eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸فراخوان جذب خادم رسانه‌ای برای نیمه شعبان در راستای توسعه گفتمان انتظار و مهدویت و پوشش گسترده رسانه‌ای مراسم نیمه شعبان در قم، قرارگاه مردمی نیمه شعبان از فعالان هنری، رسانه ای سراسر کشور در زمینه‌های‌ زیر دعوت به همکاری می‌کند. ➖خبرنگاری ➖گزارش نویسی ➖موبایل گرافی ➖فیلمبرداری و تدوین ➖عکاسی ➖ گرافیست ➖ شبکه‌های اجتماعی ➖گویندگی، اجرا و نریتور ➖مستندساز ➖پادکست مشخصات(نام، نام خانوادگی، سن، محل سکونت، شماره همراه) و تخصص خود را به آیدی زیر در پیام رسان ایتا ارسال کنید: 🔻🔻@Rahe_Qods
وقتی خواهر به محل شهادت برادر رفت... با چادر تیره در دلِ شب برگشت دلخسته و دلخون و مُعذّب برگشت برگشت به مقتَلِ برادر، خواهر انگار به قتلگاه، زینب برگشت ▪️قابی از حضور خواهر شهید پاکدشتی که توسط تروریست‌ها، زنده در آتش سوزانده شد. @shaeranehowzavi
مسجد؛ تهذیب و تربیت به قلم زهرا سادات محمدی انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به گفتگو یکی از ویژگی‌های اجتماع است. البته این گفتگو با توجه به سن و سال و صنف و جنس افراد متفاوت است. یکی از مکان‌هایی که از هر جهت مناسب و سبب تخلیه‌ی این نیاز فطری و اجتماعی بوده، «مسجد» است . از همان صدر اسلام، مساجد محل گفتگو و تبادل نظر و مشورت بودند. در اهمیت این مکان همین بس که، رسول الله (ص) اولین بنایی که پس از هجرت به مدینه بنیان نهاد، مسجد بود. در حقیقت، مسجد مقرّ حکومت رسول الله (ص) شد. افزون بر اقامه نمازهای یومیه، تصمیم‌گیری‌های مهم نظامی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همه در فضای نورانی و معنوی مسجد انجام می شد. مردم برای حل مسائل‌شان در مسجد به پیامبر مراجعه می‌کردند. انفاق به نیازمندان غالباً در این مکان صورت می‌پذیرفت. حلقه های بحث و درس علوم مختلف، توسط اهل بیت (ع)، علما و صاحب نظران در مسجد برگزار میشد. مساجد، حکم بازدارندگی در تصمیم گیری‌های اشتباه و اعمال نابجا را داشت. حتی ورود به مسجد، احکام خاص خودش را داشت. به تدریج مساجد در زمان خلفای اموی و عباسی با بهره گرفتن از معماری های ایران و روم از حالت سادگی درآمد ولی همچنان دارای اهمیت بود. در حقیقت، پرداختن به عمران و آبادی مساجد به نوعی، مشروعیت خلافت را معنا می بخشید. گرچه بعدها با گسترش جامعه ی اسلامی، برخی از کارکردهای مساجد به مکان دیگری منتقل شد. مانند؛ انتقال کرسی قضاوت به دارالحکومه و یا کسب علوم به دارالحکمه. لکن هنوز واعظین در مساجد، افراد مهمی محسوب می شدند و حرف اول را می زدند و جرقه‌ی حرکت ها و قیام ها علیه ظالمان و ستمگران از مسجدها زده می‌شد. نمونه اش همین انقلاب اسلامی خودمان که گروه‌های انقلابی در همین مساجد تهذیب و تربیت شدند و پیروزی در هشت سال دفاع مقدس، دستاورد همین حضور فعال در مساجد بود. حتی اگر می‌خواستند برای بچه ها فیلمی را به نمایش بگذارند، در مسجد به نمایش می گذاشتند. کلاس‌های تابستانه و اوقات فراغت نوجوانان و جوانان، در مساجد برگزار می شد و اردوهایی که برای کودکان و نوجوانان خاطراتی شیرین می‌ساخت، سرآغازش از مسجدها بود. مرکزیت مسجد با کارکرد دینی، فرهنگی و اجتماعی در اغلب کشورها حفظ شده است. اما... اما چه شد که ناگهان از یک زمان به بعد در کشورمان، جای واعظین با افراد خوش صدا و به اصطلاح مداح عوض شد. به تدریج به بهانه‌ی اعتراض همسایگان، حتی پخش اذان از ماذنه‌ی برخی مساجد قطع شد و کار به جایی رسید که در بیشتر مناطق شهر و روستاهای کشور شیعی، درب مساجد قفل و بست شدند. شاید یکی از دلایلی که نوجوانان و جوانانی که به خودشان اجازه دادند در فتنه ی اخیر، حرمت این مکان مقدس را بشکنند و آن را به آتش بکشند، همین عوامل باشد. چرا که مسجدی که بیشتر سال بسته است و یا تنها وقت نماز گشوده می شود، چگونه می تواند اسباب جذب و آگاهی نوجوانان و جوانان ما را فراهم کند؟ و چه زمانی می تواند اسلام را به او بشناساند؟ متاسفانه بیشتر مساجد کشور ما دیگر آن کارکرد تهذیب و تربیت را ندارد. و نتیجه‌ی آن دودیست که به چشمان خودمان می‌رود و کار به جایی می رسد که نباید. و دشمنان که بهتر از نتیجه و دستاورد حضور فعال در مساجد مطلعند، تنها تعطیلی مساجد را کافی ندانستند و یکی از مهم‌ترین اقدامات‌شان به دست نوجوان و جوان شیعی ایرانی به آتش کشیدن این مکان مقدس بود تا این باور را القا کنند که نوجوان و جوان ما با دین مشکل دارند. وقتی درِمساجد بسته شد نوجوان و جوان جامعه به دنبال تخلیه‌ی نیاز فطریش به مکان‌های نظیر قهوه خانه‌ها، قلیان‌سراها، گیم نت‌‌ها و کافه‌ها می‌رود. مکان‌هایی که بیشتر ساعات باز و گاهی شبانه‌روزی هستند و قطعاً برخی از افراد به هدف گذرانِ وقت آنجا حضور ندارند، بلکه برای دستیابی به اهداف دیگری آنجا هستند. اینجاست که وظیفه ی متدینین، هیئات اُمنا و واعظین مساجد و حتی حوزه های علمیه، برای جذب جوان و نوجوان جامعه سنگین می شود. بایسته است تحت نظارت مسئولین سازمان تبلیغات و حوزه های علمیه، برای امور فرهنگی و دینی مساجد برنامه ریزی کرد. برنامه‌هایی که سبب کنترل انرژی و نیاز فطری همه ی اقشار جامعه، به ویژه نوجوانان و جوانان گردد. مساجد می‌توانند به همان کارکرد اصلی خود یعنی تهذیب و تربیت توامان بازگردند و این امر محقق نخواهد شد مگر با تلاش، برنامه ریزی و مدیریت. @AFKAREHOWZAVI
سیزدهم به قلم بهناز کچوئیان برخی صاحب‌نظران عرصه اخلاق، بر این باورند که اگر از یک حیوان، خوی حیوانی سر بزند، خطا نکرده و شایسته نیست آن را به باد ملامت گرفت؛ بلکه او در سیر تکوینی به سوی آفریدگارش، لبیک گفته است. بر همین اعتبار می‌توان گفت: در جنگ روز سیزدهم، تشبیه قداره‌کش‌ها و لات‌ها و عربده کش‌ها به گرگ ها و کفتارها، تهمت و بهتان به محضر مخلوقات خداوند است. فی‌المثل کدام گرگی است که صدای جان سپردن "یک همسر" را به گوش "همسرش" برساند تا او هم زبانش الکن شود و دردانه‌ای که لازم بود نه ماه در وجودش مهمان باشد، هفت ماهه بر زمین بگذارد؟ یا کدام کفتاری اجازه نمی‌دهد ماشین آمبولانس، تن نیمه‌جان معلم روزه‌داری را به دستان طبیبی برساند که شاید آن طبیب، بانی حیاتش شود؟ از این‌ها، می‌توان دو هزار و چهارصد و بیست و هفت مثال سیاهه کرد: به تعداد شهدای روز سیزدهم؛ شاید هم بیشتر؛ چرا که شنیده شد:«عده‌ی گله‌ی شبه آدم‌ها برای شهید کردن یک نازدانه، گاهی از چند ده نفر هم می‌گذشت.» بماند روضه آتش زدن خانه خدا و کتاب خدا و بقعه سبزقبا و قطع ید و بردن سوی چشم‌ها و ...که این خود، مجلس دیگری می‌طلبد. حالا خدا کند خبر این اضلال آدمی تا درجه‌ای پایین‌تر از سبعیت حیوانات، به گوش ماکیان و ماهیان و دیگر جانداران و حتی سنگ‌ها و چوب‌های این حوالی نرسیده باشد؛ آخر ماکیان و ماهیان و دیگر جانداران و حتی سنگ‌ها و چوب‌های این حوالی، تنها خبر"جشن نیکوکاری"، "دیوار مهربانی"، "فیش نان"، "موکب‌های پذیرایی نیمه شعبان"، "اسکان‌های رایگان بیست و هشتم ماه صفر" و اخباری از این دست به گوش‌شان رسیده است. که اگر برسد... از زیادت تعجب، غصه می‌خورند و از غصه دق می‌کنند. @AFKAREHOWZAVI
وقتی همه خوابیم! این زنگ تاریخ داریم. اما می خواهیم ریاضی کار کنیم و کمی زبان انگلیسی و یک ربع هم درباره جشن یلدا تصمیم بگیریم! به همین سادگی می‌خواهیم زنگ تاریخ، تاریخ نخوانیم. نگاهی گذرا به درس تاریخ در مدارس بیندازیم. در دوره متوسطه دوم رشته‌های تجربی و ریاضی حتی زمان درس تاریخ در برخی مدارس به زنگ دروس تخصصی این رشته‌ها اختصاص پیدا می‌کند. تاریخ درسی نیست که ضریبی در کنکور رشته‌های ریاضی و تجربی داشته باشد. دیر زمانی است که کنکور اهداف اهمیت درس‌های ما را مشخص می‌کند. حتی در رشته‌های علوم انسانی هم درس و تاریخ و درس جغرافیا ،یک درس با ضریب یک حساب می شود و حتی بچه‌های انسانی هم این درس را جدی نمی‌گیرند. عملا دانش آموزان از درس تاریخ که برایشان تدارک دیده شده است، حاصلی ندارد جز حفظیاتی که آیا به ذهن بسپرند یا نه. در دوره متوسطه اول هم تاریخ جدی گرفته نمی‌شود. در دوره ابتدایی همراه با درس مطالعات اجتماعی مفاهیمی از تاریخ به بچه‌ها آموخته می‌شود اما کیست که نداند بسیاری از ما در زمان اتمام دوره تحصیلی  با کمترین دانش تاریخی( که دانستنش در این روزگار یک مهارت محسوب می‌شود) فارغ التحصیل می‌شویم. دانش تاریخ نوجوانان‌مان با فیلم های دروغ و اطلاعات جعلی و ساختگی فضای مجازی تأمین می‌شود. حق بدهیم به نگرانی دلسوزانی که می‌گویند: نوجوان و جوانان ما تاریخ صد سال اخیر کشورمان را نمی‌توانند بازگو کنند. همین امروز وارد مدارس شویم و درباره مدرسه تاریخی دارالفنون و امیرکبیر که نقش مهمی لااقل در امر تعلیم و تربیت در کشورمان داشت، یک پرس و جوی ساده کنیم، با چه نتیجه‌ای خارج خواهیم شد؟ کتاب‌های تاریخی درسی جذاب و کاربردی نوشته نشده است. فضای مجازی و جاذبه‌های آن را در نپرداختن دانش آموزان به دروسی مثل تاریخ و جغرافیا دخیل اند .در مدارس، درس تفکر داریم اما در این درس به بچه‌ها یاد داده نمی‌شود که تاریخ عرصه وسیعی برای تفکر است. معلمان تاریخ و نحوه تدریس شان هم یک بخش این تاریخ ندانی و تاریخ نخوانی هستند اما مسلم این است که هر کس دانسته‌ای از تاریخ کسب می‌کند، آن را در دوران تحصیل در مدرسه کسب نمی‌کند. تاریخ در مقطع متوسطه دوم، برای رشته علوم انسانی، جزو دروس مهم است و هر سال یک کتاب تاریخ دارد اما برای شاخه‌های دیگر در کل سه سال فقط یک کتاب تاریخ تدریس می‌شود که روی هم دو واحد است و تاریخ معاصر را می‌خوانند. برای متوسطه دوم و بچه‌های غیر از شاخه انسانی، دو واحد تاریخ بسیار کم است. تجهیز با تاریخ برای دانش آموزان ما انجام نمی‌شود. اگر بخواهم از زاویه دید نیاز جامعه به درس تاریخ نگاه کنم، درس تاریخ در کمترین سطح نیاز، قرار دارد.  تاریخ درس سرنوشت ساز است. قدرت تحلیل دانش آموزان را بالا می‌برد.البته اگر رویدادها را به خوبی برای آنها تشریح کنیم و تاریخ تحلیلی ارائه دهیم. تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی ،تاریخ علم و ادبیاتِ هر روزگار باید به درستی برای دانش آموزان بیان شود و از آن مهم‌تر تفهیم اینکه هر آنچه در زندگی با آن برخورد می‌کنند، گذشته ای دارد و آن گذشته یعنی تاریخ. بگذریم که جذاب نبودن رشته علوم انسانی، باعث جذب ضعیف‌ترین دانش آموزان شده است. این رشته باید آن‌قدر جذابیت داشته باشد که نخبگان به سمت آن بروند و در این بخش بار اصلی بر دوش معلم است بیش از آن که مقصر کتاب‌های درسی باشد. دبیران به صورت جزیره‌ای عمل می‌کنند و ارتباط طولی و عرضی با هم ندارند. پیوند دبیران با یکدیگر، تعمیق مطالب را بیشتر می‌ کند. اگر معلمی بتواند همین مفاهیم فعلی کتاب‌های تاریخ را هم خوب درس بدهد، خروجی مطلوبی به دست می‌آید اما واقعیت این است که هر معلمی ساعت تدریس کم دارد، درس تاریخ می‌دهد. در مدارس تیزهوشان ساعت درس تاریخ را به ریاضی می‌دهند. تاریخ درس مظلومی در مدارس ماست. بخشی از این مسئله مقصرش متولیان هستند و بخشی هم معلمانی که تلاشی نمی‌کنند. آیا ما در زمره متولیان تاریخ محسوب نمی شویم؟ ✍مریم قربان‌زاده، عضو شورای انجمن ساهور 🌐https://eitaa.com/bouath
«شیب خیابان» به قلم طیبه فرید حرفی که خیلی وقت سرِ دلِ آدم بماند بیات می شود. دیگر نه آدم حال گفتنش را دارد نه یکی دیگر حوصله شنیدنش را. عین حکایت این روزها. چِرکی این روزها را هیچ جای طالع آدم ننوشتند! قابیل که نشست تَنگِ سینه هابیل تقدیر نبود، سوء اختیار بود. آدمِ به خدا بدبین، تا فِزِرتش قمصور* می شود، می گذارد به حساب قَدَر. این ها را ننویسم سر دلم می ماند! توی روحم می ماسد. بیات می شود. بچه محل بودیم! مالِ یک کوچه. حتی نزدیکتر از این حرف ها. سَر رفتِ آبِ خانه ما و آن ها می ریخت به یک‌جو. از آن هم نزدیکتر. خانه ای که ما تویش نفس می کشیدیم دیوار به دیوار خانه آن ها بود. آن قدر که شب های تابستان بوی اُملت و سبزی و نان بلوری آن ها تا حیاط خانه ما می آمد و شاخه انارِ ما از لبِهٔ دیوار آجری هُل می خورد توی حیاط خانه آن ها. قصه بر می گردد به روزهایی که دیوار حیاط ها کوتاه بود. تَهِ فرقِ خانه اعیانی و کارگری، دیوارهای آجرنمای آینه کاری بود با دیوارهای آجری بی آینه. هنوز خانه ها و آدم‌ها و رخت و لباسشان بوی سیمیت ماهواره نمی دادند. روزهائی که همسایه فامیلِ آدم بود! کل تصور یک محله از خارجه موجوداتی بود که عینِ آدمیزاد نبودند. می گفتند توی خارجه اگر بی خانمانی سکته می کرد و توی راه دراز به دراز می افتاد به هیچ جای بقیه نبود! آن که این ها را می گفت خودش رنگ خارجه را ندیده بود فقط از یکی از فامیل های دور فرنگ رفته اش همین چند خط را شنیده بود! حالا نه اینکه این حجم از سادگی و سیاه و سفید دیدن چیز خوبی باشد ها! نه... اما همه چیز ذره ذره اتفاق افتاد. عین بزرگ شدن گل های انار سر شاخه. وقتی آن قدر سرت شلوغ بوده که هر روز ندیدی نسبت به دیروز چقدر انارتر شده. آدم ها عین انارند. ذره ذره می شوند یکی دیگر. انار رسیدن می خواهد. باغبانی که هر روز چشم بیندازد به تاجش که کِرم گلوگاه برندارد. که سرما نزند. کودش کم و زیاد نشود که اول پائیز سر شاخه دهان باز کند... آدم همینقدر انار است.... همسایه ها یکی در میان رفته بودند. مانده بودیم ما و آن ها. روبرویی ها زدند زمین و آپارتمان ساختند. مُشرف شدند به حیاطِ ما. حیاط دیگر حیاط نبود! چشم انداز ساکنین آپارتمان روبرویی بود. خانه ها و آدم ها و رخت و لباس هایشان بوی سیمیت می داد. آن قدر نرفتیم خارجه که خودش آمد توی کوچه ها، خانه ها.... هر کسی مالِ همان‌جایی بود که دوست داشت. پرنسس دایانا ! مونیکا بلوچی، لئوناردو دی‌کاپریو و حتی چگوارا... اصلا ما خودمان چند سالی همسایه صوفیا لورن این ها بودیم. و کاش فقط همین ها بود. کرم گلوگاه نشسته بود توی نقطه ترانزیت تاج انارها... با هم بچه محل بودیم. حتی وقتی خانه شان را فروختند و از کوچه ما رفتند. تا آن شب که شنیدم توی شیب خیابان بوده. سنگ داشته یا چاقو یا تکه تیزی از یک‌ موزائیک شکسته! دیگر نه فامیلمان بود و نه حتی همسایه.... شده بوده شبیه آدم‌های خارجه. حتی خارجی تر! آن ها که دیده بودنش می گفتند داشته از دستش خون می چکیده! توی شیب خیابان. خونِ آدم‌هایی که دیوارشان‌ کوتاه بوده!عین هابیل. این ها را اگر نگویم سر دلم بیات می شود. همان وقت ها که آب حیاط ما و آن ها می ریخت به یک‌جو، بابایش نزول می گرفت. آقاجانم قدغن کرده بود از املت و نان بلوری شان چیزی بگذاریم توی دهانمان. خودش توی راه مدرسه سر و گوشش می جُنبید! سوزنش گیر می کرد روی سر و کله ناموس مردم. می گفتند آن شب شیب خیابان شبیه شیب گودال بوده!پُر از خون اناری که شاخه اش از لبهٔ دیوار افتاده بوده توی کوچه... کِرم‌گلوگاه تقدیر نیست! سرما شاید تقدیر زمستان باشد اما سرمازدگی تقدیر انار نه! هر درخت اناری باغبان می خواهد که باغچه خودش را بپاید...آخر آدم ها عین انارند! ذره ذره عوض می شوند. *کنایه از مغلوب شدن @AFKAREHOWZAVI
🟨🟢 دوره جامع توانمندسازی، تربیت مدرس معلمان📚🔬👩‍🏫🧮 📛کاملا کابردی ، صرفا تدریس دانشگاهی نیست❗️ ♨️ 22 جلسه کاربردی و تحول آفرین ⏰ 60 ساعت آموزشی 📲 مجازی در بستر اسکای روم + دسترسی همیشگی به تمام محتوا 🔖 با ارائه گواهینامه معتبر دانش افزایی قابل استعلام در رتبه‌بندی همراه با بارکد اعتبار 🎯 مخاطبین استراتژیک: معلمان‌دبیران‌مربیان‌معاونین‌ومشاورین ▫️ تمامی اساتید و دانشجویان ▫️تمام علاقه‌مندان به نوآوری در آموزش ✍🏻 جهت شرکت و کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه نمایید تا به جمع بزرگ معلمان کشور بپيونديد. 🆔 @Ebtedaei_cfu
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍﷽𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ نقشه صهیونیست برای محیط زیست ایران ✍️مرضیه سادات حمیدی درحالی که از سال 87 بانو مجتهد نجفی رحمت الله علیها درباره ی مضرات درختان خارجی غیر بومی بیثمر پر مصرف آب مثل کاج اکالیپتوس کنو کارپوس آمریکایی و‌...شروع به افشاگری نموده و حتی به گفته دوستان ایشان جان عزیزشان را بر سر این موضوع فدا نمودند و رهبر انقلاب نیز بارها در باره ی کاشت مثمر و‌ بومی تذکر فرموده و عده زیادی از کارشناسان نیز در این باره اطلاع رسانی می کنند‌ با نهایت شگفتی می بینیم دائم به بهانه های مختلف درختان غیر مثمر مضر غیر بومی کاشته می شود. به عنوان مثال اخیرا در سالگرد شهادت شهید سپهبد سلیمانی که مصادف با روز پدر و تولد امیرالمومنین علیه السلام بود تعداد 2500درخت در جای جای ایران عزیز کاشته شد که متاسفانه مقادیر قابل توجهی از آنها غیر بومی و غیر مثمر مثل کاج و کنو کارپوس مضر و... بود. اما اسف انگیز تر اینکه این کار به دست خود مردم انجام گرفت. قضیه ساخت خانه های بهداشت در روستاها و‌ کنترل جمعیت تا مرز اورژانسی شدن جمعیت کشور، فلوراید تراپی برای کودکان معصوم همان که مدتهاست در غرب ممنوع شده، سمپاشی شهر به بهانه کرونا سپس سالها واکسن زدن کودکان و‌ واکسن زدن تمام مردم ایران به بهانه کرونا که اخیرا کارشناسان به عوارض آن اعتراف کردند به کمک خود مردم ایران و با بودجه کشور نیز از مصادیق این سوی استفاده هاست که به یمن بی بصیرتی برخی مسئولین دارد برای صهیونیست ها انجام می شود و‌البته اسباب خنده و ذوق زدگی آنها در پنهانی هایشان هست که با نیرو و بودجه خودمان برعلیه خودمان کار می کنند! نمونه دیگر هم ساخت فیلم هایی برعلیه انقلاب و به نفع کفار و منافقین در تلویزیون و شبکه های خانگی است که روضه ای بس جانسوز است و شاید یکی از صدها علت اغوای برخی جوانان. و البته هزاران رفتار دیگر که قرآن کریم پیش‌تر درباره‌ی یهود به پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله یادآور شده است....وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ ؛ و تو همواره بر خيانتى از آنان آگاه مى ‌شوى.(13- المائده) اما قضیه دستپاچگی آنها در کاشت غیر مثمرها؛ گویا بعد از بارش ها و نزولات پر برکت الهی، دشمنان؛ سردمداران نظم نوین صهیونیست ناامید از توطئه خشکسالی برنامه ای دیگر چیده برای هدر دادن آبهایی که خداوند به عنوان نعمت به ایران عزیز هدیه کرده است. شاید برای اینکه واردات چی ها بتوانند دوباره ساز صهیونیست را کوک و بر طبل خشکسالی و محدود کردن برنج، گندم، خوراک دام و اقلام ضروری بکوبند؛ با یک تیر دو نشان. لذا با توجه به اینکه مزدوران از غفلت مسئولان بی بصیرت استفاده می کنند و ‌اهداف دشمنان را پیاده می کنند خوب است ملت ایران آتش به اختیار فرمان رهبری را اطاعت و به گفته کارشناسان متعهد مثل دکتر روازاده در این موضوع عمل نموده و در مثمر کاری پیشقدم شوند و از کاشت غیر مثمر پر مصرف آب جلوگیری کنند و ‌هرجا هم که غیر مثمرغیر بومی مضر برای محیط زیست کاشته شده پیشواز ضررکم رفته آن را امحای و به جای آن مثمر غرس و با این روش نقشه آسیب رسان دشمن به محیط زیست را خنثی کنند. ضمن اینکه زیر بار اجرای همگانی طرح های صهیونیستی نروند و هشیار باشند. تا هدف انقلاب در زمینه سازی ظهور و ساختن تمدن نوین اسلامی محقق شود. ان شاالله @AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از بصیرا •⊰
🔷مجموعه نقطه سر خط با همکاری موسسه فرهنگی و هنری افق بصیر برگزار می‌کند: 🔵سلسله نشست‌های ادبیات آیینی و نقش بانوان نویسنده در پیشبرد آن . 🗨️جلسه اول : چگونه می‌توانیم در روایت‌های آیینی زبانی نو داشته باشیم؟ 💠با حضور : سرکار خانم راهی نویسنده، مترجم و پژوهشگر . 📅زمان : شنبه چهارم بهمن ماه ساعت ۱۶ الی ۱۸ 📍مکان : پردیسان، روبروی پایانه مسافربری فروشگاه نقطه سر خط . «حضور برای عموم آزاد می‌باشد» . ☎️09100775532 📱https://eitaa.com/noghtesrekhat 📲 @Ofogh_basir 🌐 www.ofoghbasir.ir
هدایت شده از 🍃 شاعران حوزوی 🍃
بسم رب الحسین یا زهرا نمی خواهد دلم دیگر نه دامی نه گریزی را که مدتهاست در بند است صیاد عزیزی را نگاهش آنقَدَر شعر و غزل دارد که جز چشمش نمیفهمند دیگر واژه هایم هیچ چیزی را همه دنیا زمین خورده به پای او همانجا که بنا کرده ست نامش سرزمین عشق خیزی را ببین بخت بد مارا رسیده تا به ما دنیا عوض کردند رسم خوب ارباب و کنیزی را ولیکن شکر ساقی راهمان داده ست و در بزمش به ما دادند هر شب چشمهای باده ریزی را نه ترس از زندگی دارم نه خوف مرگ در جانم که حل کرده ست چشمش هر غم ضد و نقیضی را چه حرزی بهتر از اینکه خود معشوق می خواند برای هر کدام از عاشقانش " اَلحفیظ " ی را @shaeranehowzavi