eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#طرح_تحول💥 #داستان_کوتاه📃 #پشتِ‌آن‌در🚪 روز بعد، باران قطع نشده بود. انگار آسمان تصمیم گرفته بود گری
💥 📄 🌱 میان چمن‌زار ایستاده، بر ستون‌های ساق پایم فریاد سر می‌دهم؛ فریادی که تا به آسمان‌ها پرواز می‌کند و تا به زیرِ زمین فرو می‌رود. «زندگی، ازت ممنونم.» صدایی سوار بر نسیم بهاری، به دروازه‌ی گوشم نزدیک می‌شود: «ازم ممنونی؟ چرا؟» کمان لب‌هایم را بالا می‌کشم و تیرِ میانش را به صورت واژه‌ها به سویش پرتاب می‌کنم: «چون به من اجازه دادی زندگی کنم.» صدایش میان کوه‌های سر به فلک کشیده می‌چرخد و به سمتم می‌آید: «هاهاهاها... ولی همه از این اجازه من ناراحتن. تو چرا خوشحالی؟» دستانم را میان نسیم بهاری می‌گشایم تا بلکه پرنده‌ای شوم و به پرواز درآیم، در اوج قله‌ها. «زندگی برای من همیشه خوشبختیه؛ چون اینجایی که زندگی میکنم، مومن‌هایی روش پا گذاشتن که خدا بهشون گفته اشرف مخلوقات؛ مومن‌هایی که جونشون رو برای وطنشون میدن. چرا برای زندگی کنار همچین کسایی ناراحت باشم؟» صدایش بر روی ابرهای آسمان می‌نشیند و همچون اسب می‌تازد: «آفرین... اسم منم می‌خواد همین جمله رو بگه: هدیه‌ای برای تو، تا کنار افرادی باشی که سراسر نورن و عطر خدایی. من زندگیو هدیه می‌دم به تو.» چشمانم را می‌بندم. عطر گل‌های محمدی مهمان مشامم می‌گردد و عطر بهشت را برایم زنده می‌کند. باد میان گیسوان به پرواز درآمده‌ام می‌رقصد و برایم آوازِ سوسویش را زمزمه می‌کند. سرم را بالا می‌گیرم و با تمام توان فریاد می‌زنم: «ممنونم، زندگی... ممنونم.» پایان✅ ✍🏻 📆 #١۴٠۵/٠٣/١۶ 🆔 @ANAR_NEWSS 🎙 ♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Elteja | کانال اِلتجـا1_7316630941.mp3
زمان: حجم: 11.5M
صوت حدیث کساء 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#طرح_تحول💥 #دلنوشته📄 #ممنونم_زندگی🌱 میان چمن‌زار ایستاده، بر ستون‌های ساق پایم فریاد سر می‌دهم؛ فر
💥 📃 🏠 تابستان گرم، آفتاب بی‌رحمانه بر سقف شیروانی می‌تابید. صدای جیرجیرک‌ها در حیاط و بوی خاک خشک‌شده‌ی باغچه، آن روز را در ذهنش حک کرده بود. خانه‌ای در انتهای کوچه‌ای بن‌بست، با دیوارهای سفید و پنجره‌هایی قدی که همیشه نیمی از آن‌ها باز بود تا نسیم عبور کند. خانه‌ای که حالا در هیچ نقشه‌ای ثبت نیست، گویی هرگز وجود نداشته. او و برادر کوچکش اغلب در اتاق زیرشیروانی بازی می‌کردند؛ جایی تاریک، با سقفی کوتاه و دیواری که همیشه بوی چوب سوخته می‌داد. همان‌جا بود که برای اولین بار آینه را دیدند. کسی نمی‌دانست آینه از کجا آمده. در خانه بود، وقتی به آن‌جا نقل‌مکان کردند. مادر می‌گفت: «این خونه رو با وسایلش خریدیم، عزیزم.» اما آن آینه چیز دیگری بود. قابی سنگین از چوب گردوی سیاه با نقوشی پیچ‌خورده، شبیه مارهایی در خواب. سطح آینه برق نمی‌زد. همیشه نیمه‌کدر بود، مثل سطح آبِ مرداب، پر از تصویرهایی که نمی‌شد مطمئن بود بازتاب‌اند یا حافظه. او و برادرش ساعتی تمام روبه‌روی آن می‌نشستند. گاهی می‌خندیدند. گاهی ساکت می‌ماندند. و یک‌روز، آن اتفاق افتاد. در آن بعدازظهر داغ، مادر در آشپزخانه بود و پدر هنوز از کار برنگشته بود. هوا سنگین بود و صدای رادیو با خش‌خش پخش می‌شد. آن‌ها در زیرشیروانی بودند. برادرش جلوتر رفت. نزدیک آینه شد. انگار صدایی می‌شنید. ایستاد و گفت: – اون تو یه نفره. صدام می‌زنه. او خندید. فکر کرد بازی می‌کند. اما برادرش عقب نرفت. جلوتر رفت. تا جایی که فقط نوک انگشتانش دیده می‌شد. و بعد… آینه لرزید. نه زیاد. فقط به اندازه‌ی یک نفس. و کودک ناپدید شد. نه جیغی، نه صدایی. فقط سکوت. و آینه‌ای که دیگر چهره‌ی هیچ‌کسی را بازتاب نمی‌داد. او دوید. پله‌ها را چهار تا یکی پایین رفت. مادر فریاد زد. همسایه‌ها آمدند. پلیس. سگ‌های جست‌وجو. هیچ‌کس چیزی نفهمید. هیچ ردی نبود. هیچ شیشه‌ای نشکسته، هیچ در و پنجره‌ای باز نشده بود. و آینه؟ مادر همان شب آن را پایین آورد، با پتک شکست، و تکه‌هایش را در جعبه‌ای انداخت. اما هیچ‌کس نفهمید که چند تکه بود. هیچ‌کس نپرسید که چرا وقتی آینه شکسته شد، او پشت آن نبود. حالا، سال‌ها گذشته. آسایشگاه. تنهایی. و شب‌هایی که دوباره آن زمزمه‌ها می‌آیند. در ذهنش، همه‌چیز هنوز آنجاست: صدای خنده‌ی برادر، تصویر آینه، و نگاهی از آن‌سوی شیشه. آن شب، پس از دیدن عکس، پس از آن زمزمه، او دیگر نخوابید. فقط در تاریکی نشست. منتظر. نه برای نجات. بلکه برای روبرو شدن. چون خاطره‌ها، اگر کافی منتظرشان بمانی، سرانجام خودشان بازمی‌گردند. و گاهی، چیزی با خود می‌آورند. ٣✅ ✍ 📆 #١۴٠۵/٠٣/١۶ 🆔 @ANAR_NEWSS 🎙 ♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢 انقلابی گری و زمان‌شناسی 🔰استعمار در سه دوره با سه رویکرد جلوه پیدا کرد: 🔻اول استعمار کهنه: در این دوره استعمارگر در کشور مستعمره حضور پیدا می‌کرد و با کنار زدن حاکمیت ملی به‌طور مستقیم به حکمرانی در مستعمره می‌پرداخت. 🔻دوم استعمار نو: در این رویکرد استعمارگر افرادی را در بدنه حاکمیتی کشور مستعمره نفوذ می‌داد با دو هدف، هدف اول پایین آوردن کارآمدی حکمرانی کشور مستعمره که درنتیجه به وابستگی برای رفع ناکارآمدی می‌انجامید و هدف دوم حفظ منافع کشور استعمارگر با چهره خودی و فریبنده 🔻سوم استعمار فرانو : پیچیده‌ترین حالت استعمار، استعمار فرانو است. در این رویکرد از استعمار، توده‌های مردم از کشور مستعمره با تغییر باورها، ارزش‌ها و خواسته‌ها، منافع کشور استعمارگر را پیگیری می‌کنند و بر علیه منافع ملی کشور خودشان اقدام می‌کنند. اصلی‌ترین ابزار این استعمار شبکه سازی انسانی بر مدار علوم انسانی ترجمه‌ای و مبتنی بر نگاه و منافع استعمارگر و رسانه‌های استعماری است. ▪️برای مقابله با استعمار کهنه باید مردم را پر اراده کرد و با ایجاد قدرت درونی آن‌ها را از حالت انفعال و ترس به حالت اقدام و نقش‌آفرینی آورد تا با نقش‌آفرینی مردم بساط استعمار برچیده شود و استقلال جلوه کند. ▫️در استعمار نو باید خط ادعای نفوذی را مبنی‌بر این‌که نرم‌افزار نجات در دستان استعمار است برملا کرد، همچنین باید ادعای ناکارآمدی کشور مستعمره را افشا کرد و با این روش، خط نفوذ را افشا کرد و نفوذی را از معادلات قدرت بیرون کشید و کنار زد. با این ترتیبات نفوذی و خط نفوذ حذف می‌شود و استقلال جلوه می‌کند. ▪️در استعمار فرانو اصل ماجرا اصلاح معادلات ذهن مردم است. باید حجم زیادی از معنا و ادبیات ایجابی تولید شود. باید با نشان‌دادن مزیت ها و تفاوت نگاه‌ها، خط تاریک استعمار را در کالبد علوم و رسانه‌ها معلوم کرد و شبکه‌های انسانی افراد فریب خورده را با برتری منطقی از هم پاشید. ▫️اشتباه راهبردی این است که در دوره استعمار فرا نو تنها تمرکز بر افشای خط نفوذ و معرفی نفوذی باشد. مسئله این است که نفوذ در اذهان شکل گرفته و باید با گزاره‌های ایجابی امیدبخش و هم افزایی برای بالاآوردن کارآمدی، اول اذهان ناامید و فروریخته را ساخت تا بتوان خط نفوذ را حذف کرد. در غیر این صورت توده‌های مردم همان‌طورکه برای منافع دشمن کار می‌کنند برای حفظ شبکه نفوذ هم تلاش خواهند کرد. ▪️این اشتباه راهبردی، پدیده پرتکرار بعضی از جریان انقلابی تکلیف‌گرا است در شرایطی که خطر فشار استکبار را بیخ گوششان حس کرده‌اند. حجم ادبیات سلبی و نفوذ نمایی و افشای افراد به‌شدت بالاست و آن‌چه دیده نمی‌شود و بسیار لاغر است، ادبیات ایجابی و اقناع‌کننده برای آحاد جامعه است. ▫️انقدر که جبهه انقلاب تولید ادبیات برای افشای افراد نفوذی در ساختارهای حکمرانی و خواص اجتماعی می‌کنند، این‌قدر که بر ذهنیت ایجاد کودتا تلاش می‌کنند، همت برای تولید ادبیات ایجابی و قابل فهم برای آحاد مردم درجهت ادامه جنگ و تکمیل مبارزه تا شکستن دشمن وجود ندارد.  آن‌قدر که برای کوبیدن اقتصاد لیبرال وقت می‌گذاریم برای تبیین مزیت‌های نگاه اقتصادی خودمان ادبیات تولید نکرده‌ایم. آن‌قدر که برای افشای خط منحوس بی حجابی، شبیخون فرهنگی ادبیات سلبی تولید کرده‌ایم عقلانیت فرهنگی اندیشه انقلاب را فریاد نزده‌ایم. ▪️آن‌قدر که بچه‌های انقلاب جریان‌شناس هستیم و ایده تقابل داریم ایده‌های ایجابی برای ایجاد اقناع تولید نکرده‌ایم. انقدر که افراد جریان مخالف را میشناسیم، داستان‌نویس، مخترع و دانشمند علوم انسانی همراه وانقلابی را نمی‌شناسیم. ▫️در استعمار فرانو تا بطلان اندیشه نفوذی را اثبات نکنیم و مزیت نگاه خودمان را اقناعی نکنیم، تقابل با شخص نفوذی به او ضریب اجتماعی می‌دهد، چون هنوز شبکه انسانی او وجود دارد. هنوز یادمان نرفته است آن‌ها که خلع لباس شدند و فالوور شان چند برابر شد. ▪️در استعمار فرانو تا وقتی ایده‌ای ایجابی برای ایجاد افق امیدبخش، با تصویر نکرده‌ایم تأکید بر وجود شبکه نفوذ فقط پیام ضعف و بن‌بست به توده‌های خاکستری در معرض انتخاب داده‌ایم. ▫️ما خیلی وقت‌ها قافیه عرصه اجتماعی را به بی‌دقتی در اولویتها و کم توجهی به مهندسی پیام‌ها و عدم درک متغیرهای زمانی باخته‌ایم. اما عادت کرده‌ایم این شکست را به گردن برتری ابزاری و تکنولوژیک رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن بیاندازیم. ▪️این سر تأکید چندباره امام شهید است بر این‌که امروز دوره بیان عناصر قدرت ملی است و همین‌طور تأکید چندباره امام شاهد بر این‌که باید امروز به نقاط قوت پرداخت. راز تأکید چندباره دو امام بر وحدت است و دلیل اصرار آن‌ها بر تبیین و ایجاد ادبیات ایجابی و اقناعی ... ✍محمد امیری طیبی @Mohammad_AmiriTayebi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
📖| نام‌کتاب:لمس 🖋| نوشته: محمدرضا کاتب ❓ |چرا بخونمش؟ برای من خوانش کتاب با معرفی‌اش توسط نویسنده و کتابخوانی حرفه‌ای جالب شد و مرتبه‌ی بعد دریافتم که کتاب، کتاب برگزیده‌ی سال ۱۴۰۴ شده است. 👥 | مناسب چه‌کساییه؟ بزرگسال و برای علاقه‌مندان به رمان‌های معاصر فارسی، دوستداران روایت‌های چندلایه و غیرخطی و کسانی که به موضوعاتی چون هویت، حقیقت، روابط انسانی و تأثیر گذشته بر اکنون علاقه دارند، مناسب است. 🏷| خلاصه: کتاب لمس به لمس شدن آدم‌ها میان حروف، اصوات و کلام و بعد رابطه اشاره دارد. آن بُعد ناپیدا و هسته‌‌ی آدمی مرکز این رابطه است. و رابطه مفهومی وسیع از ارتباط با خانواده و افراد را شامل می‌شود تا هویت، گذشته و روشنایی و تاریکی. در قسمت‌هایی نویسنده آدم را شگفت زده می‌کند وقتی به نادیده گرفتن مرز کلمات توسط صبور، شخصیتی در رمان می‌پردازد و درونش را نشانمان می‌دهد و زمانی که "هنوان" آنچه درون خودش حس می‌کند را طوری عیان و واضح شبیه جسم به تشریح درمی‌آورد که جای هیچ چانه زنی برای نپذیرفتن شخصیتی این چنینی‌ و آنچه احساس می‌کند و به بیان می‌آورد نمی‌گذارد. ☕️ | جرعه‌ای از کتاب: می‌دانی؛ بدی خوشبختی چیه؟ توی هر دوره‌ای از عمر آدم شکل و معنی خوشی و خوشبختی عوض می‌شود. برای همین آدم متوجه وجودش نمی‌شود. وقتی جوانی، یک چیزهایی باعث خوشبختی‌ات می‌شود که در پیری همان‌ها باعث مصیبت و بدبختی می‌شود. ✉️| ✨معرفی کننده کتاب: خانم غفوری برای معرفی کتاب موردنظرتان، به شخصی مدیر انار نیوز مراجعه کنید✅ ⸾‣@anar_newss🎙 ⸾‣@ANARSTORY🎙 ⸾‣@tarhe_tahavol🎙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا