eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
755 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
23.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه چهره سرشناس اما تغییر چهره داده که عشق ما یزدی‌هاست😍 اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اصولاً زشتِ ما تاریخ‌خوانده‌هاست که آبشخورِ فتنه‌های بزرگ را نشناسیم و حواسمان نباشد... بله؛ یک‌روز با برچسب نخست‌وزیر امام و با دادن یک کدِ خاص می‌شود بزرگترین فتنه‌ی بعد از انقلاب را رقم زد، روزی هم بر اساس همان تجربه با برچسب وزیر امورخارجه‌ی سابق یا مرد دیپلماسی یا برچسب‌هایی از این دست مزخرفات...! غافل از اینکه بچه‌های این خانه بزرگ‌ شده‌اند! و هر چه صدای عر عرتان را بالاتر ببرید، لاجرم لگد محکم‌تری خواهید خورد و کام‌تان تلخ‌تر خواهد شد... پس تا هشتم تیر از همه داشته‌هاتان استفاده کنید که به فضل‌الهی، سطل زباله‌ی تاریخ درش باز است و از آنچه فکر می‌کنید به شما نزدیک‌تر...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
آماده‌اید؟! بوی فتنه می‌آید... فتنه‌ی خواص علیه جمهوریت نظام ... شبیه آنچه در ۸۸ اتفاق افتاد! البته این بار واژه‌ی خواص بی بصیرت معنایی ندارد، باید تعاریف دیگری برایشان پیدا کرد! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
برشی از کتاب «نیمه پنهان ماه» خاطرات خاصِ «غاده چمران» از آخرین روز زندگی با شهید چمران؛ شب آخر با مصطفی واقعاً عجیب بود. نمی‌دانم آن شب چی بود. صبح که مصطفی خواست برود من مثل همیشه لباس و اسلحه‌اش را آماده کردم و آب سرد دادم دستش برای تو راه. مصطفی این‌ها را گرفت و به من گفت «تو خیلی دختر خوبی هستی.» بعد یک دفعه یک عده آمدند توی اتاق و من مجبور شدم بروم طبقه بالا. صبح زود بود و هوا هنوز روشن نشده بود. کلید برق را که زدم چراغ اتاق روشن و یک دفعه خاموش شد، انگار سوخت. من فکر کردم «یعنی امروز دیگر مصطفی خاموش می‌شود، این شمع دیگر روشن نمی‌شود، نور نمی‌دهد.» تازه داشتم متوجه می‌شدم چرا این قدر اصرار داشت و تأکید می‌کرد که امروز ظهر شهید می‌شود، مصطفی هرگز شوخی نمی‌کرد. یقین پیدا کردم که مصطفی امروز اگر برود، دیگر برنمی‌گرد. دویدم و کلت کوچکم را برداشتم، آمدم پایین. نیتم این بود مصطفی را بزنم، بزنم به پایش تا نرود. مصطفی در اتاق نبود، آمدم دم ستاد و همان موقع مصطفی سوار ماشین شد. من هرچه فریاد می‌کردم که «می‌خواهم بروم دنبال مصطفی» نمی‌گذاشتند. فکر می‌کردند دیوانه شده‌ام. کلت دستم بود! به هرحال، مصطفی رفته بود و من نمی‌دانستم چه کار کنم. در ستاد قدم می‌زدم، می‌رفتم بالا، می‌رفتم پایین و فکر می‌کردم چرا مصطفی این حرف‌ها را به من می‌زد. آیا می‌توانم تحمل کنم که او شهید شود و برنگردد؟! خیلی گریه می‌کردم، گریه سخت. تنها زن ستاد من بودم. خانمی در اهواز بود به نام «خراسانی» که دوستم بود. با هم کار می‌کردیم. یک دفعه خدا آرامشی به من داد. فکر کردم «خب، ظهر قرار است جسد مصطفی بیاید. باید خودم را آماده کنم برای این صحنه.» مانتو شلوار قهوه‌ای سیری داشتم. آنها را پوشیدم و رفتم پیش خانم خراسانی. حالم خیلی منقلب بود. برایش تعریف کردم که دیشب چه شد و این که مصطفی امروز دیگر شهید می‌شود. او عصبانی شد، «چرا این حرف‌ها را می‌زنی؟ مصطفی هر روز در جبهه است. چرا این‌طور می‌گویی؟ چرا مدام می‌گویید مصطفی بود، بود؟ مصطفی هست!» می‌گفتم! اما امروز ظهر دیگر تمام می‌شود.» هنوز خانه‌اش بودم که تلفن زنگ زد، گفتم «برو برادر که می‌خواهند بگویند مصطفی تمام شد.» او گفت: «حالا می‌بینی این‌طور نیست. تو داری تخیل می‌کنی.» گوشی را برداشت و من نزدیکش بودم، با همه وجودم گوش می‌دادم که چه می‌گوید و او فقط می‌گفت «نه! نه!» بعد بچه‌ها آمدند که ما را ببرند بیمارستان گفتند «دکتر زخمی شده.» من بیمارستان را می‌شناختم. آنجا کار می‌کردم وارد حیاط که شدیم من دور زدم سمت سردخانه، خودم می‌دانستم مصطفی شهید شده و در سردخانه است، زخمی نیست، آگاه بودم که مصطفی دیگر تمام شد. پی‌نوشت‌؛ انتشار به مناسبت روز شهادت مصطفی چمران کتاب نیمه پنهان ماه را بخوانید، که فوق‌العاده جذاب و خواندنی‌ست اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهشت جایی شبیه اینجا نیست! بهشت دقیقاً همین جاست ... و فقط آنهایی که رفته‌اند معنای حرفم را درک می‌کنند... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نوزده وسط جواب‌های تخصصی دکتر سعید جلیلی به سوالات، تخمه هم رسید! حالا اضافه کنید، ستاد جایی‌ست ک
از من بپرسند شخصیت مورد علاقه‌ات توی مناظره‌ها کیست می‌گویم: «زاکانی!» و بپرسند به چه کسی رأی می‌دهی، با قطعیت می‌گویم: «جلیلی!» آدم چالشی و درگیری نیستم؛ یعنی هیچ وقت نبوده‌ام؛ پس با شخصیت‌های درگیر هم ارتباط خوبی نمی‌توانم برقرار کنم! اما باور کنید وقتی برخی از انگل‌های سیاسی و مهره‌های سوخته به خودشان اجازه‌ی توهین به شهید سید ابراهیم رییسی را می‌دهند، باید دست زاکانی را بوسید که دهان این‌ها را خُرد می‌کند... به هر حال مناظره را توی ستاد دکتر سعید می‌بینیم و هم‌زمان با لذت بردن از ارائه طرح‌های کارشناسی جلیلی، از قیام زاکانی علیه پُرروهای نجومی هم لذت می‌بریم... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
64.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ نسخه کامل اولین مستند انتخاباتی دکتر سعید جلیلی ✅ پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر سعید جلیلی @saeedjalily
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#بیست از من بپرسند شخصیت مورد علاقه‌ات توی مناظره‌ها کیست می‌گویم: «زاکانی!» و بپرسند به چه کسی رأی
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من سال‌ها کار رسانه‌ای و خبری کرده‌ام و آدم‌های زیادی در عرصه سیاست از نزدیک دیده‌ و با آنها برخورد چهره به چهره داشته‌ام؛ از رییس‌جمهور گرفته تا وزرای مختلف در دولت‌های مختلف... به عنوان یک شخصِ نسبتاً آگاه از جریان سیاسی کشور که اتفاقاً مطالعه‌ی گسترده‌ای در تاریخ معاصر کشور هم داشته، اعتراف می‌کنم دکتر سعید جلیلی در عرصه‌ی مدیریتی کشور یک انسان بی‌نظیر است، نه حتی کم نظیر! این البته از دانسته‌های من نشئت گرفته و ممکن است کسی در سطح بالاتر، از افراد دیگری هم نام ببرد... اعتراف می‌کنم این آدم اگر در جبهه فکری اصلاحات هم بود، مورد قبول، اعتماد و انتخاب من بود، چه، حالا که او یک فراحزبیِ متخصص است و وابستگی جناحی هم ندارد، یک انتخاب دلنشین و قابل اعتماد است... سعید جلیلی بر عکس بسیاری که فکر می‌کنند می‌توانند کاری از پیش ببرند، مطمئن است که کار پیش می‌رود و این اطمینان را از سال‌های سال کار کارشناسی در متر به متر این خاک مقدس به دست آورده است... معتقدم تقوای سیاسی این آدم نمونه نداشته و ندارد و همین باتقوایی باعث کمتر شناخته شدنش در نگاه مردم شده؛ و ان‌شاءالله اگر صلاح خودش و مردم بر این باشد که به ریاست قوه مجریه برسد، خواهیم دید سعید جلیلی در آسمان وسیع ایران عزیز، یک ستاره درخشان و ماندگار خواهد شد... ان‌شاءالله... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT