شروع نمیکنم زیرا از پایان ها میترسم؛ شروع یک شوق کوتاه است و پایان رنجی بی پایان.!
و در انتهای شب، ما چیزی نیستیم جز تودههای انباشته از خاطرات هرز رفته، و آرزوهای از دست رفته.
غم، هنوز و همچنان همراه من است. به نظر میرسد خیال تمامشدن ندارد، مگر آنکه همهچیز را از من بگیرد...
‹اغمــٔـا›
؛
کسی نخواهد دانست که زیر هجوم افکار، چگونه هرتکه ام به گوشه ای از این اتاق افتادو صبح بی آنکه همراهی داشته باشم، خود را با زجر جمع کردم و ادامه دادم.
‹اغمــٔـا›
تا که از جانب معشوقه نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد . .
من نشستم بروی مِی بخری برگردی؛
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی . .
@AghmaaAlireza Ghorbani Khiale Khosh.mp3
زمان:
حجم:
9.7M
تو همسفر نیمه راه منی:)))"
#بگوشیم🌱