‹اغمــٔـا›
کار بزرگ خويش را کوچک مپندار از دوست دشمن ساختن کارکمی نيست . .
مرا دردیست اندردل، که گرگویم زبان سوزد
وگرپنهان کنم، ترسمکه مغزِاستخوان سوزد . .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
ببین من خیلی دارم باهات راه میام که از چشمام نیوفتی، ولی خب تو داری میدویی:))!
‹اغمــٔـا›
عمق فاجعه اونجاس که دلت اونقد پره که شروع کردن گریه دست توعه ولی تموم شدنش دست خدا.! #دست_نوشته
بعضی وقتا باید دستتو بکنی تو سینت قلبتو بِکَنی پرتش کنی اونور تا ببینی چی به چیه و کار درست چیه:)))
#دست_نوشته