران 🔻همراه با ارائه گواهی معتبر ✳️مدرس: دکتر حمزه منصوری معاون فرهنگی نهاد مقام معظم رهبری و مسئول مرکز خانواده دانشگاه تهران و گروه تألیف 🔰پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۸ تا ۱۶ 🔹هزینه ثبت نام واریز۲۰۰ هزارتومان به شماره کارت ۶۲۱۹۸۶۱۸۰۰۵۶۳۹۲۵ بنام زند و ارسال فیش واریزی به @nehzatpishraft_qom1 ❌ثبت نام قطعی و حضور در گروه مربوطه و ارسال آدرس بعد از واریز می باشد. ✅ظرفیت ثبت نام محدود است. https://eitaa.com/hejab_education
پایگاه تحلیلی رحابانو برگزار می کند: 💥دومین نشست قرارگاه مقاومت بانوان رسانه ای "با ارائه راهبردهای رسانه‌ای نخبگان حوزوی و دانشگاهی در تغییر آرایش رسانه‌ای" ♦️مهمان ویژه دکتر زهرا شریف عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ♦️با موضوع: "از تحریف هویت زن تا بازآرایی جبهه رسانه‌ای مقاومت" زمان: چهارشنبه ۱۰ دی ساعت ۱۵_۱۷ مکان: شهرک قدس، کوچه ۳۱، پلاک ۳ به جمع بانوان رسانه ای بپیوندید 📌آیدی ثبت نام برای حضور @p_andishe (رسانه بانوان حوزوی) @rahaa_banu
ایران، در مدار بلند اندیشه، اقتدار و معنا به قلم:نسیم شجاعی در سحرگاهی که سه ماهواره‌ی ایرانی، «ظفر۲»، «پایا» و «کوثر»، از آغوش زمین جدا شدند و به مدار نزدیک آسمان پیوستند، چیزی فراتر از فناوری به پرواز درآمد. این پرتاب، نه صرفاً یک رخداد علمی، بلکه تجلی یک روایت تمدنی بود؛ روایتی از ملتی که از دل تحریم و تردید، با تکیه بر خودباوری، امید، و حرکت جهادگونه، به افق‌های بلند دانش دست یافته است.ماهواره‌ها، در ظاهر ابزارهای سنجش و داده‌اند؛ اما در باطن، حاملان پیام‌اند. پیام آن‌که ایران دیگر در حاشیه‌ی علم جهانی نیست؛ در متن آن ایستاده است. «پایا» با نگاه دقیقش به منابع آب و محیط‌زیست، «ظفر۲» با مأموریت رسانه‌ای و مدیریت سرزمین، و «کوثر» با تمرکز بر اینترنت اشیاء، هرکدام نماینده‌ی بخشی از زیست‌بوم علمی ایران‌اند؛ زیست‌بومی که علم را از سطح نظری به عرصه‌ی کاربردی، و از آن‌جا به خدمت توسعه‌ی ملی رسانده است.این پرتاب، پاسخ عملی به آن هشدار تاریخی است که «العِلمُ سُلطانٌ»؛ دانش، سلطنت و قدرت است. هرکه آن را بیابد، با آن یورش می‌برد و پیروز می‌شود؛ و هرکه از آن غافل شود، مغلوب خواهد شد. ایران، با شکستن خط مقدم علم، نه‌تنها از عقب‌ماندگی گریخته، بلکه به پیشتازی اندیشیده است. این پیشتازی، نه با تقلید، بلکه با تولید علم، با پژوهش مسئله‌محور، و با پیوند میان دانشگاه، صنعت و جامعه حاصل شده است.در جهانی که زبان علم، زبان سلطه است، ایران باید کاری کند که زبان فارسی، زبان مرجعیت علمی شود. این آرمان، خیال نیست؛ راهی است که با پژوهش‌های بنیادین، با نظریه‌پردازی‌های فلسفی، و با تولید دانش بومی می‌توان به آن رسید. همان‌گونه که در گذشته، زبان فارسی زبان شعر و حکمت بود، امروز می‌تواند زبان فناوری و آینده باشد.ماهواره‌ها در مدار زمین می‌چرخند، اما نگاه‌شان به زمین نیست؛ به آینده است. آن‌ها نماد نسلی‌اند که در کلاس‌های درس، در آزمایشگاه‌های بی‌نام، و در شب‌های بی‌خوابی، رؤیای ایران قوی را پروراندند. نسلی که علم را نه برای مدرک، بلکه برای مرجعیت، و نه برای رقابت، بلکه برای خدمت به مردم خواست.ایران قوی، در آسمان دیده می‌شود؛ اما ریشه‌اش در خاک است. در خاکی که با خون شهیدان، با اندیشه‌ی دانشمندان، و با امید جوانان آبیاری شده است. این خاک، امروز سکوی پرتاب تمدن است؛ تمدنی که نه‌تنها به گذشته‌اش افتخار می‌کند، بلکه آینده‌اش را با دست خود می‌سازد.پرتاب این ماهواره‌ها، آغاز فصل تازه‌ای است؛ فصلی که در آن ایران نه‌تنها در منظومه‌ی جهانی علم و فناوری حضور دارد، بلکه در شکل‌دادن به آن نقش ایفا می‌کند. این فصل، فصل ایران در مدار بلند اندیشه، اقتدار و معناست. @AFKAREHOWZAVI
جهاد صبر به قلم:زینب سیدمیرزایی صبر به معنای تاب‌آوری در برابر مشکلات و بحران‌هاست؛ همان سلاحی که امروز همه ما در مواجهه با تهاجم اقتصادی دشمن باید در دست داشته باشیم تا عمارگونه نقشه‌های شیطان را بر هم زنیم. نظام سلطه این روزها سیاست فشار بر گلوگاه اقتصادی مردم را در پیش گرفته تا صبر انقلابی آنان را پایان دهد. امروز، جهاد در سنگر صبر و تاب‌آوری معنا می‌یابد و در این میان نقش بانوان در خنثی‌سازی توطئه‌های اقتصادی اهریمنان بسیار محوری و اساسی است. بصیرتی که در جامعه بانوان ما وجود دارد، نقشی استراتژیک، دفاعی و حتی تهاجمی در برابر دشمن دارد؛ تقویت و پررنگ کردن قدرت صبر در خانواده مهم‌ترین وظیفه آنان است. در جبهه جنگ اقتصادی، مادر با سلاح قناعت، حذف اسراف، مدیریت مخارج و ایجاد فضای معنوی ارتباط با خدا می‌تواند فشار روانی ناشی از مشکلات اقتصادی را به حداقل برساند. پایین آوردن سطح توقعات مادی، ایجاد همدلی و مهربانی، رعایت انصاف و مواسات، راهی هموار برای عبور از این گردنه سرنوشت‌ساز به شمار می‌آید. امروز بصیرت یعنی در میدان دشمن بازی نکردن؛ یعنی در گرد و غبار فتنه‌ها چشم بر امر امام داشتن و گوش به فرمان او نهادن. این راه اصلی نجات کشور از توطئه خناسان است. بیایید با چراغ اندیشه جهادی، هر یک از ما حاج‌قاسمی شویم در سنگر مقاومت انقلابی. @AFKAREHOWZAVI
«به وقت نزول کلمه» به قلم: گاهی میان سکوت و آه، بغضی نیست؛ کلماتِ به‌هم‌ریخته‌ای‌ست که فکر و خیالت را به‌هم می‌ریزد. نمی‌دانم چقدر با کلمه رفیقی، اما این را بگویم: «کلمه گاهی لشکری از غم و هم با خود می‌آورد، گاهی نوری می‌شود و راه را نشانت می‌دهد. کلمه، کلمه نیست؛ دریاییست از حرف‌های ناگفته.» نویسندگی عالمی برای خود دارد. گاهی قلم روان است، گاهی آن‌قدر سنگین که تکان نمی‌خورد. این سنگینی از بارِ جور نیست، از بارِ آه و سکوت است؛ سکوتی که باید به کلمه تبدیل شود، باید نوشت… اما گاهی همین کلمه حکم سم را دارد. باید پناه برد به رب، همان که در سورهٔ قلم، به قلم و آنچه می‌نویسد قسم خورده است. گاهی این سخت‌گیری واجب است تا قلم آنچه را که نباید، به نوشتن نیاورد. شاید باید منتظر بغض و جاری‌شدن اشک شد. گفتم اشک… عجب نعمت بزرگیست؛ حکم آب بر آتش دارد. و چه خوب است چند بیتی روضه‌ی ارباب بخوانیم، یا روح خسته را با کلمات کتاب خدا جلا دهیم. دو رکعت، به نیت قرب الی‌الله، تا کلمه از جنس رهایی و نور بر قلم نازل شود. آری؛ اگر نویسنده در مسیر درست قدم بگذارد، این قلم نیز، اگر عاقبت‌بخیر شود، پایانش کلمه‌ی شهادت است. @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انتشار یادداشت خانم آمنه عسکری منفرد لینک متن کامل در خبرگزاری زنان ایران http://zanannews.ir/151162 @AFKAREHOWZAVI
‌‌ از ثبوت تاریخی تا شهرت تقویمی: تأملی در تاریخ ولادت امام جواد (علیه‌السلام) به قلم زهرا کبیری پور در مسئلۀ تاریخ ولادت امام جواد (علیه‌السلام)، آنچه در منابع کهن و گزارش‌های اولیه دیده می‌شود، فقدان اجماع روشن بر ولادت آن حضرت در ماه رجب است. بخش قابل توجهی از منابع متقدم، اساساً به تعیین ماه و روز ولادت تصریح نکرده‌اند و گزارش‌هایی که ولادت امام جواد (علیه‌السلام) را به ماه رجب نسبت می‌دهند، از پشتوانۀ قوی و متقن تاریخی برخوردار نیستند. از این‌رو، از منظر تاریخ‌نگاری انتقادی، انتساب قطعی میلاد امام جواد (علیه‌السلام) به ماه رجب با تردیدهای جدی همراه است و می‌توان گفت احتمال صحت آن ضعیف ارزیابی می‌شود. با این حال، باید میان «ثبوت تاریخی» و «شهرت آیینی و اجتماعی» تفکیک قائل شد. هرچند از نظر سندی، ولادت امام جواد (علیه‌السلام) در ماه رجب به‌طور قطعی اثبات‌پذیر نیست، اما این تاریخ در طول زمان، در حافظۀ جمعی شیعیان و تقویم‌های مذهبی، به‌صورت قراردادی و مبتنی بر شهرت رایج تثبیت شده است. چنین قراردادهایی در تاریخ مناسک دینی مسبوق به سابقه‌اند و کارکرد اصلی آن‌ها، حفظ پیوند عاطفی، هویتی و فرهنگی جامعه مؤمنان با شخصیت‌های معصوم است، نه لزوماً گزارش دقیق وقایع تاریخی. از این منظر، بزرگداشت این روز، تا زمانی که از جایگاه شهرت اجتماعی خود نیفتاده است، نه‌تنها فاقد اشکال علمی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک فرصت فرهنگی و تربیتی برای بازخوانی سیره، اندیشه و جایگاه امام جواد (علیه‌السلام) مورد توجه قرار گیرد. شرط اساسی در این میان، شفافیت علمی است؛ بدین معنا که در کنار برگزاری آیین‌های بزرگداشت، باید به مخاطب یادآوری شود که این تاریخ، بیش از آنکه بر قطعیت تاریخی استوار باشد، بر مبنای شهرت و قرارداد آیینی شکل گرفته است. چنین رویکردی، هم امانت‌داری علمی را حفظ می‌کند و هم کارکردهای دینی و اجتماعی مناسبت را پاس می‌دارد. ‌پینوشت: ‌ قول قوی 👈🏻 پانزدهم ماه مبارک رمضان قول مشهور 👈🏻 دهم ماه مبارک رجب @AFKAREHOWZAVI
مولود مبارک به قلم:فاطمه شکیب رخ نبودن‌تان برای پدر ۴۷ ساله، پُر از کنایه‌های ناخوشایند شده بود، از دوست تا دشمن جای خالیتان را به رضای رئوف (ع) یاد آوری می‌کردند و تیرِ غم زبان را به جانِ چشم انتظاران می نشاندند. سرانجام تدبیر و قضای الهی، دهان یاوه گو را بست، مدعی واقفی را بر سر جا نشاند و دلِ آشوبِ شیعیان را به ساحل آرامش رساند... آن روز وصف ناشدنی، ۱۵ ماه مبارک رمضان و به قول مشهور ۱۰ رجب سال ۱۹۵ هجری مقدر شد و نگاه مشتاق پدر به چشمان جواد اهل بیت (ع) آرام گرفت*. تا آنکه، به سبب خجسته بودن ولادت حضرت ابن رضا جوادالائمه (ع)، در نزد شیعیان و دوستداران،《مولود مبارک》 شهرت ایشان شد! *برگرفته از کتاب اصول كافی، ج 1، ص 320, 286، 321، 492؛  بحارالانوار، ج48، ص316 و ج50 ص.10 ولادت نهمین اختر تابناک خاندان رسالت علیهما السلام بر محضر امام زمان (عج) و محبان ولایتمدار تهنیت باد. @AFKAREHOWZAVI
تاریخ به قلم زهرا سادات محمدی گاهی تاریخ تکرار می شود اما با سبک و سیاقی دیگر... طاعنان، طعنه اش زدند و ملامت گران، ملامتش کردند؛ که چگونه امام است، در حالی که فرزندی ندارد!(۱) مگر امام هم می تواند بی نسل باشد؟ او اما، غریب تر از جدّ خویش بود. چون آن هنگام که زمین به قدوم کوثر، برکاتش را عرضه داشت و خورشید از درخشش نور "فاطمه"(س) خجل گشت و خود را کنار کشید تا عالَم به نور زهرای تابنده روشنی گیرد، دشمنش بر نتافت و او را "ابتر" خواند. اما خالقش بی درنگ، "کوثرش" نامید؛ کوثری که سلاله های پاکش، سبب اتصال زمین با آسمان شدند. با این همه، پیامبری اش انکار نشد و خویشان در پدر بودنش تردید نکردند. امامِ غریب اما، ابتدا به دلیل نداشتن فرزند، در امامتش شبهه کردند. و آن گاه که خداوند، "جوادش" را به او ارزانی داشت، اندیشه های پنهانی خود را با تهمتِ ناجوانمردانه ای آشکار کردند و جز شبهه عوامفریبانه ی عدمِ شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ رخسار، چیزی نیافتند. و دردناکتر آن که حتی خویشان امام نیز، دچار تردید شدند. اما امامِ غریب با صلابت فرمود: "او فرزند من است". گفتند: باید قیافه شناسان داوری کنند.(۲) و چنین شد که پدر "مولود با برکتش" خواند. (۳) و تیر زهرآگین مکر دشمنان، سرانجام سبب رسواییِ خودشان شد؛ چرا که: "وَ مَکروا وَ مَکَرالله اِنَّ اللهَ خَیرُ الماکِرین". (۴) آنان خواستند نور خدا را با دهان های خویش خاموش کنند، اما خداوند اراده کرده است که نورش را کامل گرداند، هر چند کافران ناخوش دارند؛ "يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ"(۵) و به زودی، نور خدا با ظهور آخرین ذخیره اش، سراسر عالم را روشن خواهد کرد؛ هر چند که کافران، همه ی توان خود را به کار گیرند. طلوع صبح نزدیک است. منابع: ۱. اصول کافی، ج۱، ص۳۲۰. ۲.اصول کافی، ج۱، ص ۳۲۲. ۳.الارشاد، ج۲، ص۳۱۹. ۴. آل عمران، ۵۴. ۵. توبه، ۳۲. @JoreiAndisheh @AFKAREHOWZAVI