آن شبم دیر آمدی دیگر هوا روشن بود
فکر کردی گر نیایی دل به خود گوید که این پایان بود؟
اگر فقط جای خالی دیگران بود غصه ای نداشتم،
آدم هرجور که بتواند با جای خالی دیگران کنار می آید،
اما جای خود من خالی است !
و این جای خالی را دیگر نمیشود با خنده رد کرد ...
‹اغمــٔـا›
همونجا که مولانا میگه :
دردیست غیر مردن
آن را دوا نباشد ،
پس من چگونه گویم
کاین درد را دوا کن:)))
‹اغمــٔـا›
دردیست غیر مردن آن را دوا نباشد ، پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن:)))
همونجاس که دیگه هیچ آدمی نمیتونه حال آدمو خوب کنه ...
از یه جایی به بعدم
دیگه چیزی به اسم حال خوب وجود نداره،
کلا یه حال بد داریم
و یه حالی که بد نیس...