اِنگار افتادم تو یه حلقه آتیش ، نفسم بالا نمیاد هیچکیم نیست نجاتم بده و فقد منم که توی انبوهی از دود دارم خفه میشم.!
هدایت شده از - ᴛɪʀᴇᴅ
هوا هوای رها کردن همه چیز و همه کسه ؛
بری و پشت سرتم نگاه نکنی .
‹اغمــٔـا›
هوا هوای رها کردن همه چیز و همه کسه ؛ بری و پشت سرتم نگاه نکنی .
یه روزی یه نامه مینویسم میزارم رو میز، میرم.
پرسیدم: چه بر سرت آمده است؟
گفت: امیدهایی که ذرهای در وقوع آنها
شک نداشتم هم به ناامیدی تبدیل شد.
‹اغمــٔـا›
+چیزی نیاز نداری؟! - چرا، نیاز دارم یه مدت بمیرم.،
کاش میشد یکم مرد بعد دوباره پاشد رفت پی زندگی...
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین اونها نباشید:))!